「 ᴅᴇᴡᴀʀᴛ 」
5.25K subscribers
7.69K photos
406 videos
386 files
7.29K links
نميدونم بهشون چی ميگن، به اون فضاهايی كه بين ثانيه ها وجود داره، ولی ميدونم كه تواون فاصله ها هم به تو فكر ميكنم.

• مجله هنری دِو 🍒

کانال دوم :
T.me/Je_ta_ime
Download Telegram
اگر قرار باشه کسی از موزیک من چیزی رو بفهمه باید این باشه:تا وقتی برای چیزی سخت تلاش کنی و جا نزنی...
اون چیز ممکنه

#Eminem
T.me/dew_art
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اجازه ندﻩ صدای نظرات دیگران باعث بشه صدای درون خودﺕ شنیده نشه.

T.me/dew_art
تبلیغات ارزون و به صرفه برای کانال هاتون

@dewart_ad
@leo_stan
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاموزید که جمله‌های مثبت به کار ببرید. ما اغلب با جملات منفی فکر می‌کنیم. جملات منفی تنها کاری که می‌کنند این است که بر آنچه نمی‌خواهید می‌افزایند.

• لوييز هى
#انرژی_مثبت

‍T.me/dew_art
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی فقط به این نیاز داری تا شجاعت پیدا کنی تا پیشرفت کنی. از خیلی غمگین بودن و تو بدبختی زندگی کردن دست بردار. تو لیاقتت خیلی بیشتر از این حرفاست.

T.me/dew_art
「 اثری از  Nazli 」
#Art
T.me/Dew_Art  」♡
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آدما رو برای ناامید کردنت مقصر ندون، خودت رو مقصر بدون که زیادی ازشون انتظار داشتی.

T.me/dew_art
به زیبایی رویاهات فکر کن
اونا دست یافتنی ان

#sense
T.me/dew_art
فردا میخوام یه رمان خیلی معرکه تو کانال قرار بدم.
به همین مناسبت شما هم اینجا اسم بهترین رمانی که خوندید رو بنویسید.
#This
Good morning
T.me/dew_art
و بعضی قصه ها هرگز گفته نشدن چون هیچکس بهشون اهمیتی نداد

T.me/dew_art
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز به شب رسیده است و صف مردانی که قرار است برای باقی عمرشان، چه کوتاه باشد و چه طولانی، خالکوبی شوند هنوز ادامه دارد.لالی مثل یک ربات کار می کند؛ دستش را دراز می کند و کاغذ را می گیرد، ساعدی را که به سمتش گرفته شده نگه می دارد، شماره رو خالکوبی می کند. « حرکت کن. » «نفر بعد لطفاً .» می دانست که خسته است، اما دست نفر بعد به قدری سنگین است که از دستش رها می شود. مردی تنومند، با سینۀ ستبر و گردن کلفت و دست و پای بزرگ، مقابلش ایستاده است.
مرد آهسته می گوید: « خیلی گرسنمه.»
لالی در آن لحظه کاری می کند که هرگز نکرده است. می پرسد: « اسمت چیه؟ »
« یاکوب. »
لالی شروع می کند به خالکوبی شمارۀ یاکوب. کارش که تمام می شود نگاهی به دوروبر می اندازد و متوجه می شود که نگهبان های اس اس خسته اند و خیلی توجه نمی کنند که آنجا چه می گذرد. لالی یاکوب را به دل تاریکی پشت سرش، جایی که نور نورافکن ها به آن نمی رسد، راهنمایی می کند.
« اونجا منتظر بمون تا کارم تموم شه. »

•خالکوب آشویتس
•هدر موریس

#dewook from shahla
T.me/dew_art
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM