Forwarded from 𝘛𝘦𝘢𝘳 (⋆𝒩𝒾𝓀𝒶)
من واقعا تهیونگو درک میکنم وقتی که گفت "جونگکوک خیلی خوشگله، دارم از خوشگلیش میمیرم"
Forwarded from Seraphina Daily✨ (مهسا)
من اینقدر عاشق جیمینم که مطمئن نیستم این همه دوست داشتنش چجوری توی من جا شده و گاهی احساس میکنم ممکنه از عشقی که جیمین متقابلا بهم میده منفجر بشم یا اینکه با خودم فکر میکنم اصلا لایق این همه عشقی که جیمین بهم میده هستم؟ مطمئنم هیچوقت نمیتونم کسی رو پیدا کنم که اندازهی جیمین بهم حس دوست داشته شدن بده :((
اهمیتی نمیدم که بین بنگتن کدوم الفاعه کدوم امگا در هر صورت روی زانو هامم براشون-
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم اکنون دعوا سر الفا بودن یا امگا بودن بنگتن:
😭2
ׄ ⊱ Random sh!ts ⋆
نامدون به نظرتون آلفاست؟
بچه ها چرا شماها با چهار تا رفتار ناز و بوجی موجی دارین میگین طرف امگاس نه نیستت
Forwarded from jelly room 🍓
در رو باز میکنی و وارد صحنهای میشی که انگار برای تماشای تو ساخته شده. نور صورتی و بنفش روی کف براق سالن افتاده و آینههای بزرگ، تصویرت رو از زاویههای مختلف نشون میدن.
اینجا هیچچیز معمولی نیست. راهروها شبیه پشتصحنهی تئاتری قدیمین، اتاقهای پرو پر از لباسهای چشمگیرن و پشت هر در، صحنهای تازه انتظارت رو میکشه.
روی میزها دستکشهای بلند، جواهرات درخشان و ماسکی ظریف کنار آینهای با قاب طلایی قرار دارن.
موسیقی بلندتر میشه. به سمت صحنه میری و زیر نورافکن میایستی. هزاران چشم خیالی بهت خیره میشن، اما با خاموش شدن نورها، میفهمی پشت صحنه هیچ تماشاگری نیست. فقط تویی و انعکاست.
میتونی هر شخصیتی رو بازی کنی، مرموز، جذاب، جسور یا دستنیافتنی. اما سوال اینه که وقتی پرده پایین میاد، کدوم بخش از تو باقی میمونه؟
لبخند میزنی، ماسک رو کنار میذاری و دوباره به صحنه برمیگردی. این بار نه برای تحت تاثیر قرار دادن کسی، بلکه چون خودت انتخاب کردی دیده بشی.
اینجا، هم بازیگری و هم کارگردان نمایش خودت، و هیچکس جز خودت حق نداره پایانش رو تعیین کنه.
چیزهایی که متعلق به دنیای تو هستن:
𓂃 Purple Orchid
𓂃 Peacock
𓂃 Map Of The Soul: 7
اینجا هیچچیز معمولی نیست. راهروها شبیه پشتصحنهی تئاتری قدیمین، اتاقهای پرو پر از لباسهای چشمگیرن و پشت هر در، صحنهای تازه انتظارت رو میکشه.
روی میزها دستکشهای بلند، جواهرات درخشان و ماسکی ظریف کنار آینهای با قاب طلایی قرار دارن.
موسیقی بلندتر میشه. به سمت صحنه میری و زیر نورافکن میایستی. هزاران چشم خیالی بهت خیره میشن، اما با خاموش شدن نورها، میفهمی پشت صحنه هیچ تماشاگری نیست. فقط تویی و انعکاست.
میتونی هر شخصیتی رو بازی کنی، مرموز، جذاب، جسور یا دستنیافتنی. اما سوال اینه که وقتی پرده پایین میاد، کدوم بخش از تو باقی میمونه؟
لبخند میزنی، ماسک رو کنار میذاری و دوباره به صحنه برمیگردی. این بار نه برای تحت تاثیر قرار دادن کسی، بلکه چون خودت انتخاب کردی دیده بشی.
اینجا، هم بازیگری و هم کارگردان نمایش خودت، و هیچکس جز خودت حق نداره پایانش رو تعیین کنه.
چیزهایی که متعلق به دنیای تو هستن:
𓂃 Purple Orchid
𓂃 Peacock
𓂃 Map Of The Soul: 7