تعارضات اهل سنت
163 subscribers
90 photos
4 videos
5 files
110 links
💎پس هر گاه کلام نبی خداوند (ص) در شریعت کلام حق و واجب شد پس آن بلا شک از خداست📌و هر چه از خدا باشد در آن اختلاف نیست.
📗میر حامد حسین، عبقات الانوار، ج ۲۳، ص ۱۹۳

✍️در پی آنیم تا با تبیین اختلافات مذهب اهل سنت، الهی نبودن این مذهب دروغین را نشان دهیم.
Download Telegram
‍ ⭕️عُمَر: هر که با ما مخالفت کند را میکُشیم‼️

عمر بن خطاب میگفت: به خدا سوگند هیچکس با ما مخالفت نمیکند مگر اینکه او را به قتل میرسانیم‼️

کان عمر بن خطاب یقول: لا والله لا یخالفنا أحد إلا قتلناه.
📙المغازي لموسى بن عقبة، ص 334

📌این خبر توسط بزرگان اهل سنت تصحیح شده:

وَأَمَّا (مَغَازِي مُوْسَى بنِ عُقْبَةَ) : فَهِي فِي مُجَلَّدٍ لَيْسَ بِالكَبِيْرِ، سَمِعنَاهَا، 👈وغَالِبُهَا صَحِيْحٌ، وَمُرْسَلٌ جَيِّدٌ👉
كَانَ يَحْيَى بنُ مَعِيْنٍ يَقُوْلُ: (كِتَابُ مُوْسَى بنِ عُقْبَةَ) عَنِ الزُّهْرِيِّ: مِنْ أَصَحِّ هَذِهِ الكُتُبِ.
📔سير أعلام النبلاء - ط الرسالة، ج 6، ص 116 و 117

مغازی موسی بن عقبه غالبا صحیح است، و مراسیلش نیز متقن هستند.
یحیی بن معین میگفت مغازی موسی بن عقبه از صحیحترین کتب مغازی است.

📌در پاورقی روایت مغازی نیز محقق کتاب گفته: لمرسل ابن شهاب هذا شاهد في صحيح البخاري.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭

📍از طرفی مخالفت ابتدایی امام علی و حضرت فاطمه علیهما السلام از مسلمات تاریخ اسلام است، چنانکه در صحیح بخاری آمده عمر گفت :

خالف عنا علي والزبير ومن معهما
علی و زبیر و همراهانشان با ما مخالفت کردند
📕صحیح بخاری روایت 6830

🔰پس بدیهی است عمر بن خطاب که قسم خورده بود مخالفینش را به قتل برساند، اقدام به قتل اهل بیت علیهم السلام کرده، و در این اقدام حضرت فاطمه سلام الله علیها به شهادت رسیده‌اند.
‍ 📍علت معین نبودن قبر حضرت زهرا به اعتراف عالم اهل سنت

🖋سمهودی عالم و مورخ اهل سنت یکی از دلایل معین نبودن قبر حضرت فاطمه سلام الله علیها را دشمنی حاکمان با اهل بیت علیهم السلام میداند :

وإنما أوجب عدم العلم بعين قبر فاطمة رضي الله تعالى عنها وغيرها من السلف ما كانوا عليه من عدم البناء على القبور وتجصيصها، 👈🏿مع ما عرض لأهل البيت رضي الله تعالى عنهم من معاداة الولاة قديما وحديثا👉🏿
📘وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى، السمهودي، ج 3، ص 93

📌حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در دوران خلافت ابوبکر از دنیا رفتند و حضرت علی علیه السلام ایشان را شبانه دفن کردند تا ابوبکر بر ایشان نماز نخواند و اجازه حضور ابوبکر بر جنازه ایشان را ندادند چرا که خود حضرت فاطمه چنین وصیت کرده بودند :

6554 - عَنِ ابْنِ جُرَيْجٍ، وَعَمْرِو بْنِ دِينَارٍ أَنَّ حَسَنَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَخْبَرَهُ، «أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دُفِنَتْ بِاللَّيْلِ» قَالَ: فَرَّ بِهَا عَلِيٌّ مِنْ أَبِي بَكْرٍ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْهَا، كَانَ بَيْنَهُمَا شَيْءٌ "
6555 - عَنِ ابْنِ عُيَيْنَةَ، عَنْ عَمْرِو بْنِ دِينَارٍ، عَنْ حَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ، إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: 👈أوْصَتْهُ بِذَلِكَ👉
📙مصنف عبد الرزاق الصنعاني، ج 3، ص 521

فَلَمَّا تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا، وَلَمْ يُؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عَلَيْهَا
📕صحيح البخاري، ج 5، ص 139

اللّٰهُمَّ خُصَّ أَنْتَ أَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي

https://s4.uupload.ir/files/img_20211216_221828_675_ajpm.jpg
🤢ابوبکر فرزند دخترعموی خود بود🥴
#ابوبکر_شناسی

🔻ابن منده اصفهانی از ائمه و علمای برجسته اهل سنت در معرفی ابوبکر می‌نویسد:

أَبُو بكر: ابْن أبي قُحَافَة , واسْمه: عبد الله بن عُثْمَان بن عَامر بن كَعْب بن سعد بن تَمِيم بن مرّة.
وَأمه: أم الْخَيْر سلمى بنت صَخْر بن عَامر بن عَمْرو بن كَعْب بن سعد بن تيم بن مرّة بن كَعْب , 📌وَهِي ابْنة عَم أبي بكر الصّديق.
📚فتح الباب في الكنى والألقاب، ابن منده، ص 107

ابوبکر نامش عبدالله بن عثمان بن عامر
و مادرش ام خیر سلمی بنت صخر بن عامر بود
و ام خیر (مادر ابوبکر) دختر عموی ابوبکر بود😵‍💫


⏪ پدر ابوبکر با دختر برادرش زنا کرد و ابوبکر ولد این زنا بود‼️

📍علمای اهل سنت از ابن منده با تعابیری همچون الامام الحجة الحافظ الثبت محدث الاسلام یاد کرده‌اند:
https://hadith.islam-db.com/narrators/28679/محمد
🔞پسر عیاش و زن‌باز ابوبکر

🔹معاویه به پسرش یزید در مورد عبدالرحمن بن ابوبکر گفته:

وَأَمَّا ابْنُ أَبِي بَكْرٍ فهو رجل إِنْ رَأَى أَصْحَابَهُ صَنَعُوا شَيْئًا صَنَعَ مِثْلَهُ، ليست لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا فِي النِّسَاءِ وَاللَّهْوِ.

📕البداية والنهاية - ط إحياء التراث، ابن كثير، ج 8 ص 123
https://shamela.ws/book/8376/2974#p6

بدان! پسر ابوبکر (عبدالرحمن) مردی است که هر چه دوستانش انجام دهند، او نیز چنان کند و تمام سعی و تلاش او در لهو و لعب است و او شخصی عیاش است که همتی جز زنان ندارد.

⏪ معاویه و عبدالرحمن بن ابوبکر، هر دو از نظر اهل سنت صحابی و هر دو خال المومنین هستند، و این صحابه عادل و دو دایی مومنان اینگونه همدیگر را به عیاشی و زن‌بارگی وصف میکنند :)
🔥ابوبکر، منافقِ منافق زاده
#ابوبکر_شناسی

📌ابوقحافه پدر ابوبکر کافری بود که در دشمنی با اسلام زبانزد بوده و مسلمانان را (صباة) می‌نامید یعنی کسانی که برای دین جاهلیت مشکل ایجاد کرده‌اند و مسلمانان را به فاسد کردن پسرش متهم می‌کرد.

قال عبد اللَّه لما خرج النبيّ صلى اللَّه عليه وسلّم إلى الغار: ذهبت أستخبر، وانظر، هل أحد يخبرني عنه؟ فأتيت دار أبي بكر فوجدت أبا قحافة، فخرج عليّ ومعه هراوة، فلما رآني اشتدّ نحوي، وهو يقول: هذا من الصّباة الذين أفسدوا عليّ ابني.

📍ابن حجر عسقلانی گفته ابوبکر [همچون ابوسفیان، معاویه و دیگر منافقان] تا روز فتح مکه و تا به خطر نیفتادن جانش اسلام نیاورد:

تأخّر إسلامه إلى يوم الفتح

📙الإصابة في تمييز الصحابة، ابن حجر العسقلاني، ج 4 ص 374 و 375
♥️هیچ زنی خدیجه نمی‌شود♥️

عایشه گوید رسول خدا (ص) فرمود:
به خدا سوگند خداوند بهتر از خدیجه زنی به من نداده


روزی مقداری گوشت به عنوان هدیه به رسول خدا (ص) پیشکش می شود. حضرت مقداری از آن را توسط شخصی به خانه بانویی می فرستند. زمانی که عایشه متوجه می شود شروع به اعتراض می کند. پیامبر (ص) با حالت خشم به او می فرمایند: «او زنی است که خدیجه (س) مرا به مراعات حال او سفارش کرده است».
عایشه با ترش رویی می گوید: «مثل این است که در دنیا زنی به جز خدیجه وجود نداشته است!». سپس پیامبر (ص) با خشم او را ترک می کنند. مادر عایشه واسطه می شود و به رسول خدا (ص) عرض می کند: «ای رسول خدا! او زنی جوان و بی تجربه است. سزاوار است او را عفو بفرمایید». پیامبر (ص) جهت تأدیب عایشه، دو طرفدهان او را می گیرد و می فرمایند: «تو نگفتی مثل این است که در دنیا زنی جز خدیجه وجود نداشته است؟ به خدا قسم، زمانی که قبیله تو کافر بودند، او به من ایمان آورد و او برای من فرزندی به دنیا آورد که شما از آن محرومید».
📚الروض الأنف ج ۱ ص ۴۱۵
❌یتیم آزاری عایشه

شمیسه می‌گوید ادب کردن و تربیت یتیم در نزد عایشه ذکر شد و عایشه گفت: من یتیم را آنقدر می‌زنم تا این که روی زمین پهن شود.

🔸دکتر " محمد سعید محمد حسن بخاری " محقق کتاب " البر والصلة " در توضیح این عبارت می‌نویسد:

والمعنى هنا : أنها تضربه حتى يفترش الأرض، كالبساط من شدة الضرب.
📕البر والصلة للمروزي،ص 109 ط دار الوطن

و معنی عبارت در این جا این است که: عایشه یتیم را {به قدری} می‌زد تا این که از شدت ضربه، مانند گلیم و حصیر (و هر چیز گستردنی) بر زمین پهن می‌شد (نقش بر زمین می‌شد). {به زبان عامیانه می‌توانیم بگوییم یعنی عایشه یتیم را آن قدر می‌زد تا از شدت ضربات مانند فرش روی زمین پهن شده و به زمین می‌چسبید !}

🔹این در حالی است که پروردگار عالمیان در کتاب خود می‌فرماید:
فاما الیتیم فلا تقهر !
پس یتیم را نیازار !
آیه ۹ سوره ضحی
🔥مرگ جاهلیت عایشه و معاویه

پیامبر (ص) فرمود: کسی که از امیر خود (که به اتفاق مسلمانان برگزیده شده باشد) چیزی ناخوشایند ببیند، باید شکیبایی ورزد، زیرا آنکه یک وجب از فرمان سلطه حکومتی خارج شود، چنان است که به مرگ جاهلیت مرده است.
📕صحیح بخاری، روایت ۷۰۵۳

⚠️حال اهل تسنن بفرمایند تکلیف عایشه و معاویه و طلحه و زبیر و ... دیگر صحابه ای که فرسنگ ها از فرمان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام خارج شدند چیست⁉️
🔥ثلاثة يكذبون على رسول الله

ل : الطالقاني ، عن الجلودي ، عن محمدبن زكريا ، عن جعفر بن محمد بن عمارة قال : سمعت جعفر بن محمد يقول : ثلاثة كانوا يكذبون على رسول الله أبوهريرة ، وأنس بن مالك ، وامرأة (يعني عائشة).

