تجربه ی زندگی تو ایران به عنوان یه نوجون اینجوریه که:
عیده و صدای ترقه میاد،اما تو میترسی چون فکر میکنی صدای گلوله بوده!
جنگه و صبح یا با صدای انفجار بیدار میشی یا توی اون ساعت ناخداگاه بدنت بیدار میشه انگار الارم زده!
توی حموم آب با فشار وارد چاه میشه و صداش میپیچه و تو فکر میکنی صدای انفجاره!
به هزار و یک روش دور زدن فیلترینگ و یاد میگیری!
اینا هیچکدوم مثل بقیه نبود اما ازت انتظار میره مثل بقیه درس بخونی،کار کنی،زندگی کنی،بخندی و جونی کنی و تو مجبوری تو تک تک اینا بهترین باشی درست برعکس نوجونایی که همه جای دنیا یکی از اینارم تجریه نکردن!
عیده و صدای ترقه میاد،اما تو میترسی چون فکر میکنی صدای گلوله بوده!
جنگه و صبح یا با صدای انفجار بیدار میشی یا توی اون ساعت ناخداگاه بدنت بیدار میشه انگار الارم زده!
توی حموم آب با فشار وارد چاه میشه و صداش میپیچه و تو فکر میکنی صدای انفجاره!
به هزار و یک روش دور زدن فیلترینگ و یاد میگیری!
اینا هیچکدوم مثل بقیه نبود اما ازت انتظار میره مثل بقیه درس بخونی،کار کنی،زندگی کنی،بخندی و جونی کنی و تو مجبوری تو تک تک اینا بهترین باشی درست برعکس نوجونایی که همه جای دنیا یکی از اینارم تجریه نکردن!
❤2
تنها زیرساختی که دیگه برنمیگرده
عمر و جوونی ما بود ...
بقیه همشو میشه از نو ساخت :)
عمر و جوونی ما بود ...
بقیه همشو میشه از نو ساخت :)
💔1