هستۀ مطالعات توسعه
246 subscribers
108 photos
29 files
228 links
هستۀ مطالعات توسعه
تأسیس: آذرماه ۱۴۰۳
اندیشکدهٔ فرهنگ و توسعه دانشگاه امام صادق (ع)

درگاه حمایتی:
https://daramet.com/development

ارتباط با ما: @hoseins8
Download Telegram
هستۀ مطالعات توسعه
حلقه مطالعات توسعه – مثبت توسعه: سلطۀ ترازپرداخت‌ها؛ بازتعریف محدودیت‌ها در اقتصادهای…
📌 سرفصل‌های جلسه

- مقدمه: طرح مسئله سلطۀ تراز پرداخت‌ها و اهمیت آن برای اقتصاد ایران

- تعریف تراز پرداخت‌ها: تشریح کانال‌های حساب جاری و حساب سرمایه

- نظریۀ سلطه تراز پرداخت‌ها: تبدیل سیاست‌های ضدچرخه‌ای به موافق چرخه

- سیر تحول تاریخی: از استاندارد طلا تا تفکیک اقتصادهای توسعه‌یافته و در حال توسعه

- تحول در منشأ شوک‌ها از دهه ۱۹۷۰: از جریان تجاری به جریان سرمایه

- چالش‌های سیاست‌گذاری: نقد سیاست‌های ارزی میخکوب و هدف‌گذاری تورم (IT)

- جعبه ابزار جایگزین: سیاست‌های احتیاطی کلان به عنوان راه‌حل

- کاربست چارچوب نظری بر اقتصاد ایران: تحلیل آسیب‌پذیری خارجی

- نتیجه‌گیری: تمایز اقتصاد ایران به عنوان یک کشور نفتیِ تحریمی



🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 ایالات متحده به سراغ سرمایه‌داری دولتی می‌رود

🔸 برای رقابت با چین، واشنگتن دیگر باور ندارد که نیروهای بازار به‌تنهایی از آمریکا محافظت خواهند کرد؛ ازاین‌رو دولت در شرکت‌هایی که برای تولید نیمه‌رساناها، عناصر نادر خاکی، لیتیوم و دیگر نهاده‌های راهبردی حیاتی‌اند، سهام می‌خرد.

🔸 منطق راهبردی این رویکرد قانع‌کننده است. در صنایعی که مقیاس و تداوم تولید ضروری‌اند، سرمایه‌گذاری‌های سهامی نقش «لنگرِ تثبیت‌کننده» را ایفا می‌کنند. این سرمایه‌گذاری‌ها از مصادره‌های خارجی جلوگیری می‌کنند، ترازنامه‌ها را باثبات می‌سازند و سرمایه‌گذاری خصوصی را جذب می‌کنند.

🔸 راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ ایالات متحده متعهد می‌شود «فرصت‌های راهبردیِ تملک و سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های آمریکایی» را شناسایی کند؛ تعهدی که با شبکه‌ای متراکم از ابزارهای تأمین مالی عمومی – از شرکت تأمین مالی توسعهٔ بین‌المللی (DFC) و بانک صادرات–واردات تا وزارت‌خانه‌های خارجه، جنگ و انرژی – پشتیبانی می‌شود. این راهبرد، رقابت‌پذیری را به‌منزلۀ امری وابسته به حمایت هماهنگ دولت بازتعریف می‌کند.

🔸 الگوی سرمایه‌داری دولتی چین متفاوت است. پکن قدرت صنعتی خود را از طریق مالکیت فراگیر دولتی، هدایت متمرکز اعتبارات و به‌کارگیری بنگاه‌های دولتی به‌مثابه ابزارهای سیاست راهبردی بنا کرده است؛ از استخراج و فراوری عناصر نادر گرفته تا نیمه‌رساناها، کشتی‌سازی و مخابرات. در مقابل، سهام‌داری دولت آمریکا در شرکت‌های حیاتی، کنترلی نیست و مستلزم هدایت عملیاتی نمی‌شود. هدف آن جایگزین‌کردن بازارها با کنترل دولتی نیست، بلکه صیانت از حضور بازاریِ شرکت‌های کلیدی آمریکا در بخش‌های راهبردیِ حیاتی است.

