هستۀ مطالعات توسعه
246 subscribers
108 photos
29 files
228 links
هستۀ مطالعات توسعه
تأسیس: آذرماه ۱۴۰۳
اندیشکدهٔ فرهنگ و توسعه دانشگاه امام صادق (ع)

درگاه حمایتی:
https://daramet.com/development

ارتباط با ما: @hoseins8
Download Telegram
📚 #معرفی_کتاب

💠 معرفی کتاب به مناسبت نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران ۱۴۰۵ (بخش اول)

✔️ معرفی کتاب سال ۱۴۰۴


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 چهار حوزۀ اصلی سیاست صنعتی همراه با مشروط‌سازی
👤 دنی رودریک و ماریانا مازوکاتو

🔸 سیاست صنعتی در سال‌های اخیر شاهد رنسانسی جهانی بوده است؛ زیرا دولت‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که صرف رشد اقتصادی کافی نیست و این رشد باید در جهت اهداف راهبردی مانند پایداری محیط زیست، کاهش نابرابری و افزایش تاب‌آوری هدایت شود. در این میان مفهوم «مشروط‌سازی» به عنوان ابزاری کلیدی برای پیوند میان منافع عمومی و خصوصی ظهور کرده است. این رویکرد به جای ارائه یارانه‌های بدون قید و شرط که صرفاً ریسک سرمایه‌گذاری خصوصی را کاهش می‌دهند، دولت را در جایگاه یک کارآفرین استراتژیک قرار می‌دهد که هم در ریسک‌های بزرگ شریک است و هم در پاداش‌های حاصل از موفقیت سهم می‌برد. مشروط‌سازی در واقع چارچوبی است که در آن دولت مزایایی مانند وام‌های کم‌بهره، قراردادهای خرید تضمینی یا مشوق‌های مالیاتی را در اختیار شرکت‌ها می‌گذارد به شرطی که آن‌ها تغییرات رفتاری مشخصی را در جهت منافع جمعی بپذیرند و به اهداف تعیین شده پایبند بمانند.

🔸 یک طبقه‌بندی جامع برای درک این ابزارها نشان می‌دهد که مشروط‌سازی می‌تواند چهار حوزه اصلی از رفتار شرکت‌ها را هدف قرار دهد. نخستین حوزه تضمین دسترسی عادلانه و مقرون‌به‌صرفه جامعه به محصولات نهایی است که با بودجه عمومی تولید شده‌اند، مانند داروهای حیاتی یا خدمات انرژی. دومین حوزه *جهت‌دهی به فعالیت‌های شرکت‌ها به سمت اهداف مطلوب اجتماعی مانند گذار به اقتصاد بدون کربن است. سومین حوزه شامل سازوکارهای تقسیم سود است که در آن شرکت‌های موفق ملزم می‌شوند بخشی از عواید خود را به صورت حق‌الامتیاز یا سهام به دولت بازگردانند. در نهایت حوزه چهارم بر الزام به سرمایه‌گذاری مجدد سود در فعالیت‌های مولد مانند آموزش نیروی کار، تحقیق و توسعه یا تقویت زنجیره تأمین بومی تمرکز دارد. این شروط بسته به نوع صنعت و هدف دولت می‌توانند به صورت معیارهای ثابت اجرا شوند یا در طی یک فرآیند مشورتی و مستمر بین دولت و بخش خصوصی به صورت پویا تکامل یابند.

🔸 بررسی تجربه‌های عملی در کشورهای مختلف نشان‌دهنده تنوع و کارآمدی این سیاست‌ها در حوزه‌های گوناگون است. برای مثال آلمان در برنامه‌های نوسازی ساختمان‌ها از مدل بخشودگی پلکانی بدهی استفاده می‌کند که در آن هرچه ساختمان به استانداردهای مصرف انرژی بالاتری دست یابد، بخش بیشتری از وام دریافتی بخشیده می‌شود. در اسرائیل، دولت از طریق دریافت حق‌الامتیاز از فروش محصولات حاصل از تحقیق و توسعه، منابع مالی خود را برای حمایت از پروژه‌های خطرپذیر بعدی بازسازی می‌کند. ایالات متحده نیز در قوانین اخیر خود برای تقویت صنعت نیمه‌رساناها، شروط سخت‌گیرانه‌ای برای ممنوعیت بازخرید سهام توسط شرکت‌ها و الزام به ارائه خدماتی مانند مراقبت از کودکان برای کارکنان وضع کرده است تا اطمینان حاصل کند که بودجه عمومی صرف رفاه اجتماعی و تقویت ظرفیت‌های تولیدی می‌شود و نه صرفاً افزایش سود سهامداران.

