💢شبهه مطیع خلفا بودن حضرت علی
❌ناصبی مدعی شده حضرت علی علیه السلام گوش به فرمان خلفا بوده!!
https://t.me/scannnnnnnn/4
🔰ما این ادعای او را خیلی مختصر و مفید با دو روایت صحیح بخاری رد میکنیم!
1⃣عَنْ مَرْوَانَ بْنِ الحَكَمِ، قَالَ: شَهِدْتُ عُثْمَانَ، وَعَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَعُثْمَانُ «يَنْهَى عَنِ المُتْعَةِ، وَأَنْ يُجْمَعَ بَيْنَهُمَا»، فَلَمَّا «رَأَى عَلِيٌّ أَهَلَّ بِهِمَا، لَبَّيْكَ بِعُمْرَةٍ وَحَجَّةٍ»، قَالَ: «مَا كُنْتُ لِأَدَعَ سُنَّةَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِ أَحَدٍ»
📚صحيح البخاري، ج 2، ص 142
از مروان بن حکم روایت است که گفت: من در محضر عثمان و علی حاضر بودم و عثمان از حج تمتع و جمع بین حج و عمره (حج القران) منع می کرد و 👈چون علی این حالت را دید، به نیت عمره و حج احرام گرفت. سپس گفت: من سنت پیامبر را به سخن کسی ترک نمی کنم.👉
2⃣عَنْ سَعِيدِ بْنِ المُسَيِّبِ، قَالَ: اخْتَلَفَ عَلِيٌّ، وَعُثْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَهُمَا بِعُسْفَانَ، فِي المُتْعَةِ، فَقَالَ عَلِيٌّ: «مَا تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَنْهَى عَنْ أَمْرٍ فَعَلَهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»، فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ عَلِيٌّ أَهَلَّ بِهِمَا جَمِيعًا
📚صحيح البخاري، ج 2، ص 143
از سعید بن مسیب روایت است که گفت: 👈علی و عثمان اختلاف کردند، آنها در موضع عسفان بودند و موضوع مورد اختلاف متعه حج بود. علی گفت: مقصد تو چیست که از امری منع میکنی که پیامبر بدان عمل کرده است؟ و چون على عمل عثمان را دید، برای حج و عمره هر دو احرام گرفت.👉
🔺همانطور که مشاهده کردید نه تنها حضرت علی علیه السلام مطیع خلفا نبودند، بلکه این خلفا بودند که مطیع پیامبر نبودند و سنت پیامبر را ترک کرده بودند.
❌ناصبی مدعی شده حضرت علی علیه السلام گوش به فرمان خلفا بوده!!
https://t.me/scannnnnnnn/4
🔰ما این ادعای او را خیلی مختصر و مفید با دو روایت صحیح بخاری رد میکنیم!
1⃣عَنْ مَرْوَانَ بْنِ الحَكَمِ، قَالَ: شَهِدْتُ عُثْمَانَ، وَعَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَعُثْمَانُ «يَنْهَى عَنِ المُتْعَةِ، وَأَنْ يُجْمَعَ بَيْنَهُمَا»، فَلَمَّا «رَأَى عَلِيٌّ أَهَلَّ بِهِمَا، لَبَّيْكَ بِعُمْرَةٍ وَحَجَّةٍ»، قَالَ: «مَا كُنْتُ لِأَدَعَ سُنَّةَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِ أَحَدٍ»
📚صحيح البخاري، ج 2، ص 142
از مروان بن حکم روایت است که گفت: من در محضر عثمان و علی حاضر بودم و عثمان از حج تمتع و جمع بین حج و عمره (حج القران) منع می کرد و 👈چون علی این حالت را دید، به نیت عمره و حج احرام گرفت. سپس گفت: من سنت پیامبر را به سخن کسی ترک نمی کنم.👉
2⃣عَنْ سَعِيدِ بْنِ المُسَيِّبِ، قَالَ: اخْتَلَفَ عَلِيٌّ، وَعُثْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَهُمَا بِعُسْفَانَ، فِي المُتْعَةِ، فَقَالَ عَلِيٌّ: «مَا تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَنْهَى عَنْ أَمْرٍ فَعَلَهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ»، فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ عَلِيٌّ أَهَلَّ بِهِمَا جَمِيعًا
📚صحيح البخاري، ج 2، ص 143
از سعید بن مسیب روایت است که گفت: 👈علی و عثمان اختلاف کردند، آنها در موضع عسفان بودند و موضوع مورد اختلاف متعه حج بود. علی گفت: مقصد تو چیست که از امری منع میکنی که پیامبر بدان عمل کرده است؟ و چون على عمل عثمان را دید، برای حج و عمره هر دو احرام گرفت.👉
🔺همانطور که مشاهده کردید نه تنها حضرت علی علیه السلام مطیع خلفا نبودند، بلکه این خلفا بودند که مطیع پیامبر نبودند و سنت پیامبر را ترک کرده بودند.
Telegram
Scan
👍1
❌مولوی نادان که از اساتید و ادمین های اهل سنت و وهابیت است مدعی شده «حضرت علی جزو #أبنائنا هستند نه #أنفسنا»‼️↙️
🔗https://t.me/scannnnnnnn/5
🤥این نظر مولوی بیعقل حقیقتا تن علمای اهل سنت را در گور لرزاند!!
🔻به نظر چهار تن از علمای اهل سنت در این خصوص اشاره میکنیم:
1⃣ شعبی:
قَالَ الشَّعْبِيُّ: 👈أَبْنَاءَنَا: الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ، وَنِسَاءَنَا: فَاطِمَةَ، 👈وَأَنْفُسَنَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ.
إسناده صحيح.
📚أسباب النزول ت الحميدان، الواحدي، ص 105-106
2⃣ ابن قتیبه دینوری:
{قل تعالوا ندع 👈أبناءنا وأبناءكم} فدعا حسناً وحسيناً {ونساءنا ونساءكم} فدعا فاطمة عليها السلام 👈{وأنفسنا وأنفسكم} فدعا علياً عليه السلام
📚الاختلاف في اللفظ والرد على الجهمية، ص 56
3⃣ ملا علی قاری حنفی:
👈(دَعَا رَسُولُ اللَّهِ عَلِيًّا) : فَنَزَّلَهُ مَنْزِلَةَ نَفْسِهِ لِمَا بَيْنَهُمَا مِنَ الْقَرَابَةِ وَالْأُخُوَّةِ (وَفَاطِمَةَ) ، أَيْ: لِأَنَّهَا أَخَصُّ النِّسَاءِ مِنْ أَقَارِبِهِ 👈(وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا) : فَنَزَّلَهُمَا مَنْزِلَةَ ابْنَيْهِ
📚مرقاة المفاتيح، ج 9، ص 3962
4⃣ آجری:
👈فَأَبْنَاؤُنَا وَأَبْنَاؤُكُمْ: فَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَنِسَاؤُنَا وَنِسَاؤُكُمْ: فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , 👈وَأَنْفُسُنَا وَأَنْفُسُكُمْ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ
📚الشريعة، ج 4، ص 1757
🔺همانطور که مشاهده کردید نظر صحیح این است که حضرت علی علیه السلام #نفس پیامبر هستند نه #ابن!!
📌همین نظرات صد من یه غاز مولوی های اهل سنت است که عوام اهل سنت را فریب داده و آنها را از مسیر هدایت خارج کرده و به مسیر ضلالت کشانده.
🔗https://t.me/scannnnnnnn/5
🤥این نظر مولوی بیعقل حقیقتا تن علمای اهل سنت را در گور لرزاند!!
🔻به نظر چهار تن از علمای اهل سنت در این خصوص اشاره میکنیم:
1⃣ شعبی:
قَالَ الشَّعْبِيُّ: 👈أَبْنَاءَنَا: الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ، وَنِسَاءَنَا: فَاطِمَةَ، 👈وَأَنْفُسَنَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ.
إسناده صحيح.
📚أسباب النزول ت الحميدان، الواحدي، ص 105-106
2⃣ ابن قتیبه دینوری:
{قل تعالوا ندع 👈أبناءنا وأبناءكم} فدعا حسناً وحسيناً {ونساءنا ونساءكم} فدعا فاطمة عليها السلام 👈{وأنفسنا وأنفسكم} فدعا علياً عليه السلام
📚الاختلاف في اللفظ والرد على الجهمية، ص 56
3⃣ ملا علی قاری حنفی:
👈(دَعَا رَسُولُ اللَّهِ عَلِيًّا) : فَنَزَّلَهُ مَنْزِلَةَ نَفْسِهِ لِمَا بَيْنَهُمَا مِنَ الْقَرَابَةِ وَالْأُخُوَّةِ (وَفَاطِمَةَ) ، أَيْ: لِأَنَّهَا أَخَصُّ النِّسَاءِ مِنْ أَقَارِبِهِ 👈(وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا) : فَنَزَّلَهُمَا مَنْزِلَةَ ابْنَيْهِ
📚مرقاة المفاتيح، ج 9، ص 3962
4⃣ آجری:
👈فَأَبْنَاؤُنَا وَأَبْنَاؤُكُمْ: فَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَنِسَاؤُنَا وَنِسَاؤُكُمْ: فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ , 👈وَأَنْفُسُنَا وَأَنْفُسُكُمْ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ
📚الشريعة، ج 4، ص 1757
🔺همانطور که مشاهده کردید نظر صحیح این است که حضرت علی علیه السلام #نفس پیامبر هستند نه #ابن!!
📌همین نظرات صد من یه غاز مولوی های اهل سنت است که عوام اهل سنت را فریب داده و آنها را از مسیر هدایت خارج کرده و به مسیر ضلالت کشانده.
Telegram
Scan
👏1
💎مولا علی نفس رسول خدا💎
⤴️در پست سابق اشاره کردیم که جمهور علمای اهل سنت معترف هستند که حضرت علی نفس پیامبر است، و قول به رابطه بنوت بین حضرت علی و پیامبر قولی شاذ است.
❌ناصبی نادان باز ادعایش را تکرار کرده حال آنکه ما در پست قبل نشان دادیم نظر او نزد جمهور علمای اهل سنت پشیزی ارزش ندارد.
وی در کمال وقاحت و پررویی مدعی شده که ما او را نقد علمی نکردهایم!! البته طبیعی است چنین ادعایی از سوی او چرا که علم نزد او مسخره بازی و لودگی و فحاشی هست نه #قاعده_الزام و سخن علما :)
🌀ما در پست قبل به نظر ۴ تن از علمای اهل سنت که گفتهاند حضرت علی (ع) نفس پیامبر است اشاره کردیم اما مولوی سفیه بجای پاسخ علمی فحاشی کرده.
🔻ابن عثیمین گفته اکثر مفسران قائل به این هستند که مراد از انفسنا حضرت علی و مراد از ابنائنا حسنین علیهم السلام هستند:
👈أكثر المفسرين يختارون القول الأول أن 👈المراد بأبنائنا الحسن والحسين، ونسائنا فاطمة، 👈وأنفسنا علي بن أبي طالب؛ لحديث ورد في ذلك
📚تفسير العثيمين، ج 1، ص 357
💠ناصبی به قول آلوسی احتجاج کرده که دلیل بطلان قول آلوسی هم این است که تفسیرش مخالف تفسیر سلف صالح (مانند شعبی و ...) است و بر حسب مبنای سلفی ها، قول سلف مقدم بر قول خلف است.
🔻ناصبی از ما دو سوال کرده که در پست بعد به آن میپردازیم↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
⤴️در پست سابق اشاره کردیم که جمهور علمای اهل سنت معترف هستند که حضرت علی نفس پیامبر است، و قول به رابطه بنوت بین حضرت علی و پیامبر قولی شاذ است.
❌ناصبی نادان باز ادعایش را تکرار کرده حال آنکه ما در پست قبل نشان دادیم نظر او نزد جمهور علمای اهل سنت پشیزی ارزش ندارد.
وی در کمال وقاحت و پررویی مدعی شده که ما او را نقد علمی نکردهایم!! البته طبیعی است چنین ادعایی از سوی او چرا که علم نزد او مسخره بازی و لودگی و فحاشی هست نه #قاعده_الزام و سخن علما :)
🌀ما در پست قبل به نظر ۴ تن از علمای اهل سنت که گفتهاند حضرت علی (ع) نفس پیامبر است اشاره کردیم اما مولوی سفیه بجای پاسخ علمی فحاشی کرده.
🔻ابن عثیمین گفته اکثر مفسران قائل به این هستند که مراد از انفسنا حضرت علی و مراد از ابنائنا حسنین علیهم السلام هستند:
👈أكثر المفسرين يختارون القول الأول أن 👈المراد بأبنائنا الحسن والحسين، ونسائنا فاطمة، 👈وأنفسنا علي بن أبي طالب؛ لحديث ورد في ذلك
📚تفسير العثيمين، ج 1، ص 357
💠ناصبی به قول آلوسی احتجاج کرده که دلیل بطلان قول آلوسی هم این است که تفسیرش مخالف تفسیر سلف صالح (مانند شعبی و ...) است و بر حسب مبنای سلفی ها، قول سلف مقدم بر قول خلف است.
🔻ناصبی از ما دو سوال کرده که در پست بعد به آن میپردازیم↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
📍ناصبی مثل همیشه برای تشتیت وپراکنده کردن بحث، تحدی کرده که «یک روایت صحیح بیاورید» تا به جای بحث محتوایی، آن را به بحث های رجالی سوق دهد!
♨️این ناصبی از ما سوال کرده یک روایت صحیح بیابید که معصومین گفته اند حضرت علی نفس پیامبر است!
