مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
چون تو عالم را جلوه‌ی جمال و کمال حق بینی و دانی که همان نور مطلق است که به هرجا و به هر رنگی خود را ظاهر می‌سازد، يقين دان که تو از گرفتاری خلاص شده‌ای.
و دیگر بدان که کمالات ذات خداوندی و تجلیات برهم* را حد و نهایت نیست. هرکسی در شناخت او کوشش نموده و فکر خود را در هوای صفات او پرواز داده، بدانچه در حوصله دانش و ادراک او گنجیده از او بیانی نموده. تو باید که موافق گفته ایشان اعتقاد کنی که ظهور او در این عالم از روی خواهش و اندیشه اوست و اوست که به هرجا و به هر رنگ جلوه می‌فرماید و به هر صورتی خود را ظاهر می‌سازد.
و هرچند فکر و ادراک از دریافت کمال او عاجز است و هیچ‌کس چنانچه اوست او را نشناسد و بزرگیِ او را نداند اما باوجوداین هر کس هرچه از او گفته و هر نوعی که از او نشان داده، منکر نباید شد.
این‌چنین ذاتِ بزرگی را محوِ مشاهدة جمال او باید گردید که هیچ مرتبه و هیچ مقامی برتر ازین نباشد.
من شادی و سرور آن مرتبه را به چه زبان توانم خاطرنشان نمود؟ آن ذات مطلق را چیزی نتوان گفت؛ و نمی‌توان گفت که او در این عالم ظاهر است، به جهت آنکه به نظر درنمی‌آید و او را مانند تعینات عالم از بلند و پست و خرد و کلان و سیاه و سفید و مثل آن قرار نتوان داد؛ و نیز نتوان گفت که در این عالم نیست و از این عالم جداست، به جهت آنکه هر چیز از این عالم که به نظر در می‌آید، همه جلوه‌یِ جمالِ باکمالِ اوست،

*برهم= حقیقت متعال

از کتاب جوگ باسشت (یوگا واسیشتا)
Forwarded from تفحص خویش
ماهیت شما آرامش و شادی است. افکار موانعی برای ادراک خویش هستند. منظور از تمرکز یا مراقبه فقط رها شدن از این موانع است و نه دستیابی به خویش.
#رامانا ماهارشی

مطلب بالا در قالب تمثیل صفحه نمایش و تصاویر:
ماهیت صفحه نمایش، آرامش و شادی است. هم هویت شدن صفحه نمایش با تصاویر، مانعی برای ادراک خودش است. منظور از تمرکز یا مراقبه فقط رها شدن از این تصاویر است و نه دستیابی به خودِ صفحه نمایش. (چون صفحه نمایش همیشه حی و حاضر وجود دارد.)

"از درون خویش این آوازها
منع کن تا کشف گردد رازها"
#مولانا

"موانع تا نگردانی ز خود دور
درون خانهٔ دل نایدت نور"
شیخ محمود #شبستری

Your nature is Peace and Happiness. Thoughts are the obstacles to realisation. One’s meditation or concentration is meant to get rid of obstacles and not to gain the Self.
#Ramana Maharshi
(Talk 462)
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
گفتگو با #آنامالای سوامی

دیدنِ صفحه

پرسش: شما میگویید که همه‌چیز خویش است حتی مایا یا توهم. اگر چنین است پس چرا من نمی‌توانم خویش را به‌وضوح ببینم؟ چرا از من پنهان است؟

