Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراقبه سادهتر از اون چیزیه که فکر میکنی - #مینگیور رینپوشه
کار مراقبه قطع کردن همهویتشدگی با صدای درون سره.
کار مراقبه برداشتنِ توجهِ بیشازحد از روی این صداست.
به علت چسبندگیِ بیشازحدِ عاملتوجه یا آگاهی به صدای درون سر، تو حقیقت خودت رو فراموش کردی و رفتهرفته خودتو با این صدا یکی گرفتی یا بهاصطلاح باهاش هم هویت شدی.
هشیار باش که:
تو این صدا نیستی بلکه تو اون چیزی هستی که از این صدا آگاهه.
کار مراقبه اینه که به طرق گوناگون توجه رو از این صدا برداشته و کم کم تو رو متوجه این موضوع میکنه که:
"تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریایی عمیق"
که یعنی:
تو این شخصی که گمان میکنی هستی،نیستی،
بلکه تو اون چیزی هستی که از این شخصی که گمان میکنی هستی، آگاهه.
این شخص همون صدای درون سره، همون رنگهاست که تو پستهای قبل بهش اشاره شده بود.
وقتی رفتهرفته این موضوع رو عمیقاً درک کنی اونوقت،
مثل انگشتری هستی که در جهان زیورآلات بیشمار مثل حلقه و گردنبند و گوشوار و النگو ناگهاااااان متوجه میشه که ماهیتش طلاست.
در این صورت وقتی با این ادراک به جهان اطرافش نگاه میکنه چی میبینه؟؟؟
مثل موجی هستی که در جهان امواج بیشمار ناگهاااااان متوجه میشه که ماهیتش آبه.
در این صورت وقتی با این ادراک به جهان اطرافش نگاه میکنه چی میبینه؟؟؟
"که یکی هست و هیچ نیست جز او"
(لطفاً) برای چند روز مراقبه شنیدن صدا رو انجام بده.
برای انجام دادنش سؤال پرسیده بودید که چطور باید انجامش بدم، این تمرین واقعاً خیلی خیلی ساده است:
فقط تمرکزِ توجهات رو از صدای درون سر به صدای بیرون هدایت کن. همین. انگار در سکوت فقط داری به صدای بیرون گوش میدی.
درواقع یعنی بهجای اینکه متمرکز به صدای درون سرت باشی و فقط اونو بشنوی، روی صدای بیرون متمرکز باش و اونو بشنو. درباره صداهایی که میشنوی فکر نکن یا قضاوتشون نکن فقط بهشون گوش بده. همین.
البته که در اوایل تمرکزِ توجه مدام از صدای بیرون به صدای درون در رفت و آمده اما نگران نباش این عادیه، ادامه بده، آهسته و پیوسته.
این مراقبه رو انجام بده.
امروز انجامش بده شب ازت ی سؤال خیلی مهم میپرسم.
#مسیرمستقیم
کار مراقبه برداشتنِ توجهِ بیشازحد از روی این صداست.
به علت چسبندگیِ بیشازحدِ عاملتوجه یا آگاهی به صدای درون سر، تو حقیقت خودت رو فراموش کردی و رفتهرفته خودتو با این صدا یکی گرفتی یا بهاصطلاح باهاش هم هویت شدی.
هشیار باش که:
تو این صدا نیستی بلکه تو اون چیزی هستی که از این صدا آگاهه.
کار مراقبه اینه که به طرق گوناگون توجه رو از این صدا برداشته و کم کم تو رو متوجه این موضوع میکنه که:
"تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریایی عمیق"
که یعنی:
تو این شخصی که گمان میکنی هستی،نیستی،
بلکه تو اون چیزی هستی که از این شخصی که گمان میکنی هستی، آگاهه.
این شخص همون صدای درون سره، همون رنگهاست که تو پستهای قبل بهش اشاره شده بود.
وقتی رفتهرفته این موضوع رو عمیقاً درک کنی اونوقت،
مثل انگشتری هستی که در جهان زیورآلات بیشمار مثل حلقه و گردنبند و گوشوار و النگو ناگهاااااان متوجه میشه که ماهیتش طلاست.