📙الخصال ج 1 ص 190
📘بحار الانوار ج 2 ص 217
📗الصحيح من سيرة النبي ج 18 ص 105

امام صادق (عليه السلام) می‌فرمود: «سه نفر بر رسول خدا (صلی اللّه عليه وآله وسلم) دروغ می‌بستند: ابوهریره، انس بن مالک و عایشه».
💢خرافات یهودیان، عقیده سُنیان

🔸ابن تیمیه (قبح الله وجهه) در مورد خلقت حوا گفته است او از دنده آدم خلق شد:

وحواء خلقت من ضلع آدم

📕بيان تلبيس الجهمية ج 3 ص 165

🔹این خرافات در کتب اهل تسنن از تورات تحریف شده یهودیان وارد کتب اهل تسنن شده و اعتقادات آنها را تشکیل داده:

🔻در تورات در سفر پیدایش فصل دوم آیات ۲۱ تا ۲۳ داستان خلقت حوا اینگونه آمده است:
21. پس ‌خداوند، آدم ‌را به ‌خواب ‌عمیقی فرو برد و وقتی او در خواب‌ بود یكی از دنده‌هایش‌ را برداشت ‌و جای آن‌ را به ‌هم‌ پیوست‌.
22. سپس ‌از آن‌ دنده ‌زن ‌را ساخت ‌و او را نزد آدم‌ آورد.
23. آدم‌ گفت‌:«این ‌مانند خود من ‌است‌.استخوانی از استخوانهایم‌ و قسمتی از بدنم‌.


🔺و این اسرائیلیات شده عقاید اهل تسنن!

🔰از زرارة بن اعين نقل كرده‌اند كه گفت: از امام صادق علیه السلام در باره خلق حوّا پرسيدند و گفتند: مردمى در ناحيه ما ميگويند: خداوند عزّ و جلّ حوّا را از آخرين دنده چپ آدم آفريد، آيا همين طور است؟ امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند منزّه است و بسيار برتر از آنكه چنين كند، آيا كسى كه به اين قائل شده ميگويد:
خداوند توان آن نداشت كه حوّا را از غير دنده آدم بيافريند، و از اين رو راه را براى گويندگان هرزه‌دراى باز گذارد كه يكى بگويد: اگر از دنده آدم بود پس او با پاره تن خود همبستر گشته، اينان را چه شده است؟ خداوند خود ميان ما و آنان داورى كند

📚ترجمه من لا يحضره الفقيه ج 5 ص 3
♨️عمر و قذف محصنه

هیثم ، در سپاه بود . پس از گذشت شش ماه از آمدن وی [و همبستر شدن با همسرش]، همسرش فرزندی به دنیا آورْد . وی آن را انکار کرد و داستان را پیش عمر آورد و برایش نقل کرد . عمر ، فرمان به سنگسار کردنِ زن داد . علی علیه السلام پیش از سنگسار شدن زن ، به فریاد وی رسید و به عمر فرمود :«خویشتندار باش . این زن ، راست می گوید . خداوند متعال می فرماید : «وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا (۱۵ احقاف)» «و به بار داشتن و از شیر گرفتن فرزند ، سی ماه است» و [ نیز ]می فرماید : «وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ (۲۳۳ بقره)» «و مادران [ باید ]فرزندان خود را دو سال تمام ، شیر دهند» . بنابر این ، بارداری و شیردهی ، سی ماه است [که اگر دوسال شیردهی از آن کسر گردد ، شش ماه می ماند که کم ترین مدّت حمل است]» . عمر گفت : اگر علی نبود ، عمر ، نابود می گشت . و زن را رها کرد و فرزند را به پدرش ملحق نمود .

📚دانشنامه امیرالمؤمنین علیه السلام، ری‌شهری، ج 11 ص 503

عمر که جاهل به بدیهی ترین احکام بود، زنی مومنه و محصنه را قذف و متهم به زنا کرد و حکم رجم و سنگسار وی را صادر کرد، و اگر امیر مومنان علیه السلام نبود آن زن به ناحق سنگسار میشد، به راستی چنین فرد جاهل و احمقی صلاحیت خلافت امت اسلامی را دارد؟!
Forwarded from مجموعه تحقیقاتی مع امام منصور (خادم حيدر)
#مذهب_تحریف #اهل_سنت_زیر_ذره‌بین #صحابی_ملعون

2️⃣- مصادیق کتمان و تحریف:
❻ مسند أحمد:


«16128 - حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ عَبْدَ اللهِ بْنَ الزُّبَيْرِ، وَهُوَ مُسْتَنِدٌ إِلَى الْكَعْبَةِ وَهُوَ يَقُولُ: وَرَبِّ هَذِهِ الْكَعْبَةِ، لَقَدْ لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم ❌✂️فُلَانًا✂️❌ وَمَا وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ»
[«مسند أحمد» (26/ 51 ط الرسالة)]
اسکن

🔰جایگاه أحمد بن حنبل نزد اهل سنت:
احمد بن حنبل بزرگ تر از این هست که نیازی به معرفی داشته باشه.

❇️روایت بدون تحریف:
2197 - حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَنْصُورِ بْنِ سَيَّارٍ، قَالَ: نا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، قَالَ: أنا سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، قَالَ: سَمِعْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَيْرِ، يَقُولُ وَهُوَ مُسْتَنِدٌ إِلَى الْكَعْبَةِ: «وَرَبِّ هَذَا الْبَيْتِ لَقَدْ ‌لَعَنَ ‌اللَّهُ 👈‌الْحَكَمَ👉 ‌وَمَا ‌وَلَدَ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّهِ»
[«مسند البزار = البحر الزخار» (6/ 159)]
اسکن

🔰جایگاه حكم نزد اهل سنت:
الأسم : حكم بن أبي العاص بن أمية بن عبد شمس بن عبد مناف
الشهرة : الحكم بن أبي العاص الأموي , الكنيه: أبو مروان
النسب : الأموي, القرشي
الرتبة : صحابي✅
عاش في : المدينة, الطائف, مكة
مات في : المدينة

🔰بررسی سند روایت:
1- أبو بكر البزار (الرتبة : ثقة حافظ)✅
2- أحمد بن منصور بن سيار (الرتبة : ثقة حافظ)✅
3- عبد الرزاق (الرتبة : ثقة حافظ)✅
4- سفيان بن عيينة (الرتبة : ثقة حافظ حجة)✅
5- إسماعيل بن أبي خالد (الرتبة : ثقة ثبت)✅
6- الشعبي (الرتبة : ثقة)✅
7- عبد الله بن الزبير (الرتبة : صحابي)✅

شعيب الأرنؤوط: «رجاله ثقات رجال الشيخين»[«مسند أحمد» (26/ 51 ط الرسالة)] و [«العواصم والقواصم في الذب عن سنة أبي القاسم» (3/ 239)]✅
علي حسين البواب: «ورجاله ثقات»
[«جامع المسانيد لابن الجوزي» (4/ 60)]✅
الذهبي: «إسناده صحيح»
[«تاريخ الإسلام - ت تدمري» (3/ 368)]✅
نور الدين الهيثمي: «وَرِجَالُ أَحْمَدَ رِجَالُ الصَّحِيحِ»
[«مجمع الزوائد ومنبع الفوائد» (5/ 241)]✅
مقبل بن هادي الوادعي: «هذا حديث صحيحٌ، رجاله رجال الصحيح»[«الصحيح المسند مما ليس في الصحيحين» (1/ 485)]✅
جوامع الكلم: إسناده متصل ، رجاله ثقات✅

————————————————

🕌 کاری از مجموعه تحقیقاتی مع امام منصور 🕌

🌐 t.me/maa_imam_mansor
🌐 maaimammansor.blogfa.com
🌐 aparat.com/maa_imam_mansor
🌐 t.me/archive_maa_imam_mansor
🌐 instagram.com/maa_imam_mansor
🔰موضع حسنین در برابر معاویه

🛑نواصب به روایتی احتجاج کرده‌اند که دلیل وجود امامت در نسل امام حسین بر خلاف نسل امام حسن، بیعت امام حسن با معاویه است؛ یعنی هنگامی که امام حسن با معاویه صلح نمود، خداوند ابا کرد که امامت و وصایت را در نسل امام حسن قرار دهد !

❌اما این مفلوک ناصبی نمی‌داند که موضع امام حسین در قبال معاویه همان موضع برادرشان امام حسن بود :

تعهده [الإمام الحسين] بالصلح
ولكن مع ذلك كله لم تساعده الظروف والأوضاع السياسية على أن يظهر ولايته ويدعو الناس إلى بيعته، فكان [الإمام الحسين] ملتزما بالصلح الذي جرى بين أخيه الإمام الحسن ومعاوية.

كتب الحسين كتابا إلى معاوية يقول فيه:
بسم الله الرحمن الرحيم، أما بعد فقد وصلني كتابك، وفهمت ما ذكرت، ومعاذ الله أن أنقض عهدا عهده إليك أخي الحسن
📚موسوعة كلمات الإمام الحسين (ع) ص ٢٩۱ و ۲۹۴

پای‌بندی او [امام حسین] به صلح
با همه اینها شرایط و اوضاع سیاسی اجازه نداد تا ولایت خود را آشکار کرده مردم را به خود فرا خواند 📌و
[امام حسین] به صلحی که میان برادرش امام حسن و معاویه واقع شد پایبند بود.

امام حسین نامه‌ای به معاویه نوشت که در آن آورده بود به نام خداوند بخشنده مهربان، اما بعد نامه تو به دستم رسید، از مضمون آن آگاه شدم.
📌پناه میبرم به خدا که پیمان برادر خود - امام حسن - را با تو بشکنم
📚فرهنگ جامع سخنان امام حسین (ع) ص ۲۶۵ و ۲۶۷


♦️حال که روشن شد موضع امام حسین در قبال معاویه، همان موضع امام حسن بود، پس در واقع امام حسین با معاویه همان کرد که برادرش امام حسن کرد، لذا تفاوتی میان رفتار حسنین (علیهما السلام) با معاویه (علیه ما علیه) نبوده تا این تفاوت سبب سلب امامت از نسل یکی و اعطای آن به نسل دیگری باشد؛ در نتیجه روایت از نظر تاریخی اشتباه است و متناقض و از حجیت ساقط می‌شود.
🔰ویژگی‌های خلیفه در قرآن

آیه ۲۴۷ سوره بقره:

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ 👈وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ👉 وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

پیغمبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را به پادشاهی شما برانگیخت. گفتند که از کجا او را بر ما بزرگی و شاهی رواست در صورتی که ما به پادشاهی شایسته‌تر از اوییم و او را مال فراوان نیست. رسول گفت: خداوند او را برگزیده 👈و در دانش و توانایی و قوت جسم فزونی بخشیده👉، و خدا ملک خود را به هر که خواهد بخشد، که خدا به حقیقت توانگر و داناست.

🔻قرطبی مفسر مشهور اهل سنت ذیل این آیه شریفه مینویسد:

(إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ) أَيِ اخْتَارَهُ وَهُوَ الْحُجَّةُ الْقَاطِعَةُ، وَبَيَّنَ لَهُمْ مَعَ ذَلِكَ تَعْلِيلَ اصْطِفَاءِ طَالُوتَ، وَهُوَ بَسْطَتُهُ فِي الْعِلْمِ الَّذِي هُوَ مِلَاكُ الْإِنْسَانِ، وَالْجِسْمُ الَّذِي هُوَ مُعِينُهُ فِي الْحَرْبِ وَعُدَّتُهُ عِنْدَ اللِّقَاءِ، فَتَضَمَّنَتْ بَيَانَ صِفَةِ الْإِمَامِ وَأَحْوَالِ الْإِمَامَةِ، وَأَنَّهَا مُسْتَحَقَّةٌ بِالْعِلْمِ وَالدِّينِ وَالْقُوَّةِ
📚الجامع لأحكام القرآن = تفسير القرطبي، ج 3، ص 246

خدا طالوت را برگزید و همان برگزیدن حجت قاطعه برای مردم بود، ولی با این وجود علت برگزیدن طالوت را برای بنی اسرائیل بیان کرد، و آن بسط علم طالوت بود که ملاک انسانیت است، و جسم او که یاور او در میدان جنگ بود، پس خداوند ضمانت کرد بیان ویژگی های امام و لوازم امامت را، که علم و دین و قوت است

🟢قرطبی تصریح میکند که از شروط امامت، علم و قوت است.