آنامالای سوامی: چون شما به سمت اشتباهی نگاه می‌کنید.
شما این باور را دارید که خویش چیزی است دیدنی یا تجربه شدنی. چنین نیست. خویش همان هشیاری یا آگاهی‌ای است که دیدن و تجربه کردن در آن اتفاق میفتد.
حتی اگر شما خویش را نمی‌بینید، خویش همچنان آنجاست. باگوان رامانا ماهارشی گاهی با طنز اظهار می‌داشتند که: «مردم فقط روزنامه را باز می‌کنند و نگاهی به آن می‌اندازند و بعد میگویند "من آن صفحات را نگاه کردم" اما در حقیقت آن‌ها آن صفحات را نگاه نکردند بلکه فقط کلمات و عکس‌های روی آن را دیدند. بدون آن صفحه، هیچ کلمه و عکسی وجود نداشت اما مردم هنگام خواندنِ کلمات همیشه صفحه را فراموش می‌کنند.»
باگوان از این تشبیه برای این استفاده می‌کردند تا نشان دهند که مردم فقط اسم‌ها و فرم‌هایی که روی صفحه‌ی آگاهی پدیدار می‌شوند را می‌بینند و خودِ صفحه را نادیده می‌گیرند. با این نوع دیدِ جزئی به‌راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که تمام فرم‌ها هم از همدیگر و هم از شخصی که آن‌ها را می‌بیند جدا هستند.
اگر مردم به‌جای فرم‌هایی که در آگاهی پدیدار می‌شوند متوجه‌ی خودِ آگاهی می‌شدند آنگاه ادراک می‌کردند که تمام این فرم‌ها فقط ظواهری هستند که درون آن آگاهیِ واحدِ یکپارچه ظاهر می‌شوند.
آن آگاهی همان خویشی است که تو در جستجویش هستی. تو می‌توانی آن آگاهی باشی اما هرگز نمی‌توانی آن را ببینی زیرا آن چیزی جدا از تو نیست.
Forwarded from تفحص خویش
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
'Seeing the Paper'...
Q: You say that everything is the Self, even maya. If this is so, why can't I see the Self clearly? Why is it hidden from me?
AS: Because you are looking in the wrong direction. You have the idea that the Self is something that you see or experience. This is not so. The Self is the awareness or the consciousness in which the seeing and the experiencing take place.
Even if you don't see the Self, the Self is still there. Bhagavan sometimes remarked humorously: ‘People just open a newspaper and glance through it. Then they say, "I have seen the paper". But really they haven't seen the paper, they have only seen the letters and pictures that are on it. There can be no words or pictures without the paper, but people always forget the paper while they are reading the words.'
Bhagavan would then use this analogy to show that while people see the names and forms that appear on the screen of consciousness, ignore the screen itself. With this kind of partial vision, it is easy to come to the conclusion that all forms are unconnected with each other and separate from the person who sees them.
If people were to be aware of the consciousness instead of the forms that appear in it, they would realize that all forms are just appearances which manifest within the one indivisible consciousness.
That consciousness is the Self that you are looking for. You can be that consciousness but you can never see it because it is not something that is separate from you.
- Living by the Words of Bhagavan, p. 272
Forwarded from تفحص خویش
بدون مراجعه به یک فکر، تصویر یا احساس تو چیستی؟
این سؤال موجب یک شکاف لحظه‌ای در ذهن می‌شود.
در آن شکاف ساکن شو.
تو در آنجا چیستی؟
به‌عنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان.
#آدياشانتی

* در طول روز بارها و بارها مراقبه‌گون این جمله را مرور کنید و مدتی با آن بمانید.

What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind. Abide in that gap. What are you there?
Abide as that wordless being.'
#Adyashanti
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
خسته‌ام، واقعاً دیگه نمیکشم.
حالم از خودم، از اطرافیانم از همه چی به هم میخوره.
اینهمه تو این سالها مطالب معنوی خوندم هیچ فایده‌ای نداشت.
حال الانم رو ببین.
به کجا رسیدم؟
چی شدم؟
تو سرم پر مزخرفات فلسفی و معنویه که همینها هم حالم رو داره بدتر میکنه.
خسته شدم دیگه.
دارم از درون منفجر میشم.
دوست دارم بخوابم، بخوابم و هزار سال دیگه پاشم.
دیگه نمیتونم خودمو، ذهنمو این حالمو تحمل کنم.

موج دوم درحالیکه به حرفهای دوستش گوش میداد به موج اول گفت:
خب تحمل نکن.

موج اول: یعنی چی؟

موج دوم: خودتو تحمل نکن. همین. خودتو رها کن. این خودِ غیرقابل‌تحمل رو پرت کن بیرون.
برای یک لحظه هم شده تمام ماجراهای موج بودن رو تماماً رها کن.
خالی شو. خالیِ خالیِ خالی.
اصلاً یک پیشنهاد دارم. همین‌الان چشماتو ببیند و با خودت بگو: میخوام برای یک لحظه هم که شده همه چیو رها کنم. کاملاً و تماماً از این نقشِ موجِ اول بودن خارج بشم و دیگه این نباشم.
بیا بیرون ازش.