در این صورت وقتی با این ادراک به جهان اطرافش نگاه میکنه چی میبینه؟؟؟
مثل موجی هستی که در جهان امواج بیشمار ناگهاااااان متوجه میشه که ماهیتش آبه.
در این صورت وقتی با این ادراک به جهان اطرافش نگاه میکنه چی میبینه؟؟؟
"که یکی هست و هیچ نیست جز او"
(لطفاً) برای چند روز مراقبه شنیدن صدا رو انجام بده.
برای انجام دادنش سؤال پرسیده بودید که چطور باید انجامش بدم، این تمرین واقعاً خیلی خیلی ساده است:
فقط تمرکزِ توجهات رو از صدای درون سر به صدای بیرون هدایت کن. همین. انگار در سکوت فقط داری به صدای بیرون گوش میدی.
درواقع یعنی بهجای اینکه متمرکز به صدای درون سرت باشی و فقط اونو بشنوی، روی صدای بیرون متمرکز باش و اونو بشنو. درباره صداهایی که میشنوی فکر نکن یا قضاوتشون نکن فقط بهشون گوش بده. همین.
البته که در اوایل تمرکزِ توجه مدام از صدای بیرون به صدای درون در رفت و آمده اما نگران نباش این عادیه، ادامه بده، آهسته و پیوسته.
این مراقبه رو انجام بده.
امروز انجامش بده شب ازت ی سؤال خیلی مهم میپرسم.
#مسیرمستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قسمتی از تمرین امروز منه که اینجا برای شما قرار میدم.
حالا اگه امروز مراقبه شنیدن صدا رو انجام دادید متن زیر رو بخونید:
گفته بودیم که برای انجام مراقبهیِ شنیدنِ صداها "به جای اینکه صدای درون سرت رو بشنوی، صدای بیرون رو بشنو."
اگه این تمرین رو انجام دادید احتمالاً حداقل برای یک ثانیه هم که شده تونستید توجه رو از صدای درون سر به سمت بیرون هدایت کنید.
روی این سؤال تعمق کنید:
"اون چیزی که میتونه انتخاب کنه کدوم صدا رو بشنوه چیه؟"
تو نه صدای درون سرت هستی و نه صدای بیرون.
بلکه تو اون چیزی هستی که از هر دو اینها آگاهه.
آیا این چیزی که درون من از صداها آگاهه با اون چیزی که درون تو از صداها آگاهه فرق میکنه؟
به این سؤال جواب ندید بلکه توجه رو عمیقا به سمتش ببرید.
به این سوال بصورت ذهنی یعنی با توجه به داده های پیشینی که در ذهن انبار شده جواب ندید بلکه اون رو در تجربه خودتون مورد بررسی قرار بدید.
هرچه بیشتر تمرین شنیدن صداها رو انجام بدید عمیقتر این موضوع رو درک میکنید. به تمرین ادامه بدید.
من چیستم؟
#مسیرمستقیم
این قسمتی از تمرین امروز منه که اینجا برای شما قرار میدم.
حالا اگه امروز مراقبه شنیدن صدا رو انجام دادید متن زیر رو بخونید:
گفته بودیم که برای انجام مراقبهیِ شنیدنِ صداها "به جای اینکه صدای درون سرت رو بشنوی، صدای بیرون رو بشنو."
اگه این تمرین رو انجام دادید احتمالاً حداقل برای یک ثانیه هم که شده تونستید توجه رو از صدای درون سر به سمت بیرون هدایت کنید.
روی این سؤال تعمق کنید:
"اون چیزی که میتونه انتخاب کنه کدوم صدا رو بشنوه چیه؟"
تو نه صدای درون سرت هستی و نه صدای بیرون.
بلکه تو اون چیزی هستی که از هر دو اینها آگاهه.
آیا این چیزی که درون من از صداها آگاهه با اون چیزی که درون تو از صداها آگاهه فرق میکنه؟
به این سؤال جواب ندید بلکه توجه رو عمیقا به سمتش ببرید.
به این سوال بصورت ذهنی یعنی با توجه به داده های پیشینی که در ذهن انبار شده جواب ندید بلکه اون رو در تجربه خودتون مورد بررسی قرار بدید.
هرچه بیشتر تمرین شنیدن صداها رو انجام بدید عمیقتر این موضوع رو درک میکنید. به تمرین ادامه بدید.