🔰از سویی از رسول خدا (ص)، صحابه، تابعین و علمای اهل سنت به کرات نقل شده که حضرت علی علیه السلام اعلم صحابه بودند، به دو مورد از آنها اشاره میکنیم:

1️⃣ حدیث أنا مدینة العلم وعلي بابها، که صالحی شامی، علائی و ابن حجر عسقلانی حکم به حسن بودن حدیث داده اند:
«مدينة العلم» :
روى الترمذي وغيره مرفوعاً: «أنا مدينة العلم وعلي بابها»
والصواب الحديث حسن. كما قال الحافظان العلائي وابن حجر
📚سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد، الصالحي الشامي، ج 1، ص 509

ترمذی و دیگران از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل کرده‌اند که فرمود: «من شهر علمم و علی دروازه آن است» حق این است که این روایت «حسن» است؛ همان طوری که حافظ علائی و حافظ ابن‌حجر گفته‌اند.

2️⃣ اعتراف ابن الوزیر یمانی از علمای بزرگ اهل سنت به اعلمیت امام علی علیه السلام:

قد ثبت أنّ أميرَ المؤمنين عليًّا -عليه السلام- أعلمُ هذه الأمة بعدَ رسول الله
📚العواصم والقواصم في الذب عن سنة أبي القاسم، ابن الوزير، ج 1، ص 444

ثابت شده است که علی بن ابی طالب بعد از پیامبر (ص) اعلم امت است

🔰بعلاوه، از روایات متواتره بر می آید که امیرالمومنین علی علیه السلام، در جنگاوری و رویارویی با دشمنان نظیر نداشته و برترین جنگاور بوده و در قوت احدی به ایشان نمیرسیده، که یک نمونه آن جنگ خیبر است، البانی از بزرگترین علمای اهل سنت اعتراف میکند ابوبکر و عمر در جنگ خیبر از دشمن شکست خوردند اما این امیر مومنان بود که با پیروزی از میدان جنگ بازگشت:

وفيما تقدم من الأسانيد والطرق ما يغني عنه، وبخاصة طريق بُرَيدة بن الحُصيب، فإنها أصحها، وهي تشهد على أن النبي- صلى الله عليه وسلم - أرسل أولاً أبا بكر، فلم يفتح له، وثانياً عمر، فلم يفتح له، ثم كان الفتح على يد علي، خصوصية خصه الله بها دونهما
📚سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، الألباني، ج 7 ص 736

«از اسانید و طرقی که گذشت و از آن (بررسی سندی) بی نیاز می کند به خصوص طریق بریده بن حصیب که صحیح ترین آنها است آنها گواهی می دهند بر اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ابتدا ابوبکر را فرستاد، ولی برای او فتح نشد و سپس عمر را فرستاد، ولی برای او نیز فتح نشد؛ سپس فتح به دست علی علیه السلام صورت گرفت، خصوصیتی که خداوند او را به آن مخصوص کرد بدون آن دو (ابوبکر و عمر).»

🔱همانطور که مشاهده کردید از شروط امامت در قرآن علم و قوت و قدرت است، که امیر مومنان علی علیه السلام اعلم و اقدر و اقوی صحابه بودند.

صلی الله علیک یا امیر المومنین
🤬خشم و غضب پیامبر بر عایشه

26366 - حَدَّثَنَا سُرَيْجُ بْنُ النُّعْمَانِ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ، عَنْ أَفْلَتَ بْنِ خَلِيفَةَ، قَالَ أَبِي: سُفْيَانُ يَقُولُ: فُلَيْتٌ، عَنْ جَسْرَةَ بِنْتِ دَجَاجَةَ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: بَعَثَتْ صَفِيَّةُ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِطَعَامٍ قَدْ صَنَعَتْهُ لَهُ وَهُوَ عِنْدِي، فَلَمَّا رَأَيْتُ الْجَارِيَةَ، أَخَذَتْنِي رِعْدَةٌ حَتَّى اسْتَقَلَّنِي أَفْكَلُ، فَضَرَبْتُ الْقَصْعَةَ، فَرَمَيْتُ بِهَا. قَالَتْ: فَنَظَرَ إِلَيَّ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَعَرَفْتُ الْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ، فَقُلْتُ: أَعُوذُ بِرَسُولِ اللهِ أَنْ يَلْعَنَنِي الْيَوْمَ.
✅إسناده حسن
📕مسند أحمد ط الرسالة ج 43 ص 386


عایشه می‌گوید: «روزی صفیه غذایی برای رسول خدا (صلی اللّه عليه وآله وسلم) فرستاد که خود آن را تهیه دیده بود. پس تا فرستاده او را دیدم لرزه‌ای بر تنم مستولی شد که ظرف را شکسته و آن را به طرفی پرتاب کردم. در این حال، پیامبر (صلی اللّه عليه وآله وسلم) به من نگاه کرد و من آثار خشم و غضب را در چهره‌اش دیدم، به او عرض کردم: به رسول خدا پناه می‌برم از اینکه امروز بخواهد مرا نفرین کند».

📌آنطور که خود عایشه تعریف می‌کند پیامبر چنان از او خشمگین شده بودند که عایشه گمان می‌برده رسول خدا قصد نفرین ایشان را دارند‼️
👍3
▪️خلیفه پیامبر▪️

🔸اهل سنت گویند، پیامبر هیچ خلیفه‌ای برای بعد از خود معین نکرد و امت اسلام را بدون خلیفه رها کرد!!! اما وقتی به منابع معتبر ایشان مراجعه می‌کنیم روایات صحيح السند زیادی وجود دارد که نبی مکرم (ص) قرآن و اهل بیت علیهم السلام را خلیفه خویش قرار داده‌اند. بسیار جالب است که نبی مکرم (ص) با لفظ (خلیفه) جانشین خویش را معین کرده‌اند تا راه را بر گمراه کنندگان بشریت مسدود و حجت را بر همگان تمام کنند.