چطوری آخه؟

فقط بیا بیرون ازش. همین حالا.
تمام داستانهاشو رها کن. تمام داستانهاشو. تمام اتفاقات قدیم، سختیها، دردها، سرخوردگیها، ناامیدی‌ها، از تمامشون بیا بیرون.
اونقدر بیا از همه چیز بیرون که دیگه هیچ تصویری نباشه.
نیاز نیست تمام تصویرها رو یکی‌یکی خارج کنی چون تمام تصویرها به تو وصلند.
فقط یهو نباش، همین.

همین که تو نباشی همه‌یِ اون فکرها، احساسات و تصویرهای ریزودرشتی که بهت آویزون هستند یهو فرومی‌ریزند و محو میشن.
یهو نباش.
نباش.

سکوت
سکوتی عمیق
و موج اول ناگهان نبود.

و اقیانوس...

#تفحص_خویش
Forwarded from تفحص خویش
-سرگردان و پریشانم، برای رسیدن به "آن" باید چه کنم؟
+باید بی‌حجاب شوی تا به "آن" بررسی.
-چطور باید بی حجاب شوم؟ این حجاب چیست؟
+این حجاب خودِ تویی.
-چاره چیست؟
+بمیر.
بمیر بر چیزی که گمان میکنی هستی. این پندار، زندانِ توست، این زندان را بشکن و رها شو. بر این توهم بمیر تا به آن حقیقت زنده شوی. بر این تاریکی بمیر تا به آن نور زنده شوی که:

«بی‌حجابت باید آن ای ذولباب
مرگ را بگزین و بَردرّ آن حجاب

نه چنان مرگی که در گوری روی
مرگ تبدیلی که در نوری روی»
#مولانا


حجاب میان بنده و خداي، آسمان و زمین و عرش و ترس نیست، پندار تو و منی تو حجاب توست. از میان برگیر به خداي رسی.
#ابوسعید ابو الخیر


"گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا «تو» هستی"
#فیض_کاشانی
Forwarded from تفحص خویش
واقعاً نیاز نیست تا برای ادراک خویش کاری انجام بدی، فقط از سر راه برو کنار.
#رابرت آدامز

There is really nothing you have to do to become self-realized, only to get yourself out of the way.
#Robert Adams
Forwarded from تفحص خویش
ما برایِ یافتنِ وجودِ حقیقیِ خودمان نیاز به جستجو نداریم. ما هم‌اکنون همانیم؛ و این ذهنی که در جستجوی آن است دلیل اصلی پیدا نکردنش است.
#نیسارگاداتا ماهاراج

آن آرامشی که به دنبالشی هم‌اکنون درون خودت وجود دارد. به خاطر سروصدای ذهن است که نمی‌توانی احساسش کنی.
#اکهارت_تُله

هرچه ساکت‌تر باشی، بیشتر می‌شنوی.
رام داس

"از درون خویش این آوازها
منع کن تا کشف گردد رازها"
#مولانا


We do not need to search in order to find our True Being. We already are it. And the mind which searches for it is the very reason we cannot find it.
#Nisargadatta Maharaj

"The peace you want is already in you, you just can't feel it because the mind is making too much noise"
#Eckhart Tolle

The quieter you become, the more you hear.
#RamDass
Forwarded from تفحص خویش
این تو نیستی که رنج میکشی بلکه آن شخصی که خودت را آن می‌پنداری است که رنج می‌کشد. تو نمی‌توانی رنج بکشی.
#نیسارگاداتا ماهاراج

زمانی که فهمیدی «من*» فقط یک فکر است، آنگاه متوجه خواهی شد چیزی که مشکل می‌نامی، هرچه که باشد، هرچقدر هم که مهم به نظر برسد، فقط باید یک فکر باشد. متوجه هستی؟ زیرا «من» است که مشکل دارد و «من» هم فقط یک باور است، یک فکر است و حقیقتاً وجود ندارد. اگر «من» فقط یک فکر و یک باور باشد و «من» مشکل داشته باشد، پس درواقع هیچ مشکلی وجود ندارد.
#رابرت آدامز

*بدیهی است که "من" در این جمله اشاره به شخص دارد، یعنی همان من کاذب یا من ذهنی.


you do not suffer, only the person you imagine yourself to be suffers. you cannot suffer.
#Nisargadatta Maharaj


"When you realize the I is only a thought, then you also realize that your problem, so-called, whatever it may be, how serious it may look to you, must also be a thought. Can you see that? Because 'I' have the problem. And 'I' is only an idea, a thought. It doesn't exist for real. If I is only a thought, an idea, and I have the problem, there's no problem."

