🦉ᴅᴇᴛᴇᴄᴛɪᴠᴇ ᴍ🐦‍⬛
145 subscribers
1.83K photos
789 videos
14 files
453 links
🎧 𝑷𝒍𝒂𝒚𝒍𝒊𝒔𝒕 : @InterrogationRecords
🕵🏻 𝑨𝒏𝒐𝒏𝒚𝒎𝒐𝒖𝒔 𝑩𝒐𝒕: @Cluehunterbot
Download Telegram
🦉ᴅᴇᴛᴇᴄᴛɪᴠᴇ ᴍ🐦‍⬛
واقعا بابی ی اسطوره‌س تو تاریخ شطرنج 🔥
جامعه شطرنج موقع بابی فیشر ازش می‌ترسید به چند دلیل اصلی:

1. مهارت فوق‌العاده و غیرقابل پیش‌بینی
فیشر نه تنها در سطح بالایی بازی می‌کرد، بلکه سبک بازی‌اش کاملاً منحصر به فرد و غیرقابل پیش‌بینی بود. او می‌توانست حریفانش را با حرکت‌های ظاهراً عجیب و جسورانه به دردسر بیندازد. این باعث می‌شد حتی استادان بزرگ هم همیشه محتاط باشند و فکر کنند «می‌تونه هر کاری بکنه».


2. آمادگی ذهنی و روانی بی‌نظیر
فیشر وسواس خاصی روی مطالعه بازی‌ها و نظریه شطرنج داشت. او همه بازی‌های حریفانش را تحلیل می‌کرد و معمولاً می‌دانست حریف در چه موقعیت‌هایی ضعف دارد. این باعث می‌شد او تقریباً همیشه برتر باشد و حریفان هیچ نقطه ضعفی نداشته باشند که بتوانند از آن استفاده کنند.


3. شکستن قواعد نانوشته
فیشر خیلی از سنت‌ها و عادت‌های رایج شطرنج را نادیده می‌گرفت. برای مثال، ساعت و زمان‌بندی بازی، انتخاب بازگشایی‌ها، یا حتی رفتار روانی در میز شطرنج را به نفع خودش تغییر می‌داد. این رفتارها باعث می‌شد حریفانش حس کنند هیچ «قانون نانوشته‌ای» به آن‌ها کمک نمی‌کند.


4. ترس روانی و شهرت
وقتی کسی در جامعه شطرنج معروف شود که تقریباً هیچ حریفی نمی‌تواند او را شکست دهد، همین شهرت خودش باعث ترس می‌شود. حتی بهترین استادان بزرگ قبل از بازی با فیشر، فشار روانی زیادی داشتند.



به طور خلاصه، جامعه شطرنج نه فقط به خاطر مهارت‌های فنی فیشر، بلکه به دلیل توانایی ذهنی، روانشناسی بازی و سبک غیرقابل پیش‌بینی‌اش از او می‌ترسید.
🦉ᴅᴇᴛᴇᴄᴛɪᴠᴇ ᴍ🐦‍⬛
گمونم بابی کل تیم شطرنج شوروی رو شکست داد
تقریباً می‌شه اینطوری گفت، آره 😅♟️

ماجرا اینه که توی اون دوران (دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ میلادی)، شوروی کاملاً شطرنج رو تحت سلطه داشت. قهرمانای جهان یکی‌یکی روس بودن: بوتوینیک، پتروسیان، اسمیسلوف، تال، اسپاسکی… و پشتشون یه تیم بزرگ از مربی‌ها، تحلیل‌گرها و حتی حمایت دولت بود. در واقع فیشر تنها آمریکایی بود که می‌خواست با کل سیستم شوروی بجنگه.

فیشر هم دقیقاً همین کارو کرد:

توی مسابقات کاندیداتوری ۱۹۷۱، به طرز تاریخی تیگـران پتروسیان (قهرمان جهان سابق) رو شکست داد.

قبلش هم مارک تایمانوف و بنت لارسن رو با نتیجه‌ی عجیب ۶–۰ برد، یعنی بدون حتی یک مساوی یا باخت! این تقریباً تو سطح قهرمانی غیرممکن بود.

بعدش رفت سراغ بوریس اسپاسکی، قهرمان وقت جهان از شوروی، و توی ریکیاویک ۱۹۷۲ اون رو هم شکست داد.


یعنی عملاً یه نفره جلوی «امپراتوری شطرنج شوروی» ایستاد و موفق شد. همینه که خیلی‌ها می‌گن:

> فیشر تنها نبود، مقابل کل اتحاد جماهیر شوروی بازی می‌کرد.



و خب این اتفاق باعث شد اسمش برای همیشه توی تاریخ شطرنج ثبت بشه.
Forwarded from -AVANTE-
فکر کنم استاد یادش رفت دانشگاه وجود داره :/



#diary
امیدوارم استادهای ما هم یادشون بره 😂😂😂😂
🤝1
Forwarded from Answers 💟
Ada Wong (Resident Evil)
@devilandi  ❤️🩶
بالاخره تموم شد 🎉🎉🎉🎉🎉
1
من دیگه حرفی ندارم
ما در کتاب‌ها با خردمندان سخن می‌گوییم و در زندگی روزانه با بی‌خردان!

📚مقالات
✒️فرانسیس بیکن
#quote
جنگ جهانی سوم مگه قرار نبود سر آب باشه
اینا چیه تو مدرسه بهمون یاد میدن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جوری ک فیشر ی تنه در برابر کل شوروی وایستاد:
برد ۰-۶ بدون هیچ باختی
No Excuses
No Mercy
🔥1
از خواب خسته ام
به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم
چیزی شبیه بیهوشی،
برای زمان طولانی
شاید هم از بیداری خسته ام
از این که بخوابم
و تهش بیداری باشد
کاش می شد سه سال یا شش سال
یا نه سال خوابید
و بعد بیدار شد
نشد هم ... نشد...

📚عباس معروفی

#quote
چگونه ممکن است که آدم‌ها هنگام بحث فقط در پی پیروزی باشند و به حقیقت اعتنا نکنند؟
«به سادگی»؛ این «دنائت فطری بشری است.» این امر نتیجه‌ی «نخوت ذاتی» و این واقعیت است که مردم پیش از سخن گفتن، فکر نمی‌کنند بلکه پرحرف و فریبکارند - آنها به سرعت موضعی اختیار می‌کنند، و از آن پس، فارغ از درستی یا نادرستی آن موضع، صرفا به خاطر غرور و خودرأیی به آن می‌چسبند. نخوت همیشه بر حقیقت غلبه می‌کند...!


📚هنر همیشه بر حق بودن
✒️آرتور شوپنهاور
#quote
جهل و تعصب
آنقدر قدرتمند است که می‌تواند
"جنگ" را به "صلح"
و "بردگی" را عین "آزادی" جلوه دهد!


📚جورج اورول
#quote
جالبه کسی ک از بازیچه شدن توسط بقیه میگه، خودش بازیچه یچی بزرگتر شده
— دیداری در جهان موازی؛ دو نویسنده.
گفت‌وگوی خیالی داستایوفسکی و کافکا:
داستایوفسکی: انسان بدون رنج چیزی نمی‌آموزد. رنج است که ما را به خدا نزدیک می‌کند. شخصیت‌های من سقوط می‌کنند، اما در همین سقوط حقیقت را می‌یابند.
کافکا: من هم انسان را در چنگال رنج می‌بینم، اما در جهان من، خدا سکوت کرده است. شخصیت‌هایم هرچه می‌دوند، انگار به دیواری نامرئی برخورد می‌کنند. رستگاری وجود ندارد، فقط محاکمه‌ای بی‌پایان است.
داستایوفسکی: حتی در تاریک‌ترین لحظه‌ها هم، روزنه‌ای از ایمان هست. بی‌امیدی، مرگ درونی انسان است.
کافکا: شاید. اما من آن روزنه را کمتر دیده‌ام. برای من، انسان مثل حشره‌ای است که در اتاقی بسته بیدار می‌شود و هیچ‌کس معنای وجودش را توضیح نمی‌دهد.
داستایوفسکی: (با لبخندی تلخ) تو جهان را با بی‌پناهی تصویر می‌کنی، من با گناه. اما هر دو در جستجوی یک حقیقتیم: چرا انسان چنین تنهاست؟
کافکا: شاید چون خدا، اگر هم وجود داشته باشد، سکوت را انتخاب کرده است.
(سکوتی سنگین‌تر بر اتاق می‌نشیند. هر دو در فکر فرو می‌روند؛ دو روح که از دو راه متفاوت به یک تاریکی رسیده‌اند.)