«إني تارك فيكم خليفتين: كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء والأرض وعترتي أهل بيتي وإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض» .

🔻البانی به صحیح بودن روایت اعتراف کرده است:

✅(صحيح) ... [ت] عن زيد بن أرقم. الروض النضير ٩٧٧، المشكاة ٦١٤٤.
📕ص482 - كتاب صحيح الجامع الصغير وزيادته - حرف الألف - المكتبة الشاملة

🔻هیثمی در دو جای کتابش به صحیح بودن این روایت اعتراف کرده است:

رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ فِي الْكَبِيرِ، وَرِجَالُهُ ثِقَاتٌ.✅
📘ص170 - كتاب مجمع الزوائد ومنبع الفوائد - باب في العمل بالكتاب والسنة - المكتبة الشاملة


رَوَاهُ أَحْمَدُ، وَإِسْنَادُهُ جَيِّدٌ.✅
📙ص162 - كتاب مجمع الزوائد ومنبع الفوائد - باب في فضل أهل البيت رضي الله عنهم - المكتبة الشاملة
➖ابن عُمَر: پیامبر مردم را تباه کرد!
➕عُمَر: موافقم!


🔻صحیح مسلم کتاب امارت روایت ۱۲:
۱۲ -(۰۰۰) از ابن عمر نقل است که گفت: نزد حفصه رفتم و وی به من گفت خبر داری که پدرت قصد دارد کسی را جانشین خود نسازد؟ گفتم او هرگز چنین نخواهد کرد و مردم را بعد از خود بدون تعیین جانشین وانمی‌گذارد. حفصه گفت: او این کار را خواهد کرد. من ابن عمر سوگند خوردم که با وی در این باره سخن بگویم از همین روی تا شب شد ساکت ماندم و در آن باره چیزی نگفتم. ابن عمر گفت: گویی در این هنگام با دست راست خویش کوهی را حمل میکنم پس برگشتم و نزد پدرم رفتم و او از حال مردم از من پرسید. من به وی اطلاع دادم. ابن عمر گفت: سپس به پدرم گفتم: شنیدم که مردم چیزی میگویند و دوست داشتم که من هم آن را به تو معروض دارم آنان گمان دارند که تو جانشینی برای خود انتخاب نمی‌کنی و میدانید که اگر چوپانی برای شتر یا گوسفندان خود داشته باشی و این چوپان به نزد تو بیاید و آنها را به حال خود رها سازد در واقع آنها را تباه کرده است و البته که تباه کردن مردم از آن هم سخت‌تر است. 📌ابن عمر گفت: پدرم به نظریه من متمایل شده و با آن موافق گردید ساعتی سرش را پایین انداخت و بعد به من روی کرد و فرمود: خداوند دین خویش را حفظ میفرماید و اگر من در فکر تعیین خلیفه نیستم به این جهت است که رسول خدا چنین نکرد.
📖اسکن صفحه اول 📖اسکن صفحه دوم

🔸ابن عمر در بحثی که با پدرش داشت تعیین نکردن خلیفه را تباه کردن امت اسلام دانسته و پدرش عمر با او موافقت میکند که رها کردن امت بدون جانشین تباه ساختن آن است.
ابن عمر و پدرش عمر هر دو جنبه عقلانی تعیین خلیفه را مطرح و قبول کردند، اما از آنجا که پیامبر اهل سنت، اندازه عُمَر و پسرش نمی‌فهمیده، بر خلاف سیره عقلا بدون تعیین خلیفه (به زعم اهل سنت) از دنیا رفته و امت اسلام را تباه ساخته.
👍2
❗️خیانت عجیب البانی در مورد یکی از فضائل اهل بیت علیهم‌السلام

سیوطی در کتاب «الجامع‌ الصغیر»، روایت رسول خدا _صلی الله علیه و آله وسلّم_ که به اهل بیت خود فرمود: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ» را از زید بن ارقم و از کتابهای زیر نقل می‌نماید:
سنن ترمذی: ت
سنن ابن ماجه: هـ
صحیح ابن حبان: حب
مستدرک حاکم نیشابوری: ک

🔷روایت ترمذی:
حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ عَبْدِ الجَبَّارِ البَغْدَادِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ قَادِمٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَسْبَاطُ بْنُ نَصْرٍ الهَمْدَانِيُّ، عَنِ السُّدِّيِّ، عَنْ صُبَيْحٍ مَوْلَى أُمِّ سَلَمَةَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ 📌قَالَ لِعَليٍّ وَفَاطِمَةَ وَالحَسَنِ وَالحُسَيْنِ: أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ.

🔷روایت ابن ماجه:
حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الْخَلَّالُ، وَعَلِيُّ بْنُ الْمُنْذِرِ، قَالَا: حَدَّثَنَا أَبُو غَسَّانَ، حَدَّثَنَا أَسْبَاطُ بْنُ نَصْرٍ، عَنْ السُّدِّيِّ، عَنْ صُبَيْحٍ مَوْلَى أُمِّ سَلَمَةَ عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - 📌لَعَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ: "أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ، حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ" 

🔷روایت حاکم نیشابوری در المستدرک:
حَدَّثَنَاهُ أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ، ثنا الْعَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدٍ الدُّورِيُّ، ثنا مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، ثنا أَسْبَاطُ بْنُ نَصْرٍ الْهَمْدَانِيُّ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّدِّيِّ، عَنْ صُبَيْحٍ، مَوْلَى أُمِّ سَلَمَةَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، أَنَّهُ 📌قَالَ لِعَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبْتُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمْتُمْ»

🔷روایت ابن حبان:
أَخْبَرَنَا الْحَسَنُ بْنُ سُفْيَانَ، حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ،حَدَّثَنَا مَالِكُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ نَصْرٍ، عَنِ السُّدِّيِّ، عَنْ صُبَيْحٍ مَوْلَى أُمِّ سَلَمَةَ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ لِفَاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ:  «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ، وَسَلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ»