#Robert Adams
Forwarded from تفحص خویش
چیزی درون تو است که می‌داند چه‌کار کند. قدرتی بزرگ‌تر از تو که می‌داند چطور بدون کمکت از تو مراقبت کند. تنها کاری که باید انجام دهی این است که تسلیمش شوی. افکار، ذهن و نفست را تسلیم این جریانی که مسیر را می‌شناسد بکن. آن از تو مراقبت خواهد کرد. خیلی بهتر از آن چیزی که تصورش را بکنی از تو مراقبت خواهد کرد.
#رابرت آدامز

تو نه بدنت را خلق کردی و نه قادر به کنترلِ عملکرد بدنت هستی.
یک آگاهیِ بزرگ‌تر از ذهنِ انسان کارها را پیش می‌برد.
این همان آگاهی و شعوری است که تمام طبیعت را پایدار نگه داشته.
#اکهارت تُله

توجه ات را به تنفست بیاور و متوجه باش که تو آن کسی نیستی که آن را انجام می‌دهی. آن نَفَسِ طبیعت است. اگر قرار بود که نفس کشیدن را به یاد میاوردی، خیلی زود می‌مردی و از طرفی اگر سعی کنی تا نفست را متوقف کنی طبيعت غلبه خواهد کرد.
#اکهارت تُله

هنگامی‌که از سر راه کنار بروی، همان قدرتی که باعث رشد چمن می‌شود، همان‌که باعث شکوفه زدن گل‌ها می‌شود، همان‌که باعث به وجود آمدن پرتقال روی درخت پرتقال می‌شود همان از تو مراقبت خواهد کرد. چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.
#رابرت آدامز
Forwarded from تفحص خویش
There's something within you that knows what to do. There is a power greater than you that knows how to take care of you without your help. All you've got to do is to surrender to it. Surrender your thoughts, your mind, your ego, to the current that knows the way. It will take care of you. It will take better care of you than you can ever imagine.
#Robert Adams

"You didn't create your body, nor are you able to control the body's functions. An intelligence greater than the human mind is at work. It is the same intelligence that sustains all of nature."
#Eckhart Tolle

Bring your attention to your breathing and realize that you are not doing it. It is the breath of nature. If you had to remember to breathe, you would soon die, and if you tried to stop breathing, nature would prevail.
#Eckhart Tolle

"As you get yourself out of the way, the same power that appears to grow the grass, that causes the flowers to bloom, that grows oranges on orange trees, will take care of you. You have nothing to fear."
#Robert Adams
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
هنگامی‌که از سر راه کنار بروی، همان قدرتی که باعث رشد چمن می‌شود، همان‌که باعث شکوفه زدن گل‌ها می‌شود، همان‌که باعث به وجود آمدن پرتقال روی درخت پرتقال می‌شود همان از تو مراقبت خواهد کرد. چیزی برای ترسیدن وجود ندارد.