من چیستم؟
#مسیرمستقیم
منِ ذهنی یا این شخص یا همین چیزی که ما بهطورمعمول خودمان را همان میپنداریم، صرفاً محتویات ذهن شامل افکار، احساسات، حواس، خاطرات و گذشته است.
شرط بقای این من ذهنی یا ایگو، تداومِ تمرکزِ توجه روی این محتویات است. در اینجا حالتی پیش میآید که گویا توجه در اینجا گیر کرده است. و پدید آمدنِ این شخص یا بهبیاندیگر این محدودیت، حاصلِ گیرکردنِ عاملِ توجه روی این محتویات است.
عامل توجه یا همان آگاهی-هشیاری به دلیل توجه شدید به این محتویات، خودش را فراموش کرده و خودش را صرفاً همین محتویات میشناسد.
هدف از مراقبه (در ابتدا) باز کردن این چسبندگیِ عاملِ توجه به محتویات ذهن است. و بعدازآن برگرداندن توجه به سمت خودش. یا بهاصطلاح آگاه شدن آگاهی از خودش.
مدیتیشنهای ذهنآگاهی مثل تمرین توجه به صداها، تمرین تنفس، تمرین مشاهده گری یا به بیان بهتر هر عملی که توجه را از تمرکز شدید بر محتویات ذهن بردارد برای مرحله ابتدایی این فرایند بسیار سودمند هستند.
البته در تمام این مراحل نباید فراموش کرد که بزرگترین استادِ راهنما خودِ زندگی است که با الگوریتم خاصی که بوجود میاورد یعنی اتفاقاتی که در مسیر زندگی رخ میدهند توجه خودش را به سمتی که میخواهد برمیگرداند.
دقت کنید که تمام این مراحل ازجمله فراموش کردن ماهیت حقیقی خودمان و یکی پنداشتن خودمان با محتویات ذهن همه در جای خودشان دقیقاً درست هستند و بهدرستی عمل میکنند و هیچ اشتباهی در کار نیست.
*پیشنهاد میشود که در صورت اشتیاق به مراقبه شنیدن صداها ادامه دهید.
#مسیرمستقیم
شرط بقای این من ذهنی یا ایگو، تداومِ تمرکزِ توجه روی این محتویات است. در اینجا حالتی پیش میآید که گویا توجه در اینجا گیر کرده است. و پدید آمدنِ این شخص یا بهبیاندیگر این محدودیت، حاصلِ گیرکردنِ عاملِ توجه روی این محتویات است.
عامل توجه یا همان آگاهی-هشیاری به دلیل توجه شدید به این محتویات، خودش را فراموش کرده و خودش را صرفاً همین محتویات میشناسد.
هدف از مراقبه (در ابتدا) باز کردن این چسبندگیِ عاملِ توجه به محتویات ذهن است. و بعدازآن برگرداندن توجه به سمت خودش. یا بهاصطلاح آگاه شدن آگاهی از خودش.
مدیتیشنهای ذهنآگاهی مثل تمرین توجه به صداها، تمرین تنفس، تمرین مشاهده گری یا به بیان بهتر هر عملی که توجه را از تمرکز شدید بر محتویات ذهن بردارد برای مرحله ابتدایی این فرایند بسیار سودمند هستند.
البته در تمام این مراحل نباید فراموش کرد که بزرگترین استادِ راهنما خودِ زندگی است که با الگوریتم خاصی که بوجود میاورد یعنی اتفاقاتی که در مسیر زندگی رخ میدهند توجه خودش را به سمتی که میخواهد برمیگرداند.
دقت کنید که تمام این مراحل ازجمله فراموش کردن ماهیت حقیقی خودمان و یکی پنداشتن خودمان با محتویات ذهن همه در جای خودشان دقیقاً درست هستند و بهدرستی عمل میکنند و هیچ اشتباهی در کار نیست.
*پیشنهاد میشود که در صورت اشتیاق به مراقبه شنیدن صداها ادامه دهید.
#مسیرمستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا وقتی درگیر افکار میشوم از دستش میدهم؟ - #روپرت_اسپایرا
*این ویدئو در ارتباط با همان تغییرِ تمرکزِ توجه است که در پستهای قبل مدام به آن اشاره میشد.
من فریفته ی محتوایات ذهن میشوم و سپس حقیقتِ خودم را با آنها یکی میپندارم و بعد این خودِ خیالی یا این شخصی که از دل همان محتویات پدید آمده ظاهرا حجاب ماهیت حقیقی خودم میشود.
سؤالات مهمی که در این ویدئو پرسیده میشود را با توجه به تمریناتی که در پستهای قبل داشتیم میتوان اینگونه بیان کرد:
آیا من این افکار درون سرم هستم یا چیزی هستم که از این افکار آگاه است؟
این چه چیزی است که از صدای درون سرم آگاه است؟
این چیزی که از صدای درون سرم و همینطور صدای بیرون آگاه است، چیست؟
این چه چیزی است که ظاهرا حجاب ادراک ماهیت حقیقی خودم شده است؟
من چیستم؟
*این ویدئو در ارتباط با همان تغییرِ تمرکزِ توجه است که در پستهای قبل مدام به آن اشاره میشد.
من فریفته ی محتوایات ذهن میشوم و سپس حقیقتِ خودم را با آنها یکی میپندارم و بعد این خودِ خیالی یا این شخصی که از دل همان محتویات پدید آمده ظاهرا حجاب ماهیت حقیقی خودم میشود.
سؤالات مهمی که در این ویدئو پرسیده میشود را با توجه به تمریناتی که در پستهای قبل داشتیم میتوان اینگونه بیان کرد:
آیا من این افکار درون سرم هستم یا چیزی هستم که از این افکار آگاه است؟
این چه چیزی است که از صدای درون سرم آگاه است؟
این چیزی که از صدای درون سرم و همینطور صدای بیرون آگاه است، چیست؟
این چه چیزی است که ظاهرا حجاب ادراک ماهیت حقیقی خودم شده است؟
من چیستم؟
Forwarded from تفحص خویش
افکارت را مشاهده کن،
تنفست را مشاهده کن،
تلاش نکن تا آنها را تغیر دهی
فقط آنها را مشاهده کن
حال از خودت این سوال را بپرس:
چه کسی مشغول مشاهده کردن است؟
#رابرت_آدامز
چه کسی تمام این چیزها را مشاهده میکند؟
من مشاهده میکنم.
من همیشه آن مشاهده کننده بودهام.
«من کیستم؟»
این «من» که مشاهده کننده است کیست؟
این «من» از کجا آمده؟
#رابرت_آدامز
Observe your thoughts, observe your breath,
Do not try to change them, just observe them.
Now you ask yourself the question,
"Who is the observer?"
#Robertadams
Who observes all these things?
I do. I've always been the observer. Then
Who am I?
Who is this "I" who is the observer?
Where did this "I"
come from?
#Robertadams
تنفست را مشاهده کن،
تلاش نکن تا آنها را تغیر دهی
فقط آنها را مشاهده کن
حال از خودت این سوال را بپرس:
چه کسی مشغول مشاهده کردن است؟
#رابرت_آدامز
چه کسی تمام این چیزها را مشاهده میکند؟
من مشاهده میکنم.
من همیشه آن مشاهده کننده بودهام.
«من کیستم؟»
این «من» که مشاهده کننده است کیست؟
این «من» از کجا آمده؟
#رابرت_آدامز
Observe your thoughts, observe your breath,
Do not try to change them, just observe them.
Now you ask yourself the question,
"Who is the observer?"
#Robertadams
Who observes all these things?
I do. I've always been the observer. Then
Who am I?
Who is this "I" who is the observer?
Where did this "I"
come from?
