Forwarded from تفحص خویش
هان ای قطره گوش کن،
بیهیچ پشیمانی خودت را تسلیم کن تا در ازای آن، اقیانوس را بدست آوری.
هان ای قطره گوش کن،
این افتخار را نصیب خودت کن و در آغوش دریا در امان باش.
واقعاً چه کسی میتواند اینقدر خوشبخت باشد؟ اقیانوسی به خواستگاری قطره آمده!
محض رضای خدا، محض رضای خدا فقط یکبار بفروش و بخر.
قطرهای بده و دریایی پر از مروارید بگیر!
#مولانا
"Listen, o drop, give yourself up without regret and in exchange get the Ocean. Listen, O drop, bestow upon yourself this honor, and in the arms of the Sea be secure. Who indeed should be so fortunate? An Ocean wooing a drop! In God's name, in God's name sell and buy at once! Give a drop and take a sea full of pearls!
#Rumi
بیهیچ پشیمانی خودت را تسلیم کن تا در ازای آن، اقیانوس را بدست آوری.
هان ای قطره گوش کن،
این افتخار را نصیب خودت کن و در آغوش دریا در امان باش.
واقعاً چه کسی میتواند اینقدر خوشبخت باشد؟ اقیانوسی به خواستگاری قطره آمده!
محض رضای خدا، محض رضای خدا فقط یکبار بفروش و بخر.
قطرهای بده و دریایی پر از مروارید بگیر!
#مولانا
"Listen, o drop, give yourself up without regret and in exchange get the Ocean. Listen, O drop, bestow upon yourself this honor, and in the arms of the Sea be secure. Who indeed should be so fortunate? An Ocean wooing a drop! In God's name, in God's name sell and buy at once! Give a drop and take a sea full of pearls!
#Rumi
Forwarded from تفحص خویش
سپاس از دوستان عزیزی که به یافتن این ابیاتِ عمیق در باب فنا کمک کردند:
« زآنکه این هویِ ضعیفِ بیقرار
هست شد زان هوی ربِ پایدار
هوی فانی، چونکه خود فا او سپرد*
گشت باقی دایم و هرگز نمرد
همچو قطرهٔ خایف از باد و زِ خاک*
که فنا گردد بدین هر دو هلاک
چون به اصل خود که دریا بود جَست
از تَفِ خورشید و باد و خاک رَست
ظاهرش گُم گشت در دریا و لیک
ذات او معصوم و پا بر جا و نیک
هین بده ای قطره خود را بینَدَم*
تا بیابی در بهایِ قطره، یَم*
هین بده ای قطره خود را این شَرَف
در کفِ دریا شو ایمن از تلف
خود کرا آید چنین دولت به دست؟
قطره را بحری تقاضاگر شدست
الله الله زود بفروش و بخر
قطرهای دِه، بحرِ پُر گوهر ببر
الله الله هیچ تاخیری مکُن
که ز بحر لطف آمد این سخُن»
#مولانا
* خود فا او سپرد: خود را به او سپرد
* همچو قطرهٔ خایف از باد و زِ خاک: قطره از باد و خاک میترسد، چون به محض اینکه قطره با باد و خاک درآمیزد از بین میرود.
*بینَدَم = بی هیچ تردید و ندامت
*یَم = دریا
« زآنکه این هویِ ضعیفِ بیقرار
هست شد زان هوی ربِ پایدار
هوی فانی، چونکه خود فا او سپرد*
گشت باقی دایم و هرگز نمرد
همچو قطرهٔ خایف از باد و زِ خاک*
که فنا گردد بدین هر دو هلاک
چون به اصل خود که دریا بود جَست
از تَفِ خورشید و باد و خاک رَست
ظاهرش گُم گشت در دریا و لیک
ذات او معصوم و پا بر جا و نیک
هین بده ای قطره خود را بینَدَم*
تا بیابی در بهایِ قطره، یَم*
هین بده ای قطره خود را این شَرَف
در کفِ دریا شو ایمن از تلف
خود کرا آید چنین دولت به دست؟
قطره را بحری تقاضاگر شدست
الله الله زود بفروش و بخر
قطرهای دِه، بحرِ پُر گوهر ببر
الله الله هیچ تاخیری مکُن
که ز بحر لطف آمد این سخُن»
#مولانا
* خود فا او سپرد: خود را به او سپرد
* همچو قطرهٔ خایف از باد و زِ خاک: قطره از باد و خاک میترسد، چون به محض اینکه قطره با باد و خاک درآمیزد از بین میرود.
*بینَدَم = بی هیچ تردید و ندامت
*یَم = دریا
Forwarded from تفحص خویش
سؤال: چطور میتوانم از حجابِ قطره بودن رها شوم؟
-در پاسخ به این سؤال مستقیمترین و درستترین جواب همچنان اشارهای از جناب مولاناست که میفرماید:
« "مرگ" را بگزین و بر در این حجاب»
جواب سؤال شما "مرگ " است. مرگِ قطره منجر به ادراک اقیانوس لایتناهی خواهد شد. بر قطره بودن باید مُرد، بر تمامِ ساختارِ قطره بودن باید مرد تا حقیقتِ اقیانوس ادراک شود و بدیهی است که منظور، مرگ فیزیکی نیست همانطور که در بیت بعد اشاره میشود "نه چنان مرگی که در گوری روی" بلکه منظور مرگ بر این ساختار "من" ذهنی است. این درواقع همان خالی شدن از تمامِ محتوایِ ذهن است. اصل و اساس هر تمرینِ معنویِ حقیقی همین است."خالی شدن" یا در حقیقت همان "مردن". مردن بر ساختارِ قطره بودن. مردن بر ساختار این منی که نیرو و توان اصلیاش را از تداومِ افکارِ تأییدکننده میگیرد. همان چیزی که درون سر خودش را "من" معرفی کرده و بهطور مدام در حال حرف زدن است. همان منی که تمام افکار و احساسات، خشم، عصبانیت، نگرانی، تشویش، اضطراب، لذت و رنج همه از همان ساطع میشوند. اگر این "من" را به درختی تشبیه کنیم افکار و احساسات و خشم و ... ساقههای این درخت خواهند بود. از بین بردن این ساقهها کاری از پیش نمیبرد بلکه درمان اصلی قطع ریشه است و ریشه هم همان "من" است.
همانطور که اشاره شد اصل و اساسِ هر تمرینِ معنویِ حقیقی مرگِ این "من" جعلی است. مرگ قطره. اگر مدتی است که با مطالب معنوی که ارائه میشود همراه باشید متوجه شدهاید که تمام اشارات اساتید صرفاً بهطور مدام تأکید بر همین مرگ است. تمرینِ بودن در لحظه حال اکهارت تله چیزی جز قطع ارتباط با "من" نیست، تمرین "نه این ، نه آن" یا "نتی نتی" نیز همین است همچون تمرین بیرون آمدن از تمام محتوای تجربه که روپرت اسپایرا آن را به درآوردن لباسها تشبیه میکند، تمرین دعوت از موجی که عیناً مرگ بر "من" است و همینطور چون اشاره کردید که نماز میخوانید در خصوص نماز، خود سجده اشارهای به محو "من" و تسلیم محض است و مولانا اشاره اصیل را ارائه کرده که " اللهاکبر تو خوش نیست با سر تو، این سر چو گشت قربان اللهاکبر آمد" و البته سایر تمرینات مثل تمرین ادراک کالبد درون، تمرین تنفس و مشاهده گری که قصدشان این است تا توجه از این "من" از این "قطره" برداشته شود.
پس حجاب بین تو و رهایی همین توهمِ قطره بودن است، باید بر این توهم بمیری "بمیری پیش از اینکه مرگت فرا برسد" و عارف بزرگوار جناب ابوسعید به چه زیبایی جان کلام را ادا کردند که: "حجاب میان بنده و خداي، آسمان و زمین و عرش و کرسی نیست بلکه پندار تو و منی تو حجاب توست. از میان برگیر به خداي رسی."
جای آرامی بنشین یا دراز بکش جسمت را آرام کن و با خودت بگو: ای فلانی فلانی (اسم و فامیل خودت را بگو) میخواهم حداقل در مدت این مراقبه، تماماً و کاملاً از تمام ماجراها و داستانهای تو بیرون بیایم. میخواهم از تمام ماجراهای قطره بودن خالی شوم. خالی شو، آنچنان از همهچیز خالی شو تا دیگر چیزی باقی نماند تا از آن خالی شوی. همانطور که پیشتر گفته شد مثل بازیگری که وسط نمایش از کارگردان دستور کات میگیرد تماما از نقش"من" یعنی این "قطره" خالی شو.
ماهیت حقیقی هرگز با اضافه کردن چیزها به دست نمیآید بلکه صرفاً با خالی شدن است که ادراک میشود.
حقیقت پیشاپیش وجود دارد، حجاب تویی.
قطره بودن را فراموش کن، قطره بودن را رها کن. از قطره بودن خالی شو.
«هر آن کو خالی از خود چون خلأ شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد»
#شبستری
-در پاسخ به این سؤال مستقیمترین و درستترین جواب همچنان اشارهای از جناب مولاناست که میفرماید:
« "مرگ" را بگزین و بر در این حجاب»
جواب سؤال شما "مرگ " است. مرگِ قطره منجر به ادراک اقیانوس لایتناهی خواهد شد. بر قطره بودن باید مُرد، بر تمامِ ساختارِ قطره بودن باید مرد تا حقیقتِ اقیانوس ادراک شود و بدیهی است که منظور، مرگ فیزیکی نیست همانطور که در بیت بعد اشاره میشود "نه چنان مرگی که در گوری روی" بلکه منظور مرگ بر این ساختار "من" ذهنی است. این درواقع همان خالی شدن از تمامِ محتوایِ ذهن است. اصل و اساس هر تمرینِ معنویِ حقیقی همین است."خالی شدن" یا در حقیقت همان "مردن". مردن بر ساختارِ قطره بودن. مردن بر ساختار این منی که نیرو و توان اصلیاش را از تداومِ افکارِ تأییدکننده میگیرد. همان چیزی که درون سر خودش را "من" معرفی کرده و بهطور مدام در حال حرف زدن است. همان منی که تمام افکار و احساسات، خشم، عصبانیت، نگرانی، تشویش، اضطراب، لذت و رنج همه از همان ساطع میشوند. اگر این "من" را به درختی تشبیه کنیم افکار و احساسات و خشم و ... ساقههای این درخت خواهند بود. از بین بردن این ساقهها کاری از پیش نمیبرد بلکه درمان اصلی قطع ریشه است و ریشه هم همان "من" است.
همانطور که اشاره شد اصل و اساسِ هر تمرینِ معنویِ حقیقی مرگِ این "من" جعلی است. مرگ قطره. اگر مدتی است که با مطالب معنوی که ارائه میشود همراه باشید متوجه شدهاید که تمام اشارات اساتید صرفاً بهطور مدام تأکید بر همین مرگ است. تمرینِ بودن در لحظه حال اکهارت تله چیزی جز قطع ارتباط با "من" نیست، تمرین "نه این ، نه آن" یا "نتی نتی" نیز همین است همچون تمرین بیرون آمدن از تمام محتوای تجربه که روپرت اسپایرا آن را به درآوردن لباسها تشبیه میکند، تمرین دعوت از موجی که عیناً مرگ بر "من" است و همینطور چون اشاره کردید که نماز میخوانید در خصوص نماز، خود سجده اشارهای به محو "من" و تسلیم محض است و مولانا اشاره اصیل را ارائه کرده که " اللهاکبر تو خوش نیست با سر تو، این سر چو گشت قربان اللهاکبر آمد" و البته سایر تمرینات مثل تمرین ادراک کالبد درون، تمرین تنفس و مشاهده گری که قصدشان این است تا توجه از این "من" از این "قطره" برداشته شود.
پس حجاب بین تو و رهایی همین توهمِ قطره بودن است، باید بر این توهم بمیری "بمیری پیش از اینکه مرگت فرا برسد" و عارف بزرگوار جناب ابوسعید به چه زیبایی جان کلام را ادا کردند که: "حجاب میان بنده و خداي، آسمان و زمین و عرش و کرسی نیست بلکه پندار تو و منی تو حجاب توست. از میان برگیر به خداي رسی."
جای آرامی بنشین یا دراز بکش جسمت را آرام کن و با خودت بگو: ای فلانی فلانی (اسم و فامیل خودت را بگو) میخواهم حداقل در مدت این مراقبه، تماماً و کاملاً از تمام ماجراها و داستانهای تو بیرون بیایم. میخواهم از تمام ماجراهای قطره بودن خالی شوم. خالی شو، آنچنان از همهچیز خالی شو تا دیگر چیزی باقی نماند تا از آن خالی شوی. همانطور که پیشتر گفته شد مثل بازیگری که وسط نمایش از کارگردان دستور کات میگیرد تماما از نقش"من" یعنی این "قطره" خالی شو.
ماهیت حقیقی هرگز با اضافه کردن چیزها به دست نمیآید بلکه صرفاً با خالی شدن است که ادراک میشود.
حقیقت پیشاپیش وجود دارد، حجاب تویی.
قطره بودن را فراموش کن، قطره بودن را رها کن. از قطره بودن خالی شو.
«هر آن کو خالی از خود چون خلأ شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد»
#شبستری
مسیر مستقیم
Photo
من کیستم؟
در سکوت بنشینید و بهآرامی بارها و بارها از خودتان بپرسید من کیستم؟ همینطور که عمیقتر به درون میروید لایههای سطحی به کناری میروند.
۱-من اسمی دارم اما من اسمم نیستم
من کیستم؟
۲-من بدنی دارم اما من بدنم نیستم
من کیستم؟
۳-من روابطی دارم اما من آن روابط نیستم
من کیستم؟
۴-من خاطرات واضحی از گذشته دارم اما من آن خاطرات نیستم
من کیستم؟
۵-من آرزوها و رؤیاهایی برای آینده دارم اما من آن افکار نیستم
من کیستم؟
۶-من شادی و غم، هیجان و ترس، عشق و خشم را احساس میکنم اما من این احساسات نیستم
من کیستم؟
۷-وقتی تمام چیزهایی که فکر میکنم خودم هستم محو بشوند. چه چیز باقی میماند؟
من کیستم؟
همینطور که هم هویت شدگی با بدن، افکار و احساسات را رها میکنید، بهعنوان خودِ آگاهیِ خالص باقی خواهید ماند، گسترده و خالی همچون آسمان...
*دقت کنید که الزاما نیاز نیست تا هنگام مراقبه تمام این جملات را یک به یک بخوانید و مرور کنید بلکه صرفا در وضعیت خالی شدن از همه چیز قرار بگیرید. این تمرین چیزی مثل از میان برداشتن حجابها یا لباسهاست که روپرت اسپایرا در ویدئوی بیداری و وحدت وجود به آن اشاره کرده بود، بازگشتن و بازشناختن و یا ماجرای شاه لیر و جان اسمیت. آنقدر از این حجابها بیرون بیا تا دیگر چیزی باقی نماند. خالیِ خالی.
در این وضعیت که از همه چیز خالیام، من چیستم؟
Who Am I?
Sit still and quietly ask yourself, over and over again. Who Am I? Keep peeling back the subtle layers of your self as you dig deeper...
1.) I have a name, but I am not my name.
Who Am I?
2.) I have a body, but I am not my body.
Who Am I?
3.) I have relationships, but I am not those relationships.
Who Am I?
4.) I have vivid memories of the past, but I am not those memories.
Who Am I?
5.) I have compelling hopes and dreams for the future, but I am not those thoughts.
Who Am I?
6.) I feel happiness and sadness, excitement and fear, love and anger, but I am not those feelings.
Who Am I?
7.) When everything that I think I am falls away. What remains?
Who Am I?
As you dis-identify from your body, thoughts, and feelings, you’ll come to rest as pure Awareness itself, wide open and empty as a sky...
در سکوت بنشینید و بهآرامی بارها و بارها از خودتان بپرسید من کیستم؟ همینطور که عمیقتر به درون میروید لایههای سطحی به کناری میروند.
۱-من اسمی دارم اما من اسمم نیستم
من کیستم؟
۲-من بدنی دارم اما من بدنم نیستم
من کیستم؟
۳-من روابطی دارم اما من آن روابط نیستم
من کیستم؟
۴-من خاطرات واضحی از گذشته دارم اما من آن خاطرات نیستم
من کیستم؟
۵-من آرزوها و رؤیاهایی برای آینده دارم اما من آن افکار نیستم
من کیستم؟
۶-من شادی و غم، هیجان و ترس، عشق و خشم را احساس میکنم اما من این احساسات نیستم
من کیستم؟
۷-وقتی تمام چیزهایی که فکر میکنم خودم هستم محو بشوند. چه چیز باقی میماند؟
من کیستم؟
همینطور که هم هویت شدگی با بدن، افکار و احساسات را رها میکنید، بهعنوان خودِ آگاهیِ خالص باقی خواهید ماند، گسترده و خالی همچون آسمان...
*دقت کنید که الزاما نیاز نیست تا هنگام مراقبه تمام این جملات را یک به یک بخوانید و مرور کنید بلکه صرفا در وضعیت خالی شدن از همه چیز قرار بگیرید. این تمرین چیزی مثل از میان برداشتن حجابها یا لباسهاست که روپرت اسپایرا در ویدئوی بیداری و وحدت وجود به آن اشاره کرده بود، بازگشتن و بازشناختن و یا ماجرای شاه لیر و جان اسمیت. آنقدر از این حجابها بیرون بیا تا دیگر چیزی باقی نماند. خالیِ خالی.
در این وضعیت که از همه چیز خالیام، من چیستم؟
Who Am I?
Sit still and quietly ask yourself, over and over again. Who Am I? Keep peeling back the subtle layers of your self as you dig deeper...
1.) I have a name, but I am not my name.
Who Am I?
2.) I have a body, but I am not my body.
Who Am I?
3.) I have relationships, but I am not those relationships.
Who Am I?
4.) I have vivid memories of the past, but I am not those memories.
Who Am I?
5.) I have compelling hopes and dreams for the future, but I am not those thoughts.
Who Am I?
6.) I feel happiness and sadness, excitement and fear, love and anger, but I am not those feelings.
Who Am I?
7.) When everything that I think I am falls away. What remains?
Who Am I?
As you dis-identify from your body, thoughts, and feelings, you’ll come to rest as pure Awareness itself, wide open and empty as a sky...
Forwarded from تفحص خویش
در ذهنت خاموش باش
در حسهایت خاموش باش
و همچنین در بدنت خاموش باش.
آنگاه هنگامیکه همهی اینها خاموش شدند
هیچ کاری نکن.
در آن وضعیت
حقیقت، خودش را برایت آشکار خواهد کرد.
#کبیر
"پنبه اندر گوشِ حسِ دون کنید
بندِ حس از چشم خود بیرون کنید
پنبهٔ آن گوش سِر گوشِ سَرَست
تا نگردد این کر، آن باطن کرست
بیحس و بیگوش و بیفکرت شوید
تا خطاب ارجعی را بشنوید"
#مولانا
اگر انسان همه تعلقات و متعلقات قوای نفس را از خویشتن بزداید، در فضا و خلائی که خالی از هر چیز باشد، خود را مییابد.
#ابن_سینا - النفس من کتاب الشفاء
ازآنجاکه خدا ذاتاً طوري است كه به هیچچیز شبيه نيست، براي آنكه به وجود او دستیابیم، بايد بهجایی برسيم كه هيچ باشيم. بنابراين اگر بهجایی برسم كه خود را به رنگ نيستي درآورم و هیچچیز را به رنگ خود درنياورم و اگر همة آن چيزي را كه در من است، برداشته بيرون بريزم، در آنجا میتوانم در وجود عريان خدا قرار گيرم كه همان وجود عريان است.
#مایستر اکهارت
"تنها آنان كه جرئت نيستي و ترك تعلق را دارند میتوانند جرئت ورود به ساحت ربوبی را داشته باشند"
#مایستر اکهارت
Be quiet in your mind,
quiet in your senses,
and also quiet in your body.
Then, when all these are quiet,
don't do anything.
In that state,
truth will reveal itself to you.
#Kabir
در حسهایت خاموش باش
و همچنین در بدنت خاموش باش.
آنگاه هنگامیکه همهی اینها خاموش شدند
هیچ کاری نکن.
در آن وضعیت
حقیقت، خودش را برایت آشکار خواهد کرد.
#کبیر
"پنبه اندر گوشِ حسِ دون کنید
بندِ حس از چشم خود بیرون کنید
پنبهٔ آن گوش سِر گوشِ سَرَست
تا نگردد این کر، آن باطن کرست
بیحس و بیگوش و بیفکرت شوید
تا خطاب ارجعی را بشنوید"
#مولانا
اگر انسان همه تعلقات و متعلقات قوای نفس را از خویشتن بزداید، در فضا و خلائی که خالی از هر چیز باشد، خود را مییابد.
#ابن_سینا - النفس من کتاب الشفاء
ازآنجاکه خدا ذاتاً طوري است كه به هیچچیز شبيه نيست، براي آنكه به وجود او دستیابیم، بايد بهجایی برسيم كه هيچ باشيم. بنابراين اگر بهجایی برسم كه خود را به رنگ نيستي درآورم و هیچچیز را به رنگ خود درنياورم و اگر همة آن چيزي را كه در من است، برداشته بيرون بريزم، در آنجا میتوانم در وجود عريان خدا قرار گيرم كه همان وجود عريان است.
#مایستر اکهارت
"تنها آنان كه جرئت نيستي و ترك تعلق را دارند میتوانند جرئت ورود به ساحت ربوبی را داشته باشند"
#مایستر اکهارت
Be quiet in your mind,
quiet in your senses,
and also quiet in your body.
Then, when all these are quiet,
don't do anything.
In that state,
truth will reveal itself to you.
#Kabir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا رهایی با فیض الهی رخ میدهد یا با تلاش فرد؟ - #روپرت_اسپایرا
*ادراک عمیق این موضوع میتواند پاسخگوی سوالات زیادی باشد.
*ادراک عمیق این موضوع میتواند پاسخگوی سوالات زیادی باشد.
Forwarded from تفحص خویش
بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
از آن پیغمبر خوبان پیام آورد مستان را
دوستان عزیزم پیشنیاز موضوعِ بعد با عنوانِ "بزرگترین(اولین) خطای ادراکی" ، توجه و تأملی عمیق بر مطالب زیر است. هرچه عمیقتر متوجه جان این مطالب بشوید انشاءالله موضوع بعدی را واضحتر و شفافتر ادراک خواهید کرد. پس پیشنهاد میشود برای یکی دو روز توجه را معطوف به این موضوع کنید و عمیقاً روی آن متمرکز باشید.
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
از آن پیغمبر خوبان پیام آورد مستان را
دوستان عزیزم پیشنیاز موضوعِ بعد با عنوانِ "بزرگترین(اولین) خطای ادراکی" ، توجه و تأملی عمیق بر مطالب زیر است. هرچه عمیقتر متوجه جان این مطالب بشوید انشاءالله موضوع بعدی را واضحتر و شفافتر ادراک خواهید کرد. پس پیشنهاد میشود برای یکی دو روز توجه را معطوف به این موضوع کنید و عمیقاً روی آن متمرکز باشید.
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"اولین و بزرگترین خطای ادراکی" - #مسیرمستقیم
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
Forwarded from تفحص خویش
این فرم برای مدتی صرفاً یک لباس است؛ اما آنی که در پسِ این لباس است، جاودان و لایزال است. اگر این را درک کنی دیگر نگران هیچچیز نخواهی بود. هنگامیکه خودت را بهعنوان آگاهی کشف کنی، ترس از مرگ دیگر تو را آشفته نخواهد کرد.
#موجی
"This form is just a costume for a while. But the one behind the costume is eternal. If you know this, you don't worry about anything. When you discover yourself as awareness, the fear of death will not trouble you any longer."
#Mooji
#موجی
"This form is just a costume for a while. But the one behind the costume is eternal. If you know this, you don't worry about anything. When you discover yourself as awareness, the fear of death will not trouble you any longer."
#Mooji
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هدف از خلقت چیست؟
دکتر سید استاد فلسفه دانشگاه اللهآباد از باگوان پرسیدند: "هدف از خلقت چیست؟"
باگوان معمولاً به زبانهای تامیل یا مالایالم یا تلوگو پاسخ میدادند اما این بار مستقیماً به انگلیسی صحبت کردند و پرسیدند: "آیا چشمها میتوانند خودشان را ببینند؟"
دکتر سید پاسخ دادند: "البته که نه. آنها میتوانند هر چیز دیگری جز خودشان را ببینند."
و در جوابِ باگوان که پرسیدند: "اگر چشمها بخواهند خودشان را ببینند چطور؟" ایشان گفتند: آنها فقط میتوانند خودشان را در آینه ببینند.
باگوان سپس اظهار داشتند که: "همین است، خلقت آینهای است برای «من» تا خودش را ببیند."
باگوان #رامانا ماهارشی
" گنج مخفی بُد ز پُری چاک کرد
خاک را تابانتر از افلاک کرد
گنج مخفی بُد ز پری جوش کرد
خاک را سلطان اطلس پوش کرد"
#مولانا
دکتر سید استاد فلسفه دانشگاه اللهآباد از باگوان پرسیدند: "هدف از خلقت چیست؟"
باگوان معمولاً به زبانهای تامیل یا مالایالم یا تلوگو پاسخ میدادند اما این بار مستقیماً به انگلیسی صحبت کردند و پرسیدند: "آیا چشمها میتوانند خودشان را ببینند؟"
دکتر سید پاسخ دادند: "البته که نه. آنها میتوانند هر چیز دیگری جز خودشان را ببینند."
و در جوابِ باگوان که پرسیدند: "اگر چشمها بخواهند خودشان را ببینند چطور؟" ایشان گفتند: آنها فقط میتوانند خودشان را در آینه ببینند.
باگوان سپس اظهار داشتند که: "همین است، خلقت آینهای است برای «من» تا خودش را ببیند."
باگوان #رامانا ماهارشی
" گنج مخفی بُد ز پُری چاک کرد
خاک را تابانتر از افلاک کرد
گنج مخفی بُد ز پری جوش کرد
خاک را سلطان اطلس پوش کرد"
#مولانا
Forwarded from تفحص خویش
WHAT IS THE PURPOSE OF CREATION?
Dr. Syed, Professor of Philosophy, Allahabad University, asked Bhagavan, “What is the purpose of creation?”
Usually Bhagavan gave replies in Tamil, Telugu or Malayalam. This time He spoke directly in English, and asked, “Can the eye see itself?” Dr. Syed replied, “Of course not. It can see everything else, but not itself.” To Bhagavan’s question that “if it wants to see itself”, he said, “It can see itself only in a mirror.” Bhagavan then commented, “That is it. Creation is the mirror for the ‘I’ to see itself.”
Face to Face with #RamanaMaharshi (Prof. G.V. Subbaramayya's account)
Dr. Syed, Professor of Philosophy, Allahabad University, asked Bhagavan, “What is the purpose of creation?”
Usually Bhagavan gave replies in Tamil, Telugu or Malayalam. This time He spoke directly in English, and asked, “Can the eye see itself?” Dr. Syed replied, “Of course not. It can see everything else, but not itself.” To Bhagavan’s question that “if it wants to see itself”, he said, “It can see itself only in a mirror.” Bhagavan then commented, “That is it. Creation is the mirror for the ‘I’ to see itself.”
Face to Face with #RamanaMaharshi (Prof. G.V. Subbaramayya's account)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رهایی هنگامی میآید که شما کاملاً درک کرده و تجربه کنید که اصلاً کسی وجود ندارد که نیاز به رهایی داشته باشد.
#آنامالای سوامی
مپندار که هستیِ بی عیب و نقص در پی آن است که ناآگاهان را به بیداری رساند و یا انسانهای زمینی را به اقلیم الهی سوق دهد. برای او هیچ خود و هیچ دیگری وجود ندارد و از این رو هیچ کس قرار نیست بالا رود. برای او هیچ بهشت و هیچ دوزخی در کار نیست، و از این رو هیچ مقصدی برای رفتن نخواهد بود.
از متن کتاب هوآ هو چینگ (تعالیم نهانی لائوتسه) – ترجمه امید بامداد
Liberation comes when you fully understand and experience there is no one who needs liberation.
#Annamalai Swami
#آنامالای سوامی
مپندار که هستیِ بی عیب و نقص در پی آن است که ناآگاهان را به بیداری رساند و یا انسانهای زمینی را به اقلیم الهی سوق دهد. برای او هیچ خود و هیچ دیگری وجود ندارد و از این رو هیچ کس قرار نیست بالا رود. برای او هیچ بهشت و هیچ دوزخی در کار نیست، و از این رو هیچ مقصدی برای رفتن نخواهد بود.
از متن کتاب هوآ هو چینگ (تعالیم نهانی لائوتسه) – ترجمه امید بامداد
Liberation comes when you fully understand and experience there is no one who needs liberation.
#Annamalai Swami
Forwarded from تفحص خویش
"نمیتونی پیداش کنی چون تو خودشی"
#آدياشانتی
حقیقت این است که تو هماکنون همان چیزی هستی که در جستجویشی. تو با چشمان خداوند به دنبال او میگردی. این حقیقت بسیار ساده، تکاندهنده و بنیادی است تا آنجا که میتواند بهراحتی در میان هیاهوی جستجو گم شود.
#آدیاشانتی
"نیست اندر جبهام الا خدا
چند جویی بر زمین و بر سما؟"
#مولانا
*جبه = پیراهن
"The truth is that you already are what you are seeking. You are looking for God with His eyes. This truth is so simple, shocking and radical that it is easy to miss among one’s flurry of seeking."
#Adyashanti
#آدياشانتی
حقیقت این است که تو هماکنون همان چیزی هستی که در جستجویشی. تو با چشمان خداوند به دنبال او میگردی. این حقیقت بسیار ساده، تکاندهنده و بنیادی است تا آنجا که میتواند بهراحتی در میان هیاهوی جستجو گم شود.
#آدیاشانتی
"نیست اندر جبهام الا خدا
چند جویی بر زمین و بر سما؟"
#مولانا
*جبه = پیراهن
"The truth is that you already are what you are seeking. You are looking for God with His eyes. This truth is so simple, shocking and radical that it is easy to miss among one’s flurry of seeking."
#Adyashanti