سؤال: چجوری می‌تونیم از سر راه بریم کنار؟

+اینجوری که این چیزی که گمان میکنی هستی رو قربانی کنی.
من خودم رو صرفاً محدود به مجموعه‌ای از افکار، خاطرات، احساسات و تصاویر گذشته کردم و خودم رو درون همونها زندانی کردم و از مجموع اینها چیزی توهمی و خیالی رو متصور شدم که بهش میگم «من». مثل صفحه‌نمایشی که به‌طور کامل خودش رو در محتوای فیلمی که درونش داره پخش میشه فراموش میکنه.
من الان معتقدم که من این شخص هستم.
من فرزانه هستم، من سمانه هستم. من علیرضا هستم، من اشکان هستم.
وقتی اشاره میشه که از سر راه برو کنار یعنی باید عمیقاً درک کنی که تو صرفاً این مجموعه نیستی. تو در نبود این مجموعه افکار، خاطرات، احساسات و تصاویر همچنان هستی.
این چه چیزیه که در نبود اونها همچنان هست؟
روی این سؤال عمیق شو:
آیا من صرفاً مجموعه‌ای از افکار، خاطرات، احساسات و تصاویر هستم یا چیزی هستم که از این‌ها آگاهه؟
افکار، خاطرات، احساسات و تصاویر مدام میان و میرن اما این چیزی که از اینها آگاهه چیه؟
از بس خودت را غرق این تصاویر کردی اون چیزی که از اینها آگاهه گویا در حجاب رفته.
مثل صفحه‌نمایشی که با انبوه تصاویر رنگارنگ، ظاهراً در حجاب رفته و دیده نمیشه.
امکان نداره که تصاویر بتونن بدون صفحه‌نمایش وجود داشته باشند.
امکان نداره که افکار، خاطرات، احساسات و تصاویر بدون چیزی که از اونها آگاهه وجود داشته باشن.
این چیزی که از اونها آگاهه اصل و اساسِ اونهاست و مقدم بر اونهاست.
بطور مطلق هیچ موجودیت مستقلی به نام سمانه، علیرضا یا زهرا اصلاً وجود نداره. تو فقط گمان میکنی که اینها هستی. تو این شخص نیستی، بلکه تو اون چیزی هستی که از این شخص آگاهه. اینو باید درون خودت بررسی کنی.
آیا من این افکار، خاطرات، احساسات و تصاویر دائم التغیر هستم یا چیز ثابتی هستم که از اونها آگاهه؟
حالا این چیز ثابتی که از اونها آگاهه چیه؟
این چه چیزیه که درون من داره نفس میکشه؟
قلب من با چه نیرویی در حال تپیدنه؟
آیا این پندار، این شخص، یعنی این چیزی که به تصور درآمده است که داره نفس میکشه؟ یا نفس کشیدن داره خود به خودی اتفاق میوفته؟
چیزی که درون تو در حال نفس کشیدنه همون چیزیه که داره کره زمین رو به دور خورشید میچرخونه و علاوه بر این خودش کره زمین، چرخش کره زمین، خورشید و این دست و پا و صورت و این چشمیه که داره این متن رو میبینه و میخونه...
این دست، پا، صورت از کجا ظاهر شدند؟
این چه چیزیه که در حال حاضر مشغول دیدن و خواندن این متنه؟
من چیستم؟

مطالب مرتبط جهت ادراک عمیقتر:

بودن در لحظه حال "دقیقاً" به چه معناست؟

اولین و بزرگ‌ترین خطای ادراکی ( به همراه تمام لینکهای زیر این پست)
Forwarded from تفحص خویش
وضعیت‌های مختلف می‌آیند و می‌روند، اما شما (ثابت و بی تغیر) همیشه اینجا هستید.
مثل سینما. در سینما، صفحه‌نمایش همیشه ثابت و بی‌تغییر در آنجاست اما تصاویر متعددی روی صفحه پدیدار گشته و سپس ناپدید می‌شوند.
چیزی به صفحه‌نمایش نمی‌چسبد و صفحه‌نمایش همیشه یک صفحه‌نمایش باقی می‌ماند. درست به همین شکل، شما در تمام وضعیت‌ها و حالات، همان خویش خودتان باقی می‌مانید. اگر این را ادراک کنید وضعیت‌های مختلف دیگر شما را به دردسر نمی‌اندازند.
مثل تصاویری که روی صفحه ظاهر می‌شوند و آن را به دردسر نینداخته و به آن نمی‌چسبند. شما گاهی روی صفحه‌نمایش اقیانوس عظیمی با امواجی بی‌پایان می‌بینید و سپس تصویر محو می‌شود. زمانی دیگر آتشی بزرگ می‌بینید که به همه‌جا پراکنده شده است و سپس این تصویر نیز محو می‌شود. در هر دو مورد صفحه‌نمایش وجود دارد. حال سؤال اینجاست که آیا صفحه‌نمایش با آن آب خیس شده، یا با آن آتش می‌سوزد؟
نه هیچ‌چیزی روی صفحه‌نمایش تأثیری ندارد. درست به همین ترتیب چیزهایی که در طی زمانِ بیداری، رؤیا و همین‌طور خوابِ عمیقِ بدونِ رؤیا اتفاق میفتند مطلقاً هیچ تأثیری روی شما نخواهند داشت و شما همان خویش خودتان باقی خواهید ماند.
#رامانا ماهارشی


"The states come and go, but you are always there. It is like a cinema. The screen is always there but several types of pictures appear on the screen and then disappear. Nothing sticks to the screen, it remains a screen. Similarly, you remain your own Self in all the states. If you know that, the states will not trouble you, just as the pictures which appear on the screen do not stick to it. On the screen, you sometimes see a huge ocean with endless waves; that disappears. Another time, you see fire spreading all around; that too disappears. The screen is there on both occasions. Did the screen get wet with the water or did it get burned by the fire? Nothing affected the screen. In the same way, the things that happen during the wakeful, dream and sleep states do not affect you at all; you remain your own Self."
#Ramana Maharshi