#Robertadams
Forwarded from تفحص خویش
"مِهری که در تمامی ذرات عالم است
جبران آن به عشقِ دمادم سپردهاند
تا صوت مهر در دو جهان جاودان شود
نخل امید در کفِ آدم سپردهاند"
دوستان عزیز، در طی این چند سال شاهد این بودید که این کانال بهطور روزانه به تولید محتوا، ترجمه متون و زیرنویس ویدئوها مشغول بوده است. از طرفی برای اینکه این مطالب با کیفیت مناسب تهیهشده و در اختیار شما قرار بگیرد ساعتها وقت و هزینه لازم است. همینطور که آگاهید تمام محتوای این دو کانال بهطور رایگان و با کیفیت قابلقبول در اختیار شما قرار میگیرد طوری که چنانچه نیروی اصلی یعنی "نیروی عشق" نبود این کار مطلقاً هیچ توجیهی نداشت. همراهان عزیز، چنانچه تمایل دارید که این محتوا همچنان به روند خودش ادامه دهد نیاز است تا با رعایت قانون جبران شما هم در برکت این کار شریک شده و اجازه دهید تا با به جریان افتادن نیروی عشق، این آگاهی هرچه بیشتر شکوفا شود. این منابع را محدود به این روزگار ندانید بلکه تمام اینها برای مدتها بعد از من و شما هم باقیمانده و کمکحالِ جستجوگرانِ حقیقت خواهند بود. شما هم در گسترش این آگاهی همراه باشید.
پیشاپیش از مهر، عشق و همراهی شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم.
دوستان عزیز میتوانند حمایتهایشان را به یکی از این شماره کارتها واریز نمایند:
6362141123588478
6219861024932047
نیما پارسی
همچنین عزیزانی که ساکن خارج از ایران هستند نیز میتوانند جهت دریافت اطلاعات پرداخت به این ای دی پیامی بفرستند.
@nimandoart
جبران آن به عشقِ دمادم سپردهاند
تا صوت مهر در دو جهان جاودان شود
نخل امید در کفِ آدم سپردهاند"
دوستان عزیز، در طی این چند سال شاهد این بودید که این کانال بهطور روزانه به تولید محتوا، ترجمه متون و زیرنویس ویدئوها مشغول بوده است. از طرفی برای اینکه این مطالب با کیفیت مناسب تهیهشده و در اختیار شما قرار بگیرد ساعتها وقت و هزینه لازم است. همینطور که آگاهید تمام محتوای این دو کانال بهطور رایگان و با کیفیت قابلقبول در اختیار شما قرار میگیرد طوری که چنانچه نیروی اصلی یعنی "نیروی عشق" نبود این کار مطلقاً هیچ توجیهی نداشت. همراهان عزیز، چنانچه تمایل دارید که این محتوا همچنان به روند خودش ادامه دهد نیاز است تا با رعایت قانون جبران شما هم در برکت این کار شریک شده و اجازه دهید تا با به جریان افتادن نیروی عشق، این آگاهی هرچه بیشتر شکوفا شود. این منابع را محدود به این روزگار ندانید بلکه تمام اینها برای مدتها بعد از من و شما هم باقیمانده و کمکحالِ جستجوگرانِ حقیقت خواهند بود. شما هم در گسترش این آگاهی همراه باشید.
پیشاپیش از مهر، عشق و همراهی شما عزیزان صمیمانه سپاسگزارم.
دوستان عزیز میتوانند حمایتهایشان را به یکی از این شماره کارتها واریز نمایند:
6362141123588478
6219861024932047
نیما پارسی
همچنین عزیزانی که ساکن خارج از ایران هستند نیز میتوانند جهت دریافت اطلاعات پرداخت به این ای دی پیامی بفرستند.
@nimandoart
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این چیست که درون من رنج میکشد؟ - #روپرت_اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
(این مطلب را در ارتباط با پست قبل درنظر بگیرید)
نگهبان و فانوس
در روزگار قدیم، اهالی روستایی در هند برای کاهش جرم و جنایت یک نگهبان شب استخدام کردند. او شبها با یک فانوس فلزی در کوچهها و خیابانها نگهبانی میداد. نور فانوس (مثل چراغقوه) فقط مسیر جلو را روشن میکرد بهطوریکه نگهبان فقط میتوانست هرجایی که نور فانوس آنجا را روشن میکند را ببیند. هیچ نوری روی کسی که فانوس را حمل میکرد نمیافتاد، بهنحویکه اگر میخواستی ببینی نگهبان چه کسی است باید از او میخواستی تا نور را به سمت خودش بچرخاند.
ماجرای ما هم مانند همین است!
چشمهای ما (گوشها، زبان و ...) همه رو به جلو هستند و مدام مشغول دیدن و احساس کردن چیزهای این دنیا هستند. خدا میگوید: اگر میخواهی مرا ببینی، نور را بچرخان و به درون نگاه کن و منشأ اصلی تمام نورها را پیدا کن.