🔸 در پایان باید تأکید کرد که موفقیت سیاست صنعتی مدرن در گرو طراحی دقیق مشروط‌سازی‌هایی است که میان هدایتگری دولت و خلاقیت بخش خصوصی توازن برقرار کنند. شروط نباید آن‌قدر پیچیده و بوروکراتیک باشند که مانع نوآوری شوند، اما در عین حال نباید چنان سست باشند که منجر به هدررفت منابع عمومی یا تسخیر نهادهای دولتی توسط شرکت‌های بزرگ گردند. بازآفرینی قراردادهای میان دولت و کسب‌وکار از طریق این ابزارها فرصتی است تا جهت‌گیری کلان اقتصاد به سمت خیر عمومی تغییر کند. این رویکرد به دولت‌ها اجازه می‌دهد تا به جای واکنش‌های مقطعی به شکست‌های بازار، فعالانه به خلق بازارهای جدید و پایدار کمک کنند و تضمین نمایند که پاداش‌های حاصل از پیشرفت‌های علمی و صنعتی به شکلی عادلانه در کل جامعه توزیع می‌شود.

📌 متن اصلی مقاله را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 بازخوانی برتون وودز: توافقی که دلار را در مرکز جهان قرار داد

🔸 برخلاف تصویر صیقل‌خورده‌ای که در کتب تاریخ ارائه می‌شود، توافق برتون وودز در فضایی زاده شد که کینز آن را با بیزاری «خانه میمون‌های وحشی» نامید.

🔸 هتل مونت واشینگتن در نیوهمپشایر، بنایی فرسوده و در حال فروپاشی بود که سوراخ‌های سقف و مبلمان شکسته‌اش با عجله‌ای ناشیانه ترمیم شده بود. در نمادی‌ترین تصویر از این هرج‌ومرج، اسیران جنگی آلمانی مأمور شده بودند تا هتل را رنگ‌آمیزی کنند و آن‌ها در این شتاب، حتی شیشه‌های رنگی تیفانی را هم با لایه‌ای از رنگ سفید پوشانده بودند؛ استعاره‌ای دقیق از حذف ظرافت‌های فنی در زیر فشار ضرورت‌های سیاسی.

🔸 جوّ اجلاس آمیزه‌ای از خستگی مفرط، مصرف بی‌رویه الکل و تنش‌های عصبی شدید بود. در همین فضای متشنج، جان مینارد کینز که از بیماری قلبی رنج می‌برد، بر سر انحلال «بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی» با هیئت آمریکایی دچار مشاجره‌ای تند شد و در حالی که با خشم از پله‌ها بالا می‌دوید تا به جلسه‌ای برسد، دچار حمله قلبی گردید. این فشار فیزیکی و ذهنی باعث شد جزئیاتی حیاتی از دید بریتانیایی‌ها پنهان بماند.

🔸 دنیس رابرتسون، از اعضای هیئت بریتانیا، در پیشنهادی که بعداً به تله‌ای تاریخی بدل شد، خواستار صراحت در متن شد و به جای عبارت مبهم «ارز قابل تبدیل به طلا»، واژه «دلار» را پیشنهاد کرد. این تغییر کوچک که در میان همهمه و خستگی پذیرفته شد، رسماً دلار را به مرکز منظومه مالی جهان تبعید کرد، حقیقتی که کینز تنها پس از امضای نهایی به عمق آن پی برد.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 فضای سیاست مالی برای سیاست صنعتی؛ درس‌هایی از یک گفتگو
👤 گفتگوی ماریانا متزوکاتو، اقتصاددان، با وزیر اقتصاد سابق شیلی