🔰پاســــــــــــــــخ🔰
🔹نسائی در خصائص علی بابی باز میکند با عنوان «ذكر قول رسول الله (ص) علي كنفسي» و سپس روایتی را ذکر میکند که محقق کتاب سند آنرا تصحیح میکند:
عَن أبي ذَر قَالَ قَالَ رَسُول الله لينتهين بَنو وَلِيعَةَ أَو لَأَبْعَثَن إِلَيْهِم 👈رجلا كنفسي ينفذ فيهم أَمْرِي فَيقْتل الْمُقَاتلَة وَيَسْبِي الذُّرِّيَّة فَمَا راعني إِلَّا وكف عمر فِي حجزتي من خَلْفي من يَعْنِي فَقلت مَا إياك يَعْنِي وَلَا صَاحبك قَالَ فَمن يَعْنِي قلت 👈خاصف النَّعْل قَالَ وعَلى يخصف نعلا
✔️أحمد البلوشي: صحيح رجاله ثقات✔️
📚خصائص علي، النسائي، ج 1، ص 89
ابوذر نقل میکند که: رسول خدا (ص) فرمود: «باید بنو ولیعه از این شیوه دست بردارند، در غیر این صورت مردی را به سوی آنان روانه میکنم که 👈مانند خودم است. وی در میان آنان امر من را به اجرا درآورد، جنگ جویانشان را میکشد و فرزندانشان را به اسارت میگیرد».
ابوذر میگوید: شگفت زده از سخن حضرت بودم که عمر از پشت، پهلوی من را گرفت و گفت: مقصود پیامبر کیست؟ گفتم: مقصودشان تو و رفیقت (ابابکر) نیست. گفت: پس چه کسی است؟ گفتم: 👈کسی که کفش را وصله میزند و علی (ع) مشغول وصله زدن کفش بود.
🔺در این روایت صحیح از کتب اهل سنت، رسول الله (ص) حضرت علی را #رجلا_کنفسی تعبیر کردند.
🔹شیخ صدوق به سند صحیح (تصحیح علامه مجلسی و شیخ احمد ماحوزی) از امام رضا (ع) روایت میکند که فرمودند: مقصود خداوند از انفسنا حضرت علی (ع) است. دليل بر اين مطلب، سخن پيامبر (ص) است، آن جا كه فرمود: يا بنى وليعه دست از اين كارها بر مى دارند، يا مردى را سوى آنان گسيل مى دارم كه همانند نفس من است؟ و مقصود پیامبر (ص)، على بن ابى طالب (ع) بود.
ما رواه المصنف فی الحسن کالصحیح، بل الصحیح (لأنه روی عن جماعة کثیرة من مشایخه، عن محمد بن عبد الله بن جعفر الحمیری عن أبیه عن الریان بن الصلت و الکل ثقات).
قال حضر الرضا (ع) مجلس المأمون بمرو و قد اجتمع فی مجلسه جماعة من علماء أهل العراق و خراسان فقال: ... فهل تدرون ما معنی قوله: (وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ؟ ) قالت العلماء: عنی به نفسه فقال أبو الحسن علیه السلام: غلطتم 👈إنما عنی بها علی بن أبی طالب (ع). و مما یدل علی ذلک قول النبی (ص) حین قال: لینتهین بنو ولیعة أو لأبعثن علیهم رجلا کنفسی یعنی علی بن أبی طالب ... جعل نفس علی کنفسه👉
📚روضة المتقین، ج ۱۱، ص ۲۴۹-۲۵۳
🔺امیدواریم ناصبی اینبار بجای تحدی های دوزاری پاسخ علمی به ما بدهد و لودگی را کنار بگذارد.
♻️سوال دوم ناصبی را به خودش حواله میکنیم:
جمهور علمای اهل سنت با این کج فهمی (به زعم ناصبی) که از این آیه گرفته اند، به مشکل بزرگتری گرفتار شده اند و حضرت علی را مساوی با پیامبر دانسته اند⁉️
هر جوابی به ما بدهد جواب خودش است.
قبح الله النواصب الخبثاء
https://t.me/scannnnnnnn/6
♨️این ناصبی از ما سوال کرده یک روایت صحیح بیابید که معصومین گفته اند حضرت علی نفس پیامبر است!
🔰پاســــــــــــــــخ🔰
🔹نسائی در خصائص علی بابی باز میکند با عنوان «ذكر قول رسول الله (ص) علي كنفسي» و سپس روایتی را ذکر میکند که محقق کتاب سند آنرا تصحیح میکند:
عَن أبي ذَر قَالَ قَالَ رَسُول الله لينتهين بَنو وَلِيعَةَ أَو لَأَبْعَثَن إِلَيْهِم 👈رجلا كنفسي ينفذ فيهم أَمْرِي فَيقْتل الْمُقَاتلَة وَيَسْبِي الذُّرِّيَّة فَمَا راعني إِلَّا وكف عمر فِي حجزتي من خَلْفي من يَعْنِي فَقلت مَا إياك يَعْنِي وَلَا صَاحبك قَالَ فَمن يَعْنِي قلت 👈خاصف النَّعْل قَالَ وعَلى يخصف نعلا
✔️أحمد البلوشي: صحيح رجاله ثقات✔️
📚خصائص علي، النسائي، ج 1، ص 89
ابوذر نقل میکند که: رسول خدا (ص) فرمود: «باید بنو ولیعه از این شیوه دست بردارند، در غیر این صورت مردی را به سوی آنان روانه میکنم که 👈مانند خودم است. وی در میان آنان امر من را به اجرا درآورد، جنگ جویانشان را میکشد و فرزندانشان را به اسارت میگیرد».
ابوذر میگوید: شگفت زده از سخن حضرت بودم که عمر از پشت، پهلوی من را گرفت و گفت: مقصود پیامبر کیست؟ گفتم: مقصودشان تو و رفیقت (ابابکر) نیست. گفت: پس چه کسی است؟ گفتم: 👈کسی که کفش را وصله میزند و علی (ع) مشغول وصله زدن کفش بود.
🔺در این روایت صحیح از کتب اهل سنت، رسول الله (ص) حضرت علی را #رجلا_کنفسی تعبیر کردند.
🔹شیخ صدوق به سند صحیح (تصحیح علامه مجلسی و شیخ احمد ماحوزی) از امام رضا (ع) روایت میکند که فرمودند: مقصود خداوند از انفسنا حضرت علی (ع) است. دليل بر اين مطلب، سخن پيامبر (ص) است، آن جا كه فرمود: يا بنى وليعه دست از اين كارها بر مى دارند، يا مردى را سوى آنان گسيل مى دارم كه همانند نفس من است؟ و مقصود پیامبر (ص)، على بن ابى طالب (ع) بود.
ما رواه المصنف فی الحسن کالصحیح، بل الصحیح (لأنه روی عن جماعة کثیرة من مشایخه، عن محمد بن عبد الله بن جعفر الحمیری عن أبیه عن الریان بن الصلت و الکل ثقات).
قال حضر الرضا (ع) مجلس المأمون بمرو و قد اجتمع فی مجلسه جماعة من علماء أهل العراق و خراسان فقال: ... فهل تدرون ما معنی قوله: (وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ؟ ) قالت العلماء: عنی به نفسه فقال أبو الحسن علیه السلام: غلطتم 👈إنما عنی بها علی بن أبی طالب (ع). و مما یدل علی ذلک قول النبی (ص) حین قال: لینتهین بنو ولیعة أو لأبعثن علیهم رجلا کنفسی یعنی علی بن أبی طالب ... جعل نفس علی کنفسه👉
📚روضة المتقین، ج ۱۱، ص ۲۴۹-۲۵۳
🔺امیدواریم ناصبی اینبار بجای تحدی های دوزاری پاسخ علمی به ما بدهد و لودگی را کنار بگذارد.
♻️سوال دوم ناصبی را به خودش حواله میکنیم:
جمهور علمای اهل سنت با این کج فهمی (به زعم ناصبی) که از این آیه گرفته اند، به مشکل بزرگتری گرفتار شده اند و حضرت علی را مساوی با پیامبر دانسته اند⁉️
هر جوابی به ما بدهد جواب خودش است.
قبح الله النواصب الخبثاء
https://t.me/scannnnnnnn/6
Telegram
Scan
👍2👎1👏1
ناصبی به دام🪤افتاد
ناصبی در پاسخ به مطلب قبل ما و سخن ابن عثیمین گفته «شما کلام ابن عثیمین میارید که خودشان هم در ادامه موافق بنده نظر دادند!»🤥
و سپس کلام ابن عثیمین را تقطیع کرده و ناقص میآورد و با مغالطه {مصادره به مطلوب} سعی میکند سخن ابن عثیمین را به مطلوب خود حمل کند!
https://t.me/scannnnnnnn/11
⚠️اولاً: نظر ابن عثیمین موافق نظر ناصبی نیست❌، چرا که ابن عثیمین هرگز نگفته حضرت علی جزو #أبنائنا است، اما ناصبی براحتی به علمای خودش دروغ میبندد.
🔰دوماً: استدلال ابن عثیمین بر بطلان قول جمهور علمای اهل سنت استدلالی پوچ است؛ با هم سخن ابن عثیمین را بخوانیم تا الفبای منطق را به این نوجوان وهابی یاد دهیم:
❶هذا القول لا يوافق ظاهر الآية، أولًا: أن أبناء جمع ونساء جمع
⌫ابن عثیمین گفته چون أبنا و نسا جمع هست، و چون حسنین علیهما السلام دو نفر و حضرت فاطمه یک نفر است، پس حصر أبنا در حسنین و نسا در حضرت فاطمه (س) باطل است، اما ابن عثیمین با این استدلال خود را از چاله بیرون آورده و در چاه انداخته! چرا که #أنفسنا نیز جمع هست اما حضرت محمد (ص) یک نفر است! حال آنکه ابن عثیمین و ناصبی میگویند مراد از #أنفسنا فقط پیامبر است! پس استدلال ابن عثیمین خود باطل کننده نظر او و ناصبی است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
❷أيضًا النساء لم يرد في اللغة العربية أن المراد بالنساء: البنات، المراد بالنساء في اللغة العربية الزوجات
⌫این سخن ابن عثیمین مصداق «اجتهاد مقابل نص» است؛ ابن عثیمین با گفتن این حرف به پیامبر اسلام طعن زده، چرا که ثابت است رسول خدا هیچیک از همسرانش را به مباهله نبرد و تنها بانوی همراه پیامبر در مباهله حضرت فاطمه (س) بود:
وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: {فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ} دَعَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فَقَالَ: «اللهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي»
📚صحيح مسلم، رقم ۲۴۰۴ (۲۲)
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
❸وأيضًا أنفسنا كيف يعبر الرسول عليه الصلاة والسلام عن علي بن أبي طالب بنفسه ولا يعبر عن الحسن والحسين بنفسه، أيهما أقرب؟ الحسن والحسين حتى إن الحسن سماه الرسول ابنه فقال: "إن ابني هذا سيد"
⌫این استدلال نیز خالی از اشکال نیست، ابن عثیمین با این پیشفرض که چون حسنین علیهما السلام نسبت به پیامبر نزدیکتر از حضرت علی هستند، گفته باید ایشان نیز مصداق أنفسنا میبودند، حالکه این استدلال او نیز اجتهاد مقابل نص است، چرا که نص صریح و صحیح از رسول خدا (ص) وارد شده که حضرت علی (ع) را نفس خود عنوان کرده، بعلاوه که خود ابن عثیمین معترف است پیامبر به امام حسن (ع) گفته: «إن 👈ابني👉 هذا سيد»! پس خود پیامبر حسنین علیهم السلام را #أبنائنا تعبیر کردهاند، اما ابن عثیمین با وجود چنین نصی میگوید باید جزو أنفسنا باشند!
🔺همانطور که مشاهده کردید هر سه استدلال ابن عثیمین بر بطلان قول سلف و جمهور، مغالطه ای بیش نبود.
🔻ناصبی سپس به سخن آلوسی استناد کرده که در پست بعد به آن میپردازیم↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
ناصبی در پاسخ به مطلب قبل ما و سخن ابن عثیمین گفته «شما کلام ابن عثیمین میارید که خودشان هم در ادامه موافق بنده نظر دادند!»🤥
و سپس کلام ابن عثیمین را تقطیع کرده و ناقص میآورد و با مغالطه {مصادره به مطلوب} سعی میکند سخن ابن عثیمین را به مطلوب خود حمل کند!
https://t.me/scannnnnnnn/11
⚠️اولاً: نظر ابن عثیمین موافق نظر ناصبی نیست❌، چرا که ابن عثیمین هرگز نگفته حضرت علی جزو #أبنائنا است، اما ناصبی براحتی به علمای خودش دروغ میبندد.
🔰دوماً: استدلال ابن عثیمین بر بطلان قول جمهور علمای اهل سنت استدلالی پوچ است؛ با هم سخن ابن عثیمین را بخوانیم تا الفبای منطق را به این نوجوان وهابی یاد دهیم:
❶هذا القول لا يوافق ظاهر الآية، أولًا: أن أبناء جمع ونساء جمع
⌫ابن عثیمین گفته چون أبنا و نسا جمع هست، و چون حسنین علیهما السلام دو نفر و حضرت فاطمه یک نفر است، پس حصر أبنا در حسنین و نسا در حضرت فاطمه (س) باطل است، اما ابن عثیمین با این استدلال خود را از چاله بیرون آورده و در چاه انداخته! چرا که #أنفسنا نیز جمع هست اما حضرت محمد (ص) یک نفر است! حال آنکه ابن عثیمین و ناصبی میگویند مراد از #أنفسنا فقط پیامبر است! پس استدلال ابن عثیمین خود باطل کننده نظر او و ناصبی است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
❷أيضًا النساء لم يرد في اللغة العربية أن المراد بالنساء: البنات، المراد بالنساء في اللغة العربية الزوجات
⌫این سخن ابن عثیمین مصداق «اجتهاد مقابل نص» است؛ ابن عثیمین با گفتن این حرف به پیامبر اسلام طعن زده، چرا که ثابت است رسول خدا هیچیک از همسرانش را به مباهله نبرد و تنها بانوی همراه پیامبر در مباهله حضرت فاطمه (س) بود:
وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ: {فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ} دَعَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فَقَالَ: «اللهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِي»
📚صحيح مسلم، رقم ۲۴۰۴ (۲۲)
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
❸وأيضًا أنفسنا كيف يعبر الرسول عليه الصلاة والسلام عن علي بن أبي طالب بنفسه ولا يعبر عن الحسن والحسين بنفسه، أيهما أقرب؟ الحسن والحسين حتى إن الحسن سماه الرسول ابنه فقال: "إن ابني هذا سيد"
⌫این استدلال نیز خالی از اشکال نیست، ابن عثیمین با این پیشفرض که چون حسنین علیهما السلام نسبت به پیامبر نزدیکتر از حضرت علی هستند، گفته باید ایشان نیز مصداق أنفسنا میبودند، حالکه این استدلال او نیز اجتهاد مقابل نص است، چرا که نص صریح و صحیح از رسول خدا (ص) وارد شده که حضرت علی (ع) را نفس خود عنوان کرده، بعلاوه که خود ابن عثیمین معترف است پیامبر به امام حسن (ع) گفته: «إن 👈ابني👉 هذا سيد»! پس خود پیامبر حسنین علیهم السلام را #أبنائنا تعبیر کردهاند، اما ابن عثیمین با وجود چنین نصی میگوید باید جزو أنفسنا باشند!
🔺همانطور که مشاهده کردید هر سه استدلال ابن عثیمین بر بطلان قول سلف و جمهور، مغالطه ای بیش نبود.
🔻ناصبی سپس به سخن آلوسی استناد کرده که در پست بعد به آن میپردازیم↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓↓
Telegram
Scan
❌ناصبی گفته: «امام آلوسی در ادامه فرموده اند که حتی اگر حضرت علی را داخل أنفسنا بدانیم، باز هم جواب دارد. و جواب دادن.»
🔰کلام آلوسی و نقد و رد آن🔰
❶فَلَعَلَّهُ لَمّا كانَ لِلْأمِيرِ اِتِّصالٌ بِالنَّبِيِّ ﷺ في النَّسَبِ والمُصاهَرَةِ واتِّحادٌ في الدِّينِ عَبَّرَ عَنْهُ بِالنَّفْسِ، وحِينَئِذٍ لا تَلْزَمُ المُساواةُ الَّتِي هي عِمادُ اِسْتِدْلالِهِمْ عَلى أنَّهُ لَوْ كانَ المُرادُ مُساواتَهُ في جَمِيعِ الصِّفاتِ يَلْزَمُ الِاشْتِراكُ في النُّبُوَّةِ والخاتَمِيَّةِ والبَعْثَةِ إلى كافَّةِ الخَلْقِ ونَحْوُ ذَلِكَ، وهو باطِلٌ بِالإجْماعِ
آلوسی گفته اگر پیامبر حضرت علی را بخاطر هم نسب بودن و مصاهره و هم دینی نفس خود عنوان کرده، این تعبیر لازمه مساوات بین آن دو نیست، چرا که اگر مراد مساوات ایشان باشد، لازمه آن شراکت حضرت علی با پیامبر در نبوت و خاتمیت و بعثت است، و آن باطل است به اجماع.
گویا آلوسی از حدیث منزلت اطلاعی نداشته! چرا که خود پیامبر در روایتی که در صحیحین آمده خطاب به حضرت علی فرموده:
أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، 👈اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی👉
🔺و همین حدیث در هم کوبنده استدلال آلوسی است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
❷فَبِأنَّ ذَلِكَ لَوْ دَلَّ عَلى خِلافَةِ الأمِيرِ كَما زَعَمُوا لَزِمَ كَوْنُ الأمِيرِ إمامًا في زَمَنِهِ ﷺ وهو باطِلٌ بِالِاتِّفاقِ
آلوسی گفته اگر آیه مباهله دلالت بر خلافت امیرالمومنین داشته باشد، لازمه آن امارت حضرت علی در زمان پیامبر است!
خب اگر افسانه امامت جماعت ابوبکر در زمان پیامبر دلالت بر خلافت ابوبکر دارد، لازمه آن امارت ابوبکر در زمان پیامبر است! وهو باطل بالاتفاق :)
در حالیکه چنین نیست اما نواصب از روی عناد متمسک به هر دستآویزی ولو سست و ضعیف میشوند تا افضلیت امیرالمومنین را نپذیرند.
🔱ما همه ادله ناصبی و ولیجه هایش را نقد و رد کردیم و ناصبی دیگر دستآویزی برای اباطیلش ندارد🔱
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
↪️همانطور که در سابق عرض کردیم، ناصبی برای تشتیت بحث وگریز از بحث محتوایی، بحث رجالی را مطرح کرد.
⚡️مانیز در مرصاد بودیم ودر ادامه در پست های مجزا به بررسی سندی روایات محل بحث اقدام نمودیم.
🔰کلام آلوسی و نقد و رد آن🔰
❶فَلَعَلَّهُ لَمّا كانَ لِلْأمِيرِ اِتِّصالٌ بِالنَّبِيِّ ﷺ في النَّسَبِ والمُصاهَرَةِ واتِّحادٌ في الدِّينِ عَبَّرَ عَنْهُ بِالنَّفْسِ، وحِينَئِذٍ لا تَلْزَمُ المُساواةُ الَّتِي هي عِمادُ اِسْتِدْلالِهِمْ عَلى أنَّهُ لَوْ كانَ المُرادُ مُساواتَهُ في جَمِيعِ الصِّفاتِ يَلْزَمُ الِاشْتِراكُ في النُّبُوَّةِ والخاتَمِيَّةِ والبَعْثَةِ إلى كافَّةِ الخَلْقِ ونَحْوُ ذَلِكَ، وهو باطِلٌ بِالإجْماعِ
آلوسی گفته اگر پیامبر حضرت علی را بخاطر هم نسب بودن و مصاهره و هم دینی نفس خود عنوان کرده، این تعبیر لازمه مساوات بین آن دو نیست، چرا که اگر مراد مساوات ایشان باشد، لازمه آن شراکت حضرت علی با پیامبر در نبوت و خاتمیت و بعثت است، و آن باطل است به اجماع.
گویا آلوسی از حدیث منزلت اطلاعی نداشته! چرا که خود پیامبر در روایتی که در صحیحین آمده خطاب به حضرت علی فرموده:
أنتَ مِنّی بِمَنزلةِ هارونَ مِنْ مُوسی، 👈اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی👉
🔺و همین حدیث در هم کوبنده استدلال آلوسی است.
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
❷فَبِأنَّ ذَلِكَ لَوْ دَلَّ عَلى خِلافَةِ الأمِيرِ كَما زَعَمُوا لَزِمَ كَوْنُ الأمِيرِ إمامًا في زَمَنِهِ ﷺ وهو باطِلٌ بِالِاتِّفاقِ
آلوسی گفته اگر آیه مباهله دلالت بر خلافت امیرالمومنین داشته باشد، لازمه آن امارت حضرت علی در زمان پیامبر است!
خب اگر افسانه امامت جماعت ابوبکر در زمان پیامبر دلالت بر خلافت ابوبکر دارد، لازمه آن امارت ابوبکر در زمان پیامبر است! وهو باطل بالاتفاق :)
در حالیکه چنین نیست اما نواصب از روی عناد متمسک به هر دستآویزی ولو سست و ضعیف میشوند تا افضلیت امیرالمومنین را نپذیرند.
🔱ما همه ادله ناصبی و ولیجه هایش را نقد و رد کردیم و ناصبی دیگر دستآویزی برای اباطیلش ندارد🔱
▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭▬▭
↪️همانطور که در سابق عرض کردیم، ناصبی برای تشتیت بحث وگریز از بحث محتوایی، بحث رجالی را مطرح کرد.
⚡️مانیز در مرصاد بودیم ودر ادامه در پست های مجزا به بررسی سندی روایات محل بحث اقدام نمودیم.
﷽
تخریج وتصحیح حدیث «عَلِیٌّ کَنَفْسِی»
بعد از اشکال های متهافت ناصبی،صحت این حدیث را از «3»طریق مرفوع و«2» طریق مرسل اثبات خواهیم کرد.
🔹طریق اول: ﴿أبوذر غفاری﴾
📌حَدَّثَنَا أَبُوالْجَوَابِ عَنْ يُونُسَ بْنِ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَيَنْتَهِيَنَّ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا كَنَفْسِي فَيُمْضِي فِيهِمْ أَمْرِي فَيَقْتُلُ الْمُقَاتِلَةَ وَيَسْبِي الذُّرِّيَّةَ»
📚📕 مصنف ابن أبۍشيبة ج:۶ ص:۳۷۴
📚📕السنن الكبـرۍ،نسائۍ ج:۷ ص:۴۳۴
1⃣أَبُوالْجَوَابِ
أَبُو الْجَواب ثِقَة
📕تاريخ ابن معين[الدورۍ] ج:۳ ص:۲۶۹
2⃣يُونُسَ بْنِ أَبِي إِسْحَاقَ:
عَن يحيى بْن مَعِين: يونس بْن أَبي إسحاق ثقة.
📕تهذيب الكمال ج:۳۲ ص:۴۹۲
3⃣أَبِي إِسْحَاقَ:
قَالَ أَحْمَدُ بنُ حَنْبَلٍ، وَيَحْيَى بنُ مَعِيْنٍ: أَبُو إِسْحَاقَ ثِقَةٌ.
سير أعلام النبلاء ج:۵ ص:۳۹۹
4⃣زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ:
زيد بن يُثيْع: كوفي تابعي، ثقة
📕الثقات، العجلي ج:۱ ص:۱۷۲
🔗#شبهـه: ابواسحاق مدلس است وعنعنه کرده.
پاسخ: تدلیس ابواسحاق نسبت به ڪثرت روایتش قلیل است بنابر این عنعنه او حمل بر اتصال میشود مگر درصورت بروز معارض.
✍🏻یعقوب بن سفیان فسوۍ میگوید:وَحَدِيثُ سُفْيَانَ وَأَبِي إِسْحَاقَ وَالْأَعْمَشِ مَا لَمْ يُعْلَمْ أَنَّهُ مُدَلِّسٌ يَقُومُ مَقَامَ الْحُجَّةِ
📗المعرفه والتاريخ ج:۲ ص:۶۳۷
وسخن بسیارۍ از محدثین بر این است ڪه جاۍ تفصیل نیست.
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
🔹طریق دوّم:﴿عبدالرحمٰن بن عوف﴾
📌عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ جَبْرٍ عَنِ الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُصْعَبِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ قَالَ: لَمَّا افْتَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ...أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا مِنِّي، أَوْ كَنَفْسِي، فَلَيَضْرِبَنَّ أَعْنَاقَ مُقَاتِلَتِهِمْ، وَلَيَسْبِيَنَّ ذَرَارِيَّهُمْ» قَالَ: فَرَأَى النَّاسَ أَنَّهُ أَبُو بَكْرٍ أَوْ عُمَرُ فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَقَالَ: هَذَا
📚📗مصنف ابن أبۍشيبة ج:۷ ص:۴۱۹
✍🏻طبرۍ میگوید:وَهَذَا خبر عندنَا صَحِيح سَنَده وَقد يجب أَن يكون على مَذْهَب الآخرين سقيما غير صَحِيح
📘تهذيب الآثار ج:۱ ص:۱۶۰
✍🏻حاڪم نیشابورۍ:حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ
📘المستدرك على الصحيحين ج:۲ ص:۱۳۱
✍🏻عَبد الله بن حمد اللحَيدَان : مما تقدم يتبين أن طلحة مختلف فيه توثيقاً وتجريحاً، فعليه يكون الحديث بهذا الِإسناد حسناً.
📘پاورقۍ مختصر تلخيص الذهبي ج:۲ ص:۶۱۵
⇣بررسۍ رجال سند ⇣
1⃣عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى:
عبيد الله بن مُوسَى ثِقَة قَالَه يحيى
📕تاريخ أسماء الثقات ج:۱ ص:۱۶۴
2⃣طَلْحَةَ بْنِ جَبْرٍ:
طَلْحَة بن جبر كَيفَ هُوَ فَقَالَ ثِقَة
📕تاريخ ابن معين[الدارمۍ] ج:۱ ص:۱۳۶
🔗#نڪته:این راوۍ هیچ جزح مفسرۍ ندارد پس توثیق او راجح است.
3⃣الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ:
قال أبو الحسن الدارقطني المطلب بن عبد الله بن حنطب ثقة
📕تاريخ دمشق ۵۸ ص:۳۶۱
4⃣مُصْعَبِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ:
وَكَانَ ثِقَةً قَلِيلَ الْحَدِيثِ
📕الطبقات الكبرى ج:۵ ص:۱۶۰
تخریج وتصحیح حدیث «عَلِیٌّ کَنَفْسِی»
بعد از اشکال های متهافت ناصبی،صحت این حدیث را از «3»طریق مرفوع و«2» طریق مرسل اثبات خواهیم کرد.
🔹طریق اول: ﴿أبوذر غفاری﴾
📌حَدَّثَنَا أَبُوالْجَوَابِ عَنْ يُونُسَ بْنِ أَبِي إِسْحَاقَ عَنْ زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ عَنْ أَبِي ذَرٍّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَيَنْتَهِيَنَّ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا كَنَفْسِي فَيُمْضِي فِيهِمْ أَمْرِي فَيَقْتُلُ الْمُقَاتِلَةَ وَيَسْبِي الذُّرِّيَّةَ»
📚📕 مصنف ابن أبۍشيبة ج:۶ ص:۳۷۴
📚📕السنن الكبـرۍ،نسائۍ ج:۷ ص:۴۳۴
1⃣أَبُوالْجَوَابِ
أَبُو الْجَواب ثِقَة
📕تاريخ ابن معين[الدورۍ] ج:۳ ص:۲۶۹
2⃣يُونُسَ بْنِ أَبِي إِسْحَاقَ:
عَن يحيى بْن مَعِين: يونس بْن أَبي إسحاق ثقة.
📕تهذيب الكمال ج:۳۲ ص:۴۹۲
3⃣أَبِي إِسْحَاقَ:
قَالَ أَحْمَدُ بنُ حَنْبَلٍ، وَيَحْيَى بنُ مَعِيْنٍ: أَبُو إِسْحَاقَ ثِقَةٌ.
سير أعلام النبلاء ج:۵ ص:۳۹۹
4⃣زَيْدِ بْنِ يُثَيْعٍ:
زيد بن يُثيْع: كوفي تابعي، ثقة
📕الثقات، العجلي ج:۱ ص:۱۷۲
🔗#شبهـه: ابواسحاق مدلس است وعنعنه کرده.
پاسخ: تدلیس ابواسحاق نسبت به ڪثرت روایتش قلیل است بنابر این عنعنه او حمل بر اتصال میشود مگر درصورت بروز معارض.
✍🏻یعقوب بن سفیان فسوۍ میگوید:وَحَدِيثُ سُفْيَانَ وَأَبِي إِسْحَاقَ وَالْأَعْمَشِ مَا لَمْ يُعْلَمْ أَنَّهُ مُدَلِّسٌ يَقُومُ مَقَامَ الْحُجَّةِ
📗المعرفه والتاريخ ج:۲ ص:۶۳۷
وسخن بسیارۍ از محدثین بر این است ڪه جاۍ تفصیل نیست.
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
🔹طریق دوّم:﴿عبدالرحمٰن بن عوف﴾
📌عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ جَبْرٍ عَنِ الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُصْعَبِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَوْفٍ قَالَ: لَمَّا افْتَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ...أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا مِنِّي، أَوْ كَنَفْسِي، فَلَيَضْرِبَنَّ أَعْنَاقَ مُقَاتِلَتِهِمْ، وَلَيَسْبِيَنَّ ذَرَارِيَّهُمْ» قَالَ: فَرَأَى النَّاسَ أَنَّهُ أَبُو بَكْرٍ أَوْ عُمَرُ فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَقَالَ: هَذَا
📚📗مصنف ابن أبۍشيبة ج:۷ ص:۴۱۹
✍🏻طبرۍ میگوید:وَهَذَا خبر عندنَا صَحِيح سَنَده وَقد يجب أَن يكون على مَذْهَب الآخرين سقيما غير صَحِيح
📘تهذيب الآثار ج:۱ ص:۱۶۰
✍🏻حاڪم نیشابورۍ:حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ
📘المستدرك على الصحيحين ج:۲ ص:۱۳۱
✍🏻عَبد الله بن حمد اللحَيدَان : مما تقدم يتبين أن طلحة مختلف فيه توثيقاً وتجريحاً، فعليه يكون الحديث بهذا الِإسناد حسناً.
📘پاورقۍ مختصر تلخيص الذهبي ج:۲ ص:۶۱۵
⇣بررسۍ رجال سند ⇣
1⃣عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى:
عبيد الله بن مُوسَى ثِقَة قَالَه يحيى
📕تاريخ أسماء الثقات ج:۱ ص:۱۶۴
2⃣طَلْحَةَ بْنِ جَبْرٍ:
طَلْحَة بن جبر كَيفَ هُوَ فَقَالَ ثِقَة
📕تاريخ ابن معين[الدارمۍ] ج:۱ ص:۱۳۶
🔗#نڪته:این راوۍ هیچ جزح مفسرۍ ندارد پس توثیق او راجح است.
3⃣الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ:
قال أبو الحسن الدارقطني المطلب بن عبد الله بن حنطب ثقة
📕تاريخ دمشق ۵۸ ص:۳۶۱
4⃣مُصْعَبِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ:
وَكَانَ ثِقَةً قَلِيلَ الْحَدِيثِ
📕الطبقات الكبرى ج:۵ ص:۱۶۰
🔹طریق سوّم:﴿جابر بن عبدالله﴾
📌حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ سَعِيدٍ الرَّازِيُّ قَالَ: نا الْحُسَيْنُ بْنُ عِيسَى بْنِ مَيْسَرَةَ الرَّازِيُّ قَالَ: نا عَبْدُاللَّهِ بْنُ عَبْدِالْقُدُّوسِ نا الْأَعْمَشُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْمُسَيِّبِ عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:..فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِﷺ: «لَيَنْتَهِيَنَّ بَنُو وَلِيعَةَ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا عِنْدِي كَنَفْسِي يَقْتُلُ مُقَاتِلَتَهُمْ وَيَسْبِي ذَرَارِيَّهُمْ، وَهُوَ هَذَا» ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى كَتِفِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.
📚📕المعجم الأوسط ج:۴ ص:۱۳۴
1⃣عَلِيُّ بْنُ سَعِيدٍ الرَّازِيُّ
مسلمة بن قاسم:كان ثقة عالما بالحديث
📘لسان الميزان ج:۴ ص:۲۳۱
2⃣ الْحُسَيْنُ بْنُ عِيسَى بْنِ مَيْسَرَةَ الرَّازِيُّ:
ابوحاتم قال: صدوق
📘الجرح والتعديل ج:۳ ص:۶۰
3⃣عَبْدُاللَّهِ بْنُ عَبْدِالْقُدُّوسِ:
حَدَّثَنا مُحَمد بن عيسي[ترمذۍ]قَال: حَدَّثَنا عَبد اللَّهِ بْنُ عَبد القدوس ثقة.
📘الكامل في ضعفاء الرجال ج:۵ ص:۳۲۸
قال البخاري في " التاريخ ": هو في الأصل صدوق إلا أنه يروي عن قوم ضعاف أحاديثا ضعافا
📘إكمال تهذيب الكمال ج:۸ ص:۴۳
📌نڪته: عبدالله بن عبدالقدوس هیچ اتهامی جز رفض ندارد وجرح مفسری به چشم نمۍ آید.بنابراین توثیق ترمذۍ وتصدیق بخارۍ مرجّح است.
4⃣الْأَعْمَش
عَنِ ابْنِ مَعِيْنٍ قَالَ: الأَعْمَشُ ثِقَةٌ. وَقَالَ النَّسَائِيُّ: ثِقَةٌ ثَبْتٌ.
📘سير أعلام النبلاء ج:۶ ص:۳۵۷
5⃣مُوسَى بْنِ الْمُسَيِّبِ
مُوسَى بن الْمسيب ثِقَة
📘الثقات،العجلي ج:۲ ص:۳۰۵
6⃣سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ:
سَالم بن أبي الْجَعْد الْغَطَفَانِي كوفى تَابِعِيّ ثِقَة
📘الثقات العجلي ج:۱ ص:۳۸۲
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
🔹طریق چهارم:﴿مطلب بن عبدالله﴾
📌حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قثنا عَبْدُ الرَّزَّاقِ قَالَ: أنا مَعْمَرٌ، عَنِ ابْنِ طَاوُسٍ، عَنِ الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَنْطَبٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِوَفْدِ ثَقِيفٍ حِينَ جَاءُوهُ: " وَاللَّهِ لَتُسْلِمُنَّ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْكُمْ رَجُلًا مِنِّي، أَوْ قَالَ: مِثْلَ نَفْسِي، فَلَيَضْرِبَنَّ أَعْنَاقَكُمْ، وَلَيَسْبِيَنَّ ذَرَارِيَّكُمْ، وَلَيَأْخُذَنَّ أَمْوَالَكُمْ "
📚📗فضائل الصحابة ج:۲ ص:۹۹۳
✍🏻البانۍ: وهذا إسناد صحيح؛ ولكنه مرسل.
📕السلسلة الضعیفه ج:۱۰ ص:۶۷۷
✍🏻وصۍ الله بن محمد عباس: مرسل رجاله ثقات
📕فضائل الصحابه ج:۱ ص:۵۹۳
📌توثیق رجال:
❶عبدالرزاق:
الحَافِظُ الكَبِيْرُ، عَالِمُ اليَمَنِ، أَبُو بَكْر الحِمْيَرِيُّ مَوْلاَهُمْ، الصَّنْعَانِيُّ، الثِّقَةُ، الشِّيْعِيُّ.
قَالَ أَحْمَدُ العِجْلِيُّ: عَبْدُ الرَّزَّاقِ: ثِقَةٌ
📘سير اعلام النبلاء ج:۹ ص:۵۶۹
❷مَعْمَرٌ بِن راشِدْ:
وَقَال النَّسَائي: مَعْمَر بْن راشِد الثقة المأمون
📕تهذيب الكمال ج:۲۸ ص:۳۱۰
❸ابْنِ طَاوُسٍ:
النسائي في الكنى: ثقة مأمون
📘إكمال تهذيب الكمال ج:۷ ص:۴۱۲
❸الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ:
قال أبو الحسن الدارقطني المطلب بن عبد الله بن حنطب ثقة
📕تاريخ دمشق ج:۵۸ ص:۳۶۱
🛎نڪته: بنابر مبناۍ حجیّت مراسیل تابعین این حدیث مطلقا حجت است!
در غیر اینصورت بر مبنای محدثین مرسل موجب تقویت دیگر طرق میشود.
📌حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ سَعِيدٍ الرَّازِيُّ قَالَ: نا الْحُسَيْنُ بْنُ عِيسَى بْنِ مَيْسَرَةَ الرَّازِيُّ قَالَ: نا عَبْدُاللَّهِ بْنُ عَبْدِالْقُدُّوسِ نا الْأَعْمَشُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْمُسَيِّبِ عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:..فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِﷺ: «لَيَنْتَهِيَنَّ بَنُو وَلِيعَةَ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلًا عِنْدِي كَنَفْسِي يَقْتُلُ مُقَاتِلَتَهُمْ وَيَسْبِي ذَرَارِيَّهُمْ، وَهُوَ هَذَا» ثُمَّ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى كَتِفِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ.
📚📕المعجم الأوسط ج:۴ ص:۱۳۴
1⃣عَلِيُّ بْنُ سَعِيدٍ الرَّازِيُّ
مسلمة بن قاسم:كان ثقة عالما بالحديث
📘لسان الميزان ج:۴ ص:۲۳۱
2⃣ الْحُسَيْنُ بْنُ عِيسَى بْنِ مَيْسَرَةَ الرَّازِيُّ:
ابوحاتم قال: صدوق
📘الجرح والتعديل ج:۳ ص:۶۰
3⃣عَبْدُاللَّهِ بْنُ عَبْدِالْقُدُّوسِ:
حَدَّثَنا مُحَمد بن عيسي[ترمذۍ]قَال: حَدَّثَنا عَبد اللَّهِ بْنُ عَبد القدوس ثقة.
📘الكامل في ضعفاء الرجال ج:۵ ص:۳۲۸
قال البخاري في " التاريخ ": هو في الأصل صدوق إلا أنه يروي عن قوم ضعاف أحاديثا ضعافا
📘إكمال تهذيب الكمال ج:۸ ص:۴۳
📌نڪته: عبدالله بن عبدالقدوس هیچ اتهامی جز رفض ندارد وجرح مفسری به چشم نمۍ آید.بنابراین توثیق ترمذۍ وتصدیق بخارۍ مرجّح است.
4⃣الْأَعْمَش
عَنِ ابْنِ مَعِيْنٍ قَالَ: الأَعْمَشُ ثِقَةٌ. وَقَالَ النَّسَائِيُّ: ثِقَةٌ ثَبْتٌ.
📘سير أعلام النبلاء ج:۶ ص:۳۵۷
5⃣مُوسَى بْنِ الْمُسَيِّبِ
مُوسَى بن الْمسيب ثِقَة
📘الثقات،العجلي ج:۲ ص:۳۰۵
6⃣سَالِمِ بْنِ أَبِي الْجَعْدِ:
سَالم بن أبي الْجَعْد الْغَطَفَانِي كوفى تَابِعِيّ ثِقَة
📘الثقات العجلي ج:۱ ص:۳۸۲
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
🔹طریق چهارم:﴿مطلب بن عبدالله﴾
📌حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قثنا عَبْدُ الرَّزَّاقِ قَالَ: أنا مَعْمَرٌ، عَنِ ابْنِ طَاوُسٍ، عَنِ الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَنْطَبٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِوَفْدِ ثَقِيفٍ حِينَ جَاءُوهُ: " وَاللَّهِ لَتُسْلِمُنَّ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْكُمْ رَجُلًا مِنِّي، أَوْ قَالَ: مِثْلَ نَفْسِي، فَلَيَضْرِبَنَّ أَعْنَاقَكُمْ، وَلَيَسْبِيَنَّ ذَرَارِيَّكُمْ، وَلَيَأْخُذَنَّ أَمْوَالَكُمْ "
📚📗فضائل الصحابة ج:۲ ص:۹۹۳
✍🏻البانۍ: وهذا إسناد صحيح؛ ولكنه مرسل.