#راماکریشنا
نگهبان و فانوس
در روزگار قدیم، اهالی روستایی در هند برای کاهش جرم و جنایت یک نگهبان شب استخدام کردند. او شبها با یک فانوس فلزی در کوچهها و خیابانها نگهبانی میداد. نور فانوس (مثل چراغقوه) فقط مسیر جلو را روشن میکرد بهطوریکه نگهبان فقط میتوانست هرجایی که نور فانوس آنجا را روشن میکند را ببیند. هیچ نوری روی کسی که فانوس را حمل میکرد نمیافتاد، بهنحویکه اگر میخواستی ببینی نگهبان چه کسی است باید از او میخواستی تا نور را به سمت خودش بچرخاند.
ماجرای ما هم مانند همین است!
چشمهای ما (گوشها، زبان و ...) همه رو به جلو هستند و مدام مشغول دیدن و احساس کردن چیزهای این دنیا هستند. خدا میگوید: اگر میخواهی مرا ببینی، نور را بچرخان و به درون نگاه کن و منشأ اصلی تمام نورها را پیدا کن.
#راماکریشنا
Forwarded from تفحص خویش
"The Watchman and the Lantern"
--------------------
"In olden days, the Indian village hired a night-watchman to keep down crime and accidents. He would go around the streets and lanes with a square metal lantern, open only at the front. The watchman could see, wherever the lantern cast its light. No rays of light fell on him, who carried the lantern. If you wanted to see who the watchman was, you had to ask him to turn the lamp back on his own face. We are like that!
Our eyes (ears, tongue, etc.) are all facing outward, looking at and feeling the things of the world. God says, "if you want to see me, turn the lamp around; look within and find the Source of all the light."
#Ramakrishna
--------------------
"In olden days, the Indian village hired a night-watchman to keep down crime and accidents. He would go around the streets and lanes with a square metal lantern, open only at the front. The watchman could see, wherever the lantern cast its light. No rays of light fell on him, who carried the lantern. If you wanted to see who the watchman was, you had to ask him to turn the lamp back on his own face. We are like that!
Our eyes (ears, tongue, etc.) are all facing outward, looking at and feeling the things of the world. God says, "if you want to see me, turn the lamp around; look within and find the Source of all the light."
#Ramakrishna
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حالا چه چیز باقی میماند؟ - #روپرت_اسپایرا
در تمثیل چراغقوه، چراغقوه به دلیل تمرکزِ توجه به چیزهایی که از آنها آگاه است رفتهرفته حقیقت خودش را فراموش کرده و خودش را مجموعه چیزهایی میپندارد که از آنها آگاه است. یعنی به دلیل توجه مدام، خودش را بخشی از جعبهای پاره، یک جعبهابزار، دیواری نمور و بخشی از یک دوچرخه قدیمی میپندارد و چراغقوه بودن را به فراموشی سپرده است.
این تمرین که بخشی از فرایند تفحص خویش است تلاش میکند تا چراغقوه را از چیزهایی که از آنها آگاه است خالی کرده و توجه را به سمت خودش بیاورد.
یعنی چیزی مثل همان مطلب قبل از #راماناماهارشی:
افکار میآیند و میروند.
احساسات میآیند و میروند.
ببین این چیست که باقی میماند.
در تمثیل چراغقوه، چراغقوه به دلیل تمرکزِ توجه به چیزهایی که از آنها آگاه است رفتهرفته حقیقت خودش را فراموش کرده و خودش را مجموعه چیزهایی میپندارد که از آنها آگاه است. یعنی به دلیل توجه مدام، خودش را بخشی از جعبهای پاره، یک جعبهابزار، دیواری نمور و بخشی از یک دوچرخه قدیمی میپندارد و چراغقوه بودن را به فراموشی سپرده است.
این تمرین که بخشی از فرایند تفحص خویش است تلاش میکند تا چراغقوه را از چیزهایی که از آنها آگاه است خالی کرده و توجه را به سمت خودش بیاورد.
یعنی چیزی مثل همان مطلب قبل از #راماناماهارشی:
افکار میآیند و میروند.
احساسات میآیند و میروند.
ببین این چیست که باقی میماند.