1️⃣ سازوکارهای خارج از بودجه برای حفاظت از سرمایه‌گذاری‌های راهبردی در برابر فشارهای کوتاه‌مدت جنگ
در شرایط جنگی، بودجه‌های جاری به‌شدت تحت فشار هزینه‌های نظامی و حمایتی قرار می‌گیرند و دولت‌ها تمایل دارند تمام منابع را صرف نیازهای فوری کنند. اما تجربه شیلی نشان می‌دهد که می‌توان با طراحی قراردادهای هوشمند در بخش‌های کلیدی مانند منابع طبیعی، بخشی از درآمدهای ارزی را مستقیماً و بدون ورود به خزانه عمومی، به نهادهای توسعه‌ای اختصاص داد. این اقدام باعث می‌شود که توسعه زیرساخت‌های فناوری و صنعتی کشور، حتی در اوج درگیری‌های نظامی، از نوسانات بودجه‌ای مصون بماند و توان رقابتی اقتصاد در بلندمدت حفظ شود.

2️⃣ تغییر پارادایم در بودجه‌های اجتماعی و نظامی و تبدیل آن‌ها به موتور محرک نوآوری صنعتی
به جای نگاه صرفاً مصرفی به بودجه‌های بهداشت یا دفاع در زمان جنگ، کشور باید از این منابع عظیم برای تحریک تقاضا در بخش‌های دانش‌بنیان داخلی استفاده کند. اگر نیازهای فوری جامعه یا میدان نبرد به درستی با راهبردهای صنعتی پیوند بخورد، می‌توان از دل بحران، فناوری‌های نوینی استخراج کرد. این یعنی وزارتخانه‌های خدماتی و دفاعی نباید صرفاً مصرف‌کننده باشند، بلکه باید در اهداف خود «نوآوری ملی» را نیز بگنجانند تا بهره‌وری کل اقتصاد افزایش یابد.

3️⃣ بازسازی ظرفیت‌های درونی دولت برای مدیریت شوک‌های بزرگ اقتصادی
جنگ مانند یک بلای طبیعی عظیم، شوک‌های ناگهانی به زنجیره‌های تأمین و اشتغال وارد می‌کند. درس بزرگ از تجربه شیلی این است که دولت نباید صرفاً یک توزیع‌کننده یارانه‌ باشد، بلکه نیازمند تیم‌های متخصص و خبره‌ای است که تجربه مدیریت بحران‌های ساختاری را داشته باشند. کشورها در دل بحران نیازمند نهادهایی هستند که دانش عمیقی از ساختار بازار و ظرفیت‌های تولیدی هر منطقه داشته باشند تا در صورت اصابت حملات یا تحریم‌های فلج‌کننده، بتوانند به سرعت بخش خصوصی را هماهنگ کرده و مسیرهای جایگزین برای تولید و توزیع کالاهای اساسی طراحی کنند.

4️⃣ مشارکت راهبردی میان دولت و بخش خصوصی به عنوان منبع ایجاد قطعیت در فضای بی‌ثبات
در زمان جنگ، ریسک سرمایه‌گذاری به‌شدت بالا می‌رود و نخبگان اقتصادی ممکن است دچار تردید شوند. دولت باید از مدل «شکل‌دهی به بازار» به جای «ترمیم شکست بازار» استفاده کند. این به معنای ایجاد شرکت‌های مشارکتی (Joint Ventures) میان نهادهای حاکمیتی و بخش خصوصی در حوزه‌های حیاتی است. این مشارکت نه تنها ریسک را تقسیم می‌کند، بلکه به دولت اجازه می‌دهد از دانش فنی بخش خصوصی بهره‌مند شود و در مقابل، برای فعالیت‌های اقتصادی در شرایط جنگی، ضمانت و قطعیت ایجاد کند.

