مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این صداها را بشنوید.

اول توجه را ببرید به سمت این صداها و بعد توجه را ببرید به سمت چیزی که از این صداها آگاه است.

متوجه‌اش باشید.

این سؤالات را از خودتان بپرسید و درون خودتان به دنبال جواب باشید.
دادن جواب ذهنی کمکی به شما نخواهد کرد.

چه چیزی این صداها را شنید؟

این صداها کجا ادراک شدند؟

چه چیزی از این صداها آگاه است؟

ماهیت چیزی که این صداها را درک کرد چه چیزی است؟

احتمالاً شما در اینجا میگویید: من این صداها را درک کردم.
سؤال: منظور شما از "من" در اینجا دقیقاً چیست؟ مریم، سارا، علی، احسان؟ یا چیز دیگری؟
فقط متوجه چیزی باشید که از این صداها آگاه است.

آیا چیزی که این صداها را ادراک کرد خودش از جنس این صداهاست؟ یا صرفاً چیزی است که از هر چیزی که پدیدار می‌شود آگاه است؟ مثل یک تصویر یا یک فکر یا یک حس یا یک احساس.

این چیزی که از همه‌چیز آگاه است چیست؟

من چیستم؟

مدتی با این مراقبه بمانید.
#مسیرمستقیم
شادی، غم، خشم، هیجان، ترس، استرس و اضطراب، افسردگی، میل شدید، تنهایی، بی‌حوصلگی، تنفر. عشق.

این احساسات را در نظر بگیرید.
احتمالاً شما با اکثرشان آشنا هستید. همچون دو مطلب قبل چیزی در اینجا وجود دارد که از این حالات عاطفی-احساسی آگاه است.

اول توجه را ببرید به سمت این احساسات و بعد توجه را ببرید به سمت چیزی که از این احساسات آگاه است.

همین حالا چه احساسی درون شما وجود دارد؟
متوجه‌اش باشید.

این سؤالات را از خودتان بپرسید و درون خودتان به دنبال جواب باشید.
دادن جواب ذهنی کمکی به شما نخواهد کرد.

این احساس کجا ادراک می‌شود؟

چه چیزی از این احساس آگاه است؟

ماهیت چیزی که این احساس را درک می‌کند چه چیزی است؟

احتمالاً شما در اینجا میگویید: من این احساس را درک می‌کنم.
سؤال: منظور شما از "من" در اینجا دقیقاً چیست؟ مریم، سارا، علی، احسان؟ یا چیز دیگری؟
فقط متوجه چیزی باشید که از این احساس آگاه است.

آیا چیزی که این احساس را ادراک می‌کند خودش از جنس آن است؟ یا صرفاً چیزی است که از هر چیزی که پدیدار می‌شود آگاه است؟ مثل یک فکر، یک رنگ، یک صدا، یک طعم.

اگر من این احساسات دائم التغیر باشم پس این چیزی که از این احساسات آگاه است چیست؟

من کدامِ اینها هستم؟ این احساسات؟ این افکار؟ این صداها؟ این تصاویر؟ یا آن چیزی که از تمام اینها آگاه است؟

این چیزی که از همه‌چیز آگاه است چیست؟

من چیستم؟

مدتی با این مراقبه بمانید.
#مسیرمستقیم
مسیر مستقیم pinned «"تجربه مستقیمی بر ادراک ماهیت حقیقی خویش" من آگاهی محضم مراقبه‌ی ماهیت حقیقی – قسمت اول مراقبه‌ی ماهیت حقیقی – قسمت دوم تفحص خویش پس زمینه تمثیل آب سرد و گرم تمثیل عطرها تمثیل رنگها تمثیل صداها تمثیل افکار تمثیل احساسات مراقبه‌ی فضای خودآگاهِ…»
مسیر مستقیم
Photo
صفحه‌نمایش هست.

رنگ‌هایی روی صفحه‌نمایش پدیدار می‌شوند.

این رنگ‌ها از جنس خود صفحه‌نمایش هستند و از درون همان ظاهر شدند. یعنی به این صورت که اگر به سمت این رنگ‌ها بروی و آن‌ها را لمس کنی چیزی جز صفحه‌نمایش به دستت نمی‌آید.
اما بعد از پدیدار شدن رنگ‌ها، صفحه‌نمایش چنان مشغول آن‌ها شده که رفته‌رفته خودش را فراموش می‌کند.

تمام توجه‌اش روی اینهاست:
آبی، زرد، سیاه، صورتی، نارنجی، بنفش، قهوه‌ای.

عاشقِ آبی، زرد، صورتی، نارنجی و بنفش است و از سیاه و قهوه‌ای متنفر.

رنگ‌ها به‌طور مدام کم‌رنگ، پررنگ و سپس دوباره کم‌رنگ و محو می‌شوند.

ازآنجاکه فراموش کرده صفحه‌نمایش است، عاشقِ پررنگ شدنِ آبی، زرد، صورتی، نارنجی و بنفش است و کم‌رنگ و محو شدنشان را دوست ندارد.

از طرفی هم از پررنگ شدنِ سیاه و قهوه‌ای متنفر است و از کم‌رنگ و محو شدنشان خوشحال.

آبی، زرد، صورتی، نارنجی و بنفش زیبا هستند اما به خاطر خاصیتشان دوامی ندارند و محو می‌شوند و اجازه نمی‌دهند که این رؤیای شیرین به‌طور ثابت ادامه داشته باشد، از طرفی سیاه و قهوه‌ای هم دوامی ندارند اما گاهی اتفاق میفتد که صفحه از سایر رنگ‌ها جز این دو رنگ خالی می‌شود.

فقط سیاه و قهوه‌ای می‌ماند.

سیاه و قهوه‌ای رؤیایی تلخ‌اند اما احتمال اینکه رؤیای تلخ منجر به بیداری بشود زیاد است.

گاهی به خاطر شدت نفرت و انزجار از این دو رنگ، ناگهان صفحه‌نمایش قید رنگها را زده، به سمت خودش چرخیده و درنتیجه از قیدوبند رنگ‌ها رها می‌شود.
(ادامه دارد)

#مسیرمستقیم
Forwarded from تفحص خویش
وقتی فکری توجه‌ات را به‌طور کامل به خودش جذب می‌کند، به این معناست که تو با این صدا هم‌هویت‌شده و خودت را با آن‌ یکی می‌پنداری. در این صورت این افکار، حسی از "خود" را شکل می‌دهند؛ و این خود، همان "ایگو" است. یک من ذهنی.
این خودی که ساخته‌ی ذهن است همیشه احساس ناکافی بودن و متزلزل بودن می‌کند. به همین خاطر است که ترس و میل یا خواسته، احساساتِ غالب و همین‌طور نیروهایِ برانگیزانندهیِ آن هستند.
هنگامی‌که تشخیص دادی که صدایی درون سرت است که این صدا وانمود می‌کند که خودِ تو هستی و هرگز هم حرف زدن را متوقف نمی‌کند، آنگاه از هم هویت شدنِ ناآگاهانه با جریان افکار بیدار می‌شوی. هنگامی‌که متوجه آن صدا بشوی آنگاه درک می‌کنی که آن چیزی که تو هستی این صدا یعنی این فکر کننده نیست، بلکه همان است که از این صدا آگاه است.
#اکهارت تُله



من افکارم،
احساساتم،
حواس پنج‌گانه‌ام،
و تجربیاتم نیستم.
من محتوای زندگی‌ام نیستم.
من خودِ زندگی‌ام.
من فضایی هستم که در آن همه‌چیز اتفاق میفتد.
من آگاهی‌ام.
من لحظه‌یِ حالم.
من هستم."