🔸 این الگوی نوظهورِ سرمایه‌گذاری سهامیِ راهبردی ممکن است در عین دفاع از یک اقتصاد جهانیِ نسبتاً باز و نوآوری محور، راهی سنجیده برای تضمین خودمختاری راهبردی و حاکمیت صنعتی ایالات متحده باشد. واشنگتن دیگر به تنظیم‌گری یا یارانه دادن بسنده نمی‌کند؛ بلکه حاضر است امنیت را در داخل و خارج «بخرد».

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 از «بحران فراگیر» به «فرصت فراگیر»: بازتعریف پارادایم توسعه در نظم جهانی پس از ۲۰۲۵

👤 یوئن یوئن انگ (نویسندۀ کتاب «چین چگونه از تلۀ فقر گریخت»)

🔸 سال ۲۰۲۵ در پهنۀ ژئوپلیتیک، نماد انقضای رسمی نظم جهانی است که هشتاد سال پیش در پی ویرانه‌های جنگ جهانی دوم بنا شد. همان‌طور که سال ۱۶۰۰ میلادی طلوع عصر روشنگری را نوید داد که اروپا و جهان را دگرگون کرد، ۲۰۲۵ نیز نقطه عطفی برای زایش یک روشنگری نوین است.

🔸 نظم مستقر در ۱۹۴۵ بر سه وعده بزرگ استوار بود: ثبات ژئوپلیتیک تحت رهبری آمریکا، پیشرفت صنعتی و جهانی‌سازی. با این حال، این نظم در بطن خود بذرهای زوال خویش را می‌پروراند؛ بذرهایی که با تمرکز قدرت در نهادهای غربی و نادیده گرفتن «اکثریت جهانی»، اکنون به ثمر نشسته‌اند.

🔸 در سال‌های اخیر، واژه «چند بحرانی» یا بحران فراگیر میان نخبگان داووس محبوبیت یافته است. این مفهوم، بحران‌ها را به عنوان بلایای طبیعی جلوه می‌دهد و مسئولیت ساختاری را پنهان می‌کند. در مقابل، مفهوم «چند امکانی» یا فرصت فراگیر، این گسست را نه به عنوان بن‌بست، بلکه به عنوان دریچه‌ای برای تحول عمیق در ایده‌ها و نهادها از سوی «حاشیه» می‌بیند.

🔸 ریشه ناکارآمدی پروژه‌های توسعه در «تفکر ماشین‌وار» نهفته است؛ جایی که جوامع مانند «توستر» فرض می‌شوند. این پارادایم بر دو منطق استوار است: منطق مکانیکی (مدیریت قطعه‌قطعه مشکلات) و منطق استعماری (فرض اینکه دموکراسی غربی نقطۀ نهایی تکامل است).

🔸 مدل‌های فعلی، دقت فنی را فدای حقیقت تاریخی کرده‌اند. عبور از این بن‌بست نیازمند یک قطب‌نمای اخلاقی و عملیاتی جدید است: «پارادایم AIM». این پارادایم نوآوری بومی را از یک استثنا به یک قاعده تبدیل کرده و به اکثریت جهانی اجازه می‌دهد مسیر توسعه خود را بر اساس واقعیت‌های محلی طراحی کنند.

🔸 توسعه یک مسیر خطی نیست که با «نهادهای خوب» شروع شود. موفقیت اقتصادهای نوظهور در درک یک تمایز حیاتی نهفته است: ساخت بازار ≠ حفظ بازار. نهادهایی که برای حفظ بازارهای پیشرفته ساخته شده‌اند (مانند دادگاه‌های مستقل یا مالکیت خصوصی رسمی)، لزوماً برای ساخت بازارهای اولیه کارآمد نیستند. تجربه چین و هند ثابت کرد که توسعه با آنچه «دارید» شروع می‌شود.

🔸 نظم پس از ۲۰۲۵ چندقطبی، تحت‌تأثیر هوش مصنوعی و با جهانی‌سازی نوین شناخته می‌شود. موفقیت در این نظم جدید مستلزم تغییر ذهنیت از «ترس از فروپاشی» به «اغتنام فرصت» است. اکثریت جهانی اکنون بیش از هر زمان دیگری در تاریخ، پتانسیل عاملیت دارد.