5️⃣ اصلاح قوانین خرید دولتی برای حمایت از تاب‌آوری ملی
قدرت خرید دولت، به‌ویژه در شرایطی که بودجه‌های عمومی بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهند، ابزاری قدرتمند برای هدایت اقتصاد است. دولت باید قوانین خرید خود را به گونه‌ای بازنگری کند که اولویت نه فقط ارزان‌ترین قیمت، بلکه «بومی‌سازی فناوری» و «پایداری تولید» باشد. این رویکرد به جای وابستگی به واردات در زمان بحران، باعث شکل‌گیری شبکه‌ای از تأمین‌کنندگان داخلی می‌شود که در برابر فشارهای خارجی مقاوم هستند و می‌توانند نیازهای اساسی کشور را در سخت‌ترین شرایط تأمین کنند.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
2
📂 #گزارش

💠 آفریقا چگونه کار می‌کند؟ درس‌هایی از معجزۀ آسیا و چشم‌انداز توسعه در قارۀ آفریقا

🔸 جو استادوِل، اقتصاددان برجسته‌ای که کتاب «آسیا چگونه کار می‌کند» را نوشته، اینک نگاه خود را به قارۀ آفریقا دوخته است. استادول در این گفت‌وگو استدلال می‌کند که همان نسخۀ سیاستی که معجزۀ اقتصادی آسیای شرقی را رقم زد - یعنی تکیه بر کشاورزی خرده‌مالکی، تمرکز جدی بر تولید صنعتی و هدایت هوشمندانۀ نظام مالی - در آفریقا نیز قابل‌اجرا و مؤثر است. او در عین حال تأکید می‌کند که ضعف تاریخی آفریقا ریشه در عوامل جمعیتی و بیماری‌های بومی داشته، نه نقص ذاتی در حکمرانی یا فرهنگ. استادول با نگاهی متعادل میان خوش‌بینی و احتیاط، پیش‌بینی می‌کند که در دهه‌های آینده، چند کشور پیشرو در آفریقا می‌توانند موتور محرکۀ توسعۀ کل قاره باشند.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 چگونه می‌شود در جنگ تجاری برنده شد؟
👤 پاول کروگمن (اقتصاددان نوبلیست)


🔸 تا اواخر دهه اول قرن بیست ویکم، اجماع اقتصاددانان بر پایه‌ای استوار بود که کمتر به چالش گرفته می‌شد: تجارت آزاد برترین سیاست ممکن است، نهادهای چندجانبه بهترین مکانیزم حل‌وفصل اختلاف‌اند و جهانی‌شدن هرچند توزیع ثروت را تغییر می‌دهد، در مجموع رفاه را افزایش می‌دهد. مدل‌های اقتصادی استاندارد منافع مبادله را در دو محور خلاصه می‌کردند: کارایی تخصیص منابع و بهره‌گیری از صرفه‌های ناشی از مقیاس. در چنین فضایی، توصیه متخصصان به سیاست‌گذاران ساده و قاطع بود: درهای تجاری را بگشایید و به نهادها اجازه دهید اصطکاک‌ها را مدیریت کنند.

🔸 این اجماع اما طی کمتر از یک دهه دچار فرسایش جدی شد. سه رویداد متوالی نشان داد که مدل‌های رایج هم از نظر توصیفی ناقص بودند و هم از نظر تجویزی ناکافی. درک این مسیر برای ارزیابی درست وضعیت کنونی ضروری است، زیرا سیاست‌های تجاری امروز نه در خلأ، بلکه در پیوند با بازنگری‌های نظری انباشته‌شده در دو دهه اخیر شکل می‌گیرند.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 چرا ریچارد نیکسون نظام پولی جهانی را ویران کرد؟

🔸 یک قرن پیش، وقتی سپرده‌گذاران اعتماد خود را به بانک از دست می‌دادند، برای برداشت پول نقد خود به آن هجوم می‌بردند. در سال ۱۹۷۱، ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور ایالات متحده، با معضل مشابهی روبرو شد. اما مشکل او شهروندان عادی نبودند که از پس‌اندازهای خود می‌ترسیدند. در عوض، نزدیک‌ترین متحدان آمریکا بودند که با نگرانی به کاهش عرضه طلا در فورت ناکس (خزانه طلای ایالات متحده) نگاه می‌کردند؛ آن هم در زمانی که ارزش دلار به طلا وابسته بود و ارزهای متحدان نیز به نوبه خود به دلار وابسته بودند. نیکسون درست مانند مدیر یک بانک محاصره شده، تصمیم گرفت درهای آمریکا را به روی برداشت‌های بیشتر ببندد. تصمیم او تهدیدی برای از بین بردن کل نظام پولی بین‌المللی بود که در سال ۱۹۴۴ در برتون وودز تأسیس شد. این تصمیم آنقدر غیرمنتظره و ظالمانه بود که به عنوان «شوک نیکسون» شناخته شد.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.

