مسیر مستقیم
Photo
دوستان عزیز دقت کنید که نکته اساسی در مطالب و مراقبه های مسیر مستقیم این سؤال اساسی است:
Am I aware?
ترجمه معادل فارسی این جمله چنین مواردی میتواند باشد:
آیا من آگاهم؟
آیا من هشیارم؟
آیا من حضور دارم؟
آیا من هستم؟
مثلاً وقتی شما افکاری دارید، یا احساساتی درونتان است، یا چیزی میبینید و میشنوید و مزه میکنید یا میبویید یا لمس میکنید چیزی در اینجا وجود دارد که از تمام آن چیزها آگاه است. شما خود آن چیز هستید و نه چیزهایی که از آنها آگاه هستید. آن چیزهایی که از آنها آگاهید متغیر هستند اما این چیزی که از آنها آگاه است یعنی «من»، همیشه ثابت است. این «من» خودش از هیچکدام از چیزهایی که از آنها آگاه است ساخته نشده و صرفاً فضای ادراککنندگی یا هشیاری یا آگاهی است. این بهاصطلاح فضا، از همهچیز فارغ از اینکه آن چیزها چه چیزی باشند آگاه است. پس هدف از مطرح کردن چنین پرسشی این است که توجه شما را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آن چیزی که از همهچیز آگاه است ببرد.
پس از بررسی این فضا شما رفتهرفته متوجه میشوید که برای مدتها و سالها به جای اینکه خودتان را این فضای ادراککنندگی یا آگاهی بشناسید خودتان را صرفاً مجموعه چیزهایی که این فضا از آنها آگاه بود میشناختید مثل افکار احساسات خاطرات تصاویر حواس. درحالیکه بدون من-آگاهی هیچکدام از این عینیتها قابلشناسایی نبودند.
همانطور که پیشتر بیان شد در اینجا صفحهنمایشی که بهطور کامل خودش را در ماجرای تصاویر فراموش کرده بود رفتهرفته متوجه حقیقت اساسی خودش میشود.
#مسیرمستقیم
Am I aware?
ترجمه معادل فارسی این جمله چنین مواردی میتواند باشد:
آیا من آگاهم؟
آیا من هشیارم؟
آیا من حضور دارم؟
آیا من هستم؟
مثلاً وقتی شما افکاری دارید، یا احساساتی درونتان است، یا چیزی میبینید و میشنوید و مزه میکنید یا میبویید یا لمس میکنید چیزی در اینجا وجود دارد که از تمام آن چیزها آگاه است. شما خود آن چیز هستید و نه چیزهایی که از آنها آگاه هستید. آن چیزهایی که از آنها آگاهید متغیر هستند اما این چیزی که از آنها آگاه است یعنی «من»، همیشه ثابت است. این «من» خودش از هیچکدام از چیزهایی که از آنها آگاه است ساخته نشده و صرفاً فضای ادراککنندگی یا هشیاری یا آگاهی است. این بهاصطلاح فضا، از همهچیز فارغ از اینکه آن چیزها چه چیزی باشند آگاه است. پس هدف از مطرح کردن چنین پرسشی این است که توجه شما را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آن چیزی که از همهچیز آگاه است ببرد.
پس از بررسی این فضا شما رفتهرفته متوجه میشوید که برای مدتها و سالها به جای اینکه خودتان را این فضای ادراککنندگی یا آگاهی بشناسید خودتان را صرفاً مجموعه چیزهایی که این فضا از آنها آگاه بود میشناختید مثل افکار احساسات خاطرات تصاویر حواس. درحالیکه بدون من-آگاهی هیچکدام از این عینیتها قابلشناسایی نبودند.
همانطور که پیشتر بیان شد در اینجا صفحهنمایشی که بهطور کامل خودش را در ماجرای تصاویر فراموش کرده بود رفتهرفته متوجه حقیقت اساسی خودش میشود.
#مسیرمستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وجود ما مقدم بر افکار است - #روپرت_اسپایرا
افکار، احساسات، حواس، تصاویر میآیند و میروند، پدیدار و ناپدید میشوند.
اما چیزی مقدم بر آنها وجود دارد که از آمدن و رفتن آنها آگاه است و آنها را شناسایی میکند. این چیزی که مقدم به آنهاست «من» هستم. من این افکار و احساسات و تصاویر دائم التغیر نیستم بلکه من آن چیزی هستم که مقدم بر آنهاست و از آنها آگاه است. خودت را درست شناسایی کن. درد و رنج نشاندهنده قرار گرفتن در جای اشتباه است. از جای اشتباه به جای درست برگرد از چسبیدن و یکی پنداشتن خودت با افکار و احساساتِ دائم التغیر برگرد به آن چیزی که حقیقت توست و مقدم بر آنهاست. تو آن فضایِ بی نهایتِ ادراک کنندگی یا آگاهی هستی که مطلقاً متأثر از هیچ تصویر و فکر و احساسی نیست. در طول روز بارها و بارها و بارها از سمت افکار و احساسات و تصاویر، به سمت آن چیزی که از آنها آگاه است برگرد و هرچه بیشتر به این فضا مشتاق باش و آن را بهطور مدام بررسی کن.
این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم، حس میکنم، لمس میکنم و به آنها فکر میکنم آگاه است؟
چه تصویرِ جشن باشد چه جنگ، صفحهنمایش عاری از کیفیات تصاویر است.
من چیستم؟
افکار، احساسات، حواس، تصاویر میآیند و میروند، پدیدار و ناپدید میشوند.
اما چیزی مقدم بر آنها وجود دارد که از آمدن و رفتن آنها آگاه است و آنها را شناسایی میکند. این چیزی که مقدم به آنهاست «من» هستم. من این افکار و احساسات و تصاویر دائم التغیر نیستم بلکه من آن چیزی هستم که مقدم بر آنهاست و از آنها آگاه است. خودت را درست شناسایی کن. درد و رنج نشاندهنده قرار گرفتن در جای اشتباه است. از جای اشتباه به جای درست برگرد از چسبیدن و یکی پنداشتن خودت با افکار و احساساتِ دائم التغیر برگرد به آن چیزی که حقیقت توست و مقدم بر آنهاست. تو آن فضایِ بی نهایتِ ادراک کنندگی یا آگاهی هستی که مطلقاً متأثر از هیچ تصویر و فکر و احساسی نیست. در طول روز بارها و بارها و بارها از سمت افکار و احساسات و تصاویر، به سمت آن چیزی که از آنها آگاه است برگرد و هرچه بیشتر به این فضا مشتاق باش و آن را بهطور مدام بررسی کن.
این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم، حس میکنم، لمس میکنم و به آنها فکر میکنم آگاه است؟
چه تصویرِ جشن باشد چه جنگ، صفحهنمایش عاری از کیفیات تصاویر است.
من چیستم؟
ما هماکنون از تجربههایمان آگاهیم. ما از این کلمات آگاهیم، ما از افکار و احساساتمان هر چه که باشند آگاهیم. ما از هر آنچه در حال حاضر در اتاقمان میبینیم و میشنویم آگاهیم، از حسهایی که در بدنمان داریم آگاهیم. ما بیهیچ تلاشی از تمام این جریان تجربه آگاهیم؛ و برای اینکه آنی که از تجربیاتمان آگاه است و آنها را میشناسد باشیم نیاز به کوچکترین تلاشی نداریم. مراقبه در حقیقت یعنی: آگاهانه همان باشیم، همان که از تجربیاتمان آگاه است.
#روپرت_اسپایرا
توجه کن که تو از هر آنچه تجربه میکنی "آگاهی"
اگر فکری داری از آن آگاهی
اگر این کلمات را میخوانی از اینها آگاهی
اگر سردرد داری از آن حس آگاهی
اگر چیزهایی را میبینی یا میشنوی از آنها آگاهی
بهاینترتیب دقت کنید که آگاه بودن یا خودِ آگاهی تمام تجربهها را همراهی میکند. آگاه بودن یا خودِ آگاهی اصل مشترک در تمام تجربهها است.
"چیزهایی که از آن آگاه هستیم، تغییر میکنند اما آگاهی یا آگاه بودن در تمام تجربهها یکسان باقی میماند."
توجه کنید که هیچ عنصر دیگری در تجربهی شما ثابت نیست. تمام افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات (بطور پیاپی) پدیدار و ناپدید میشوند اما آگاهی یا آگاه بودن، تماماً حاضر باقی میماند و هرگز دستخوش تغییر نمیشود.
چیزهایی که از آنها آگاه هستیم همیشه در تغییرند اما آگاهی هرگز تغییر نمیکند.
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که پدیدار نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و "خودت را بهعنوان همان بشناس".
#روپرت_اسپایرا
شما آگاهی هستید. آگاهی نام دیگر شماست. ازآنجاکه شما آگاهی هستید در این صورت نیازی به دستیابی یا پرورش آن نیست. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آگاه بودن از سایر چیزهایی که غیر خویش هستند را رها کنید. اگر فرد آگاه بودن از آنها را رها کند، آنگاه فقط آگاهی محض باقی خواهد ماند و آن «خویش» است.
#رامانا ماهارشی
*عامل توجه را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آنی که از اینها آگاه است برگردانید. این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم آگاه است، این چه چیزی است که از افکارم آگاه است؟ این چه چیزی است که از احساساتم آگاه است؟ این چه چیزی است که از حسهایی که از بدنم دارم آگاه است؟
متوجهاش باشید، مشتاقش باشید و بررسیاش کنید و سپس آگاهانه خودتان را بهعنوان همان بشناسید. مراقبه، آگاهانه همان بودن است.
جهت شناسایی دقیق نیاز است تا در طول روز بارها و بارها توجه را از چیزهایی که از آنها آگاهید به این سمت بیاورید.
"We are aware right now of our experience. We are aware of these words; we are aware of our thoughts and feelings, whatever they might be. We are aware of whatever sights or sounds are present in our room, the tingling sensations of the body. We are effortlessly aware of all this flow of experience. And we don't need to make the slightest effort to be that which knows or is aware of our experience. Meditation is simply to be knowingly this one, the one that is aware of our experience.”
#RupertSpira
"Notice that you are aware of whatever you are experiencing. If you are having a thought, you are aware of it. If you are reading these words, you are aware of them. If you have a headache, you are aware of the sensation. If you are perceiving sights and sounds, you are aware of them.
See in this way that being aware, or awareness itself, accompanies all experience. Being aware or awareness itself is the common element in all experience. Everything we know or are aware of changes, but knowing, or being aware, remains the same throughout all experience.
See that no other element of your experience is continuous. All thoughts, images, feelings, sensations and perceptions appear and disappear, but knowing or being aware remains present throughout. It never undergoes any change. The known always changes, but knowing never changes. just as a screen remains present throughout all movies.
Look in all experience for that which does not appear, move, change, evolve or disappear, and know yourself as that.""
#RupertSpira
You are awareness. Awareness is another name for you. Since you are awareness there is no need to attain or cultivate it. All that you have to do is to give up being aware of other things that is of the not-Self. If one gives up being aware of them then pure awareness alone remains, and that is the Self.
#Ramana Maharshi
#روپرت_اسپایرا
توجه کن که تو از هر آنچه تجربه میکنی "آگاهی"
اگر فکری داری از آن آگاهی
اگر این کلمات را میخوانی از اینها آگاهی
اگر سردرد داری از آن حس آگاهی
اگر چیزهایی را میبینی یا میشنوی از آنها آگاهی
بهاینترتیب دقت کنید که آگاه بودن یا خودِ آگاهی تمام تجربهها را همراهی میکند. آگاه بودن یا خودِ آگاهی اصل مشترک در تمام تجربهها است.
"چیزهایی که از آن آگاه هستیم، تغییر میکنند اما آگاهی یا آگاه بودن در تمام تجربهها یکسان باقی میماند."
توجه کنید که هیچ عنصر دیگری در تجربهی شما ثابت نیست. تمام افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات (بطور پیاپی) پدیدار و ناپدید میشوند اما آگاهی یا آگاه بودن، تماماً حاضر باقی میماند و هرگز دستخوش تغییر نمیشود.
چیزهایی که از آنها آگاه هستیم همیشه در تغییرند اما آگاهی هرگز تغییر نمیکند.
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که پدیدار نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و "خودت را بهعنوان همان بشناس".
#روپرت_اسپایرا
شما آگاهی هستید. آگاهی نام دیگر شماست. ازآنجاکه شما آگاهی هستید در این صورت نیازی به دستیابی یا پرورش آن نیست. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آگاه بودن از سایر چیزهایی که غیر خویش هستند را رها کنید. اگر فرد آگاه بودن از آنها را رها کند، آنگاه فقط آگاهی محض باقی خواهد ماند و آن «خویش» است.
#رامانا ماهارشی
*عامل توجه را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آنی که از اینها آگاه است برگردانید. این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم آگاه است، این چه چیزی است که از افکارم آگاه است؟ این چه چیزی است که از احساساتم آگاه است؟ این چه چیزی است که از حسهایی که از بدنم دارم آگاه است؟
متوجهاش باشید، مشتاقش باشید و بررسیاش کنید و سپس آگاهانه خودتان را بهعنوان همان بشناسید. مراقبه، آگاهانه همان بودن است.
جهت شناسایی دقیق نیاز است تا در طول روز بارها و بارها توجه را از چیزهایی که از آنها آگاهید به این سمت بیاورید.
"We are aware right now of our experience. We are aware of these words; we are aware of our thoughts and feelings, whatever they might be. We are aware of whatever sights or sounds are present in our room, the tingling sensations of the body. We are effortlessly aware of all this flow of experience. And we don't need to make the slightest effort to be that which knows or is aware of our experience. Meditation is simply to be knowingly this one, the one that is aware of our experience.”
#RupertSpira
"Notice that you are aware of whatever you are experiencing. If you are having a thought, you are aware of it. If you are reading these words, you are aware of them. If you have a headache, you are aware of the sensation. If you are perceiving sights and sounds, you are aware of them.
See in this way that being aware, or awareness itself, accompanies all experience. Being aware or awareness itself is the common element in all experience. Everything we know or are aware of changes, but knowing, or being aware, remains the same throughout all experience.
See that no other element of your experience is continuous. All thoughts, images, feelings, sensations and perceptions appear and disappear, but knowing or being aware remains present throughout. It never undergoes any change. The known always changes, but knowing never changes. just as a screen remains present throughout all movies.
Look in all experience for that which does not appear, move, change, evolve or disappear, and know yourself as that.""
#RupertSpira
You are awareness. Awareness is another name for you. Since you are awareness there is no need to attain or cultivate it. All that you have to do is to give up being aware of other things that is of the not-Self. If one gives up being aware of them then pure awareness alone remains, and that is the Self.
#Ramana Maharshi
ما بهطورقطع چه چیزی میتوانیم درباره خودمان، درباره «من» یعنی همانکه از تجربههایمان آگاه است بگوییم؟
اولین چیز این است که من حضور دارم، من هستم.
و اگر حضور نداشتم نمیتوانستم از این کلمات آگاه باشم. دومین فکت یا حقیقت بدیهی درباره خودمان این است که من هشیار یا آگاهم که اگر اینطور نبود نمیتوانستم از افکار و حواس و ادراکات حسیام آگاه باشم.
چه چیز دیگری میتوانیم با اطمینان در مورد خودمان بدانیم؟
اینکه من از افکار و حواس و ادراکات آگاهم اما خودم از یک فکر، یک حس یا یک ادراک ساخته نشدم. بلکه من از وجود و آگاهیام.
بهاینترتیب «من» را میتوان به یک فضای باز و خالی تشبیه کرد که عینیتهای ذهن، بدن و جهان (افکار، حواس و ادراکات حسی) برای آن یا در آن ظاهر میشوند.
و درست همانند فضای خالی، نسبت به پیدایش یا فعالیتهای چیزهای درون خودش مقاومت نکرده و پریشان و متلاطم نمیشود؛ بنابراین فضای باز و خالیِ آگاهی نیز نمیتواند در برابر مظاهر ذهن، بدن یا جهان، فارغ از شرایط خاصی که آنها دارند، مقاومت کرده یا پریشان و آشفته شود.
این عدم مقاومت ذاتی، همان تجربه شادی و خوشحالی است و همینطور این عدم آشفتگی نیز همان آرامش است. پس در حقیقت این شادی و آرامش، وابسته به وضعیت ذهن، بدن یا دنیا نیستند بلکه در همه حال و در هر شرایطی بهعنوان ماهیت اساسی آگاهی حضور دارند.
بنابراین شادی و آرامش همچون آگاهی و شناخت، اصل و اساس ماهیت حقیقی ما هستند.
#روپرت_اسپایرا
What can we say for certain about ‘I’, ourself, the one who knows experience?
The first thing is that I am obviously present – I am. If I were not present I wouldn’t be aware of these words. And the second self-evident fact about ourself is that I am aware or knowing. If this were not true I would not be aware of thoughts, sensations or perceptions.
What else can we know for certain from experience about ourself? I am aware of thoughts, sensations and perceptions but am not made out of a thought, sensation or perception. I am made out of pure being and knowing.
As such, ‘I’ could be likened to an open, empty space to which or in which the objects of the mind, body and world (thoughts, sensations and perceptions) appear. And just as empty space, relatively speaking, cannot resist or be agitated by the appearance or activity of any object within it, so the open, empty space of awareness cannot resist or be disturbed by any appearance of the mind, body or world, irrespective of their particular quality or condition.
This inherent absence of resistance is the experience of happiness; this imperturbability is peace. This happiness and peace are not dependent upon the condition of the mind, body or world and are present in and as the essential nature of awareness under all conditions and in all circumstances.
Thus happiness and peace, as well as being and knowing, are essential to our true nature.
#Rupertspira
اولین چیز این است که من حضور دارم، من هستم.
و اگر حضور نداشتم نمیتوانستم از این کلمات آگاه باشم. دومین فکت یا حقیقت بدیهی درباره خودمان این است که من هشیار یا آگاهم که اگر اینطور نبود نمیتوانستم از افکار و حواس و ادراکات حسیام آگاه باشم.
چه چیز دیگری میتوانیم با اطمینان در مورد خودمان بدانیم؟
اینکه من از افکار و حواس و ادراکات آگاهم اما خودم از یک فکر، یک حس یا یک ادراک ساخته نشدم. بلکه من از وجود و آگاهیام.
بهاینترتیب «من» را میتوان به یک فضای باز و خالی تشبیه کرد که عینیتهای ذهن، بدن و جهان (افکار، حواس و ادراکات حسی) برای آن یا در آن ظاهر میشوند.
و درست همانند فضای خالی، نسبت به پیدایش یا فعالیتهای چیزهای درون خودش مقاومت نکرده و پریشان و متلاطم نمیشود؛ بنابراین فضای باز و خالیِ آگاهی نیز نمیتواند در برابر مظاهر ذهن، بدن یا جهان، فارغ از شرایط خاصی که آنها دارند، مقاومت کرده یا پریشان و آشفته شود.
این عدم مقاومت ذاتی، همان تجربه شادی و خوشحالی است و همینطور این عدم آشفتگی نیز همان آرامش است. پس در حقیقت این شادی و آرامش، وابسته به وضعیت ذهن، بدن یا دنیا نیستند بلکه در همه حال و در هر شرایطی بهعنوان ماهیت اساسی آگاهی حضور دارند.
بنابراین شادی و آرامش همچون آگاهی و شناخت، اصل و اساس ماهیت حقیقی ما هستند.
#روپرت_اسپایرا
What can we say for certain about ‘I’, ourself, the one who knows experience?
The first thing is that I am obviously present – I am. If I were not present I wouldn’t be aware of these words. And the second self-evident fact about ourself is that I am aware or knowing. If this were not true I would not be aware of thoughts, sensations or perceptions.
What else can we know for certain from experience about ourself? I am aware of thoughts, sensations and perceptions but am not made out of a thought, sensation or perception. I am made out of pure being and knowing.
As such, ‘I’ could be likened to an open, empty space to which or in which the objects of the mind, body and world (thoughts, sensations and perceptions) appear. And just as empty space, relatively speaking, cannot resist or be agitated by the appearance or activity of any object within it, so the open, empty space of awareness cannot resist or be disturbed by any appearance of the mind, body or world, irrespective of their particular quality or condition.
This inherent absence of resistance is the experience of happiness; this imperturbability is peace. This happiness and peace are not dependent upon the condition of the mind, body or world and are present in and as the essential nature of awareness under all conditions and in all circumstances.
Thus happiness and peace, as well as being and knowing, are essential to our true nature.
#Rupertspira
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماهیت حقیقی من
مختصر شرحی بر مسیر مستقیم و آگاه بودن از آگاهی
#مسیرمستقیم
ماهیت و اساسِ مراقبه، بازگشت توجه به منشأش است.
#روپرت_اسپایرا
The returning of attention to its source is the essence of meditation.
#RupertSpira
جهت ادراک عمیق موضوعِ آگاه بودن از آگاهی، در صورت اشتیاق، همت کنید و با دقت و تمرکز این فایل را بشنوید، میتوانید در طول ویدئو گاهی آن را متوقف کرده و موضوعی که گفته میشود را درون خودتان مورد بررسی قرار دهید. دقت کنید که مطالبی که بیان میشود صرفاً باورهایی ذهنی نیستند و شما باید آنها را در تجربه خودتان مورد تفحص و بررسی قرار داده و متوجهاش باشید. بعد از شنیدن این فایل احتمالاً مطالب قبلی و همینطور مراقبههای مسیر مستقیم را خیلی بهتر درک خواهید کرد. پس درنتیجه پیشنهاد میکنم بعد از درک عمیق این موضوع بار دیگر به همان مراقبههای اصلی مراجعه کنید و آنها را مرور کنید.
مختصر شرحی بر مسیر مستقیم و آگاه بودن از آگاهی
#مسیرمستقیم
ماهیت و اساسِ مراقبه، بازگشت توجه به منشأش است.
#روپرت_اسپایرا
The returning of attention to its source is the essence of meditation.
#RupertSpira
جهت ادراک عمیق موضوعِ آگاه بودن از آگاهی، در صورت اشتیاق، همت کنید و با دقت و تمرکز این فایل را بشنوید، میتوانید در طول ویدئو گاهی آن را متوقف کرده و موضوعی که گفته میشود را درون خودتان مورد بررسی قرار دهید. دقت کنید که مطالبی که بیان میشود صرفاً باورهایی ذهنی نیستند و شما باید آنها را در تجربه خودتان مورد تفحص و بررسی قرار داده و متوجهاش باشید. بعد از شنیدن این فایل احتمالاً مطالب قبلی و همینطور مراقبههای مسیر مستقیم را خیلی بهتر درک خواهید کرد. پس درنتیجه پیشنهاد میکنم بعد از درک عمیق این موضوع بار دیگر به همان مراقبههای اصلی مراجعه کنید و آنها را مرور کنید.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آگاه بودن از آگاهی - #روپرت_اسپایرا
"این آگاه بودن از آگاه بودن، از دیدگاهِ ذهنِ عینیتگرا چیز خاصی به نظر نمیرسد، اما اگر ما از تجربهیِ آگاه بودن آگاه باشیم، اگر ما آن آگاهی که با آن تمام چیزها و تجربیات شناخته میشوند را بشناسیم، آنگاه درواقع ما به برترین فرم عبادت یا مراقبه رسیدهایم، و این مراقبهای است که سایر مراقبهها مقدمات آن هستند."
از متن سخنرانی روپرت اسپایرا
*هشیار باشید تا ذهن شما این مطالب بسیار گرانبها و درخشان را سرسری نپندارد و به راحتی چنین گوهر نابی را از دست ندهید.
مطلب مرتبط:
ماهیت حقیقی من
و البته سایر مراقبههای روپرت اسپایرا
"این آگاه بودن از آگاه بودن، از دیدگاهِ ذهنِ عینیتگرا چیز خاصی به نظر نمیرسد، اما اگر ما از تجربهیِ آگاه بودن آگاه باشیم، اگر ما آن آگاهی که با آن تمام چیزها و تجربیات شناخته میشوند را بشناسیم، آنگاه درواقع ما به برترین فرم عبادت یا مراقبه رسیدهایم، و این مراقبهای است که سایر مراقبهها مقدمات آن هستند."
از متن سخنرانی روپرت اسپایرا
*هشیار باشید تا ذهن شما این مطالب بسیار گرانبها و درخشان را سرسری نپندارد و به راحتی چنین گوهر نابی را از دست ندهید.
مطلب مرتبط:
ماهیت حقیقی من
و البته سایر مراقبههای روپرت اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
یکی از دلایلِ رنج کشیدنِ حال حاضرت میل و خواستهی قدرتمندی است که درونت شکلگرفته. گاهی همچون خواب شدهها حتی از وجود آن میل و خواسته هم آگاه نیستی چون به شدت تمام انرژی و توان مشاهدهگریات را میبلعد. تمام امیال و خواستهها حول محور «من» میچرخند. آگاه باش که امیال و خواستهها، من-شخص را پررنگ و پررنگتر میکنند. در حقیقت رنج، اعلامِ حضورِ من-شخص است. نسبت به این امیال و آرزوها آگاه باش که چطور بار دیگر به شکلی نامحسوس راهی به درون باز کرده و منجر به برخاستنِ منِ ذهنی و در پیِ آن درد و رنج شدهاند.
همهي رنجها از آن میخیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی، رنج نماند.
#مولانا - فیه ما فیه
ریشه تمامی آلام و رنجهای آدمیان در این جهان آرزوها و امیال آنهاست.
بودا
هنگامیکه هیچ میل و آرزویی نباشد
همهچیز در صلح و آرامش است.
تائو ت چینگ
ارضای امیال و خواستهها است که منجر به رنج میشود. سعادت در رهایی از خواستههاست.
#نیسارگاداتا
و درنهایت ختم میکنم به این جمله مهم از کتاب بسیار خوب «درخت بیمغز»:
وقتی «خود» رها شود چه چیز بیشتری برای رها کردن باقی میماند؟
زمانی که -حسِ من- پایان بیابد، -حسِ از آنِ من- نیز خودبهخود پایان میابد.
"It is the satisfaction of desires that breeds misery. Freedom from desires is bliss."
#Nisargadatta
همهي رنجها از آن میخیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی، رنج نماند.
#مولانا - فیه ما فیه
ریشه تمامی آلام و رنجهای آدمیان در این جهان آرزوها و امیال آنهاست.
بودا
هنگامیکه هیچ میل و آرزویی نباشد
همهچیز در صلح و آرامش است.
تائو ت چینگ
ارضای امیال و خواستهها است که منجر به رنج میشود. سعادت در رهایی از خواستههاست.
#نیسارگاداتا
و درنهایت ختم میکنم به این جمله مهم از کتاب بسیار خوب «درخت بیمغز»:
وقتی «خود» رها شود چه چیز بیشتری برای رها کردن باقی میماند؟
زمانی که -حسِ من- پایان بیابد، -حسِ از آنِ من- نیز خودبهخود پایان میابد.
"It is the satisfaction of desires that breeds misery. Freedom from desires is bliss."
#Nisargadatta
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیال و آرزوها – شرحی بر مطلب قبل درباره میل و خواسته
#مسیرمستقیم
وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان میخرید یا دوستی را ملاقات میکنید خوشحال هستید. چرا این چیزها برای شما شادی میاورند؟
شما به یک فرد خاص، یا یک ماشین یا آپارتمانی که از آجر و سیمان ساخته شده جذب میشوید. این آهن و لاستیک و بنزین نیستند که با داشتن ماشین برایتان شادی به همراه میاورند، همچنین این گوشت و پوست و مغز و استخوان یک شخص نیست که برای شما شادی به ارمغان میآورد.
هنگامی که شما شاد هستید خویش را در خودتان تشخیص میدهید و از امیال و خواسته رها هستید.
هنگامیکه یک ماشین میخرید آرزوی شما برای داشتن ماشین از بین میرود، میل و خواسته شما برای داشتن ماشین شما را ترک میکند. هنگامیکه با دوستی ملاقات میکنید میل شما برای دیدار با او از بین میرود. هنگامیکه آپارتمانی میخرید دیگر میل شما برای داشتن آپارتمان وجود ندارد. این خالی بودن از میل و آرزوست که به شما شادی میدهد. اگر بدانید که این خالی بودن از میل و آرزو است که به شما شادی میبخشد آنگاه میتوانید همیشه ذهنتان را خالی نگهدارید. آنگاه در هرکجا که هستید میتوانید شاد باشید.
#پاپاجی
#مسیرمستقیم
وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان میخرید یا دوستی را ملاقات میکنید خوشحال هستید. چرا این چیزها برای شما شادی میاورند؟
شما به یک فرد خاص، یا یک ماشین یا آپارتمانی که از آجر و سیمان ساخته شده جذب میشوید. این آهن و لاستیک و بنزین نیستند که با داشتن ماشین برایتان شادی به همراه میاورند، همچنین این گوشت و پوست و مغز و استخوان یک شخص نیست که برای شما شادی به ارمغان میآورد.
هنگامی که شما شاد هستید خویش را در خودتان تشخیص میدهید و از امیال و خواسته رها هستید.
هنگامیکه یک ماشین میخرید آرزوی شما برای داشتن ماشین از بین میرود، میل و خواسته شما برای داشتن ماشین شما را ترک میکند. هنگامیکه با دوستی ملاقات میکنید میل شما برای دیدار با او از بین میرود. هنگامیکه آپارتمانی میخرید دیگر میل شما برای داشتن آپارتمان وجود ندارد. این خالی بودن از میل و آرزوست که به شما شادی میدهد. اگر بدانید که این خالی بودن از میل و آرزو است که به شما شادی میبخشد آنگاه میتوانید همیشه ذهنتان را خالی نگهدارید. آنگاه در هرکجا که هستید میتوانید شاد باشید.
#پاپاجی
Forwarded from تفحص خویش
خوشبختی چیست؟
خوشبختی همان ذات و ماهیتِ «خویش» است. خوشبختی و خویش متفاوت از هم نیستند. هیچ خوشبختیای در چیزهای بیرونیِ این دنیا وجود ندارد. ما به دلیل ناآگاهی و بی خبری گمان میکنیم که میتوانیم از چیزها به خوشبختی برسیم. زمانی که ذهن به بیرون میرود رنج را تجربه میکند. در حقیقت زمانی که امیال و آرزوهایش برآورده شد به جایگاه اصلیاش بازمیگردد و از شادیِ «خویش» لذت میبرد. بهطور مشابه در وضعیت خواب، سامادهی (خویش آگاهی) و بیهوشی هم همین را تجربه میکند. و همینطور هنگامیکه چیزهایی که آرزویش را دارد به دست آمد، یا چیزهایی که از آنها بیزار است از بین رفت، ذهن درونی شده و از شادیِ نابِ «خویش» لذت خواهد برد. بنابراین ذهن بیوقفه بهطور متناوب از خویش بیرون آمده و به آن بازمیگردد. سایهی زیر درخت دلپذیر است و از طرفی خارج از آن در فضای باز، گرما سوزان است.
کسی که در زیر آفتاب قرار دارد، هنگامیکه به سایه میرسد، احساس خنکی میکند. کسی که مدام از سایه به زیر آفتاب میآید و دوباره به سمت سایه میرود یک ابله است. یک فرد خردمند همیشه در سایه میماند. بهطور مشابه ذهنِ کسی که حقیقت را میشناسد برهمن (حقیقت متعال) را ترک نمیکند. اما از طرف دیگر، ذهن نادان در دنیا میچرخد و احساس بدبختی میکند و برای مدت کوتاه به برهمن بازمیگردد تا خوشبختی را تجربه کند. درواقع آنچه دنیا مینامیم فقط فکر است. زمانی که دنیا محو شود، هنگامیکه دیگر فکری باقی نماند آنگاه ذهن شادی و خوشبختی را تجربه میکند و زمانی که دنیا ظاهر شود باز بهسوی رنج و بدبختی میل میکند.
#رامانا ماهارشی
What is happiness?
Happiness is the very nature of the Self; happiness and the Self are not different. There is no happiness in any object of the world. We imagine through our ignorance that we derive happiness from objects. When the mind goes out, it experiences misery. In truth, when its desires are fulfilled, it returns to its own place and enjoys the happiness that is the Self. Similarly, in the states of sleep, samadhi and fainting, and when the object desired is obtained or the object disliked is removed, the mind becomes inward-turned, and enjoys pure Self-happiness. Thus the mind moves without rest alternately going out of the Self and returning to it. Under the tree the shade is pleasant; out in the open the heat is scorching. A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery.
A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery
#Ramana Maharshi
خوشبختی همان ذات و ماهیتِ «خویش» است. خوشبختی و خویش متفاوت از هم نیستند. هیچ خوشبختیای در چیزهای بیرونیِ این دنیا وجود ندارد. ما به دلیل ناآگاهی و بی خبری گمان میکنیم که میتوانیم از چیزها به خوشبختی برسیم. زمانی که ذهن به بیرون میرود رنج را تجربه میکند. در حقیقت زمانی که امیال و آرزوهایش برآورده شد به جایگاه اصلیاش بازمیگردد و از شادیِ «خویش» لذت میبرد. بهطور مشابه در وضعیت خواب، سامادهی (خویش آگاهی) و بیهوشی هم همین را تجربه میکند. و همینطور هنگامیکه چیزهایی که آرزویش را دارد به دست آمد، یا چیزهایی که از آنها بیزار است از بین رفت، ذهن درونی شده و از شادیِ نابِ «خویش» لذت خواهد برد. بنابراین ذهن بیوقفه بهطور متناوب از خویش بیرون آمده و به آن بازمیگردد. سایهی زیر درخت دلپذیر است و از طرفی خارج از آن در فضای باز، گرما سوزان است.
کسی که در زیر آفتاب قرار دارد، هنگامیکه به سایه میرسد، احساس خنکی میکند. کسی که مدام از سایه به زیر آفتاب میآید و دوباره به سمت سایه میرود یک ابله است. یک فرد خردمند همیشه در سایه میماند. بهطور مشابه ذهنِ کسی که حقیقت را میشناسد برهمن (حقیقت متعال) را ترک نمیکند. اما از طرف دیگر، ذهن نادان در دنیا میچرخد و احساس بدبختی میکند و برای مدت کوتاه به برهمن بازمیگردد تا خوشبختی را تجربه کند. درواقع آنچه دنیا مینامیم فقط فکر است. زمانی که دنیا محو شود، هنگامیکه دیگر فکری باقی نماند آنگاه ذهن شادی و خوشبختی را تجربه میکند و زمانی که دنیا ظاهر شود باز بهسوی رنج و بدبختی میل میکند.
#رامانا ماهارشی
What is happiness?
Happiness is the very nature of the Self; happiness and the Self are not different. There is no happiness in any object of the world. We imagine through our ignorance that we derive happiness from objects. When the mind goes out, it experiences misery. In truth, when its desires are fulfilled, it returns to its own place and enjoys the happiness that is the Self. Similarly, in the states of sleep, samadhi and fainting, and when the object desired is obtained or the object disliked is removed, the mind becomes inward-turned, and enjoys pure Self-happiness. Thus the mind moves without rest alternately going out of the Self and returning to it. Under the tree the shade is pleasant; out in the open the heat is scorching. A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery.
A person who has been going about in the sun feels cool when he reaches the shade. Someone who keeps on going from the shade into the sun and then back into the shade is a fool. A wise man stays permanently in the shade. Similarly, the mind of the one who knows the truth does not leave Brahman. The mind of the ignorant, on the contrary, revolves in the world, feeling miserable, and for a little time returns to Brahman to experience happiness. In fact, what is called the world is only thought. When the world disappears, i.e., when there is no thought, the mind experiences happiness; and when the world appears, it goes through misery
#Ramana Maharshi
Forwarded from تفحص خویش
میل یا خواسته بهخودیخود اشتباه نیست بلکه آن بخشی از فرایند زندگی است یعنی میل به رشد در دانش و تجربه؛ اما این روشهایی که شما در پی میگیرید اشتباهند. تصور اینکه چیزهای کوچکی مثل غذا، رابطه جنسی، قدرت و شهرت میتوانند شما را خوشبخت کنند، فریب دادن خود است. فقط چیزی به وسعت و ژرفای خود حقیقی شماست که میتواند شما را بهطور واقعی و پایدار خوشحال کند.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Desire by itself is not wrong. It is life itself, the urge to grow in knowledge and experience. It is the choices you make that are wrong. To imagine that some little thing -food, sex, power, fame—will make you happy is to deceive oneself. Only something as vast and deep as your real self can make you truly and lastingly happy.
#Nisargadatta Maharaj
#نیسارگاداتا ماهاراج
Desire by itself is not wrong. It is life itself, the urge to grow in knowledge and experience. It is the choices you make that are wrong. To imagine that some little thing -food, sex, power, fame—will make you happy is to deceive oneself. Only something as vast and deep as your real self can make you truly and lastingly happy.
#Nisargadatta Maharaj
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما برای یافتن وجود حقیقیمان نیازی به جستجو نداریم. ما پیشاپیش همان هستیم؛ و از طرفی همین ذهنی که در جستجوی آن است خودش دلیل اصلی پیدا نکردنش است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
"طنزِ ماجرا اینجاست که این ایگو یعنی «من» است که به دنبال روشنضمیری است و از طرفی هم تا زمانی که «من» از بین نرود روشنضمیری نمیتواند بیاید."
#رامش بالسکار
We do not need to search in order to find out our True Being. We already are it. And the mind which searches for it is very reason we cannot find it.
#Nisargadatta Maharaj
"The joke is that it is the ego, the 'me,' that wants enlightenment, and enlightenment cannot come until the 'me' is demolished."
#Ramesh S. Balsekar
#نیسارگاداتا ماهاراج
"طنزِ ماجرا اینجاست که این ایگو یعنی «من» است که به دنبال روشنضمیری است و از طرفی هم تا زمانی که «من» از بین نرود روشنضمیری نمیتواند بیاید."
#رامش بالسکار
We do not need to search in order to find out our True Being. We already are it. And the mind which searches for it is very reason we cannot find it.
#Nisargadatta Maharaj
"The joke is that it is the ego, the 'me,' that wants enlightenment, and enlightenment cannot come until the 'me' is demolished."
#Ramesh S. Balsekar