مسیر مستقیم
9.2K subscribers
916 photos
504 videos
23 files
245 links
آدرس صفحه اینستاگرام

| instagram.com/direct.path
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آگاه بودن از آگاهی - #روپرت_اسپایرا


"این آگاه بودن از آگاه بودن، از دیدگاهِ ذهنِ عینیت‌گرا چیز خاصی به نظر نمی‌رسد، اما اگر ما از تجربه‌یِ آگاه بودن آگاه باشیم، اگر ما آن آگاهی که با آن تمام چیزها و تجربیات شناخته می‌شوند را بشناسیم، آنگاه درواقع ما به برترین فرم عبادت یا مراقبه رسیده‌ایم، و این مراقبه‌ای است که سایر مراقبه‌ها مقدمات آن هستند."
از متن سخنرانی روپرت اسپایرا

*هشیار باشید تا ذهن شما این مطالب بسیار گرانبها و درخشان را سرسری نپندارد و به راحتی چنین گوهر نابی را از دست ندهید.

مطلب مرتبط:

ماهیت حقیقی من

و البته سایر مراقبه‌های روپرت اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
یکی از دلایلِ رنج کشیدنِ حال حاضرت میل و خواسته‌ی قدرتمندی است که درونت شکل‌گرفته. گاهی همچون خواب شده‌ها حتی از وجود آن میل و خواسته هم آگاه نیستی چون به شدت تمام انرژی و توان مشاهده‌گری‌ات را می‌بلعد. تمام امیال و خواسته‌ها حول محور «من» می‌چرخند. آگاه باش که امیال و خواسته‌ها، من-شخص را پررنگ و پررنگ‌تر می‌کنند. در حقیقت رنج، اعلامِ حضورِ من-شخص است. نسبت به این امیال و آرزوها آگاه باش که چطور بار دیگر به شکلی نامحسوس راهی به درون باز کرده و منجر به برخاستنِ منِ ذهنی و در پیِ آن درد و رنج شده‌اند.

همه‌ي رنج‌ها از آن می‌خیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی، رنج نماند.
#مولانا - فیه ما فیه

ریشه تمامی آلام و رنج‌های آدمیان در این جهان آرزوها و امیال آن‌هاست.
بودا

هنگامی‌که هیچ میل و آرزویی نباشد
همه‌چیز در صلح و آرامش است.
تائو ت چینگ

ارضای امیال و خواسته‌ها است که منجر به رنج می‌شود. سعادت در رهایی از خواسته‌هاست.
#نیسارگاداتا



و درنهایت ختم می‌کنم به این جمله مهم از کتاب بسیار خوب «درخت بی‌مغز»:
وقتی «خود» رها شود چه چیز بیشتری برای رها کردن باقی می‌ماند؟
زمانی که -حسِ من- پایان بیابد، -حسِ از آنِ من- نیز خودبه‌خود پایان میابد.

"It is the satisfaction of desires that breeds misery. Freedom from desires is bliss."
#Nisargadatta
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیال و آرزوها – شرحی بر مطلب قبل درباره میل و خواسته
#مسیرمستقیم

وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان می‌خرید یا دوستی را ملاقات می‌کنید خوشحال هستید. چرا این چیزها برای شما شادی میاورند؟
شما به یک فرد خاص، یا یک ماشین یا آپارتمانی که از آجر و سیمان ساخته شده جذب می‌شوید. این آهن و لاستیک و بنزین نیستند که با داشتن ماشین برایتان شادی به همراه میاورند، همچنین این گوشت و پوست و مغز و استخوان یک شخص نیست که برای شما شادی به ارمغان می‌آورد.
هنگامی که شما شاد هستید خویش را در خودتان تشخیص می‌دهید و از امیال و خواسته‌ رها هستید.
هنگامی‌که یک ماشین می‌خرید آرزوی شما برای داشتن ماشین از بین می‌رود، میل و خواسته شما برای داشتن ماشین شما را ترک می‌کند. هنگامی‌که با دوستی ملاقات می‌کنید میل شما برای دیدار با او از بین می‌رود. هنگامی‌که آپارتمانی می‌خرید دیگر میل شما برای داشتن آپارتمان وجود ندارد. این خالی بودن از میل و آرزوست که به شما شادی می‌دهد. اگر بدانید که این خالی بودن از میل و آرزو است که به شما شادی می‌بخشد آنگاه می‌توانید همیشه ذهنتان را خالی نگه‌دارید. آنگاه در هرکجا که هستید می‌توانید شاد باشید.

#پاپاجی
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
خوشبختی چیست؟

خوشبختی همان ذات و ماهیتِ «خویش» است. خوشبختی و خویش متفاوت از هم نیستند. هیچ خوشبختی‌ای در چیزهای بیرونیِ این دنیا وجود ندارد. ما به دلیل ناآگاهی و بی خبری گمان می‌کنیم که می‌توانیم از چیزها به خوشبختی برسیم. زمانی که ذهن به بیرون می‌رود رنج را تجربه می‌کند. در حقیقت زمانی که امیال و آرزوهایش برآورده شد به جایگاه اصلی‌اش بازمی‌گردد و از شادیِ «خویش» لذت می‌برد. به‌طور مشابه در وضعیت خواب، سامادهی (خویش آگاهی) و بیهوشی هم همین را تجربه می‌کند. و همینطور هنگامی‌که چیزهایی که آرزویش را دارد به دست آمد، یا چیزهایی که از آن‌ها بیزار است از بین رفت، ذهن درونی شده و از شادیِ نابِ «خویش» لذت خواهد برد. بنابراین ذهن بی‌وقفه به‌طور متناوب از خویش بیرون آمده و به آن بازمی‌گردد. سایه‌ی زیر درخت دلپذیر است و از طرفی خارج از آن در فضای باز، گرما سوزان است.

کسی که در زیر آفتاب قرار دارد، هنگامی‌که به سایه می‌رسد، احساس خنکی می‌کند. کسی که مدام از سایه به زیر آفتاب می‌آید و دوباره به سمت سایه می‌رود یک ابله است. یک فرد خردمند همیشه در سایه می‌ماند. به‌طور مشابه ذهنِ کسی که حقیقت را می‌شناسد برهمن (حقیقت متعال) را ترک نمی‌کند. اما از طرف دیگر، ذهن نادان در دنیا می‌چرخد و احساس بدبختی می‌کند و برای مدت کوتاه به برهمن بازمی‌گردد تا خوشبختی را تجربه کند. درواقع آنچه دنیا می‌نامیم فقط فکر است. زمانی که دنیا محو شود، هنگامی‌که دیگر فکری باقی نماند آنگاه ذهن شادی و خوشبختی را تجربه می‌کند و زمانی که دنیا ظاهر شود باز به‌سوی رنج و بدبختی میل می‌کند.

#رامانا ماهارشی




What is happiness?

Happiness is the very nature of the Self; happiness and the Self are not different. There is no happiness in any object of the world. We imagine through our ignorance that we derive happiness from objects. When the mind goes out, it experiences misery. In truth, when its desires are fulfilled, it returns to its own place and enjoys the happiness that is the Self. Similarly, in the states of sleep, samadhi and fainting, and when the object desired is obtained or the object disliked is removed, the mind becomes inward-turned, and enjoys pure Self-happiness. Thus the mind moves without rest alternately going out of the Self and returning to it. Under the tree the shade is pleasant; out in the open the heat is scorching. A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery.

A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery

#Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
میل یا خواسته به‌خودی‌خود اشتباه نیست بلکه آن بخشی از فرایند زندگی است یعنی میل به رشد در دانش و تجربه؛ اما این روش‌هایی که شما در پی می‌گیرید اشتباهند. تصور اینکه چیزهای کوچکی مثل غذا، رابطه جنسی، قدرت و شهرت می‌توانند شما را خوشبخت کنند، فریب دادن خود است. فقط چیزی به وسعت و ژرفای خود حقیقی شماست که می‌تواند شما را به‌طور واقعی و پایدار خوشحال کند.
#نیسارگاداتا ماهاراج

Desire by itself is not wrong. It is life itself, the urge to grow in knowledge and experience. It is the choices you make that are wrong. To imagine that some little thing -food, sex, power, fame—will make you happy is to deceive oneself. Only something as vast and deep as your real self can make you truly and lastingly happy.
#Nisargadatta Maharaj
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما برای یافتن وجود حقیقی‌مان نیازی به جستجو نداریم. ما پیشاپیش همان هستیم؛ و از طرفی همین ذهنی که در جستجوی آن است خودش دلیل اصلی پیدا نکردنش است.
#نیسارگاداتا ماهاراج

"طنزِ ماجرا اینجاست که این ایگو یعنی «من» است که به دنبال روشن‌ضمیری است و از طرفی هم تا زمانی که «من» از بین نرود روشن‌ضمیری نمی‌تواند بیاید."
#رامش بالسکار