⚠️البانی، در کتاب «صحیح الجامع الصغیر و زیادته» در ذیل این روایت، تصریح به «حسن» بودن آن می‌کند، ولی با کمال تعجّب در پاورقی، این روایت را فقط شامل حضرت زهرا و امام حسین علیهما السلام می‌داند. (ج ۱، ص ۳۰۶)

🔰از متن روایات سه کتاب سنن ترمذی، سنن ابن ماجه و مستدرک حاکم نیشابوری، معلوم می‌شود، رسول خدا _صلی الله علیه و آله و سلم_ این عبارت را به امیرالمؤمنين، حضرت زهرا ، امام حسن و امام حسين عليهم‌السلام فرموده است، هر چند ابن حبان در صحیح خود ،نام امیر المؤمنین علیه‌السلام را اسقاط نموده است.
♨️این روایت به صراحت بیان می‌کند، كسانی همچون معاویه و اصحاب جمل که عَلم جنگ با امیر المؤمنين _علیه السلام_ را بر افراشته اند، در واقع با رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم جنگیده‌اند و البانی بهتر از هر کسی می‌داند که این فرموده‌ی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، چه ضرری به مبانی مذهبش می‌زند، فلذا وقتی می‌بیند نمی‌تواند در سندش خدشه کند، در صدد تحریف معنوی آن برمی‌آید.
❌جعل حدیث برای مشروعیت بخشی به خلافت ابوبکر

اهل سنّت از عروة ابن زبیر از عایشه نقل می کنند که گفت:

پیامبر(صلی الله علیه و اله) هنگام بیماری (قبل از رحلت) به من فرمود: «پدرت ابوبکر را صدا بزن تا چیزی بنویسم ( و او را به عنوان جانشین خودم برای مسلمانان معیّن و منصوب کنم) زیرا می ترسم پس از من افرادی ادّعا کنند که من سزاوارترم در حالی که خداوند و مؤمنان به جانشینی هیچ کس جز ابوبکر پس از من راضی نیستند
11 - (2387).... عُرْوَةَ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ: قَالَ لِي رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: فِي مَرَضِهِ " ادْعِي لِي أَبَا بَكْرٍ، أَبَاكِ، وَأَخَاكِ، حَتَّى أَكْتُبَ كِتَابًا، فَإِنِّي أَخَافُ أَنْ يَتَمَنَّى مُتَمَنٍّ وَيَقُولُ قَائِلٌ: أَنَا أَوْلَى، وَيَأْبَى اللهُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَّا أَبَا بَكْرٍ "

صحیح مسلم📚
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مورد متناقض«↓↓↓» 🔰🔰


به عمر بن الخطاب گفته شد:
چرا برای بعد از خود خلیفه تعیین نمی‌کنی؟ در جواب گفت: اگر خلیفه تعیین کنم، کاری که شخص بهتر از من کرده را انجام داده‌ام. و اگر خلیفه تعین نکنم باز هم کار کسی که بهتر از من بوده را انجام داده‌ام و آن رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است


عن عبدالله بن عمر قال: قیل لعمر: الا تستخلف؟ قال: إن أستخلف فقد إستخلف من هو خیر منّی ابوبکر و إن اترک فقد ترک من هو خیر منّی رسول الله.

صحیح بخاری📚

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


فلا يَغْتَرَّنَّ امْرُؤٌ أَنْ يَقُولَ إنما كانت بَيْعَةُ ابي‌بَكْرٍ فَلْتَةً وَتَمَّتْ ألا وَإِنَّهَا قد كانت كَذَلِكَ وَلَكِنَّ اللَّهَ وَقَى شَرَّهَا؛ وَلَيْسَ فيكم من تُقْطَعُ الْأَعْنَاقُ إليه مِثْلُ ابي‌بَكْرٍ من بَايَعَ رَجُلًا من غَيْرِ مَشُورَةٍ من الْمُسْلِمِينَ فلا يتابع هو ولا الذي تابعه تَغِرَّةً أَنْ يُقْتَلَا؛

 عمر بن الخطاب میگويد:

مردي فريب نخورد و بگويد: بيعت ابوبكر سرسري و بي‌فكر و تدبير بود منتها جا افتاد، آگاه باشيد كه اين سخن درست است؛ ولي خدا از شر آن ما را حفظ كرد.البته مثل ابوبکر هم کسی را نمی یافتید برای آن مقام، هر کس با شخص ديگري بدون مشورت با مسلمانان بعيت کند، از او اطاعت نمي‌شود، (زيرا) هم کسي که بيعت کرده و هم کسي با او بيعت شده، خود را در معرض کشتن قرار مي‌دهند

صحیح بخاری📚

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

أَنَّ الْأَنْصَارَ خَالَفُونَا وَاجْتَمَعُوا بِأَسْرِهِمْ في سَقِيفَةِ بَنِي سَاعِدَةَ وَخَالَفَ عَنَّا عَلِيٌّ وَالزُّبَيْرُ وَمَنْ مَعَهُمَا

همه انصار با ما مخالفت کردند و همگی در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و علی (علیه السلام) و زبیر و همراهان ایشان نیز با ما مخالفت کردند.

📚صحیح بخاری
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📌نتیجه:

❌اگر الله تبارک و تعالی، و مومنان به خلافت ابوبکر راضی هستند. پس غضب حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از روی هوای نفس هست و ایشان مومن نیستند.(نعوذوبالله)


❌عمر میگوید اگر خلیفه تعیین نکنم به سنت رسول الله صلی الله علیه و ال عمل کرده ام. ❗یعنی نصی به جهت خلافت ابوبکر نیست یا خود عمر بن الخطاب مومن نیست چون خود عمر مسلما بین سنت رسول الله ص و ابوبکر باید به سنت پیامبر ص عمل کند(طبق اعترافش)
پس خود عمر بن الخطاب یا مومن نیست یا
حدیث جعلی است

❌عمر میگوید همه انصار با ما مخالفت کردند، سوال این هست، ایا انصار نص نبوی را نشنیده بوده اند، چون در حدیث امده، الله راضی است فقط به ابوبکر(خلافتش)، یعنی میشود نص(اختصاص به ابوبکر فقط)

❌چرا خود ابوبکر به این حدیث استناد نکرد تا مانع این همه اختلاف در بین اصحاب بشود؟چونکه رسول الله ص به عایشه سفارش فرمود صدا بزن بیاد...


