" زیر و زبر"
گفت کجایی که زیروزبرمان کردند.
گفتم خاک که حاصل خیز بود،
حالا زیروزبر هم که شده،
مستعد شده
مستعد نور،
پس بذرِ نور میکاریم،
خدا را چه دیدی،
شاید این بهار نور درو کردیم.
#مسیر_مستقیم
گفت کجایی که زیروزبرمان کردند.
گفتم خاک که حاصل خیز بود،
حالا زیروزبر هم که شده،
مستعد شده
مستعد نور،
پس بذرِ نور میکاریم،
خدا را چه دیدی،
شاید این بهار نور درو کردیم.
#مسیر_مستقیم
این "شخص" نیست که فکر کردن، حس کردن و ادراک کردن را انجام میدهد.
بلکه خودِ این"شخص" صرفاً مجموعهای از همان فکر کردن و حس کردن و ادراک کردن است.
هیچ خود مجزایی که درون این مجموعه باشد اصلاً وجود ندارد.
این مجموعه از عنصر شناخت که همان "آگاهی" بینهایت است ساخته شده است.
شخص صرفاً یک فعلوانفعال است و نه یک باشنده.
#روپرت_اسپایرا
شما ذهن نیستید.
بدیهی است که ادراککننده یا مشاهدهکننده نمیتواند آنچه ادراک یا مشاهده میکند باشد. شما میتوانید بدنتان را ادراک کنید، بنابراین شما بدنتان نیستید. شما میتوانید افکارتان را مشاهده کنید، بنابراین شما ذهنتان نیستید.
آنی که نمیتواند تصور و ادراک شود شمایید.
#رامش_بالسکار
*دقت کنید که در اینجا میتوانید از روش تفحص خویش استفاده کنید:
این چه چیزی است که از افکار و احساسات و حسهای بدن و عواطف و خاطرات آگاه است؟ این افکار و احساسات و تصاویر و خاطرات میآیند و میروند اما آن چیزی که از اینها آگاه است ثابت و پایدار اینجا و اکنون وجود دارد و همیشه حاضر است.
آیا من این افکار و احساسات و تصاویر و حسها که میآیند و میروند و من از آنها آگاهم هستم یا من آن چیزی هستم که از این افکار و احساسات آگاه است؟
"It is not a person that DOES the thinking, sensing and perceiving. The person IS a bundle of thinking, sensing and perceiving.
There is no separate self located in this bundle.
This bundle is made of the knowing, which is infinite consciousness.
The person is an activity, not an entity."
#Rupert_Spira
You are not the mind.
It is axiomatic that the perceiver cannot be the perceived. You can perceive your body; therefore, you are not the body. You can perceive your thoughts; therefore, you are not the mind.
That which cannot be perceived or conceived is what you ARE.
#Ramesh_Balsekar
بلکه خودِ این"شخص" صرفاً مجموعهای از همان فکر کردن و حس کردن و ادراک کردن است.
هیچ خود مجزایی که درون این مجموعه باشد اصلاً وجود ندارد.
این مجموعه از عنصر شناخت که همان "آگاهی" بینهایت است ساخته شده است.
شخص صرفاً یک فعلوانفعال است و نه یک باشنده.
#روپرت_اسپایرا
شما ذهن نیستید.
بدیهی است که ادراککننده یا مشاهدهکننده نمیتواند آنچه ادراک یا مشاهده میکند باشد. شما میتوانید بدنتان را ادراک کنید، بنابراین شما بدنتان نیستید. شما میتوانید افکارتان را مشاهده کنید، بنابراین شما ذهنتان نیستید.
آنی که نمیتواند تصور و ادراک شود شمایید.
#رامش_بالسکار
*دقت کنید که در اینجا میتوانید از روش تفحص خویش استفاده کنید:
این چه چیزی است که از افکار و احساسات و حسهای بدن و عواطف و خاطرات آگاه است؟ این افکار و احساسات و تصاویر و خاطرات میآیند و میروند اما آن چیزی که از اینها آگاه است ثابت و پایدار اینجا و اکنون وجود دارد و همیشه حاضر است.