✔️ بیشتر بخوانید: بازخوانی برتون وودز: توافقی که دلار را در مرکز جهان قرار داد


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 چگونه هزینه جنگ را بپردازیم؟ درس‌هایی از کینز برای بریتانیای امروز (بخش اول)
👤 اندرو هالدین؛ اقتصاددان ارشد بانک انگلستان


🔸 در سال ۱۹۴۰، بریتانیا در مراحل اولیه و پرآشوب جنگ جهانی دوم قرار داشت و نسبت به توانایی خود برای جنگیدن و تأمین مالی یک نبرد بزرگ دیگر، بیمناک بود. در همان سال، جان مینارد کینز کتاب «چگونه هزینه جنگ را بپردازیم» را منتشر کرد؛ یک طرح تأمین مالی برای زمانی که بدهی عمومی بریتانیا از ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی فراتر رفته بود.

🔸 امروز، جنگ یک احتمال است نه یک قطعیت. همین امر تصمیم‌گیری درباره اینکه بودجه نظامی با چه سرعت و تا چه میزان افزایش یابد را دشوار می‌کند؛ این دشواری با وجود اولویت‌های هزینه‌ای رقیب و نسبت بدهی عمومی بریتانیا که به ۱۰۰ درصد تولید ناخالص داخلی نزدیک می‌شود، دوچندان شده است.

🔸 برخی دولت‌ها قاطعانه عمل کرده‌اند. آلمان متعهد شده است که تا سال ۲۰۲۹ به هدف ناتو یعنی اختصاص ۳.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی به بودجه دفاعی دست یابد. در مقابل، طرح سرمایه‌گذاری دفاعی دولت بریتانیا همین حالا هم شش ماه تأخیر دارد و تنها هدفش این است که تا پایان دوره پارلمان بعدی به ۳ درصد برسد.

🔸 هم به دلایل امنیت ملی و هم به دلایل رشد اقتصادی، دلایل محکمی وجود دارد که این تعهد به جای پارلمان بعدی، به همین دوره پارلمان فعلی جلو انداخته شود. اما انجام این کار سوالات دشواری را مطرح می‌کند که یادآور دوران کینز است؛ از جمله پذیرش عمومی آن با توجه به اولویت‌های هزینه‌ای رقیب و طرح تأمین مالی.

🔸 نظرسنجی انجام‌شده توسط موسسه «ایپسوس» برای روزنامه فایننشال تایمز از میان بیش از ۱۰۰۰ نفر نشان می‌دهد که افزایش هزینه‌های دفاعی در صدر لیست اولویت‌های مردم قرار دارد و پس از سلامت، مهاجرت و مسکن، رتبه چهارم را به خود اختصاص داده است. حدود چهار نفر از هر ده نفر فکر می‌کنند این بودجه باید افزایش یابد، اما اگر این اقدام باعث تقویت دوره‌های کارآموزی، ایجاد مشاغل، زیرساخت‌ها و نوآوری شود، شش تا هفت نفر از هر ده نفر از آن حمایت خواهند کرد.

🔸 در زمینه تأمین مالی، حمایت عمومی میان سه گزینه توزیع شده است: مالیات‌های بالاتر (به‌ویژه برای ثروتمندان)، کاهش هزینه‌های عمومی (به‌ویژه در بخش رفاه و بازنشستگی) و استقراض بیشتر. در مورد گزینه آخر (استقراض)، حدود یک‌چهارم پاسخ‌دهندگان می‌گویند که تمایل به خرید «اوراق قرضه جنگی» دارند و این تقاضا در میان تمامی طیف‌های سنی و اقتصادی-اجتماعی دیده می‌شود.

🔸 جالب اینجاست که این دیدگاه‌ها بازتابی از بخش‌هایی از طرح تأمین مالی کینز در سال ۱۹۴۰ است. او سیستمی از «پس‌انداز اجباری» را پیشنهاد کرد؛ یعنی پس‌اندازهای اجباری از درآمد که بعدها همراه با سود و از طریق مالیات بر ثروت بازپرداخت می‌شدند. امروز می‌توان با جایگزین کردن اجبار با مشوق‌های مالیاتی داوطلبانه، طرح مشابهی را اجرا کرد.

🔸 مردم بریتانیا بیش از ۲ تریلیون پوند سپرده بانکی دارند که بخش عمده آن سود واقعی منفی (کمتر از نرخ تورم) دریافت می‌کند. گسترش مشوق‌های مالیاتی برای سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه جنگی - به عنوان مثال، از طریق افزایش موقت سقف حساب‌های پس‌انداز فردی (Isa)، معافیت‌های بازنشستگی یا مالیات بر ارث - می‌تواند به راحتی این منابع مالی را جذب کند. با توجه به تقاضای عمومی و مشوق‌های مالیاتی، این کار هزینه‌های تأمین مالی دولت را کاهش می‌دهد و در عین حال بازدهی بالاتری به همراه خواهد داشت.


🆔 @development_studies
🆔 @cdstt
هستۀ مطالعات توسعه
📂 #گزارش 💠 چگونه هزینه جنگ را بپردازیم؟ درس‌هایی از کینز برای بریتانیای امروز (بخش اول) 👤 اندرو هالدین؛ اقتصاددان ارشد بانک انگلستان 🔸 در سال ۱۹۴۰، بریتانیا در مراحل اولیه و پرآشوب جنگ جهانی دوم قرار داشت و نسبت به توانایی خود برای جنگیدن و تأمین مالی یک…
📂 #گزارش

💠 چگونه هزینه جنگ را بپردازیم؟ درس‌هایی از کینز برای بریتانیای امروز (بخش دوم)
👤 اندرو هالدین؛ اقتصاددان ارشد بانک انگلستان


🔸 استقراض اضافی، مثلاً سالانه ۱۰ تا ۱۵ میلیارد پوند، تنها به مقدار ناچیزی حجم صدور بدهی دولت و استقبال از حساب‌های پس‌انداز فردی را افزایش می‌دهد. با این حال، ممکن است در شرایط بی‌ثباتی بازار اوراق قرضه، نگرانی‌هایی در مورد استقراض اضافی وجود داشته باشد. برای خنثی کردن این ریسک، دو اقدام مکمل لازم است.

🔸 اول، افزایش هزینه‌های دفاعی باید با هدف احیای مشاغل و رشد اقتصادی هدایت شود. صندوق بین‌المللی پول استدلال کرده است که افزایش هزینه‌های دفاعی ممکن است ضریب فزاینده رشد بالایی ایجاد نکند. اما همان‌طور که گروه‌های موسیقی پاپ بریتانیایی، یعنی Fun Boy Three و Bananarama یک نسل پیش به ما آموختند و نظرسنجی عمومی هم آن را نشان می‌دهد: «مهم نیست چه کاری انجام می‌دهی، مهم این است که چطور آن را انجام می‌دهی.»

🔸 همان‌طور که بررسی «میلبورن» نشان داد، یک طرح دفاعی که با مشکل بیکاری و بی‌هدفی جوانان بریتانیایی از ریشه برخورد کند - از طریق یک برنامه کارآموزی بسیار گسترده - مزایای رشد اقتصادی و مالی قابل‌توجهی به همراه خواهد داشت. طرحی که بستری برای جهش خط تولید قوی و طولانی‌مدت شرکت‌های فناوری دفاعی بریتانیا فراهم کند نیز می‌تواند مزایای رشد مشابه و بزرگی ایجاد کند.