❌اگر این نص هست چرا علمای اهل سنت، بحث حل و عقد را مطرح کرده اند؟

❌این حدیث فقط از عایشه نقل شده، ایا بهتر نبود یک مرد یا یکی از خود اهل حل عقد یا شخص ابوبکر راوی این حدیث باشد؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#جعل➖1️⃣

📚 #صحیح_بخاری
🔰جعل حدیث برای بزرگداشت بزرگان خود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

⭕طاعون از طرف جبرییل

⭕طاعون از طرف دشمان جنّ


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


20767 - حَدَّثَنَا يَزِيدُ، حَدَّثَنَا مُسْلِمُ بْنُ عُبَيْدٍ أَبُو نُصَيْرَةَ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَسِيبٍ، مَوْلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " أَتَانِي جِبْرِيلُ بِالْحُمَّى، وَالطَّاعُونِ، فَأَمْسَكْتُ الْحُمَّى بِالْمَدِينَةِ، وَأَرْسَلْتُ الطَّاعُونَ إِلَى الشَّامِ، فَالطَّاعُونُ شَهَادَةٌ لِأُمَّتِي، وَرَحْمَةٌ، وَرِجْسٌ عَلَى الْكَافِرِ

اسناده صحیح✅

رسول الله صلوات الله علیه و ال در حدیثی فرمودن:

«جبرائیل همراه تب و طاعون نزد من آمد؛ پس[من] تب را برای مدینه انتخاب نمودم و طاعون را به شام فرستادم. طاعون برای امتم شهادت است و برای کافر عذاب


مسند احمد📚
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تعارض دیگر با حدیث دیگر«↓↓↓»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🔰ابوموسی اشعری گفت که رسول الله  فرمودند:
«امتم با قتل و طاعون از بین می‌رود». گفته شد: ای رسول الله ص ما قتل را می‌شناسیم؛
اما طاعون چیست؟ فرمود: «ضربه‌ی دشمنان جنی‌تان می‌باشد👉 و هر دو نوع [کشته شدن در اثر قتل و طاعون برای آنها] شهادت محسوب می‌شود

2171 - وَعَن أبي مُوسَى الْأَشْعَرِيّ رَضِي الله عَنهُ قَالَ قَالَ رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَسلم فنَاء أمتِي بالطعن والطاعون فَقيل يَا رَسُول الله هَذَا الطعْن قد عَرفْنَاهُ فَمَا الطَّاعُون قَالَ وخز أعدائكم من الْجِنّ وَفِي كل شَهَادَة
رَوَاهُ أَحْمد بأسانيد أَحدهَا صَحِيح وَأَبُو يعلى وَالْبَزَّار وَالطَّبَرَانِيّ

الترغیب، البانی📚

#جعل_2️⃣

📚#مسند_احمد
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
👍1
🔹 علاوه بر ابن حزم؛ مفسر و عالم مشهور اهلسنت جناب فخررازی نیز در تفسیر خود بیان میکند که اگر ما باشیم و آیه‌ی قرآن باید پاها را مسح کرد:

▫️ أَمَّا الْقِرَاءَةُ بِالْجَرِّ فَهِيَ تَقْتَضِي كَوْنَ الْأَرْجُلِ معطوفة على الرؤوس، فَكَمَا وَجَبَ الْمَسْحُ فِي الرَّأْسِ فَكَذَلِكَ فِي الْأَرْجُلِ

👈 خواندن آیه با جرّ، مستلزم آن است که پاها عطف بر مسح سر باشد بنابراین همان گونه که مسح کردن سر واجب است، مسح کردن پاها نیز واجب است.

🔹 سپس فخررازی توضیح میدهد که حتی اگر این قسمت از آیه به نصب نیز خوانده شود باز هم باید پاها را مسح کرد زیرا ما دو عامل در اینجا داریم یکی عامل « فاغْسِلُواْ » و دیگری عامل « وَامْسَحُواْ » و در این آیه عامل اقرب « وَامْسَحُواْ » نزدیک تر است وقتی عامل اقرب اینجا هست نوبت به عامل بعید نمی رسد بنابراین قرائت “وارجلکم” به نصب لام نیز مسح را واجب می گرداند.

▫️ ظَهَرَ أَنَّهُ يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ عَامِلُ النَّصْبِ فِي قَوْلِهِ وَأَرْجُلَكُمْ هُوَ قَوْلَهُ وَامْسَحُوا وَيَجُوزُ أَنْ يَكُونَ هُوَ قَوْلَهُ فَاغْسِلُوا لَكِنِ الْعَامِلَانِ إِذَا اجْتَمَعَا عَلَى مَعْمُولٍ وَاحِدٍ كَانَ إِعْمَالُ الْأَقْرَبِ أَوْلَى، فَوَجَبَ أَنْ يَكُونَ عَامِلُ النَّصْبِ فِي قَوْلِهِ وَأَرْجُلَكُمْ هُوَ قَوْلَهُ وَامْسَحُوا فَثَبَتَ أَنَّ قِرَاءَةَ وَأَرْجُلَكُمْ بِنَصْبِ اللَّامِ تُوجِبُ الْمَسْحَ أَيْضًا

📚 التفسير الكبير جلد 11 صفحه 305

✅ حداقل برخی از بزرگان اهلسنت در خصوص دلالت این آیه اینقدر جرئت و شهامت دارند که قرآن را بر اساس هوای نفس خود تحریف به معنا نکنند [ اگر چه بعدا بر طبق ادله‌ی دیگه از حکم قرآن اعراض میکنند! ] اما متاسفانه برخی وهابیون مجازی از این کار هیچ ابایی ندارند!