🔸 آیا جهان همچنان به نام‌گذاری ترس‌های خود ادامه خواهد داد، یا به صف معماران نظام‌های جدید دانش و عمل برای اکثریت جهانی خواهد پیوست؟ پاسخ به این پرسش، برنده و بازنده نظم پس از ۲۰۲۵ را تعیین خواهد کرد.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
👍2
#اطلاعیه

مخاطبین گرامی می‌توانید کانال هستهٔ مطالعات توسعه را در پیام‌رسان بله به نشانی زیر دنبال کنید:

Ble.ir/development_studies
🙏2
📂 #گزارش

💠 بازگشت به عصر سیاست صنعتی: تحلیل گذار از «دولت کارآفرین» به «مدل‌های استثماری»

👤 ماریانا مازوکاتو (استاد دانشگاه UCL و نویسندۀ کتاب «اقتصاد مأموریت‌محور» و «دولت کارآفرین»)

🔸 در طول دهه‌های متمادی، سیاست‌گذاران ایالات متحده در لفاظی‌های عمومی همواره مانند «توماس جفرسون» سخن گفته‌اند، اما در مقام عمل، ردپای «الکساندر همیلتون» را دنبال کرده‌اند. این تناقض، زیربنای اقتصاد سیاسی آمریکا را شکل داده است.

🔸 سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر دولتی، موتور محرک واقعی نوآوری‌هایی بوده‌اند که امروزه بخش خصوصی از آن‌ها بهره‌برداری می‌کند. دولت نه تنها یک تنظیم‌گر، بلکه یک «شکل‌دهنده بازار» و سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر بوده است که خلأ ناشی از تمرکز بخش خصوصی بر بازدهی کوتاه‌مدت را پر می‌کند. شواهد تجربی به وضوح اثبات می‌کنند که تنها «سرمایه عمومی صبور» می‌تواند عدم قطعیت‌های حاکم بر مرزهای دانش را جذب کند.

🔸 دولت بایدن با قوانین سه‌گانه خود (تراشه‌ها، کاهش تورم و زیرساخت)، تابوی سیاست صنعتی را شکست، اما این تجربه نشان داد که «گسترش ظرفیت تولید» لزوماً به معنای «توزیع رفاه» نیست.

🔸 در حالی که ابزارهای سیاست صنعتی باید در خدمت «خلق ارزش عمومی» باشند، در رویکرد فعلی، این ابزارها به وسیله‌ای برای اعمال نفوذ شخصی و «استخراج ارزش» تبدیل شده‌اند.

🔸 سیاست صنعتی مدرن نباید به معنای توزیع رانت باشد. هدف باید حل چالش‌های بزرگ ملی از طریق «مأموریت‌های مدرن» باشد. «مشروط‌سازی» یک انتخاب بوروکراتیک نیست، بلکه تنها سازوکار اقتصادی برای جلوگیری از رانت‌خواری و تضمین بازگشت منافع به عموم مردم است.

🔸 سیاست صنعتی، توزیع یارانه نیست؛ بلکه معماری مجدد اقتصاد برای دستیابی به مأموریت‌های ملی است تا اطمینان حاصل شود وقتی مردم ریسک را می‌پذیرند، در سود آن نیز شریک هستند.

🔸 تفاوت بنیادین میان «دولت توزیع‌کننده رانت» و «دولت شکل‌دهنده بازار» در نوع نگاه به ابزارهای حکمرانی نهفته است. موفقیت سیاست صنعتی با عناوین خبری درباره میزان تعرفه یا حجم سهام دولتی سنجیده نمی‌شود، بلکه با میزان بهبود در زندگی روزمره خانوارها و تاب‌آوری اقتصادی سنجیده خواهد شد.

🔸 اگر دولت به جای تقویت نهادهای نوآور، آن‌ها را تضعیف کند و به جای مشروط کردن حمایت‌ها، راه را برای استخراج سود خصوصی هموار سازد، فرصت تاریخی برای بازسازی اقتصاد ملی از دست خواهد رفت. سیاست صنعتی باید از یک مدل معامله‌گرانه به یک مدل ارزش‌آفرین گذار کند. شکوفایی مشترک تنها زمانی حاصل می‌شود که مالیه، نوآوری و اهداف عمومی برای دستیابی به مأموریت‌های ملی هم‌راستا شوند.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.

🏷️ بیشتر بخوانید:
✔️ دولت کارآفرین و اسطوره‌زدایی از مرزهای بخش عمومی و خصوصی


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
3
📂 #گزارش

💠 بازگشت طلا، هیجان نقره و افول رمزارزها: نشانه‌های دگرگونی در نظم مالی جهانی

✏️ سید علی بنی‌لوحی

🔸 تحولات اخیر در بازارهای دارایی، به ویژه رشد کم‌سابقه قیمت طلا و نقره و در عین حال افت محسوس در قیمت رمزارزها، این گزاره را به یقین نزدیک‌تر می‌کند که این تحولات صرفاً نوسانات مقطعی بازار نیستند، بلکه نشانه‌هایی عمیق‌تر از دگرگونی در ساختار نظام‌های مالی جهانی را به ما گوشزد می‌کنند. در عین حال نباید فراموش کرد که این تحولات، آیینه‌ای برای بازتاب نگرانی‌های ژئوپلیتیک و تغییر رفتار سرمایه‌گذاران نیز هست. این یادداشت به تحلیل هم‌زمان تحولات رخ داده در سه بازار دارایی شاخص، شامل طلا، نقره و رمزارزها می‌پردازد و می‌کوشد دلالت‌ها و پیامدهای این تحولات را برای اقتصاد جهانی و چارچوب‌های سیاست‌گذاری پولی و بانکداری مرکزی در کشورهای مختلف مورد بررسی و تبیین قرار دهد.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.

🏷️ بیشتر بخوانید:
✔️ پایداری پول در عصر بی‌ثباتی: روایتی تازه از آیندۀ بانکداری مرکزی


🆔 @development_studies
🆔 @cdstt
هستۀ مطالعات توسعه
📂 #یادداشت | #مقاله 💠 چرا نابرابری گاهی تحمل می‌شود و گاهی نه؟ تأملی بر «اثر تونل» ✏️ حسین ستاری 🆔 @development_studies 🆔 cdstt.ir
📂 #یادداشت | #مقاله

🔸 در یک تونل ترافیکی دارای دو باند که هر دو هم‌مسیر هستند، راننده‌ای که در لاین مسدود شاهد حرکت لاین مجاور است، در ابتدا نه تنها دچار حسد یا خشم نمی‌شود، بلکه احساس رضایت می‌کند. در این «محاسبات انتظار»، پیشرفت دیگران به عنوان یک «سیگنال اطلاعاتی» مثبت عمل می‌کند که نشان‌دهندۀ شکسته شدن راه‌بندان و نزدیکی نوبت حرکت فرد است. این اعتبار اجتماعی همیشگی نیست و اگر انتظارات در بلندمدت محقق نشوند، رانندهٔ متوقف مانده با سوءظن به «بازی ناعادلانه»، آماده خواهد بود تا برای اصلاح این بی‌عدالتی آشکار، دست به اقدامات تهاجمی و خروج از قواعد نظم مستقر بزند.

🔸 تحلیل اثر تونل نشان‌دهندۀ یک پارادوکس بنیادین در حکمرانیِ دوران گذار است. دولت‌ها باید بدانند که حل «متوالی» دو مسئله رشد و عدالت (ابتدا رشد و سپس توزیع) تنها در جوامع بهره‌مند از اثر تونل قوی میسر است. در جوامعی که به دلیل بخش‌بندی‌های اجتماعی یا گسست‌های فرهنگی، اثر تونل ضعیف است، راهبرد متوالی عملاً غیرممکن بوده و رشد و عدالت باید به صورت «هم‌زمان» پیگیری شوند؛ در غیر این صورت، دولت‌ها ناگزیر به استفاده از ابزارهای سرکوب و قهری برای حفظ نظمی خواهند بود که مشروعیت ادراکی خود را از دست داده است.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.

🏷 بیشتر بخوانید:

✔️ جهان بیش از آن پیچیده است که بتوان برای آن یک الگوی واحد تجویز کرد
✔️ اقتصاددان توسعه‌ای که به آن تعلق نداشت
✔️ مقالۀ «ظهور و افول اقتصاد توسعه» نوشتۀ آلبرت هیرشمن
✔️ چگونه هیرشمن بدبینی نسبت به توسعۀ جهان سوم را به چالش کشید؟
✔️ موانع پنهان توسعه و نقش رهبری


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 سیاست در مسند فرماندهی: بازخوانی آرای آدریان لفت‌ویچ دربارۀ معماری مفهومی مطالعات توسعه


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
هستۀ مطالعات توسعه
📂 #گزارش 💠 سیاست در مسند فرماندهی: بازخوانی آرای آدریان لفت‌ویچ دربارۀ معماری مفهومی مطالعات توسعه 🆔 @development_studies 🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

🔸 نهادها و ساختارهای قدرتِ غیررسمی، غالباً بر قواعد رسمی برتری دارند. تناقض حکمرانی در اینجا نهفته است که تلاش می‌کند با راهکارهای غیرسیاسی، مسائلی را حل کند که ریشه در توزیع نابرابر منابع و قدرت دارند، در حالی که نهادها صرفاً قواعد بازی نیستند، بلکه بازتاب مستقیم توازن قوای بازیگران اصلی جامعه محسوب می‌شوند.