آیا من این افکار و احساسات و تصاویر و حسها که میآیند و میروند و من از آنها آگاهم هستم یا من آن چیزی هستم که از این افکار و احساسات آگاه است؟
"It is not a person that DOES the thinking, sensing and perceiving. The person IS a bundle of thinking, sensing and perceiving.
There is no separate self located in this bundle.
This bundle is made of the knowing, which is infinite consciousness.
The person is an activity, not an entity."
#Rupert_Spira
You are not the mind.
It is axiomatic that the perceiver cannot be the perceived. You can perceive your body; therefore, you are not the body. You can perceive your thoughts; therefore, you are not the mind.
That which cannot be perceived or conceived is what you ARE.
#Ramesh_Balsekar
Forwarded from تفحص خویش
در قیاس با آن بینهایتِ غیرقابلتصوری که ما حقیقتاً هستیم، آنچه گمان میکنیم هستیم صرفاً یک توهم محض است، سایهای خیالی و غیرواقعی است.
#رامش_بالسکار
«تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی ودریای عمیق»
#مولانا
"In comparison with the inconceivable Infinity that we actually are, what we think we are is a mere hallucination, an illusory and insubstantial shadow."
#Ramesh_Balsekar
#رامش_بالسکار
«تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی ودریای عمیق»
#مولانا
"In comparison with the inconceivable Infinity that we actually are, what we think we are is a mere hallucination, an illusory and insubstantial shadow."
#Ramesh_Balsekar
Forwarded from تفحص خویش
تهیهکنندهی این نمایش آگاهی است،
نمایشنامه را هم خودش نوشته،
تمام نقشها را نیز خودِ آگاهی بازی میکند
و تماشاگر این نمایش نیز خودش است.
این یک نمایشِ یک نفره است.
#رامش_بالسکار
Consciousness has produced this play. Consciousness has written the script. Consciousness is playing all the characters. And Consciousness is witnessing the play. It’s a one man show.
#Ramesh_Balsekar
نمایشنامه را هم خودش نوشته،
تمام نقشها را نیز خودِ آگاهی بازی میکند
و تماشاگر این نمایش نیز خودش است.
این یک نمایشِ یک نفره است.
#رامش_بالسکار
Consciousness has produced this play. Consciousness has written the script. Consciousness is playing all the characters. And Consciousness is witnessing the play. It’s a one man show.
#Ramesh_Balsekar
Forwarded from تفحص خویش
"تمام آنچه هست، آگاهی است."
آن حقیقت نهایی که رامانا ماهارشی، نیسارگاداتا ماهاراج و تمام اساتیدِ پیش از آنها بهوضوح بیان کردند این بود که: نه خلقتی وجود دارد و نه انهدامی، نه تولدی وجود دارد و نه مرگی، نه مقصدی وجود دارد و نه اراده آزادی، نه مسیری وجود دارد و نه رسیدنی. تمام آنچه هست، آگاهی است.
#رامش_بالسکار
(ویدئوی بعد این مطلب را موردبررسی قرار میدهد)
The final truth, as Ramana Maharshi and Nisargadatta Maharaj and all the sages before them have clearly stated, is that there is neither creation nor destruction, neither birth nor death, neither destiny nor free will, neither any path nor any achievement. All there is is Consciousness.
#Ramesh_Balsekar
آن حقیقت نهایی که رامانا ماهارشی، نیسارگاداتا ماهاراج و تمام اساتیدِ پیش از آنها بهوضوح بیان کردند این بود که: نه خلقتی وجود دارد و نه انهدامی، نه تولدی وجود دارد و نه مرگی، نه مقصدی وجود دارد و نه اراده آزادی، نه مسیری وجود دارد و نه رسیدنی. تمام آنچه هست، آگاهی است.
#رامش_بالسکار
(ویدئوی بعد این مطلب را موردبررسی قرار میدهد)
The final truth, as Ramana Maharshi and Nisargadatta Maharaj and all the sages before them have clearly stated, is that there is neither creation nor destruction, neither birth nor death, neither destiny nor free will, neither any path nor any achievement. All there is is Consciousness.
#Ramesh_Balsekar
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت نهایی - #رامانا ماهارشی
Jason Gregory
Jason Gregory
Forwarded from تفحص خویش
شاید مطلب زیر به ادراک بهتر ویدئوی بالا به شما کمک کند.👇
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"اولین و بزرگترین خطای ادراکی" - #مسیرمستقیم
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
بعد از مرگ چه چیزی نیست که حالا هست؟
به خودتان یا اطرافیانتان نگاه کنید، این چه چیزی است که در حال حاضر هست و بعد از مرگ دیگر نیست.
شما یا فردی که مشغول نگاه کردن به او هستید مجموعهای از حالات و عواطف و احساسات و افکار ویژه هستید که شما را نسبت به دیگری متمایز میکند.
اما چیزی مقدم بر تمام اینها وجود دارد که اگر آن نباشد هیچکدام از اینها نیز نخواهند بود؛ و گویا تمام این عواطف و حالات و احساسات و افکار متصل به آن هستند.
آن چیست؟
این چه چیزی است که وقتی موجودی میمیرد آن موجود را ترک میکند؟
این موضوع را عمیقاً به تحقیق بگذارید.
درست بعد از مرگ رفتهرفته تمام فعالیتهایی که بهطور «خود به خودی» در جریان بودند متوقف میشوند. جریاناتی ازجمله تنفس، تقسیمات سلولی، عملکرد مغز، عملکرد کبد، عملکرد ماهیچهها، عملکرد حواس پنجگانه و بیشمار امور خود به خودی دیگر.
تا پیشازاین چه نیرویی این امور خود به خودی را پیش میبرد؟
این چه چیزی است که با نبودنش تمام این امور ناگهان متوقف میشوند؟
مکثی کنید و با تعمق آن را بررسی کنید.
چه چیزی در هنگام مرگ ما را ترک میکند؟
جواب چیزی نیست که حقیقتش با کلمات ادا شود بلکه شما باید درون خودتان و دیگران پیدایش کنید و شاهدش باشید.
صرفاً برای اشاره در قالب کلمات به آن،
«زندگی»
میگوییم.
زندگی یا نیروی حیات.
زیربنای تمام حالات گوناگون من، پدرم. همسرم، فرزند، همکارم و ... همین «نیروی حیات یا زندگی» است.
این زندگی را در آنها و در خودت ببین، پیدایش کن، نگاهش کن.
اطرافیان شما حرف میزنند، راه میروند، کار میکنند، میخندند، گریه میکنند، غصه میخورند، شادی میکنند، نگاهشان کن.
زندگی را درونشان ببین.
ببین که مقدم بر هر چیزی در آنها، این زندگی است که حضور دارد. زندگی را درون آنها تشخیص بده. این زندگیِ در جریان و رقصان را. این زندگیِ به فرم آمده را.
حالا به خودت نگاه کن.
آیا نیروی حیاتی که درون آنها جریان دارد با آنی که اینجا درون خودت در جریان است متفاوت است؟
مکث کن.
پرندهی در آسمان چطور؟
گربهی در خیابان چطور؟
به گلهای درون خانه نگاه کن، به درخت، آنها چطور؟
با این جریان زندگی بمان.
محوش شو، غرقش باش.
نگاهش کن.
این چه چیزی است که وقتی میمیریم "ما" را ترک میکند.
و سؤال دیگر اینکه:
این "ما" اصلاً کجاست؟
آیا اصلاً بدون آن «زندگی»، مایی وجود داشتیم؟
آیا اصلاً فرقی بین "ما" و جریان زندگی وجود دارد؟
آیا اصلاً فرقی بین موج و اقیانوس وجود دارد؟
#مسیرمستقیم
به خودتان یا اطرافیانتان نگاه کنید، این چه چیزی است که در حال حاضر هست و بعد از مرگ دیگر نیست.
شما یا فردی که مشغول نگاه کردن به او هستید مجموعهای از حالات و عواطف و احساسات و افکار ویژه هستید که شما را نسبت به دیگری متمایز میکند.
اما چیزی مقدم بر تمام اینها وجود دارد که اگر آن نباشد هیچکدام از اینها نیز نخواهند بود؛ و گویا تمام این عواطف و حالات و احساسات و افکار متصل به آن هستند.