📕السلسلة الضعیفه ج:۱۰ ص:۶۷۷
✍🏻وصۍ الله بن محمد عباس: مرسل رجاله ثقات
📕فضائل الصحابه ج:۱ ص:۵۹۳
📌توثیق رجال:
❶عبدالرزاق:
الحَافِظُ الكَبِيْرُ، عَالِمُ اليَمَنِ، أَبُو بَكْر الحِمْيَرِيُّ مَوْلاَهُمْ، الصَّنْعَانِيُّ، الثِّقَةُ، الشِّيْعِيُّ.
قَالَ أَحْمَدُ العِجْلِيُّ: عَبْدُ الرَّزَّاقِ: ثِقَةٌ
📘سير اعلام النبلاء ج:۹ ص:۵۶۹
❷مَعْمَرٌ بِن راشِدْ:
وَقَال النَّسَائي: مَعْمَر بْن راشِد الثقة المأمون
📕تهذيب الكمال ج:۲۸ ص:۳۱۰
❸ابْنِ طَاوُسٍ:
النسائي في الكنى: ثقة مأمون
📘إكمال تهذيب الكمال ج:۷ ص:۴۱۲
❸الْمُطَّلِبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ:
قال أبو الحسن الدارقطني المطلب بن عبد الله بن حنطب ثقة
📕تاريخ دمشق ج:۵۸ ص:۳۶۱
🛎نڪته: بنابر مبناۍ حجیّت مراسیل تابعین این حدیث مطلقا حجت است!
در غیر اینصورت بر مبنای محدثین مرسل موجب تقویت دیگر طرق میشود.
🔹طریق پنجم:﴿عبدالله بن شداد﴾
📌حَدَّثَنَا شَرِيكٌ عَنْ عَيَّاشٍ الْعَامِرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَدَّادٍ قَالَ:..فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِﷺ: «لَتُقِيمُنَّ الصَّلَاةَ وَلَتُؤْتُنَّ الزَّكَاةَ وَلَتَسْمَعُنَّ وَلَتُطِيعُنَّ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْكُمْ رَجُلًا لِنَفْسِي يُقَاتِلُ مُقَاتِلَتَكُمْ وَيَسْبِي ذَرَارِيَّكُم اللَّهُمَّ أَنَا أَوْ كَنَفْسِي ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ»
📚📕مصنف ابن أبۍشيبة ج:۶ ص:۳۶۹
❶شَرِيك بن عَبْدِالله
وقد وثقه يحيى بن معين وقال النسائي : ليس به بأس
📕سير اعلام النبلاء ج:۸ ص:۲۰۱
❷عَيَّاشٍ الْعَامِرِيِّ:
عن يحيى بن معين ثقة وكذا قال النسائي
📕تهذيب التهذيب ج:۸ ص:۱۹۹
❸عَبْدِاللَّهِ بْنِ شَدَّادٍ:
وقال العجلي والخطيب هو من كبار التابعين وثقاتهم
📕تهذيب التهذيب ج:۵ ص:۲۵۲
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
✍🏻نتیجه:لذا این حدیث دو طریق متصل صحیح، یک طریق متصل حسن، ودو طریق مرسل صحیح دارد.
این حدیث قطعاً صحیح لذاته است،واگر ابا هم کردند صحیح لغیره میباشد؛ اگرهم بسیار لجوج تشریف داشتند،میگوییم جدلاً حسن لغیره میباشد که حجت شرعی ومعتبر است!
♻️پس مخالفین راهی جز قائل شدن به اعتبار حدیث وخضوع در مقابل «نفسِ نفیس پیامبرﷺ» ندارند.
📌حَدَّثَنَا شَرِيكٌ عَنْ عَيَّاشٍ الْعَامِرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَدَّادٍ قَالَ:..فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِﷺ: «لَتُقِيمُنَّ الصَّلَاةَ وَلَتُؤْتُنَّ الزَّكَاةَ وَلَتَسْمَعُنَّ وَلَتُطِيعُنَّ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْكُمْ رَجُلًا لِنَفْسِي يُقَاتِلُ مُقَاتِلَتَكُمْ وَيَسْبِي ذَرَارِيَّكُم اللَّهُمَّ أَنَا أَوْ كَنَفْسِي ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ»
📚📕مصنف ابن أبۍشيبة ج:۶ ص:۳۶۹
❶شَرِيك بن عَبْدِالله
وقد وثقه يحيى بن معين وقال النسائي : ليس به بأس
📕سير اعلام النبلاء ج:۸ ص:۲۰۱
❷عَيَّاشٍ الْعَامِرِيِّ:
عن يحيى بن معين ثقة وكذا قال النسائي
📕تهذيب التهذيب ج:۸ ص:۱۹۹
❸عَبْدِاللَّهِ بْنِ شَدَّادٍ:
وقال العجلي والخطيب هو من كبار التابعين وثقاتهم
📕تهذيب التهذيب ج:۵ ص:۲۵۲
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
✍🏻نتیجه:لذا این حدیث دو طریق متصل صحیح، یک طریق متصل حسن، ودو طریق مرسل صحیح دارد.
این حدیث قطعاً صحیح لذاته است،واگر ابا هم کردند صحیح لغیره میباشد؛ اگرهم بسیار لجوج تشریف داشتند،میگوییم جدلاً حسن لغیره میباشد که حجت شرعی ومعتبر است!
♻️پس مخالفین راهی جز قائل شدن به اعتبار حدیث وخضوع در مقابل «نفسِ نفیس پیامبرﷺ» ندارند.
«علی نفس پیامبر ﷺ» از کتب شیعه
⫸حدیث اوّل: روایت امام رضا﴿؏﴾
🌀حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ اَلْمُؤَدِّبُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُمَا قَالاَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اَلرَّيَّانِ بْنِ اَلصَّلْتِ قَالَ: حَضَرَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ..
«أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ» ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اَللّٰهِ عَلَى اَلْكٰاذِبِينَ فَبَرَزَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيّاً وَ اَلْحَسَنَ وَ اَلْحُسَيْنَ وَ فَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِم وَ قَرَنَ أَنْفُسَهُمْ بِنَفْسِهِ فَهَلْ تَدْرُونَ مَا مَعْنَى قَوْلِهِ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ قَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ عَنَى بِهِ نَفْسَهُ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَقَدْ غَلِطْتُمْ إِنَّمَا عَنَى بِهَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ مِمَّا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ قَوْلُ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حِينَ قَالَ لَيَنْتَهِيَنَّ بَنُو وَلِيعَةَ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلاً كَنَفْسِي يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ...فَهَذِهِ خُصُوصِيَّةٌ لاَ يَتَقَدَّمُهُمْ فِيهَا أَحَدٌ وَ فَضْلٌ لاَ يَلْحَقُهُمْ فِيهِ بَشَرٌ وَ شَرَفٌ لاَ يَسْبِقُهُمْ إِلَيْهِ خَلْقٌ إِذْ جَعَلَ نَفْسَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَنَفْسِهِ
📚📘عيون أخبار الرضا﴿؏﴾ ج ۱، ص ۲۲۸
✍🏻علامه محمدتقۍ مجلسۍ میگوید:«و يؤيده ما رواه المصنف في الحسن كالصحيح، بل الصحيح لأنه روي عن جماعة كثيرة من مشايخه، عن محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن الريان بن الصلت و الكل ثقات»
📚📗روضة المتقين ج:۱۱ ص:۲۴۹
❶عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ اَلْمُؤَدِّبُ
جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ
•این دو از اساتید شیخ صدوق در یک طبقه روایت کردند.شیخ صدوق درمواضع آنان بر هردوۍ آنان #ترضۍ ڪرده؛ عرف اقتضا میڪند ڪه تنها بر شخص «جلیل القدر،صالح ومتّقی» ترضي شود!
✍🏻سیدمحمّد رضا سیستانۍ میگوید:
«وأمّا الترضّی فالصحیح انه یدل علی الجلالة التی هی فوق مستوۍ الوثاقة»
ولكن من تتبع كتب السابقين من العامة والخاصة يلاحظ عدم استعمال الترضي في كلماتهم إلا بحق العظماء والأجلاء عندهم، فهو قد تحول إلى لفظ تکریم وتعظيم على لسان المتشرعة وإن كان مدلوله اللغوي هو مجرد الدعاء ، ونظيره لفظة (عليه السلام) التي لا تطلق عند العامة إلا في حق النبي الأعظم ولا تطلق عندنا إلا في حق المعصومين ومن يدانيهم في الرتبة كبعض الشهداء مثل العباس به مع أنها بحسب معناها اللغوي لا تختص بهم.
والحاصل: أن الترضي ليس محض دعاء كما قيل بل يدل على التعظيم والتبجيل، فليتدبر.
📚📗قبسات من علم الرجال ج:۱ ص:۳۱
گرچه مجال تفصیل در این پست نیست ولی دانسته شود که ترضی بر اقلّ تقادیر دال بر ممدوحیّت است.
بنابراین جعفر بن محمد بن مسرور وابن شاذویه مکتب مورد اعتماد هستند وروایت #مشترک آنان به سند قوّت میبخشد.
[نڪته: آیت الله شبیرۍ با استدلال هاۍ متقن قائل به اتحاد جعفر بن محمد ابن مسرور با ابن قولویه ثقه جلیل هستند، به اینجا مراجعه شود]
❷محمد بن عبدالله:كان ثقة ، وجها
📕رجال النجاشي ج:۱ ص:۳۵۴
❸عبدالله بن جعفر حِمیَرۍ: ثقـه
📕معجم رجال الحديث ج:۱۱ ص:۱۴۸
❹اَلرَّيَّانِ بْنِ اَلصَّلْتِ: كان ثقة صدوقا.
📕رجال النجاشي ج:۱ ص:۱۶۵
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
⫸حدیث اوّل: روایت امام رضا﴿؏﴾
🌀حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ اَلْمُؤَدِّبُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُمَا قَالاَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ اَلْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اَلرَّيَّانِ بْنِ اَلصَّلْتِ قَالَ: حَضَرَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ..
«أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ» ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اَللّٰهِ عَلَى اَلْكٰاذِبِينَ فَبَرَزَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلِيّاً وَ اَلْحَسَنَ وَ اَلْحُسَيْنَ وَ فَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِم وَ قَرَنَ أَنْفُسَهُمْ بِنَفْسِهِ فَهَلْ تَدْرُونَ مَا مَعْنَى قَوْلِهِ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ قَالَتِ اَلْعُلَمَاءُ عَنَى بِهِ نَفْسَهُ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لَقَدْ غَلِطْتُمْ إِنَّمَا عَنَى بِهَا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ مِمَّا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ قَوْلُ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حِينَ قَالَ لَيَنْتَهِيَنَّ بَنُو وَلِيعَةَ أَوْ لَأَبْعَثَنَّ إِلَيْهِمْ رَجُلاً كَنَفْسِي يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ...فَهَذِهِ خُصُوصِيَّةٌ لاَ يَتَقَدَّمُهُمْ فِيهَا أَحَدٌ وَ فَضْلٌ لاَ يَلْحَقُهُمْ فِيهِ بَشَرٌ وَ شَرَفٌ لاَ يَسْبِقُهُمْ إِلَيْهِ خَلْقٌ إِذْ جَعَلَ نَفْسَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَنَفْسِهِ
📚📘عيون أخبار الرضا﴿؏﴾ ج ۱، ص ۲۲۸
✍🏻علامه محمدتقۍ مجلسۍ میگوید:«و يؤيده ما رواه المصنف في الحسن كالصحيح، بل الصحيح لأنه روي عن جماعة كثيرة من مشايخه، عن محمد بن عبد الله بن جعفر الحميري عن أبيه عن الريان بن الصلت و الكل ثقات»
📚📗روضة المتقين ج:۱۱ ص:۲۴۹
❶عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ اَلْمُؤَدِّبُ
جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ
•این دو از اساتید شیخ صدوق در یک طبقه روایت کردند.شیخ صدوق درمواضع آنان بر هردوۍ آنان #ترضۍ ڪرده؛ عرف اقتضا میڪند ڪه تنها بر شخص «جلیل القدر،صالح ومتّقی» ترضي شود!
✍🏻سیدمحمّد رضا سیستانۍ میگوید:
«وأمّا الترضّی فالصحیح انه یدل علی الجلالة التی هی فوق مستوۍ الوثاقة»
ولكن من تتبع كتب السابقين من العامة والخاصة يلاحظ عدم استعمال الترضي في كلماتهم إلا بحق العظماء والأجلاء عندهم، فهو قد تحول إلى لفظ تکریم وتعظيم على لسان المتشرعة وإن كان مدلوله اللغوي هو مجرد الدعاء ، ونظيره لفظة (عليه السلام) التي لا تطلق عند العامة إلا في حق النبي الأعظم ولا تطلق عندنا إلا في حق المعصومين ومن يدانيهم في الرتبة كبعض الشهداء مثل العباس به مع أنها بحسب معناها اللغوي لا تختص بهم.
والحاصل: أن الترضي ليس محض دعاء كما قيل بل يدل على التعظيم والتبجيل، فليتدبر.
📚📗قبسات من علم الرجال ج:۱ ص:۳۱
گرچه مجال تفصیل در این پست نیست ولی دانسته شود که ترضی بر اقلّ تقادیر دال بر ممدوحیّت است.
بنابراین جعفر بن محمد بن مسرور وابن شاذویه مکتب مورد اعتماد هستند وروایت #مشترک آنان به سند قوّت میبخشد.
[نڪته: آیت الله شبیرۍ با استدلال هاۍ متقن قائل به اتحاد جعفر بن محمد ابن مسرور با ابن قولویه ثقه جلیل هستند، به اینجا مراجعه شود]
❷محمد بن عبدالله:كان ثقة ، وجها
📕رجال النجاشي ج:۱ ص:۳۵۴
❸عبدالله بن جعفر حِمیَرۍ: ثقـه
📕معجم رجال الحديث ج:۱۱ ص:۱۴۸
❹اَلرَّيَّانِ بْنِ اَلصَّلْتِ: كان ثقة صدوقا.