#اکهارت تُله
Forwarded from تفحص خویش
When each thought absorbs your attention completely, it means you identify with the voice in your head. Thought then becomes invested with a sense of self. This is the ego, a mind-made "me." That mentally constructed self feels incomplete and precarious. That's why fearing and wanting are its predominant emotions and motivating forces.
When you recognize that there is a voice in your head that pretends to be you and never stops speaking, you are awakening out of your unconscious identification with the stream of thinking. When you notice that voice, you realize that who you are is not the voice -- the thinker -- but the one who is aware of it.
#EckhartTolle

I am not my thoughts,
emotions,
sense perceptions,
and experiences.
I am not the content of my life.
I am Life.
I am the space in which all things happen.
I am consciousness.
I am the Now.
I Am"
#EckhartTolle
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
چون تو عالم را جلوه‌ی جمال و کمال حق بینی و دانی که همان نور مطلق است که به هرجا و به هر رنگی خود را ظاهر می‌سازد، يقين دان که تو از گرفتاری خلاص شده‌ای.
و دیگر بدان که کمالات ذات خداوندی و تجلیات برهم* را حد و نهایت نیست. هرکسی در شناخت او کوشش نموده و فکر خود را در هوای صفات او پرواز داده، بدانچه در حوصله دانش و ادراک او گنجیده از او بیانی نموده. تو باید که موافق گفته ایشان اعتقاد کنی که ظهور او در این عالم از روی خواهش و اندیشه اوست و اوست که به هرجا و به هر رنگ جلوه می‌فرماید و به هر صورتی خود را ظاهر می‌سازد.
و هرچند فکر و ادراک از دریافت کمال او عاجز است و هیچ‌کس چنانچه اوست او را نشناسد و بزرگیِ او را نداند اما باوجوداین هر کس هرچه از او گفته و هر نوعی که از او نشان داده، منکر نباید شد.
این‌چنین ذاتِ بزرگی را محوِ مشاهدة جمال او باید گردید که هیچ مرتبه و هیچ مقامی برتر ازین نباشد.
من شادی و سرور آن مرتبه را به چه زبان توانم خاطرنشان نمود؟ آن ذات مطلق را چیزی نتوان گفت؛ و نمی‌توان گفت که او در این عالم ظاهر است، به جهت آنکه به نظر درنمی‌آید و او را مانند تعینات عالم از بلند و پست و خرد و کلان و سیاه و سفید و مثل آن قرار نتوان داد؛ و نیز نتوان گفت که در این عالم نیست و از این عالم جداست، به جهت آنکه هر چیز از این عالم که به نظر در می‌آید، همه جلوه‌یِ جمالِ باکمالِ اوست،

*برهم= حقیقت متعال

از کتاب جوگ باسشت (یوگا واسیشتا)
Forwarded from تفحص خویش
ماهیت شما آرامش و شادی است. افکار موانعی برای ادراک خویش هستند. منظور از تمرکز یا مراقبه فقط رها شدن از این موانع است و نه دستیابی به خویش.
#رامانا ماهارشی

مطلب بالا در قالب تمثیل صفحه نمایش و تصاویر:
ماهیت صفحه نمایش، آرامش و شادی است. هم هویت شدن صفحه نمایش با تصاویر، مانعی برای ادراک خودش است. منظور از تمرکز یا مراقبه فقط رها شدن از این تصاویر است و نه دستیابی به خودِ صفحه نمایش. (چون صفحه نمایش همیشه حی و حاضر وجود دارد.)

"از درون خویش این آوازها
منع کن تا کشف گردد رازها"
#مولانا

"موانع تا نگردانی ز خود دور
درون خانهٔ دل نایدت نور"
شیخ محمود #شبستری

Your nature is Peace and Happiness. Thoughts are the obstacles to realisation. One’s meditation or concentration is meant to get rid of obstacles and not to gain the Self.
#Ramana Maharshi
(Talk 462)
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
گفتگو با #آنامالای سوامی

دیدنِ صفحه

پرسش: شما میگویید که همه‌چیز خویش است حتی مایا یا توهم. اگر چنین است پس چرا من نمی‌توانم خویش را به‌وضوح ببینم؟ چرا از من پنهان است؟