We do not need to search in order to find out our True Being. We already are it. And the mind which searches for it is very reason we cannot find it.
#Nisargadatta Maharaj

"The joke is that it is the ego, the 'me,' that wants enlightenment, and enlightenment cannot come until the 'me' is demolished."
#Ramesh S. Balsekar
آدرس صفحه اینستاگرام: مسیرمستقیم
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
آنچه ذهن نامیده می‌شود نیروی شگفت‌انگیزی است که در خویش یا آگاهی ساکن است و همین نیرو است که منجر به برخاستن تمام افکار می‌شود. جدا از افکار چیزی به‌عنوان ذهن وجود ندارد؛ بنابراین فکر ماهیت ذهن است. جدا از افکار هیچ موجودیت مستقلی به نام دنیا وجود ندارد. در خوابِ عمیقِ بدونِ رؤیا، هیچ افکاری وجود ندارد و درنتیجه هیچ جهانی نیز وجود ندارد. در وضعیت‌های بیداری و خواب دیدن، افکار وجود دارند و درنتیجه جهان نیز وجود دارد. درست همان‌طور که عنکبوت تارها را از خودش بیرون داده و دوباره به درون خودش می‌کشد، ذهن نیز جهان را از خودش بیرون داده و دوباره آن را به درون خودش حل می‌کند.
#رامانا ماهارشی

سؤال: تفاوت ذهن و خویش در چیست؟
رامانا ماهارشی: تفاوتی وجود ندارد. ذهنی که به درون بچرخد، خویش است، به بیرون بچرخد می‌شود ایگو و تمام دنیا.
پنبه را به لباس‌های مختلفی تبدیل می‌کنند که ما اسم‌های مختلفی به آن‌ها می‌دهیم (بلوز، شلوار، دامن، تی‌شرت،...)
طلا را به زیورآلات مختلفی تبدیل می‌کنند که ما اسم‌های مختلفی به آن‌ها می‌دهیم (گردنبند، دستبند، انگشتر، النگو،...)
اما تمام لباس‌ها پنبه و تمام زیورآلات طلا هستند.
فقط همان یکی است که حقیقی است، مابقی فقط اسم‌ها و فرم‌ها هستند.
ذهن جدا از خویش وجود ندارد به این معنا که ذهن هیچ هستی مستقلی ندارد.
خویش بدون ذهن وجود دارد اما ذهن هرگز بدون خویش وجود ندارد.
#رامانا ماهارشی

What is called ‘mind’ is a wondrous power residing in the Self. It causes all thoughts to arise. Apart from thoughts, there is no such thing as mind. Therefore, thought is the nature of the mind. Apart from thoughts, there is no independent entity called the world. In deep sleep there are no thoughts and no world. In the states of waking and dream, there are thoughts, and there is a world. Just as the spider emits the thread (of the web) out of itself and again withdraws it into itself, likewise the mind projects the world out of itself and again resolves it to itself. (The Collected Works of Sri #Ramana Maharshi , p. 23)


Question: What is the difference between the mind and the Self?
Ramana Maharshi: There is no difference. The mind turned inwards is the Self, turned outwards, it becomes the ego and all the world. Cotton made into various clothes we call by various names. Gold made into various ornaments, we call by various names. But all the clothes are cotton and all the ornaments gold. The one is real, the many are mere names and forms.
But the mind does not exist apart from the Self, that is, it has no independent existence.
The Self exists without the mind, never the mind without the Self.
#Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
Forwarded from تفحص خویش
زمانی که تمام افکار آرام بگیرند، آگاهی ناب باقی میماند.
#رامانا ماهارشی

ادراک حقیقت خویش چیز جدیدی برای به دست آوردن نیست
آن همیشه همان‌جاست اما توسط صفحه افکار مسدود شده است.
#رامانا ماهارشی

تو میگویی که میخواهم از این سر و صدای ذهن رها شوم،
اما تو و این سرو صدا با هم هستید.
هنگامی‌که تو بی«تو» شوی تمام سروصداها متوقف می‌شوند. تویِ حقیقی آن شاهدِ بی فرمِ درون است. این شخص، یعنی این پر سروصدا فقط به تصور درآمده است. تشخیص همین موضوع رهایی است."
#موجی

هنگامی‌که صدای درون سرت که وانمود می‌کند تو هستی و هرگز حرف زدن را متوقف نمی‌کند را تشخیص دادی، از هم هویت شدن ناآگاهانه با جریان افکار بیدار می‌شوی. زمانی که متوجه آن صدا شدی، پی می‌بری که توی حقیقی، آن صدا یعنی همان فکر کننده نیستی بلکه تو همانی هستی که از این صدا آگاه است.
#اکهارت تُله

ما برای یافتن وجود حقیقی‌مان نیازی به جستجو نداریم. ما پیشاپیش همان هستیم؛ و از طرفی همین ذهنی که در جستجوی آن است خودش دلیل اصلی پیدا نکردنش است.
#نیسارگاداتا ماهاراج

ذهن نمیتواند آنچه فراسوی ذهن است را بشناسد،
اما خود این ذهن با آنچه در فراسویش است شناخته میشود.
#نیسارگاداتا ماهاراج



When all the thoughts are stilled, pure consciousness remains over.
#Ramana Maharshi

Realization is nothing new to be acquired.
It is already there but obstructed by a screen of thoughts.
#Ramana Maharshi

“You say you want to get rid of the noise, but you and the noise go together. You have to be you without 'you' and all noise will stop. The real You is the formless witness within. The person, the noisy one, is only imagined. To recognize this is Freedom. “
#Mooji

"When you recognize that there is a voice in your head that pretends to be you and never stops speaking, you are awakening out of your unconscious identification with the stream of thinking. When you notice that voice, you realize that who you are is not the voice - the thinker - but the one who is aware of it."
#Eckhart Tolle

We do not need to search in order to find out our True Being. We already are it. And the mind which searches for it is very reason we cannot find it.
#Nisargadatta Maharaj


The mind cannot know what is beyond the mind, but the mind is known by what is beyond it.
#Nisargadatta Maharaj
آدرس صفحه اینستاگرام: مسیرمستقیم
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت مغز و ذهن در چیست؟ - #جیدو کریشنامورتی

*پیش از هرچیزی دقت کنید که دایره واژگان کریشنامورتی با چیزی که از قبل با آن آشنا هستید کمی متفاوت است. بطور نمونه در این محتوا شاید بتوان واژه ذهن را معادل هشیاری شرطی نشده در نظر گرفت.

مغز شامل تمام محتوای چیزهایی است که از آنها آگاهیم.
محتوای خودآگاهی شما، خود شما هستید.
شما خودتان را صرفا محتوای آگاهی میدانید. خاطرات گذشته، اتفاقات گذشته، تمام فعالیتها و تجربه‌های گذشته.
"شما گذشته هستید"
رابطه ذهن و مغز تنها زمانی است که مغز از تمام محتوای خودش خالی باشد.
ما در قالب مغز شرطی شده و محدود هستیم.
هنگامی که زندگیتان محدود باشد هرگز نمیتوانید نامحدود را درک کنید.
رابطه مغز و ذهن تنها زمانی میتواند اتفاق بیفتد که مغز بطور کامل از محتوایش خالی باشد.
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شرحی بر ذهن، مغز و خودآگاهی – جیدو #کریشنامورتی

*پیش از هرچیزی دقت کنید که دایره واژگان کریشنامورتی با چیزی که از قبل با آن آشنا هستید کمی متفاوت است. بطور نمونه در این محتوا شاید بتوان واژه ذهن را معادل هشیاری شرطی نشده در نظر گرفت.

-ناخودآگاه و خودآگاه
ناخودآگاه در واقع تمام گذشته و تمام حافظه‌یِ هزاران ساله‌ی بشر است.
ناخودآگاه، همان جریان گذشته است. یعنی هزاران خاطره، هزاران سال رنج و مبارزه، تمام آلام و رنجهای بشر.
ناخودآگاه، همین تصوری است که شما از انگلیسی بودن یا فرانسوی بودن از خودتان دارید.
ذهن خودآگاه همیشه توسط ضمیر ناخودآگاه هدایت میشود.
اگر کسی کاملا بیدار و آگاه باشد، هیچ خودآگاه و هیچ ناخودآگاهی وجود نخواهد داشت.
مغز در حال حاضر شرطی شده است، مغز ما به واسطه تجربه و دانسته‌های زیاد، محدود و شرطی شده است. مغز شرطی شده ظرفیتش محدود است و فقط هنگامی که کاملا از شرطی‌شدگی‌ها رها شود یعنی زمانی که هیچ باور و هیچ ترس و هیچ وابستگی‌ای باقی نماند آنگاه کیفیت بینهایت مغز آشکار میشود.
هنگامی که رهایی کامل از تمام شرطی‌شدگیها وجود داشته باشد متوجه میشویم که ذهن، مغز و خودآگاهی درواقع یک چیزند.