📕رجال النجاشي ج:۱ ص:۱۶۵
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
⫸حدیث دوّم: حدیث نبوۍ «انت منۍ کنفسۍ»
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرِ بْنِ اَلنَّقَّاشِ وَأَحْمَدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلْقَطَّانُ وَمُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ اَلْمُعَاذِيُّ وَمُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ اَلْمُكَتِّبُ قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو اَلْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اَلْهَمْدَانِيُّ مَوْلَى بَنِي هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ اَلْبَاقِرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ زَيْنِ اَلْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ سَيِّدِ اَلشُّهَدَاءِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ سَيِّدِ اَلْوَصِيِّينَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:
ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّكَ مِنِّي كَنَفْسِي رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي
✍🏻ترجمه: پیامبر ﷺ فرمود: ای علی،هرکه تورا بکُشد مرا کشته است وهرکس با تو دشمنی کند،با من دشمنی کرده است وهرکس تورا دشنام دهد،مرا دشنام داده است.زیرا تو نزد من مانند نفس من هستی، روح تو از روح من است وگِل تو از گِل من است
📚📕عيون أخبار الرضا عليه السلام ج ۱، ص ۲۹۵
⇣بررسۍ سنـد⇣
1⃣در طبقه اوّل چهار راوی از اساتید شیخ صدوق وجود دارند:
❶مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرِ بْنِ اَلنَّقَّاشِ
❷أَحْمَدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلْقَطَّانُ
❸مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ اَلْمُعَاذِيُّ
❹مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ اَلْمُكَتِّبُ
📌لذا این طبقه مستفیض است ولزومۍ به بررسۍ وثاقت نیست.
2⃣أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ
عظم محله وثقته وأمانته.
📗رجال النجاشي ج:۱ ص:۹۴
3⃣عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ
ثقة، كوفي، كثير العلم، واسع الرواية
📗الفهرست ج:۱ ص:۱۵۶
4⃣اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ
جليل القدر، عظيم المنزلة، زاهدا ورعا، ثقة في الحديث
📗الفهرست ج:۱ ص:۹۸
💢حدیث موثّق است💢
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرِ بْنِ اَلنَّقَّاشِ وَأَحْمَدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلْقَطَّانُ وَمُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ اَلْمُعَاذِيُّ وَمُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ اَلْمُكَتِّبُ قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو اَلْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ اَلْهَمْدَانِيُّ مَوْلَى بَنِي هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ اَلْبَاقِرِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ زَيْنِ اَلْعَابِدِينَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ سَيِّدِ اَلشُّهَدَاءِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ سَيِّدِ اَلْوَصِيِّينَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ:
ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّكَ مِنِّي كَنَفْسِي رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي
✍🏻ترجمه: پیامبر ﷺ فرمود: ای علی،هرکه تورا بکُشد مرا کشته است وهرکس با تو دشمنی کند،با من دشمنی کرده است وهرکس تورا دشنام دهد،مرا دشنام داده است.زیرا تو نزد من مانند نفس من هستی، روح تو از روح من است وگِل تو از گِل من است
📚📕عيون أخبار الرضا عليه السلام ج ۱، ص ۲۹۵
⇣بررسۍ سنـد⇣
1⃣در طبقه اوّل چهار راوی از اساتید شیخ صدوق وجود دارند:
❶مُحَمَّدُ بْنُ بَكْرِ بْنِ اَلنَّقَّاشِ
❷أَحْمَدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلْقَطَّانُ
❸مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ اَلْمُعَاذِيُّ
❹مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ اَلْمُكَتِّبُ
📌لذا این طبقه مستفیض است ولزومۍ به بررسۍ وثاقت نیست.
2⃣أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ
عظم محله وثقته وأمانته.
📗رجال النجاشي ج:۱ ص:۹۴
3⃣عَلِيُّ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ
ثقة، كوفي، كثير العلم، واسع الرواية
📗الفهرست ج:۱ ص:۱۵۶
4⃣اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ
جليل القدر، عظيم المنزلة، زاهدا ورعا، ثقة في الحديث
📗الفهرست ج:۱ ص:۹۸
💢حدیث موثّق است💢
👏2👍1
🎭تناقض ناصبی
1⃣پرده اول: ناصبی احتجاج ما به قول جمهور علمای اهل سنت را مسخره کرده، و سپس گفته:
«[القاعدة العاشرة: قول جمهور العلماء في مسألة من المسائل لا يعتبر حجة]
📕اصول الفقه على منهج اهل الحديث ٥٨»
2⃣پرده دوم: این در حالی است که خود مفلوکش بار ها به قول جمهور علمای اهل سنت استناد کرده😂
🔺نواصب هرگز منهج علمی ثابت و مشخصی ندارند و تنها چیزی که در آنها ثابت و لایتغیر است، عناد با فضائل امیرالمومنین علیه السلام است؛ و بر اساس این اصل هر دفعه رنگ عوض کرده و قاعده جدیدی را مبنای سخن خود قرار میدهند.
1⃣پرده اول: ناصبی احتجاج ما به قول جمهور علمای اهل سنت را مسخره کرده، و سپس گفته:
«[القاعدة العاشرة: قول جمهور العلماء في مسألة من المسائل لا يعتبر حجة]
📕اصول الفقه على منهج اهل الحديث ٥٨»
2⃣پرده دوم: این در حالی است که خود مفلوکش بار ها به قول جمهور علمای اهل سنت استناد کرده😂
🔺نواصب هرگز منهج علمی ثابت و مشخصی ندارند و تنها چیزی که در آنها ثابت و لایتغیر است، عناد با فضائل امیرالمومنین علیه السلام است؛ و بر اساس این اصل هر دفعه رنگ عوض کرده و قاعده جدیدی را مبنای سخن خود قرار میدهند.
👏3
Forwarded from إِمَامُ المُتّقِینْ﴿؏﴾
حدیث طیر.pdf
5.1 MB
┄┅━𖣐💖﴾﷽﴿💖𖣐━┅┄
الحُسٰامْ الڪاسِرْ عَلۍٰ مُنڪِر حَدِیث الطٰائِرْ
✍🏻مبحثۍ جامع وتخصصۍ راجع به حدیث طیر
➢گردآورۍ طرق
➢بررسۍ اسانید
➢نقل ڪلام علما
➢رد ونقد شبهات
♻️مطالعـہ در ڪانال
𖣐﴾@emamt_ali﴿━➵━➵┅┄
الحُسٰامْ الڪاسِرْ عَلۍٰ مُنڪِر حَدِیث الطٰائِرْ
✍🏻مبحثۍ جامع وتخصصۍ راجع به حدیث طیر
➢گردآورۍ طرق
➢بررسۍ اسانید
➢نقل ڪلام علما
➢رد ونقد شبهات
♻️مطالعـہ در ڪانال
𖣐﴾@emamt_ali﴿━➵━➵┅┄
❤1
Forwarded from کانال انصار العقیده فی الاهواز
📌سؤال: اهلسنت در زمان شهادت امام حسین﴿؏﴾ ڪجا بودند؟
Anonymous Poll
71%
❶به فرمان یزید امام حسین﴿؏﴾ را به قتل رساندند.
5%
❷همراه با امام حسین﴿؏﴾ با دشمنان او میجنگیدند
10%
❸مثل مخنث ها درخانه پنهان شده بودند
14%
❹آن زمان اصلاً اهلسنت وجود نداشتند...
Forwarded from ⚜احقاق الحـق/FA⚜ (⚜️Ɦ𝖊y̷𝒅𝖆𝖗⚜️)
┄┅━✺𖣐🔱﴾﷽﴿🔱𖣐✺━┅┄
📌•|مُنٰاظِـــــــــــرِهْ|•
📜موضوع: ﴿قـاتلـیـن امام حسـیـن ؏ ﴾
⇣مناظـرین⇣
➢شیـعــہ: 「حیدَرْ ابوسُہَیل」
➢اهلسنت: 「مولوۍ محمدزبیر حنفی」
➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻
📎تاریخ: پنجشنبه
⏰زمان: ساعت 23
•گروه واتساپۍ شیعـہ پاسخ میدهد:
https://chat.whatsapp.com/G172LwhkcU8AaFCBFXlXA0
📌•|مُنٰاظِـــــــــــرِهْ|•
📜موضوع: ﴿قـاتلـیـن امام حسـیـن ؏ ﴾
⇣مناظـرین⇣
➢شیـعــہ: 「حیدَرْ ابوسُہَیل」
➢اهلسنت: 「مولوۍ محمدزبیر حنفی」
➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻➻
📎تاریخ: پنجشنبه
⏰زمان: ساعت 23
•گروه واتساپۍ شیعـہ پاسخ میدهد:
https://chat.whatsapp.com/G172LwhkcU8AaFCBFXlXA0
WhatsApp.com
WhatsApp Group Invite
👍1
🛑 فتوای شرم آور امام شافعی 🛑
❌نواصب شبهه کردهاند که آیت الله حکیم گفتهاند اگر مردی با یک زن زنا کند و از آن زن دختری متولد شود مرد میتواند با آن دختر ازدواج کند؛ و این فتوای مرحوم حکیم را «فتوای شرم آور» تعبیر کردهاند.
https://t.me/scannnnnnnn/13
🔻اما نواصب خبر ندارند که امام خودشان، ابن ادریس شافعی و همچنین ابن ماجشون مالکی از ائمه مالکی مذهب اهل سنت نیز فتوا به جواز چنین ازدواجی داده👇
وَقَالَ مَالِكٌ وَالشَّافِعِيُّ وَأَبُو ثَوْرٍ وَغَيْرُهُمْ لَا أثر لوطء الزنى بَلْ لِلزَّانِي أَنْ يَتَزَوَّجَ أُمَّ الْمَزْنِيِّ بِهَا وبنتها 👈بَلْ زَادَ الشَّافِعِيُّ فَجَوَّزَ نِكَاحَ الْبِنْتِ الْمُتَوَلِّدَةِ من مائة بالزنى👉
📚شرح النووي على مسلم، النووي، ج 10، ص 40
مالک و شافعی و ابوثور و غیرهم گفتهاند: وطی زنا اثری ندارد (یعنی موجب محرمیت نمیشود) بلکه زانی میتواند با مادر زنی که با او زنا کرده و همچنین دختر زنی که با او زنا کرده ازدواج کند و شافعی افزوده که مرد میتواند با دختری که از زنای او با زنی متولد شده ازدواج کند
📌21873 - وقال الشافعي: يجوز للزاني أن يتزوج ابنته من الزنا.
📚كتاب التجريد للقدوري، ج ۹، ص ۴۴۹۲
🔻همچنین مرکز فتوای سایت اسلام وب گفته:
ماء الزنا لا يحرم كما يحرم ماء النكاح، لأنه لا حرمة له، 👈وهو مذهب الشافعية وقول ابن الماجشون من المالكية، وعليه، فيجوز للرجل أن يتزوج بابنته من الزنا،👉 وكذا أم من زنا بها، وابنتها وجدتها، ويجوز لمن زنا بها أن تتزوج من ولده ووالده وجده وهكذا...
https://www.islamweb.net/ar/fatwa/46306/
شافعی و ابن ماجشون مالکی قائلند که آب زنا (منی مرد در زنا) موجب حرمت نمیشود (محرمیت سببی و نسبی بدنبال ندارد)، بنابراین مرد میتواند با دخترش که از زنا متولد شده ازدواج کند و ...
🔺همانطور که مشاهده کردید مشابه فتوایی که نواصب به آن اشکال کردهاند از ائمه خودشان نیز صادر شده و مبنای این فتوا قول به حرمت نداشتن و موجب محرمیت نشدن زنا است.
قبح الله النواصب الخبثاء
❌نواصب شبهه کردهاند که آیت الله حکیم گفتهاند اگر مردی با یک زن زنا کند و از آن زن دختری متولد شود مرد میتواند با آن دختر ازدواج کند؛ و این فتوای مرحوم حکیم را «فتوای شرم آور» تعبیر کردهاند.
https://t.me/scannnnnnnn/13
🔻اما نواصب خبر ندارند که امام خودشان، ابن ادریس شافعی و همچنین ابن ماجشون مالکی از ائمه مالکی مذهب اهل سنت نیز فتوا به جواز چنین ازدواجی داده👇
وَقَالَ مَالِكٌ وَالشَّافِعِيُّ وَأَبُو ثَوْرٍ وَغَيْرُهُمْ لَا أثر لوطء الزنى بَلْ لِلزَّانِي أَنْ يَتَزَوَّجَ أُمَّ الْمَزْنِيِّ بِهَا وبنتها 👈بَلْ زَادَ الشَّافِعِيُّ فَجَوَّزَ نِكَاحَ الْبِنْتِ الْمُتَوَلِّدَةِ من مائة بالزنى👉
📚شرح النووي على مسلم، النووي، ج 10، ص 40
مالک و شافعی و ابوثور و غیرهم گفتهاند: وطی زنا اثری ندارد (یعنی موجب محرمیت نمیشود) بلکه زانی میتواند با مادر زنی که با او زنا کرده و همچنین دختر زنی که با او زنا کرده ازدواج کند و شافعی افزوده که مرد میتواند با دختری که از زنای او با زنی متولد شده ازدواج کند
📌21873 - وقال الشافعي: يجوز للزاني أن يتزوج ابنته من الزنا.
📚كتاب التجريد للقدوري، ج ۹، ص ۴۴۹۲
🔻همچنین مرکز فتوای سایت اسلام وب گفته:
ماء الزنا لا يحرم كما يحرم ماء النكاح، لأنه لا حرمة له، 👈وهو مذهب الشافعية وقول ابن الماجشون من المالكية، وعليه، فيجوز للرجل أن يتزوج بابنته من الزنا،👉 وكذا أم من زنا بها، وابنتها وجدتها، ويجوز لمن زنا بها أن تتزوج من ولده ووالده وجده وهكذا...
https://www.islamweb.net/ar/fatwa/46306/
شافعی و ابن ماجشون مالکی قائلند که آب زنا (منی مرد در زنا) موجب حرمت نمیشود (محرمیت سببی و نسبی بدنبال ندارد)، بنابراین مرد میتواند با دخترش که از زنا متولد شده ازدواج کند و ...
🔺همانطور که مشاهده کردید مشابه فتوایی که نواصب به آن اشکال کردهاند از ائمه خودشان نیز صادر شده و مبنای این فتوا قول به حرمت نداشتن و موجب محرمیت نشدن زنا است.
قبح الله النواصب الخبثاء
Telegram
Scan
https://t.me/omar_fun/576
Forwarded from ⚜احقاق الحـق/FA⚜ (⚜️Ɦ𝖊y̷𝒅𝖆𝖗⚜️)
┄┅━⎔𖣐﴾﷽﴿𖣐⎔━┅┄
🔥𖭅ابطال خلافت ابوبڪر با نص نبوۍ𖭅🔥
📌براۍ این استدلال ۲ مقدمه را در نظر میگیریم،ڪه بر اساس حدیث «یُقَاتِل عَلۍٰ التَأوِیل» بطلان خلافت ابوبڪر را ثابت ڪنیم:
❶اولاً: ابوبڪر با اهل بغۍ وتأویل جنگید،یعنۍ کسانۍ که مانع زڪات بودند ولی خارج از اسلام نبودند.
✍🏻شافعۍ میگوید: قَوْمٌ تَمَسَّكُوا بِالْإِسْلَامِ وَمَنَعُوا الصَّدَقَاتِ
الأم للشافعي ج:۴ ص:۲۲۷
✍🏻نووۍ میگوید:ويدل على جواز قتال أهل البغى ما روى أن أبا بكر رضى الله عنه قاتل مانعي الزكاة وكانوا بغاة، لانهم كانوا متأولين
المجموع ج:۱۹ ص:۱۹۸
✍🏻ابن الجوزۍ میگوید: وَفرْقَة فرقت بَين الصَّلَاة وَالزَّكَاة، فأقرت بِالصَّلَاةِ دون الزَّكَاة، فَهَؤُلَاءِ بغاة
كشف المشكل ج:۱ ص:۲۶
✍🏻عبدالمحسن العباد میگوید:فـ الخطابي رحمه الله اعتبر مانعي الزكاة الذين فهموا هذا الفهم الخاطئ متأولين وأنهم قوتلوا على بغيهم
شرح سنن أبۍداود ج:۳ ص:۱۸۶
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
❷ثانیاً: براساس حدیث صحیح،کسۍ جز امام علۍ﴿؏﴾ حق قتال با اهل تأویل را ندارد وجنگ ابوبڪر باطل است!
⫸حَدَّثَنَا وَكِيعٌ حَدَّثَنَا فِطْرٌ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَجَاءٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِﷺ: إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ عَلَى تَأْوِيلِهِ، كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ قَالَ: فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ فَقَالَ:«لَا وَلَكِنَّهُ خَاصِفُ النَّعْلِ "، وَعَلِيٌّ يَخْصِفُ نَعْلَهُ»
پیامبرﷺ فرمود«کسی از شما بر تأویل قرآن میجنگد همانگونه که بر تأویل آن جنگیدم،پس ابوبڪر وعمر بلند شدند،پیامبر گفت خیـر،ولی او دوزنده نعل است،وعلۍ نعلش را میدوخت».
📚📕مسنـد أحمد ج:۱۷ ص:۳۹۱
📚📘سـنن نسائۍ ج:۷ ص:۴۶۶
📚📕مشڪل الآثار ج:۱۰ ص:۲۳۹
📚📘مصنّــــــــف ج:۶ ص:۳۶۷
⇠پس پیامبرﷺ قتال ابوبڪر بر تأویل را رد ڪرده وتنها امام علۍ﴿؏﴾ را حائز صلاحیت آن دانسته.
🛎⇠نتیجـہ:خلافت ابوبڪر باطل است ومحارب اهل تأویل باید امیرالمؤمنین﴿؏﴾ باشد لذا ابوبڪر غاصب منصب است.
🔥𖭅ابطال خلافت ابوبڪر با نص نبوۍ𖭅🔥
📌براۍ این استدلال ۲ مقدمه را در نظر میگیریم،ڪه بر اساس حدیث «یُقَاتِل عَلۍٰ التَأوِیل» بطلان خلافت ابوبڪر را ثابت ڪنیم:
❶اولاً: ابوبڪر با اهل بغۍ وتأویل جنگید،یعنۍ کسانۍ که مانع زڪات بودند ولی خارج از اسلام نبودند.
✍🏻شافعۍ میگوید: قَوْمٌ تَمَسَّكُوا بِالْإِسْلَامِ وَمَنَعُوا الصَّدَقَاتِ
الأم للشافعي ج:۴ ص:۲۲۷
✍🏻نووۍ میگوید:ويدل على جواز قتال أهل البغى ما روى أن أبا بكر رضى الله عنه قاتل مانعي الزكاة وكانوا بغاة، لانهم كانوا متأولين
المجموع ج:۱۹ ص:۱۹۸
✍🏻ابن الجوزۍ میگوید: وَفرْقَة فرقت بَين الصَّلَاة وَالزَّكَاة، فأقرت بِالصَّلَاةِ دون الزَّكَاة، فَهَؤُلَاءِ بغاة
كشف المشكل ج:۱ ص:۲۶
✍🏻عبدالمحسن العباد میگوید:فـ الخطابي رحمه الله اعتبر مانعي الزكاة الذين فهموا هذا الفهم الخاطئ متأولين وأنهم قوتلوا على بغيهم
شرح سنن أبۍداود ج:۳ ص:۱۸۶
𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
❷ثانیاً: براساس حدیث صحیح،کسۍ جز امام علۍ﴿؏﴾ حق قتال با اهل تأویل را ندارد وجنگ ابوبڪر باطل است!
⫸حَدَّثَنَا وَكِيعٌ حَدَّثَنَا فِطْرٌ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَجَاءٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِﷺ: إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ عَلَى تَأْوِيلِهِ، كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ قَالَ: فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ فَقَالَ:«لَا وَلَكِنَّهُ خَاصِفُ النَّعْلِ "، وَعَلِيٌّ يَخْصِفُ نَعْلَهُ»
پیامبرﷺ فرمود«کسی از شما بر تأویل قرآن میجنگد همانگونه که بر تأویل آن جنگیدم،پس ابوبڪر وعمر بلند شدند،پیامبر گفت خیـر،ولی او دوزنده نعل است،وعلۍ نعلش را میدوخت».
📚📕مسنـد أحمد ج:۱۷ ص:۳۹۱
📚📘سـنن نسائۍ ج:۷ ص:۴۶۶
📚📕مشڪل الآثار ج:۱۰ ص:۲۳۹
📚📘مصنّــــــــف ج:۶ ص:۳۶۷
⇠پس پیامبرﷺ قتال ابوبڪر بر تأویل را رد ڪرده وتنها امام علۍ﴿؏﴾ را حائز صلاحیت آن دانسته.
🛎⇠نتیجـہ:خلافت ابوبڪر باطل است ومحارب اهل تأویل باید امیرالمؤمنین﴿؏﴾ باشد لذا ابوبڪر غاصب منصب است.
آیت الله محسنی اژهای: معاویه خبیث و منافق است.
https://t.me/scannnnnnnn/17
بیان این حقیقت از سوی رئیس قوه قضائیه، اعتراض اهل سنت را به دنبال داشت، که ما در ادامه خباثت و نفاق معاویه را از روایات اهل سنت ثابت میکنیم.
🔻دشنام دادن معاویه به امام علی علیه السلام
✍ابن ماجه در سنن خود به سند صحیح (به تصحیح شعیب الارنووط محقق کتاب) روایت کرده که:
معاویه در مراسم حج نزد سعد بن ابیوقاص به امام علی علیه السلام دشنام داد.
قَدِمَ مُعَاوِيَةُ فِي بَعْضِ حَجَّاتِهِ، فَدَخَلَ عَلَيْهِ سَعْدٌ، فَذَكَرُوا عَلِيًّا، فَنَالَ مِنْهُ
حديث صحيح✓
وهذا سند رجاله ثقات✓
📚سنن ابن ماجه تحقيق شعيب الأرنؤوط، ج 1، ص 88
https://t.me/scannnnnnnn/18
💥محقق دیگر کتاب محمد فواد عبدالباقی تصریح کرده که معاویه به امام علی علیه السلام دشنام داده است:
(فنال منه) أي نال معاوية من علي ووقع فيه وسبه
📚سنن ابن ماجه تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، ج 1، ص 45
https://t.me/scannnnnnnn/19
🔥این در حالی است که بخاری و مسلم در صحیحین روایت کردهاند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
دشنام دادن به مسلمان فسق، و جنگیدن با او کفر است.🔥
قَالَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «سِبَابُ المُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ»
📚صحيح البخاري، ج 1، ص 19، روایت ۴۸
📚صحيح مسلم، ج 1، ص 81، روایت ۱۱۶(۶۴)
🔺معاویه هم که مجمع الرذائل بوده هر دو رذیلت را داشته، هم امام علی را سب کرده و هم به جنگ با ایشان رفته؛ و بنا بر حدیث نبوی فاسق و کافر است.
🔹حالا بماند که امام علی علیه السلام نفس پیامبر است و رسول خدا (ص) فرمودهاند هر که علی را دشنام دهد مرا دشنام داده:
قال رَسُولَ اللَّهِ (ص): «مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي»
قال الذهبي في التلخیص: صحيح✓
📚المستدرك على الصحيحين، الحاكم، ج 3، ص 130
⚡️دشنام دادن به پیامبر هم که کفر است:
أجمع العلماء على أن شاتم النبي صلى الله عليه وسلم المتنقص له كافر
📚الصارم المسلول على شاتم الرسول، ابن تيمية، ص 4
🔱معاویه کافر از دنیا میرود🔱
♨️البته رسول خدا (ص) از غیب خبر داده بود که معاویه کافر از دنیا میرود:
🖋بلاذری با سند صحیح (تصحیح سند در لینک) روایت کرده که پیامبر (ص) گفتند معاویه بر غیر ملت من (اسلام) میمیرد:
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ ، قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَ : " يَطْلُعُ عَلَيْكُمْ مِنْ هَذَا الْفَجِّ رَجُلٌ يَمُوتُ عَلَى غَيْرِ مِلَّتِي . قَالَ : وَكُنْتُ تَرَكْتُ أَبِي قَدْ وُضِعَ لَهُ وَضُوءٌ ، فَكُنْتُ كَحَابِسِ الْبَوْلِ مَخَافَةَ أَنْ يَجِيءَ . قَالَ : فَطَلَعَ مُعَاوِيَةُ ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : هُوَ هَذَا " .
http://hadith.islam-db.com/single-book/196/أنساب-الأشراف-للبلاذري/125101/1516
عبدالله بن عمرو بن عاص می گوید پیش پیامبر (ص) بودم که ایشان فرمودند: «الآن کسی میآید که بر غیر اسلام میمیرد.» پدرم داشت وضو می گرفت و من بسیار مضطرب بودم مانند کسی که ادرار خود را بسیار نگه داشته از ترس اینکه مبادا پدرم بیاید. معاویه آمد و پیامبر (ص) فرمود این شخص همان است.
🔰لذا سخن آیت الله اژه ای، عین حقیقت است و اعتراض اهل سنت به سبب تلخی مزه حقیقت زیر زبانشان است.
والسلام على من اتبع الهدى
https://t.me/scannnnnnnn/17
بیان این حقیقت از سوی رئیس قوه قضائیه، اعتراض اهل سنت را به دنبال داشت، که ما در ادامه خباثت و نفاق معاویه را از روایات اهل سنت ثابت میکنیم.
🔻دشنام دادن معاویه به امام علی علیه السلام
✍ابن ماجه در سنن خود به سند صحیح (به تصحیح شعیب الارنووط محقق کتاب) روایت کرده که:
معاویه در مراسم حج نزد سعد بن ابیوقاص به امام علی علیه السلام دشنام داد.
قَدِمَ مُعَاوِيَةُ فِي بَعْضِ حَجَّاتِهِ، فَدَخَلَ عَلَيْهِ سَعْدٌ، فَذَكَرُوا عَلِيًّا، فَنَالَ مِنْهُ
حديث صحيح✓
وهذا سند رجاله ثقات✓
📚سنن ابن ماجه تحقيق شعيب الأرنؤوط، ج 1، ص 88
https://t.me/scannnnnnnn/18
💥محقق دیگر کتاب محمد فواد عبدالباقی تصریح کرده که معاویه به امام علی علیه السلام دشنام داده است:
(فنال منه) أي نال معاوية من علي ووقع فيه وسبه
📚سنن ابن ماجه تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، ج 1، ص 45
https://t.me/scannnnnnnn/19
🔥این در حالی است که بخاری و مسلم در صحیحین روایت کردهاند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
دشنام دادن به مسلمان فسق، و جنگیدن با او کفر است.🔥
قَالَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «سِبَابُ المُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ»
📚صحيح البخاري، ج 1، ص 19، روایت ۴۸
📚صحيح مسلم، ج 1، ص 81، روایت ۱۱۶(۶۴)
🔺معاویه هم که مجمع الرذائل بوده هر دو رذیلت را داشته، هم امام علی را سب کرده و هم به جنگ با ایشان رفته؛ و بنا بر حدیث نبوی فاسق و کافر است.
🔹حالا بماند که امام علی علیه السلام نفس پیامبر است و رسول خدا (ص) فرمودهاند هر که علی را دشنام دهد مرا دشنام داده:
قال رَسُولَ اللَّهِ (ص): «مَنْ سَبَّ عَلِيًّا فَقَدْ سَبَّنِي»
قال الذهبي في التلخیص: صحيح✓
📚المستدرك على الصحيحين، الحاكم، ج 3، ص 130
⚡️دشنام دادن به پیامبر هم که کفر است:
أجمع العلماء على أن شاتم النبي صلى الله عليه وسلم المتنقص له كافر
📚الصارم المسلول على شاتم الرسول، ابن تيمية، ص 4
🔱معاویه کافر از دنیا میرود🔱
♨️البته رسول خدا (ص) از غیب خبر داده بود که معاویه کافر از دنیا میرود:
🖋بلاذری با سند صحیح (تصحیح سند در لینک) روایت کرده که پیامبر (ص) گفتند معاویه بر غیر ملت من (اسلام) میمیرد:
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ ، قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَ : " يَطْلُعُ عَلَيْكُمْ مِنْ هَذَا الْفَجِّ رَجُلٌ يَمُوتُ عَلَى غَيْرِ مِلَّتِي . قَالَ : وَكُنْتُ تَرَكْتُ أَبِي قَدْ وُضِعَ لَهُ وَضُوءٌ ، فَكُنْتُ كَحَابِسِ الْبَوْلِ مَخَافَةَ أَنْ يَجِيءَ . قَالَ : فَطَلَعَ مُعَاوِيَةُ ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : هُوَ هَذَا " .
http://hadith.islam-db.com/single-book/196/أنساب-الأشراف-للبلاذري/125101/1516
عبدالله بن عمرو بن عاص می گوید پیش پیامبر (ص) بودم که ایشان فرمودند: «الآن کسی میآید که بر غیر اسلام میمیرد.» پدرم داشت وضو می گرفت و من بسیار مضطرب بودم مانند کسی که ادرار خود را بسیار نگه داشته از ترس اینکه مبادا پدرم بیاید. معاویه آمد و پیامبر (ص) فرمود این شخص همان است.
🔰لذا سخن آیت الله اژه ای، عین حقیقت است و اعتراض اهل سنت به سبب تلخی مزه حقیقت زیر زبانشان است.
والسلام على من اتبع الهدى
Telegram
Scan
آیت الله محسنی اژهای: معاویه خبیث و منافق است.
✍معاویه را بهتر بشناسیم
🔹آیت الله نجم الدین طبسی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نوشتاری به مواضع برخی از اهل سنت نسبت به معاویه، پاسخ داده است که در ادامه آن را می خوانید:↙️
🔗https://hawzahnews.com/xbRyS
🔹آیت الله نجم الدین طبسی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نوشتاری به مواضع برخی از اهل سنت نسبت به معاویه، پاسخ داده است که در ادامه آن را می خوانید:↙️
🔗https://hawzahnews.com/xbRyS
خبرگزاری حوزه
معاویه را بهتر بشناسیم
حوزه/ عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نوشتاری به مواضع برخی از اهل سنت نسبت به معاویه، پاسخ داد.
Forwarded from ⚜احقاق الحـق/FA⚜ (⚜️Ɦ𝖊y̷𝐝𝖆𝖗⚜️)
﷽
یا مُذِلَ المُؤْمَنِینْ
اولین کسی که پیامبرﷺ را خوار کننده مؤمنین توصیف کرد، عمر بن خطاب بود.
عمر بعد از صلح حدیبیه به پیامبر گفت:﴿پس چرا پَستی وحقارت را در دینمان بپذیریم؟﴾
[قال عُمَر قُلْت: فَلِمَ نُعْطِي الدَّنِيَّةَ فِي دِينِنَا إِذًا؟]
📚📕صحیح البخارۍ ج:۳ ص:۱۹۳
⫸پس عمر بن خطاب پیامبر اعظمﷺ را پست وحقیر کننده مؤمنین «مُذِل المُؤمنین» میدانست وصلح را مایه ننگ دین قلمداد میکرد.
✍🏻این عبارتِ عمر بن خطاب، دقیقاً همان معنایی را میدهد که برخی خوارج یا جاهلان به امام حسن﴿؏﴾ پس از صلح با معاویه گفتند!
✘«مُذِل المُؤمنین» یعنی پست کننده مؤمنین
✘«نُعْطی الدَنِیّة» نیز دقیقاً به معنای پستی است
با توجه به اینکه صلح به دستور پیامبرﷺ است،قطعاً عمر بن خطاب پیامبر را پست وخوار کننده مؤمنین میدانست،لذا در مضمون ومعنای این دو عبارت هیچ فرقی وجود ندارد!
در پست بعد،ڪلام شارحین بخارۍ را راجع به عبارت عمر خواهیم آورد.
𖣐➸━➵━➵━➸━┅┄
یا مُذِلَ المُؤْمَنِینْ
اولین کسی که پیامبرﷺ را خوار کننده مؤمنین توصیف کرد، عمر بن خطاب بود.
عمر بعد از صلح حدیبیه به پیامبر گفت:﴿پس چرا پَستی وحقارت را در دینمان بپذیریم؟﴾
[قال عُمَر قُلْت: فَلِمَ نُعْطِي الدَّنِيَّةَ فِي دِينِنَا إِذًا؟]
📚📕صحیح البخارۍ ج:۳ ص:۱۹۳
⫸پس عمر بن خطاب پیامبر اعظمﷺ را پست وحقیر کننده مؤمنین «مُذِل المُؤمنین» میدانست وصلح را مایه ننگ دین قلمداد میکرد.
✍🏻این عبارتِ عمر بن خطاب، دقیقاً همان معنایی را میدهد که برخی خوارج یا جاهلان به امام حسن﴿؏﴾ پس از صلح با معاویه گفتند!
✘«مُذِل المُؤمنین» یعنی پست کننده مؤمنین
✘«نُعْطی الدَنِیّة» نیز دقیقاً به معنای پستی است
با توجه به اینکه صلح به دستور پیامبرﷺ است،قطعاً عمر بن خطاب پیامبر را پست وخوار کننده مؤمنین میدانست،لذا در مضمون ومعنای این دو عبارت هیچ فرقی وجود ندارد!
در پست بعد،ڪلام شارحین بخارۍ را راجع به عبارت عمر خواهیم آورد.
𖣐➸━➵━➵━➸━┅┄
👏2
Forwarded from ⚜احقاق الحـق/FA⚜ (⚜️Ɦ𝖊y̷𝐝𝖆𝖗⚜️)
عمر پیامبر را «مذل المؤمنین» میدانست﴿2﴾
در پست قبل ثابت ڪردیم عمر با عبارت« فَلِمَ نُعْطِي الدَّنِيَّةَ فِي دِينِنَا» صلح پیامبرﷺ را مایه ذلت مؤمنین میدانست.
✍🏻عبدالعلۍ نوراحرارۍ مترجم صحیح بخارۍ عبارت عمر را چنین ترجمه میڪنید:
«پس چرا پستۍ وحقارت را در دینمان بدهیم؟»
📗ترجمه صحیح بخارۍ؛ حدیث:۲۷۳۱
پس همانطور ڪه گفتیم عمر بن خطاب نبۍاڪرم را حقیر ڪننده مؤمنان میدانست.
💥➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
↯سخنان شارحین↯
①✍🏻ابن حجر عسقلانۍ: «التَّحْتَانِيَّةِ فِي دِينِنَا»
⇠ترجمه: یعنۍ پستۍ در دین ما
📕فتح البارۍ ۳۴۶/۵
②✍🏻ڪرمانۍ: «الدنية بفتح الدال وكسر النون النقيصة والحال الناقصة والخصلة الخسيسة»
⇠ترجمه:دَنیه با فتح دال وکسر نون به معنای نقص وحال ناقص وخصلت حقیر است
📕الكواكب الدرارۍ ۴۸/۱۲
③✍🏻قاضی عیاض: «والدنية: النقيصة والحالة الخسيسة. والدنى بغير هاء: الخسيس من كل شىء، ومنه قوله: المنية ولا الدنية أى ولا الحالة التى توجب على الإنسان ذلاً وخساسة.»
⇠ترجمه: دنیه یعنی نقص وحالت حقیر است،دنی بدون «ه» یعنی هرچیزی که حقیر باشد.همانطور که گفته میشود مرگ ونه ذلت یعنی نه خالتی که بر انسان ذلت وحقارت تحمیل کند
📘اڪمال المعلم ۱۵۵/۶
④✍🏻بدرالدین عینۍ:«مَا نعطي الدنية؟ على وزن فعيلة، أَي: النقيصة والخطة الخسيسة»
⇠ترجمه:الدنیه بر وزن فعیله یعتی نقص ونقشه حقیر است
📕عمدة القاري ۱۰۳/۱۵
⑤✍🏻قسطلانۍ:« نعطي الدنية بفتح الدال وكسر النون وتشديد التحتية أي النقيصة»
⇠ترجمه: نعطی الدنیه با فتح دال وکسر نون وتشدید به معنای پَستی یعنی نقص است
📕ارشاد السارۍ ۲۴۴/۵
✘نڪته جالب: شخصی ڪه امام حسن را مذل المؤمنین خطاب کرده بود بعد از جواب امام حسن﴿؏﴾به ظاهر قانع شد﴿رجال کشۍ ۱۱۲/۱﴾ ولۍ عمر بن خطاب قانع نشد وهمان سؤال را از ابوبڪر پرسید! وقاحت را بسنجید!
🔥نتیجـه تلـخ: عمر بن خطاب، فعل پیامبرﷺ را موجب حقارت، وپیامبرﷺ را تحقیر وپست ڪننده مؤمنین میدانست. یعنۍ همان «مُذِل المؤمنین»!
پس نواصبِ حقیر،قبل از گیر دادن به یک جاهل ڪه به امام حسن﴿؏﴾ چنین وصفۍ نسبت داده دامان عمر را از چنین خباثتۍ پاڪ کنند.
𖣐➸━➵━➵━➸━┅┄
در پست قبل ثابت ڪردیم عمر با عبارت« فَلِمَ نُعْطِي الدَّنِيَّةَ فِي دِينِنَا» صلح پیامبرﷺ را مایه ذلت مؤمنین میدانست.
✍🏻عبدالعلۍ نوراحرارۍ مترجم صحیح بخارۍ عبارت عمر را چنین ترجمه میڪنید:
«پس چرا پستۍ وحقارت را در دینمان بدهیم؟»
📗ترجمه صحیح بخارۍ؛ حدیث:۲۷۳۱
پس همانطور ڪه گفتیم عمر بن خطاب نبۍاڪرم را حقیر ڪننده مؤمنان میدانست.
💥➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄
↯سخنان شارحین↯
①✍🏻ابن حجر عسقلانۍ: «التَّحْتَانِيَّةِ فِي دِينِنَا»
⇠ترجمه: یعنۍ پستۍ در دین ما
📕فتح البارۍ ۳۴۶/۵
②✍🏻ڪرمانۍ: «الدنية بفتح الدال وكسر النون النقيصة والحال الناقصة والخصلة الخسيسة»
⇠ترجمه:دَنیه با فتح دال وکسر نون به معنای نقص وحال ناقص وخصلت حقیر است
📕الكواكب الدرارۍ ۴۸/۱۲
③✍🏻قاضی عیاض: «والدنية: النقيصة والحالة الخسيسة. والدنى بغير هاء: الخسيس من كل شىء، ومنه قوله: المنية ولا الدنية أى ولا الحالة التى توجب على الإنسان ذلاً وخساسة.»
⇠ترجمه: دنیه یعنی نقص وحالت حقیر است،دنی بدون «ه» یعنی هرچیزی که حقیر باشد.همانطور که گفته میشود مرگ ونه ذلت یعنی نه خالتی که بر انسان ذلت وحقارت تحمیل کند
📘اڪمال المعلم ۱۵۵/۶
④✍🏻بدرالدین عینۍ:«مَا نعطي الدنية؟ على وزن فعيلة، أَي: النقيصة والخطة الخسيسة»
⇠ترجمه:الدنیه بر وزن فعیله یعتی نقص ونقشه حقیر است
📕عمدة القاري ۱۰۳/۱۵
⑤✍🏻قسطلانۍ:« نعطي الدنية بفتح الدال وكسر النون وتشديد التحتية أي النقيصة»
⇠ترجمه: نعطی الدنیه با فتح دال وکسر نون وتشدید به معنای پَستی یعنی نقص است
📕ارشاد السارۍ ۲۴۴/۵
✘نڪته جالب: شخصی ڪه امام حسن را مذل المؤمنین خطاب کرده بود بعد از جواب امام حسن﴿؏﴾به ظاهر قانع شد﴿رجال کشۍ ۱۱۲/۱﴾ ولۍ عمر بن خطاب قانع نشد وهمان سؤال را از ابوبڪر پرسید! وقاحت را بسنجید!
🔥نتیجـه تلـخ: عمر بن خطاب، فعل پیامبرﷺ را موجب حقارت، وپیامبرﷺ را تحقیر وپست ڪننده مؤمنین میدانست. یعنۍ همان «مُذِل المؤمنین»!
پس نواصبِ حقیر،قبل از گیر دادن به یک جاهل ڪه به امام حسن﴿؏﴾ چنین وصفۍ نسبت داده دامان عمر را از چنین خباثتۍ پاڪ کنند.
𖣐➸━➵━➵━➸━┅┄
👏2