اکثریت ما چنان با محتوای تجربه یعنی افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات فریفته شدهایم که آن آگاهی که با آن تمام این دانشها و تجربهها شناخته میشوند و تمام این دانشها و تجربهها از همان ساختهشدهاند را نادیده میگیریم.
#روپرت_اسپایرا
#روپرت_اسپایرا
Forwarded from تفحص خویش
اکثر مردم بدون اینکه بدانند یک ویروس ذهنی را تجربه میکنند؛ یعنی به این صورت که یک فکر رشد میکند، تکثیر میشود و منجر به سایر افکارِ مرتبط میگردد و درنهایت این مجموعهی افکار، شما را تصاحب میکنند. سپس هر چیزی که تجربه میکنید تحت تأثیر این افکار شدید قرار خواهند گرفت. اما شما چنان با آن فکرها هم هویت شدهاید که حتی متوجه آنها نیز نیستید. از دیدگاه معنوی شما به خوابرفتهاید. این روشی افتضاح برای زندگی کردن است که اصلاً هم غیرمعمول نیست.
اساساً آنها حتی افکار شما نیز نیستند. شما آنها را از افکار جمعی جذب کردهاید. این شرطی شدگیِ ذهن شماست که منجر به ناراحتیهای زیادی میشود.
کلید رهایی شما از این سرنوشت هولناک، هشیاری است. بیداریِ آگاهی با این شناخت ساده آغاز میشود که شما آن فکرهایی که در ذهنتان میگذرند نیستید.
#اکهارت تله
اساساً آنها حتی افکار شما نیز نیستند. شما آنها را از افکار جمعی جذب کردهاید. این شرطی شدگیِ ذهن شماست که منجر به ناراحتیهای زیادی میشود.
کلید رهایی شما از این سرنوشت هولناک، هشیاری است. بیداریِ آگاهی با این شناخت ساده آغاز میشود که شما آن فکرهایی که در ذهنتان میگذرند نیستید.
#اکهارت تله
Forwarded from تفحص خویش
"Many people experience a mental virus without knowing it, which means one thought grows, replicates, leads to other related thoughts, and this bundle of thoughts takes possession of you. Almost anything that you experience is then coloured by these obsessive thoughts. But you're so identified with it that you don't even realize that. You're asleep, spiritually speaking. That's an awful way to live, not uncommon at all.
Ultimately, they are not even your thoughts. You have absorbed these thoughts from the collective. It is the conditioning of your mind that creates so much unhappiness.
The key which frees you from this terrible fate is awareness. The awakening of consciousness begins with the simple realization that all the thoughts that go through your mind are not who you are."
#Eckhart Tolle
Ultimately, they are not even your thoughts. You have absorbed these thoughts from the collective. It is the conditioning of your mind that creates so much unhappiness.
The key which frees you from this terrible fate is awareness. The awakening of consciousness begins with the simple realization that all the thoughts that go through your mind are not who you are."
#Eckhart Tolle
Forwarded from تفحص خویش
بعد از مدتی که با اکهارت تله آشنا شدم و کتابهایش را خواندم. بیدار شدم و ناگهان متوجه شدم. ناگهان فهمیدم که چطور این افکار فقط توهماند و آنها مسئول بیشتر رنجی هستند که ما تجربه میکنیم؛ و بعد ناگهان احساس کردم که دارم از منظر دیگری به افکار نگاه میکنم و با تعجب از خودم پرسیدم این چه کسی است که از این «من دارم فکر میکنم» آگاه است؟ و بعد ناگهان از خودم و از مشکلاتم به آن احساسِ رهاییِ شگفتانگیزِ گسترده پرتاب شدم. دیدم که من از بدنم و آنچه انجام میدهم وسیعترم. من همهچیز و همه کسم. من دیگر فقط یکذرهای در جهان نیستم. من خودِ جهانم.
جیم کری
جیم کری
Forwarded from تفحص خویش
"After knowing Eckhart Tolle for a while and studying the books, I woke up and suddenly got it. I understood suddenly how thought is just illusory, and that thought is responsible for most, if not all of the suffering we experience. And then I suddenly felt like I was looking at thoughts from another perspective, and I wondered, who is it that is aware that 'I' am thinking? And suddenly I was thrown into this expansive amazing feeling of freedom - from myself, from my problems. I saw that I am bigger than what I do, bigger than my body. I am everything and everyone. I am no longer a fragment of the universe. I am the universe."
Jim Carrey
Jim Carrey
من آن چیزی هستم که تمام تجربهها را میداند و از آنها آگاه است اما خودم یک تجربه نیستم. من از افکار آگاهم اما خودم یک فکر نیستم، من از احساسات و حواس آگاهم اما خودم احساس و حواس نیستم.
من از ادراکات آگاهم اما خودم یک درک نیستم. محتوای تجربه هرچه که باشد من آن را میدانم یا از آن آگاهم؛ بنابراین دانستن یا آگاه بودن عنصر ضروری در تمام دانشها است آن عامل مشترک در تمام تجربههاست.
#روپرت_اسپایرا
I am that which knows or is aware of all experience, but I am not myself an experience. I am aware of thoughts but am not myself a thought; I am aware of feelings and sensations but am not myself a feeling or sensation;
I am aware of perceptions but am not myself a perception. Whatever the content of experience, I know or am aware of it. Thus, knowing or being aware is the essential element in all knowledge, the common factor in all experience.
#Rupert Spira
Excerpt from: The Nature of Consciousness:
‘Essays on the Unity of Mind and Matter’
من از ادراکات آگاهم اما خودم یک درک نیستم. محتوای تجربه هرچه که باشد من آن را میدانم یا از آن آگاهم؛ بنابراین دانستن یا آگاه بودن عنصر ضروری در تمام دانشها است آن عامل مشترک در تمام تجربههاست.
#روپرت_اسپایرا
I am that which knows or is aware of all experience, but I am not myself an experience. I am aware of thoughts but am not myself a thought; I am aware of feelings and sensations but am not myself a feeling or sensation;
I am aware of perceptions but am not myself a perception. Whatever the content of experience, I know or am aware of it. Thus, knowing or being aware is the essential element in all knowledge, the common factor in all experience.
#Rupert Spira
Excerpt from: The Nature of Consciousness:
‘Essays on the Unity of Mind and Matter’
توجهات را روی تجربهی بدن بیاور. حالا بلافاصله این برچسب بدن را رها کن. یک نوزادِ تازه متولدشده چیزی درباره بدن داشتن یا بدن بودن نمیداند. بلکه یک میدان دریافت احساسات، یک میدان آگاهی یا تجربهی خالص وجود دارد و در میان این میدان، حسی ظاهر میشود. حتی اینکه آن را یک حس بنامیم اعتبار بخشیدن به آن با وجودی بسیار شیمانند است اما آن فقط یک ارتعاش است (منظور بدن داشتن است). آن شکلی ندارد. اندازهای ندارد. رنگی ندارد.فرمی ندارد.جنسیتی ندارد.سنی ندارد.تراکمی ندارد.وزنی ندارد. مکانی ندارد.اگر قرار بود که نامی بر این مکانی که در آن این ارتعاش اتفاق میفتد بگذاریم آن را "اینجا" مینامیدیم.اما "اینجا" مکانی در فضا نیست.نوزادِ تازه متولدشده چیزی درباره فضا نمیداند."اینجا" فقط جایی است که من هستم، جایی است که آگاهی هست جایی است که خدا هست.
#روپرت_اسپایرا
#روپرت_اسپایرا
"Allow the experience of the body to come to your attention. Immediately drop the label "body". A newborn infant knows nothing of having a body or being a body. It is simply a field of sensitivity, a field of pure knowing or pure experiencing, and in the midst of this field a sensation is appearing. Even to call it a sensation is to credit it with too much object-like existence. It is just a tingling, a vibrating. It has no shape, no size, no colour, no form, no gender, no age, no density, no weight, and no location. If we had to name the place at which this vibration is taking place, we would call it "here". But "here" is not a place in space. The newborn infant knows nothing of space. "Here" is simply where I am, where Consciousness is, where God is."
#Rupert Spira
#Rupert Spira
توجه به چیزهای زیادی توجه میکند، اما وقتی توجه به توجه، توجه کند آنگاه در آنجا سکونی است و آن سکون تو را به خویشت معرفی میکند.
#موجی
“Attention pays attention to a lot of things, but when attention pays attention to attention, then there is a stillness, and that stillness introduces you to your Self.”
#Mooji
#موجی
“Attention pays attention to a lot of things, but when attention pays attention to attention, then there is a stillness, and that stillness introduces you to your Self.”
#Mooji
Forwarded from تفحص خویش
بسیاری از عبارات مصطلح و گاهی ساختار خود زبان این حقیقت را آشکار میکنند که مردم نمیدانند چه کسی هستند. مثلاً شما میگویید: «فلانی زندگیاش را از دست داد» یا «زندگی من» گویا زندگی چیزی است که شما میتوانید صاحبش باشید یا از دستش بدهید.
حقیقت این است که: شما یک زندگی ندارید، شما زندگی هستید. یک زندگی یگانه، یک آگاهی یگانه که تمام جهان را فراگرفته است و فرمی موقت گرفته تا خودش را بهعنوان یک سنگ یا چمن یا بهعنوان یک حیوان، یک شخص، یک ستاره یا کهکشان تجربه کند. آیا میتوانید در عمق درون احساس کنید که هماکنون از آن آگاهید؟ آیا میتوانید احساس کنید که شما هماکنون «آن» هستید؟
#اکهارت تله
حقیقت این است که: شما یک زندگی ندارید، شما زندگی هستید. یک زندگی یگانه، یک آگاهی یگانه که تمام جهان را فراگرفته است و فرمی موقت گرفته تا خودش را بهعنوان یک سنگ یا چمن یا بهعنوان یک حیوان، یک شخص، یک ستاره یا کهکشان تجربه کند. آیا میتوانید در عمق درون احساس کنید که هماکنون از آن آگاهید؟ آیا میتوانید احساس کنید که شما هماکنون «آن» هستید؟
#اکهارت تله
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوستان عزیز ازآنجاکه محدودیت زمانی در آپلود ویدئو در صفحه اینستاگرام مسیر مستقیم برداشتهشده ازاینپس میتوانید ویدئوهای این کانال را بهطور کامل در آنجا ببینند.
آدرس صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/direct.path/
آدرس صفحه اینستاگرام:
https://www.instagram.com/direct.path/
شما همیشه مشغول انجام دادن کاری هستید اما چرا این کارها را انجام میدهید؟ چرا یک دزد، دزد میشود؟ چرا یک نفر به بانک دستبرد میزند؟ البته جواب این است که همه به دنبال خوشبختی هستند. همه خوشبختی میخواهند و این چیزها روش آنها برای نشان دادن این است که به دنبال خوشبختی هستند. یک دزد اعتقاد دارد که اگر چیزی از شما بدزدد باعث خوشحالیش خواهد شد زیرا او حالا چیزی دارد که قبلاً نداشته است. هرکاری که شما در زندگی انجام میدهید برای رسیدن به خوشبختی است. روی این تعمق کنید. به گذشتهی زندگی خودتان رجوع کنید و ببینید که آیا من درست نمیگویم.
هرکاری که در زندگی مشغول انجامش هستید به این خاطر است که کمی شادی و خوشبختی میخواهید. حتی اگر فکر میکنید که دوست دارید به دیگران کمک کنید یا به دیگران کمک میکنید در عمق درون خودتان در حقیقت میخواهید که خوشحال باشید. بنابراین هرکاری که انجام میدهید آن را برای خوشبختی و سعادت خودتان انجام میدهید. اما اگر من به شما بگویم که آن شادی و سعادت حقیقی درون خودتان است چه؟ خوشبختی ناب، درون خودتان است. خوشبختی خالص، سعادت لایزال ماهیت حقیقی خودتان است. اگر فقط بتوانید آن را لمس کنید دیگر هرگز برای چیزی وابسته به این دنیا نخواهید شد.
خوشبختیای که من به آن اشاره میکنم ست چیت آناندا یا وجود- آگاهی – سعادت است، آن حقیقت مطلق، آن هشیاری محض. این خوشبختی آنقدر زیباست، آنقدر پربرکت است که شما دیگر به هر دلیلی هرگز به کسی، جایی یا چیزی واکنش نشان نمیدهید چون شما سرشارید. سرشار از سرور، هارمونی و عشق. هنگامیکه شخص این را کشف کند او فردی بسیار خوششانس است. این اکتشاف که آنها درون خودشان منبعی از سعادت و خوشبختی دارند. این اکتشاف که سعادت ابدی در درون است. حتی اگر در ابتدا با مطالعه در این خصوص یا حرفهای من آن را بهطور عقلانی هم کشف کنید مفید است. زیرا وقتیکه این را بدانی آنگاه تو مأموریتی داری که همان جستجو برای سعادت درونی و رها شدن است.
حالا چطور این کار را انجام میدهید؟ حقیقت این است که شما تازه کشف کردید که خوشبختی هستید. ممکن است سخنان من را بشنوید یا کتابی مطالعه کنید یا در جای دیگری بخوانید و نسبت به آن بیدار شده باشید. شما با ساکن و خاموش کردن ذهن به آن بیدار خواهید شد. با نداشتن هیچ ستیزهای با افکار ذهنی. آنگاه آرامشی عظیم و چشمهای از سرور درون خودتان کشف خواهید کرد که قبلاً هرگز نمیدانستید چنین چیزی وجود دارد. این سرآغاز حکمت است یعنی زمانی که احساس کنید که شخص، مکان و چیزهای این دنیا هرگز نمیتوانند سعادت حقیقی را به ارمغان بیاورند.
#رابرت آدامز
هرکاری که در زندگی مشغول انجامش هستید به این خاطر است که کمی شادی و خوشبختی میخواهید. حتی اگر فکر میکنید که دوست دارید به دیگران کمک کنید یا به دیگران کمک میکنید در عمق درون خودتان در حقیقت میخواهید که خوشحال باشید. بنابراین هرکاری که انجام میدهید آن را برای خوشبختی و سعادت خودتان انجام میدهید. اما اگر من به شما بگویم که آن شادی و سعادت حقیقی درون خودتان است چه؟ خوشبختی ناب، درون خودتان است. خوشبختی خالص، سعادت لایزال ماهیت حقیقی خودتان است. اگر فقط بتوانید آن را لمس کنید دیگر هرگز برای چیزی وابسته به این دنیا نخواهید شد.
خوشبختیای که من به آن اشاره میکنم ست چیت آناندا یا وجود- آگاهی – سعادت است، آن حقیقت مطلق، آن هشیاری محض. این خوشبختی آنقدر زیباست، آنقدر پربرکت است که شما دیگر به هر دلیلی هرگز به کسی، جایی یا چیزی واکنش نشان نمیدهید چون شما سرشارید. سرشار از سرور، هارمونی و عشق. هنگامیکه شخص این را کشف کند او فردی بسیار خوششانس است. این اکتشاف که آنها درون خودشان منبعی از سعادت و خوشبختی دارند. این اکتشاف که سعادت ابدی در درون است. حتی اگر در ابتدا با مطالعه در این خصوص یا حرفهای من آن را بهطور عقلانی هم کشف کنید مفید است. زیرا وقتیکه این را بدانی آنگاه تو مأموریتی داری که همان جستجو برای سعادت درونی و رها شدن است.
حالا چطور این کار را انجام میدهید؟ حقیقت این است که شما تازه کشف کردید که خوشبختی هستید. ممکن است سخنان من را بشنوید یا کتابی مطالعه کنید یا در جای دیگری بخوانید و نسبت به آن بیدار شده باشید. شما با ساکن و خاموش کردن ذهن به آن بیدار خواهید شد. با نداشتن هیچ ستیزهای با افکار ذهنی. آنگاه آرامشی عظیم و چشمهای از سرور درون خودتان کشف خواهید کرد که قبلاً هرگز نمیدانستید چنین چیزی وجود دارد. این سرآغاز حکمت است یعنی زمانی که احساس کنید که شخص، مکان و چیزهای این دنیا هرگز نمیتوانند سعادت حقیقی را به ارمغان بیاورند.
#رابرت آدامز