🔸 توسعه پیش از آنکه فرایندی اقتصادی یا فنی باشد، یک فرایند عمیقاً سیاسی است که لفت‌ویچ آن را به‌عنوان «تعامل هدفمند مردم، قدرت و منابع» تعریف می‌کند. نهادها بر اساس منطقِ «کارایی اجتماعی» شکل نمی‌گیرند؛ بلکه همان‌طور که داگلاس نورث تأکید می‌کند، قواعد رسمی برای تأمین منافع کسانی ایجاد می‌شوند که «قدرت چانه‌زنی» برای تدوین آن‌ها را در اختیار دارند؛ بنابراین، سیاست در مسند فرماندهی قرار دارد، زیرا این ائتلاف‌های سیاسی و توزیع قدرت در جامعه هستند که تعیین می‌کنند کدام نهادها ایجاد، تقویت یا تخریب شوند.

🔸 ضرورت امروز، بازگشت دولت به مسند هدایت توسعه است، اما با رویکردی که مریلی گریندل آن را «حکمرانی به‌قدر کفایت» می‌نامد. ارتقای «توانمندی دولت» به معنای ایجاد ظرفیت نهادی برای تأمین کالاهای عمومی و محافظت از جامعه در برابر نفوذ گروه‌های خاص، تنها راه برون‌رفت از بن‌بست‌های معاصر است.

🔸 سیاست نه تنها مانعی در برابر توسعه نیست، بلکه تنها ابزار موجود برای تبدیل تضادها به همکاری و ایجاد نهادهایی است که منافع جمعی را نمایندگی کنند. اگر قرار است توسعه از بن‌بست‌های فعلی خارج شود، باید پذیرفت که همواره سیاست در مسند فرماندهی است؛ چرا که تنها از طریق تدبیر سیاسی و اجماع‌سازی است که می‌توان از خونریزی عبور کرد و به نهادهای پایدار برای رفاه انسانی دست یافت.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 هدایت سرمایه؛ راهبرد چین برای تأمین مالی تولیدات پیشرفته و بازتعریف نقش دولت در اقتصاد


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
هستۀ مطالعات توسعه
📂 #گزارش 💠 هدایت سرمایه؛ راهبرد چین برای تأمین مالی تولیدات پیشرفته و بازتعریف نقش دولت در اقتصاد 🆔 @development_studies 🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

🔸 نخبگان سیاسی در پکن بر این اصل که «مالیه» باید در خدمت اقتصاد واقعی باشد، به‌عنوان یک مفروض قطعی توافق کرده‌اند.

🔸 تضاد میان «سرمایه کوتاه‌مدت» و بی‌قرار که در الگوی سیلیکون‌ولی به سمت شرکت‌های مصرف محور با فناوری‌های کم‌ریسک میل می‌کند، با «سرمایه صبور» که لازمه نوآوری در سخت‌افزارهای پیچیده و تولیدات پیشرفته است، یک شکاف راهبردی در قدرت ملی ایجاد کرده است.

🔸 برخلاف یارانه‌های قدیمی، صندوق‌های هدایت دولتی با استخدام مدیران حرفه‌ای از بخش خصوصی به دنبال وارد کردن انگیزه سودآوری و انضباط بازار به بدنه سیاست صنعتی هستند.

🔸 تلاش‌های گسترده چین برای خودکفایی در صنعت ریزتراشه‌ها پیش از وضع تعرفه‌های تجاری ایالات متحده آغاز شده بود. این واقعیت نشان می‌دهد که پکن مسیری آگاهانه را برای تغییر توازن قدرت در عرصه فناوری برگزیده است؛ مسیری که در آن «سرمایه سیاستی» به عنوان ابزاری برای تضمین بقای ملی در دنیای بی‌ثبات ژئوپلیتیک نگریسته می‌شود.

🔸 حضور دولت در ساختار سهام‌داری شرکت‌های خصوصی، استعاره معروف «آناکوندا در چلچراغ» را تداعی می‌کند؛ مار عظیمی که با حضور خاموش و تهدیدآمیز خود بر بالای سر بازیگران اقتصادی، آن‌ها را به سمت «خودتنظیمی» سوق می‌دهد. این مدل از «مالیه سیاستی» باعث شده تا دیگر نتوان شرکت‌های چینی را بازیگران مستقل بازار دانست؛ چرا که آن‌ها در یک فضای نظارتی چنبره زده‌اند که در آن بقای اقتصادی با وفاداری سیاسی گره خورده است.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
2
📂 #گزارش

🔸 بر خلاف کشورهای بلوک شرق و اتحاد جماهیر شوروی سابق که رویکرد «شوک‌درمانی» را برای حذف هم‌زمان و ناگهانی اصطکاک‌های بازار برگزیدند، چین راهبرد «تدریج‌گرایی» را اتخاذ کرد که در ادبیات سیاسی این کشور با استعاره «عبور از رودخانه با لمس سنگ‌ها» شناخته می‌شود.

🔸 یکی از ارکان کلیدی این رویکرد، اتخاذ «اصلاحات دو‌مسیره» بود؛ راهبرد هوشمندانه‌ای که با حفظ برنامه‌ریزی مرکزی در کنار آزادسازی تدریجی قیمت‌ها، به عنوان یک سازوکار «بهبود پارتو» عمل کرد و با تضمین این‌که هیچ گروهی بازنده مطلق اصلاحات نباشد، مخالفت‌های سیاسی را به حداقل رساند.

🔸 اولین مرحله از مسیر توسعه چین با تمرکز بر بازتخصیص نیروی کار مازاد از بخش کشاورزی به بخش‌های غیرکشاورزی آغاز شد.

🔸 با ورود به اواخر دهه ۹۰ میلادی، اقتصاد چین وارد مرحله دوم توسعه خود شد که مشخصه اصلی آن گذار به سمت «تعمیق سرمایه» یا همان افزایش نسبت سرمایه به کار در فرآیند تولید بود. در این دوره، دولت راهبرد «حفظ شرکت‌های بزرگ و رهاسازی کوچک‌ها» را در پیش گرفت که منجر به خصوصی‌سازی گزینشی شرکت‌های کوچک و غیرراهبردی و در مقابل، تقویت شرکت‌های دولتی بزرگ در بخش‌های سرمایه‌بر شد.

🔸 با افول مزیت رقابتی صنایع سبک ناشی از افزایش دستمزدها، دولت مسکن را به عنوان موتور جایگزین انباشت سرمایه معرفی کرد تا خلأ ناشی از صنعت‌زدایی در صنایع سبک را پر کند. تحول بازار مسکن از یک کالای رفاهی دولتی به یک بخش کلیدی سرمایه‌بر، یکی از بحث‌انگیزترین ابعاد اصلاحات چین است.

🔸 با وجود تأکیدات مکرر بر ضرورت گذار به یک اقتصاد مصرف محور، این تغییر پارادایم با موانع ساختاری عمیقی روبروست. محرک مالی عظیم سال ۲۰۰۹ در پاسخ به بحران مالی جهانی، نقطه عطفی در مسیر تخصیص اعتبار و انباشت بدهی در چین بود. این سیاست منجر به پدیده «وارونگی اعتبار» شد.

🔸 معماری اصلاحات تدریجی چین اگرچه این کشور را به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرد، اما اکنون در یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. تحلیل‌های کلان نشان می‌دهد که موتورهای سه‌گانه رشد یعنی صادرات، سرمایه‌گذاری و مصرف، همگی با کاهش توان روبرو هستند.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📢 #اطلاعیه

💠 فصل پنجم هستهٔ مطالعات توسعه: مقدمه‌ای بر توسعه در ایران

1️⃣3️⃣ جلسۀ سی‌ویکم: از امیرکبیر تا جنگ جهانی اول: نخستین پروژه‌های نوسازی

📙 ارائه: فصل اول کتاب «داستان توسعه در ایران- دفتر نخست»

📆 زمان: یک‌شنبه | ۳ اسفند ۱۴۰۴
🕖 ساعت ۱۹:۳۰
📍 اتاق مجازی

🌐 طرحِ درس فصل پنجم

📱 افزودن جلسه به تقویم گوگل


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 دولتِ یادگیرنده در برابر دولتِ برون‌سپار

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
👌2
هستۀ مطالعات توسعه
📂 #گزارش 💠 دولتِ یادگیرنده در برابر دولتِ برون‌سپار 🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید. ‌ 🆔 @development_studies 🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

🔸 پارادوکس بنیادینی که یاکوب بورکهارت، مورخ قرن نوزدهم، به زیبایی ترسیم کرده که «دولت باید قادر به انجام هر کاری باشد، اما اجازه انجام هیچ کاری را نداشته باشد»، امروز به شکلی حاد در نزاع میان «چابکی و ثبات» تجلی یافته است.

🔸 نارضایتی نویسندگانِ این مقاله از مدل‌های فعلی، ریشه در سیطره دهه‌های اخیر «مدیریت دولتی نوین» دارد. این رویکرد با قطعه‌قطعه کردن نهادها و تمرکز افراطی بر برون‌سپاری، دولت را به یک عامل منفعل تقلیل داده است.

🔸 بازارها پدیده‌هایی طبیعی یا خودتنظیم‌گر نیستند، بلکه «نتایجِ» حاصل از تعاملات هدفمند دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی‌اند. در این نگاه، دولت نه یک «اصلاح‌گر» که پس از وقوع شکست بازار وارد صحنه می‌شود، بلکه یک «شکل‌دهنده» و معمار است که جهت‌گیری نوآوری و رشد را تعیین می‌کند.

🔸 نظریه شکست بازار به دلیل ماهیت واکنشی‌اش، توان تبیین و هدایت نوآوری‌های تحول‌آفرین (نظیر اینترنت یا اقتصاد سبز) را ندارد. برای تحقق این هدف، مدل سه‌لایه‌ای از «ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها» پیشنهاد می‌شود.

🔸 وقتی دولت وظایف اصلی خود را برون‌سپاری می‌کند، نه تنها خدمات، بلکه مهم‌تر از آن، «توانایی یادگیری در حین عمل» را از دست می‌دهد. دولت دارای قدرت و مشروعیت ذاتی برای رهبری تحولات است، اما این مشروعیت از طریق «واگذاری مأموریت» به دست نمی‌آید، بلکه محصولِ ساختِ دانش فنی و حفظ حافظه نهادی در درون بوروکراسی است.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 تنگه هرمز و گروگان‌گیری اقتصاد جهانی: کالبدشکافی یک بن‌بست ژئوپلیتیک

🔸 در نخستین ماه‌های سال ۲۰۲۶، جهان با واقعیتی فراتر از نوسانات متعارف بازار روبه‌روست؛ انسداد تنگه هرمز، لحظه بازتعریف ساختار قدرت در عصر نوین است. وضعیت کنونی، محصول مستقیم شکست سیاست فشار حداکثری و گذار از رویارویی‌های تحریمی به درگیری‌های فیزیکی در حساس‌ترین شریان انرژی جهان است.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

🔸 از منظر تحلیل راهبردی، این رخداد به معنای فروپاشی نظم تک‌قطبی سابق است؛ جایی که یک قدرت منطقه‌ای در آستانه بقا، می‌تواند هزینه‌هایی نامتقارن و فلج‌کننده را بر قدرت‌های بزرگ تحمیل کرده و کارآمدی ابزارهای سنتی هژمونی را به چالش بکشد.

🔸 در ادبیات ژئوپلیتیک، تنگه هرمز در صدر فهرست نقاط انسداد جغرافیایی جهان قرار دارد، اما آنچه بحران فعلی را متمایز می‌کند، گذار از محاصره فیزیکی به یک «محاصره روانی» است. ایران بدون نیاز به مین‌گذاری گسترده که می‌توانست صادرات خودش را نیز متوقف کند، از طریق حملات پهپادی و موشکی هدفمند، محاسبات ریسک را در صنعت کشتیرانی دگرگون کرده است. این مدل از انسداد، برخلاف تعرفه‌های تجاری که هزینه‌ای متقابل بر طرفین تحمیل می‌کند، برای ایالات متحده خسارتی یک‌سویه و غیرقابل جبران پدید آورده که فراتر از بازارهای انرژی، کل زنجیره ارزش جهانی را هدف قرار داده است.

🔸 بحران تنگه هرمز را باید یک «مهمات خوشه‌ای ژئواکونومیک» توصیف کرد که ترکش‌های آن به شکلی غیرهدفمند به بخش‌های حیاتی فناوری و امنیت غذایی اصابت می‌کند. این پیچیدگی‌های درهم‌تنیده، واشینگتن را در برابر یک بن‌بست راهبردی قرار داده که سایه سنگین رقابت با پکن بر آن سنگینی می‌کند.

🔸 چالش‌های سیاست خارجی ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ با میراثی از تضادهای ساختاری گره خورده است. اکنون مقامات واشینگتن با استیصال به دکترین «قدرت خود را پنهان کن و منتظر زمان باش» دن گوانگ‌پینگ متوسل شده‌اند تا زمان لازم برای شکستن انحصار چین بر عناصر نادر خاکی را به دست آورند، هرچند که تسریع در گذار به انرژی‌های پاک به دلیل سلطه پکن بر فناوری‌های سبز، در بلندمدت نفوذ چین را تقویت خواهد کرد.

🔸 فرجام این رویارویی، نقطه عطفی در تاریخ هژمونی جهانی خواهد بود. اگر این بحران با بقای ساختار فعلی در تهران و عقب‌نشینی واشینگتن به پایان برسد، جایگاه ایالات متحده به‌عنوان «تأمین‌کننده امنیت آبراه‌های آزاد» که یکی از ستون‌های اصلی قدرت جهانی‌اش بود، برای همیشه فرو خواهد ریخت.

🔸 در نظم نوین، سلاح‌های اقتصادی سنتی کارایی خود را در برابر بازیگرانی که برای بقای خود می‌جنگند، از دست داده‌اند و قدرت واقعی نه در توان تحریم کردن، بلکه در توانایی مدیریت وابستگی‌های متقابل و گریز از بن‌بست‌های جغرافیایی تعریف می‌شود؛ واقعیتی که نشان‌دهنده تضعیف بازگشت‌ناپذیر نفوذ ایالات متحده در معماری امنیتی و اقتصادی جهان است.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 معماری شکنندگی: تحلیل گلوگاه‌ها و ضرورت بازسازی تاب‌آوری در اقتصاد جهانی

🔸 اقتصاد جهانی طی دهه‌های اخیر بر پایه منطق صلبِ «بهینه‌سازی کارایی» استوار بوده است؛ رویکردی که در آن تقلیل هزینه‌ها و افزایش سرعت مبادلات به عنوان قبله‌نمای اصلی سرمایه‌گذاران، تمامی ملاحظات مربوط به پایداری را به حاشیه رانده است.

🔸 در این شبکه پیچیده، غیرمتمرکز و به شدت رقابتی، بازیگران اقتصادی انگیزه‌ای نیرومند برای دستیابی به سودهای ناشی از کارایی دارند؛ چرا که این منافع مستقیماً به خود آن‌ها تخصیص می‌یابد. اما در مقابل، تمایل چندانی برای سرمایه‌گذاری در «تاب‌آوری» نشان نمی‌دهند، زیرا هزینه‌های ناشی از وقوع بحران در کل شبکه پخش شده و به دیگران تحمیل می‌گردد.

🔸 این تضاد ساختاری منجر به پدید آمدن اقتصادی شده است که اگرچه در ظاهر بسیار کارآمد می‌نماید، اما در باطن به شدت شکننده است. امروزه ما با واقعیتی روبرو هستیم که در آن «نقاط گلوگاهی» دیگر تنها به تنگناهای جغرافیایی سنتی محدود نمی‌شوند، بلکه در لایه‌های پنهان زنجیره‌های تأمین و زیرساخت‌های فناوری نفوذ کرده‌اند.

🔸 این معماری آسیب‌پذیر، میراث دوران ثبات نسبی است که اکنون در مواجهه با تلاطم‌های ژئوپلیتیک، ظرفیت خود را برای بقا از دست داده و ضرورت گذار به الگویی جدید از امنیت اقتصادی را برجسته کرده است که فراتر از منطقِ صرفِ بازار عمل می‌کند.

🔸 واقعیت ناگزیر این است که حذف نقاط گلوگاهی، فرایندی پرهزینه است که دوران کالاهای ارزان و کارایی مطلق را به پایان می‌رساند. در این جهان متلاطم، پرداخت هزینه‌های گزاف برای بازسازی تاب‌آوری، دیگر یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای بقای حاکمیت ملی و پایداری در برابر ضربه‌های پیش‌بینی‌ناپذیر آینده محسوب می‌شود.

🔸 در اینجاست که نقش دولت به عنوان «معمار اصلی» و «تجمیع‌کننده منافع» برجسته می‌شود. دولت‌ها با نگاهی کلان، منافع توزیع‌شده تاب‌آوری را که توسط بخش خصوصی نادیده گرفته می‌شود، تجمیع کرده و با ابزارهای حاکمیتی، امنیت را به عنوان یک کالای عمومی در شبکه اقتصادی تزریق می‌کنند.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 @cdstt