آنامالای سوامی: چون شما به سمت اشتباهی نگاه می‌کنید.
شما این باور را دارید که خویش چیزی است دیدنی یا تجربه شدنی. چنین نیست. خویش همان هشیاری یا آگاهی‌ای است که دیدن و تجربه کردن در آن اتفاق میفتد.
حتی اگر شما خویش را نمی‌بینید، خویش همچنان آنجاست. باگوان رامانا ماهارشی گاهی با طنز اظهار می‌داشتند که: «مردم فقط روزنامه را باز می‌کنند و نگاهی به آن می‌اندازند و بعد میگویند "من آن صفحات را نگاه کردم" اما در حقیقت آن‌ها آن صفحات را نگاه نکردند بلکه فقط کلمات و عکس‌های روی آن را دیدند. بدون آن صفحه، هیچ کلمه و عکسی وجود نداشت اما مردم هنگام خواندنِ کلمات همیشه صفحه را فراموش می‌کنند.»
باگوان از این تشبیه برای این استفاده می‌کردند تا نشان دهند که مردم فقط اسم‌ها و فرم‌هایی که روی صفحه‌ی آگاهی پدیدار می‌شوند را می‌بینند و خودِ صفحه را نادیده می‌گیرند. با این نوع دیدِ جزئی به‌راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که تمام فرم‌ها هم از همدیگر و هم از شخصی که آن‌ها را می‌بیند جدا هستند.
اگر مردم به‌جای فرم‌هایی که در آگاهی پدیدار می‌شوند متوجه‌ی خودِ آگاهی می‌شدند آنگاه ادراک می‌کردند که تمام این فرم‌ها فقط ظواهری هستند که درون آن آگاهیِ واحدِ یکپارچه ظاهر می‌شوند.
آن آگاهی همان خویشی است که تو در جستجویش هستی. تو می‌توانی آن آگاهی باشی اما هرگز نمی‌توانی آن را ببینی زیرا آن چیزی جدا از تو نیست.
Forwarded from تفحص خویش
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
'Seeing the Paper'...
Q: You say that everything is the Self, even maya. If this is so, why can't I see the Self clearly? Why is it hidden from me?
AS: Because you are looking in the wrong direction. You have the idea that the Self is something that you see or experience. This is not so. The Self is the awareness or the consciousness in which the seeing and the experiencing take place.
Even if you don't see the Self, the Self is still there. Bhagavan sometimes remarked humorously: ‘People just open a newspaper and glance through it. Then they say, "I have seen the paper". But really they haven't seen the paper, they have only seen the letters and pictures that are on it. There can be no words or pictures without the paper, but people always forget the paper while they are reading the words.'
Bhagavan would then use this analogy to show that while people see the names and forms that appear on the screen of consciousness, ignore the screen itself. With this kind of partial vision, it is easy to come to the conclusion that all forms are unconnected with each other and separate from the person who sees them.
If people were to be aware of the consciousness instead of the forms that appear in it, they would realize that all forms are just appearances which manifest within the one indivisible consciousness.
That consciousness is the Self that you are looking for. You can be that consciousness but you can never see it because it is not something that is separate from you.
- Living by the Words of Bhagavan, p. 272
Forwarded from تفحص خویش
بدون مراجعه به یک فکر، تصویر یا احساس تو چیستی؟
این سؤال موجب یک شکاف لحظه‌ای در ذهن می‌شود.
در آن شکاف ساکن شو.
تو در آنجا چیستی؟
به‌عنوان آن وجودِ خاموش باقی بمان.
#آدياشانتی

* در طول روز بارها و بارها مراقبه‌گون این جمله را مرور کنید و مدتی با آن بمانید.

What are you without referring to a single thought, image, or emotion? The question causes a momentary gap in the mind. Abide in that gap. What are you there?
Abide as that wordless being.'
#Adyashanti
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
خسته‌ام، واقعاً دیگه نمیکشم.
حالم از خودم، از اطرافیانم از همه چی به هم میخوره.
اینهمه تو این سالها مطالب معنوی خوندم هیچ فایده‌ای نداشت.
حال الانم رو ببین.
به کجا رسیدم؟
چی شدم؟
تو سرم پر مزخرفات فلسفی و معنویه که همینها هم حالم رو داره بدتر میکنه.
خسته شدم دیگه.
دارم از درون منفجر میشم.
دوست دارم بخوابم، بخوابم و هزار سال دیگه پاشم.
دیگه نمیتونم خودمو، ذهنمو این حالمو تحمل کنم.

موج دوم درحالیکه به حرفهای دوستش گوش میداد به موج اول گفت:
خب تحمل نکن.

موج اول: یعنی چی؟

موج دوم: خودتو تحمل نکن. همین. خودتو رها کن. این خودِ غیرقابل‌تحمل رو پرت کن بیرون.
برای یک لحظه هم شده تمام ماجراهای موج بودن رو تماماً رها کن.
خالی شو. خالیِ خالیِ خالی.
اصلاً یک پیشنهاد دارم. همین‌الان چشماتو ببیند و با خودت بگو: میخوام برای یک لحظه هم که شده همه چیو رها کنم. کاملاً و تماماً از این نقشِ موجِ اول بودن خارج بشم و دیگه این نباشم.
بیا بیرون ازش.

چطوری آخه؟

فقط بیا بیرون ازش. همین حالا.
تمام داستانهاشو رها کن. تمام داستانهاشو. تمام اتفاقات قدیم، سختیها، دردها، سرخوردگیها، ناامیدی‌ها، از تمامشون بیا بیرون.
اونقدر بیا از همه چیز بیرون که دیگه هیچ تصویری نباشه.
نیاز نیست تمام تصویرها رو یکی‌یکی خارج کنی چون تمام تصویرها به تو وصلند.
فقط یهو نباش، همین.

همین که تو نباشی همه‌یِ اون فکرها، احساسات و تصویرهای ریزودرشتی که بهت آویزون هستند یهو فرومی‌ریزند و محو میشن.
یهو نباش.
نباش.

سکوت
سکوتی عمیق
و موج اول ناگهان نبود.

و اقیانوس...

#تفحص_خویش
Forwarded from تفحص خویش
-سرگردان و پریشانم، برای رسیدن به "آن" باید چه کنم؟
+باید بی‌حجاب شوی تا به "آن" بررسی.
-چطور باید بی حجاب شوم؟ این حجاب چیست؟
+این حجاب خودِ تویی.
-چاره چیست؟
+بمیر.
بمیر بر چیزی که گمان میکنی هستی. این پندار، زندانِ توست، این زندان را بشکن و رها شو. بر این توهم بمیر تا به آن حقیقت زنده شوی. بر این تاریکی بمیر تا به آن نور زنده شوی که:

«بی‌حجابت باید آن ای ذولباب
مرگ را بگزین و بَردرّ آن حجاب

نه چنان مرگی که در گوری روی
مرگ تبدیلی که در نوری روی»
#مولانا


حجاب میان بنده و خداي، آسمان و زمین و عرش و ترس نیست، پندار تو و منی تو حجاب توست. از میان برگیر به خداي رسی.
#ابوسعید ابو الخیر


"گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا «تو» هستی"
#فیض_کاشانی
Forwarded from تفحص خویش
واقعاً نیاز نیست تا برای ادراک خویش کاری انجام بدی، فقط از سر راه برو کنار.
#رابرت آدامز

There is really nothing you have to do to become self-realized, only to get yourself out of the way.
#Robert Adams
Forwarded from تفحص خویش
ما برایِ یافتنِ وجودِ حقیقیِ خودمان نیاز به جستجو نداریم. ما هم‌اکنون همانیم؛ و این ذهنی که در جستجوی آن است دلیل اصلی پیدا نکردنش است.
#نیسارگاداتا ماهاراج

آن آرامشی که به دنبالشی هم‌اکنون درون خودت وجود دارد. به خاطر سروصدای ذهن است که نمی‌توانی احساسش کنی.
#اکهارت_تُله

هرچه ساکت‌تر باشی، بیشتر می‌شنوی.
رام داس

"از درون خویش این آوازها
منع کن تا کشف گردد رازها"
#مولانا


We do not need to search in order to find our True Being. We already are it. And the mind which searches for it is the very reason we cannot find it.
#Nisargadatta Maharaj

"The peace you want is already in you, you just can't feel it because the mind is making too much noise"
#Eckhart Tolle

The quieter you become, the more you hear.
#RamDass