آن چیست؟
این چه چیزی است که وقتی موجودی میمیرد آن موجود را ترک میکند؟
این موضوع را عمیقاً به تحقیق بگذارید.
درست بعد از مرگ رفتهرفته تمام فعالیتهایی که بهطور «خود به خودی» در جریان بودند متوقف میشوند. جریاناتی ازجمله تنفس، تقسیمات سلولی، عملکرد مغز، عملکرد کبد، عملکرد ماهیچهها، عملکرد حواس پنجگانه و بیشمار امور خود به خودی دیگر.
تا پیشازاین چه نیرویی این امور خود به خودی را پیش میبرد؟
این چه چیزی است که با نبودنش تمام این امور ناگهان متوقف میشوند؟
مکثی کنید و با تعمق آن را بررسی کنید.
چه چیزی در هنگام مرگ ما را ترک میکند؟
جواب چیزی نیست که حقیقتش با کلمات ادا شود بلکه شما باید درون خودتان و دیگران پیدایش کنید و شاهدش باشید.
صرفاً برای اشاره در قالب کلمات به آن،
«زندگی»
میگوییم.
زندگی یا نیروی حیات.
زیربنای تمام حالات گوناگون من، پدرم. همسرم، فرزند، همکارم و ... همین «نیروی حیات یا زندگی» است.
این زندگی را در آنها و در خودت ببین، پیدایش کن، نگاهش کن.
اطرافیان شما حرف میزنند، راه میروند، کار میکنند، میخندند، گریه میکنند، غصه میخورند، شادی میکنند، نگاهشان کن.
زندگی را درونشان ببین.
ببین که مقدم بر هر چیزی در آنها، این زندگی است که حضور دارد. زندگی را درون آنها تشخیص بده. این زندگیِ در جریان و رقصان را. این زندگیِ به فرم آمده را.
حالا به خودت نگاه کن.
آیا نیروی حیاتی که درون آنها جریان دارد با آنی که اینجا درون خودت در جریان است متفاوت است؟
مکث کن.
پرندهی در آسمان چطور؟
گربهی در خیابان چطور؟
به گلهای درون خانه نگاه کن، به درخت، آنها چطور؟
با این جریان زندگی بمان.
محوش شو، غرقش باش.
نگاهش کن.
این چه چیزی است که وقتی میمیریم "ما" را ترک میکند.
و سؤال دیگر اینکه:
این "ما" اصلاً کجاست؟
آیا اصلاً بدون آن «زندگی»، مایی وجود داشتیم؟
آیا اصلاً فرقی بین "ما" و جریان زندگی وجود دارد؟
آیا اصلاً فرقی بین موج و اقیانوس وجود دارد؟
#مسیرمستقیم
سپاس از دوست عزیزی که محبت کردند و متن بالا را بصورت صوتی درآوردند و برای کانال ارسال کردند.🌸🙏
Forwarded from تفحص خویش
هر آنچه هست، دارای وجود است، دارای ذات الهی، دارای درجهای از آگاهی است. حتی یک سنگ هم از آگاهی ابتدایی برخوردار است. در غیر این صورت نمیتوانست وجود داشته باشد و اتمها و مولکولهایش پراکنده میشدند. همهچیز زنده است. خورشید، زمین، گیاهان، حیوانات، انسانها. همهچیز تجلی آگاهی در مراتب مختلف است، آگاهیای که در قالب فرم تجلی یافته.
جهان هنگامی پدیدار میشود که آگاهی، شکل و فرم به خودش بگیرد. به میلیونها فرمِ زندگی که فقط روی این سیاره وجود دارند نگاه کن. در دریا، روی خشکی، در هوا، و هرکدام از این فرمهای زندگی میلیونها بار تکثیر میشوند.
چرا چنین اتفاقی میفتد؟
آیا کسی یا چیزی مشغول بازی کردن است؟ بازی با فرمها
این همان چیزی است که روشنبینان باستانی هند از خودشان میپرسیدند.
آنها دنیا را بهعنوان لیلا میدیدند، نوعی بازی الهی که خدا به آن مشغول است. در این بازی، فرمهای زندگیِ فردی خیلی مهم نیستند. در دریا اکثر فرمهای زندگی پس از تولد بیشتر از چند دقیقه دوام نمیآورند. این فرم انسانی نیز بهمان صورت بهسرعت تبدیل به خاک خواهد شد. طوری از بین خواهد رفت که گویا هرگز هیچوقت وجود نداشته است.
آیا این غمانگیز یا بیرحمانه است؟
فقط زمانی که شما هویتی مستقل و جدا برای هر فرم بسازید و فراموش کنید که آگاهیِ درونِ آن فرم، ذات الهی است که خودش را در قالب فرم متجلی کرده است، آنگاه برایتان غمانگیز خواهد بود. اما تا زمانی که ذات الهی خودتان را بهعنوان آگاهی خالص درک نکنید حقیقتاً از آن بیخبر خواهید بود.
#اکهارت تُله
جهان هنگامی پدیدار میشود که آگاهی، شکل و فرم به خودش بگیرد. به میلیونها فرمِ زندگی که فقط روی این سیاره وجود دارند نگاه کن. در دریا، روی خشکی، در هوا، و هرکدام از این فرمهای زندگی میلیونها بار تکثیر میشوند.
چرا چنین اتفاقی میفتد؟
آیا کسی یا چیزی مشغول بازی کردن است؟ بازی با فرمها
این همان چیزی است که روشنبینان باستانی هند از خودشان میپرسیدند.
آنها دنیا را بهعنوان لیلا میدیدند، نوعی بازی الهی که خدا به آن مشغول است. در این بازی، فرمهای زندگیِ فردی خیلی مهم نیستند. در دریا اکثر فرمهای زندگی پس از تولد بیشتر از چند دقیقه دوام نمیآورند. این فرم انسانی نیز بهمان صورت بهسرعت تبدیل به خاک خواهد شد. طوری از بین خواهد رفت که گویا هرگز هیچوقت وجود نداشته است.
آیا این غمانگیز یا بیرحمانه است؟
فقط زمانی که شما هویتی مستقل و جدا برای هر فرم بسازید و فراموش کنید که آگاهیِ درونِ آن فرم، ذات الهی است که خودش را در قالب فرم متجلی کرده است، آنگاه برایتان غمانگیز خواهد بود. اما تا زمانی که ذات الهی خودتان را بهعنوان آگاهی خالص درک نکنید حقیقتاً از آن بیخبر خواهید بود.
#اکهارت تُله
Forwarded from تفحص خویش
Everything that exists has Being, has God-essence, has some degree of consciousness. Even a stone has rudimentary consciousness; otherwise, it would not be, and its atoms and molecules would disperse. Everything is alive. The sun, the earth, plants, animals, humans — all are expressions of consciousness in varying degrees, consciousness manifesting as form.
The world arises when consciousness takes on shapes and forms, thought forms and material forms. Look at the millions of life forms on this planet alone. In the sea, on land, in the air — and then each life form is replicated millions of times. To what end? Is someone or something playing a game, a game with form? This is what the ancient seers of India asked themselves.
They saw the world as lila, a kind of divine game that God is playing. The individual life forms are obviously not very important in this game. In the sea, most life forms don't survive for more than a few minutes after being born. The human form turns to dust pretty quickly too, and when it is gone it is as if it had never been. Is that tragic or cruel? Only if you create a separate identity for each form, if you forget that its consciousness is Godessence expressing itself in form. But you don't truly know that until you realize your own God-essence as pure consciousness.
#Eckhart Tolle
The world arises when consciousness takes on shapes and forms, thought forms and material forms. Look at the millions of life forms on this planet alone. In the sea, on land, in the air — and then each life form is replicated millions of times. To what end? Is someone or something playing a game, a game with form? This is what the ancient seers of India asked themselves.
They saw the world as lila, a kind of divine game that God is playing. The individual life forms are obviously not very important in this game. In the sea, most life forms don't survive for more than a few minutes after being born. The human form turns to dust pretty quickly too, and when it is gone it is as if it had never been. Is that tragic or cruel? Only if you create a separate identity for each form, if you forget that its consciousness is Godessence expressing itself in form. But you don't truly know that until you realize your own God-essence as pure consciousness.
#Eckhart Tolle
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این همان چیزی است که تو هستی
Prince Ea
Prince Ea
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM