عاشقانِ گاردریل
یا حصین به فدایی ، نمیدونم در جریان بیف شون نیسم که کی کیو زد فقط شنیدم خوب زدن
درسته حصینو بیشتر دوست دارم ولی فدایی زد
عاشقانِ گاردریل
درسته حصینو بیشتر دوست دارم ولی فدایی زد
چقدر یه ادم میتونه فتاده و مخلص باشه 😔
دیگه کم کم وقتشه برم سراغ هیولای زیر تختم
بیا بیرون عزیزم بیا کاریت ندارم که
بیا بیرون عزیزم بیا کاریت ندارم که
پیروز شدن توی یه سری بحثا باعث میشه توی یه سری روابط شکست بخورید، حتما قبلش سبک سنگین کنید ببینید میارزه یا نه
Forwarded from _poune_
بیرون آمدن از قفسی که مغزمان برایمان ساخته آسان نیست.
آسان نیست چون هر زمان که تصمیم بگیریم چیزی را در خودمان و زندگی مان تغییر دهیم احساس امنیت را از ما میگیرد!
پس در پروسه ی رشد و تغییر خودمان طبیعیست که احساس امنیت نداشته باشیم در کارهای جدیدی که قرار است انجام دهیم اما هر چقدر بیشتر تمرین کنیم و منتظر احساس امنیت و راحتی نباشیم بیشتر مغز متوجه میشود که واقعا خطر عجیبی آن بیرون منتظرمان نیست و کم کم در قفس را شلتر میکند و آزادی بیشتری به ما میدهد.
میدانم بدنهای زیادی هستند که نه تنها هیچ احساس امنیتی ندارند بلکه هیچ امیدی هم به آینده ندارند.
اما لطفا به آنچه که ذهنتان در این بازه ی زمانی به شما میگوید خیلی با دقت گوش ندهید! فعلا این ذهن در یک بدن خسته و ترسیده است که نمیداند شرایط چه میشود. ذهن در بدن برزخی، نمیتواند تصمیمهای درستی به شما بدهد.
فعلا فقط بر روی کم کردن اضطراب انباشته شده در ریهها، شانهها، پاها و شکم و لگنتان کار کنید.
سعی کنید هر روز کمی به این اندامها حرکت بدهید.
نفس های عمیق همراه با توقف های چند ثانیه ای برای ریه هایتان.
و تکان دادن و کشیدن و حرکت دادن برای دیگر اندامهایتان.
در معرض افتاب بودن، در طبیعت راه رفتن، رقصیدن، شنا کردن یا پیاده روی، و کارهای خلاقانه با دست هایتام انجام دادن(سفال، نقاشی، گلکاری..) بهترین روش ارام کردن اضطراب است.
هر روز کمی اضطراب را کم کنید تا بعد بتوانید با بدنی ارام تر و ذهنی شفاف تر تصمیم های مهمتان را بگیرید.
دنبال این نباشید که خلق و انرژیتان برای این کارها اماده شود!
منتظر نترسیدن و احساس امنیت هم نباشید که بعدا مثلا بخواهید از خانه بیرون بروید.
این روزها، مغزتان به شما احساس امنیت نمیدهد پس باید با کمی سختی و مقاومت کارهایتان را انجام دهید.
و انجام دهید لطفا!
بعد از چند هفته، مغزتان با ان کار اشنا میشود و دیگر اینقدر عذابتان نمیدهد برای یک بیرون رفتن ساده!
فعلا فقط انجام دهید، هر چقدر کم هر چقدر کوتاه.
انجام دهید، با عذاب
انجام دهید، با مقاومت
نتیجه را چند هفته بعد خواهید دید.
#پونه_مقیمی
آسان نیست چون هر زمان که تصمیم بگیریم چیزی را در خودمان و زندگی مان تغییر دهیم احساس امنیت را از ما میگیرد!
پس در پروسه ی رشد و تغییر خودمان طبیعیست که احساس امنیت نداشته باشیم در کارهای جدیدی که قرار است انجام دهیم اما هر چقدر بیشتر تمرین کنیم و منتظر احساس امنیت و راحتی نباشیم بیشتر مغز متوجه میشود که واقعا خطر عجیبی آن بیرون منتظرمان نیست و کم کم در قفس را شلتر میکند و آزادی بیشتری به ما میدهد.
میدانم بدنهای زیادی هستند که نه تنها هیچ احساس امنیتی ندارند بلکه هیچ امیدی هم به آینده ندارند.
اما لطفا به آنچه که ذهنتان در این بازه ی زمانی به شما میگوید خیلی با دقت گوش ندهید! فعلا این ذهن در یک بدن خسته و ترسیده است که نمیداند شرایط چه میشود. ذهن در بدن برزخی، نمیتواند تصمیمهای درستی به شما بدهد.
فعلا فقط بر روی کم کردن اضطراب انباشته شده در ریهها، شانهها، پاها و شکم و لگنتان کار کنید.
سعی کنید هر روز کمی به این اندامها حرکت بدهید.
نفس های عمیق همراه با توقف های چند ثانیه ای برای ریه هایتان.
و تکان دادن و کشیدن و حرکت دادن برای دیگر اندامهایتان.
در معرض افتاب بودن، در طبیعت راه رفتن، رقصیدن، شنا کردن یا پیاده روی، و کارهای خلاقانه با دست هایتام انجام دادن(سفال، نقاشی، گلکاری..) بهترین روش ارام کردن اضطراب است.
هر روز کمی اضطراب را کم کنید تا بعد بتوانید با بدنی ارام تر و ذهنی شفاف تر تصمیم های مهمتان را بگیرید.
دنبال این نباشید که خلق و انرژیتان برای این کارها اماده شود!
منتظر نترسیدن و احساس امنیت هم نباشید که بعدا مثلا بخواهید از خانه بیرون بروید.
این روزها، مغزتان به شما احساس امنیت نمیدهد پس باید با کمی سختی و مقاومت کارهایتان را انجام دهید.
و انجام دهید لطفا!
بعد از چند هفته، مغزتان با ان کار اشنا میشود و دیگر اینقدر عذابتان نمیدهد برای یک بیرون رفتن ساده!
فعلا فقط انجام دهید، هر چقدر کم هر چقدر کوتاه.
انجام دهید، با عذاب
انجام دهید، با مقاومت
نتیجه را چند هفته بعد خواهید دید.
#پونه_مقیمی
❤1