🔸 دوم، هزینه مخارج دفاعی اضافی باید به همان اندازه که از طریق استقراض بیشتر تأمین می‌شود، از محل کاهش هزینه‌های عمومی نیز تأمین گردد. ناتوانی دولت در ایجاد کاهش ملموس در هزینه‌های عمومی، پاشنه آشیل مالی آن است. این آسیب‌پذیری تنها با اقداماتی که از نظر سیاسی هزینه‌بر هستند، یعنی مهار اساسی هزینه‌های عمومی، قابل درمان است.

🔸 در میان گزینه‌ها، جایگزین کردن سیاست «قفل سه‌گانه» (Triple Lock) با یک «قفل واحد» برای همگام‌سازی حقوق بازنشستگی دولتی با تورم (مانند سایر مزایا)، هم از نظر مالی هوشمندانه است و هم از نظر اجتماعی عادلانه. این کار سود مالی بالا و فزاینده‌ای، شاید در حدود ۵ میلیارد پوند، به همراه خواهد داشت. تزریق مجدد این سرمایه برای حمایت از اشتغال جوانان، عدالت بین‌نسلی را تقویت می‌کند.

🔸 عناصر کلیدی طرح ۱۹۴۰ کینز پس از جنگ توسط دولت «اتلی» پذیرفته شد. بدهی عمومی نسبت به تولید ناخالص داخلی در هر یک از سه دهه بعدی تقریباً نصف شد و این امر با رشد سالم اقتصادی و اشتغال بالا همراه بود. در آن زمان، شانس و اقبال یارِ جسوران شد و امروز نیز احتمالاً دوباره چنین خواهد بود.


🆔 @development_studies
🆔 @cdstt
📂 #گزارش

💠 یارانه‌ها سهم بازار شرکت‌های چینی را افزایش داده‌اند

🔸 گزارش جدید سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) مدعی است که یارانه‌ها و وام‌های ارزان‌قیمت، سوخت لازم برای رشد سریع شرکت‌های چینی را در بخش‌هایی از جمله خودروسازی، کشتی‌سازی و انرژی خورشیدی تأمین کرده‌اند. یک تحلیل در سطح شرکتی درباره یارانه‌های دولتی در ۱۵ بخش کلیدی صنعتی نشان داد که نزدیک به ۶۰ درصد از افزایش سهم بازار جهانی شرکت‌های چینی از سال ۲۰۰۵ را می‌توان به یارانه‌ها نسبت داد. یافته‌های OECD در میان تنش‌های رو به رشد بین پکن و اقتصادهای رقیب بر سر افزایش اشباع کالاهای تولیدی، مواد شیمیایی و مواد خام چینی که در حال بیرون راندن گروه‌های صنعتی خود آن‌ها از بازار هستند، منتشر می‌شود.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 پیامدهای ایدئولوژیک موفقیت اقتصادی چین؛ مارکسیسم چینی‌شده و آیندۀ آن
👤 برانکو میلانوویچ (اقتصاددان)

🔸 این جستار تلاشی است برای بررسی معنای جهانیِ تجربه چین؛ آن هم در شرایطی که طبق طبقه‌بندی رسمی بانک جهانی، این کشور خود را آماده می‌کند تا امسال یا سال آینده به یک «اقتصاد با درآمد بالا» تبدیل شود. من در این جستار کوتاه، به این ارقام نخواهم پرداخت. این آمار در هزاران نشریه و کتاب مورد بحث قرار گرفته‌اند. تلاش من این است که به این موضوع از یک زاویه دید ایدئولوژیک متفاوت و بسیار بلندمدت نگاه کنم.

🔸 به باور من، چشمگیرترین دستاورد ایدئولوژیکِ موفقیت چین، حرکتی به سوی یک «تلفیق ایدئولوژیک» یا شاید حتی «فرهنگی» در پهنه بزرگ اوراسیا خواهد بود. موفقیت اقتصادی و تمدنی چین، بدون شک بر بستر یک ایدئولوژی اروپایی یعنی مارکسیسم حاصل شد؛ ایدئولوژی‌ای که خود محصول روشنگری اروپایی، فلسفه آلمانی و اقتصاد سیاسی انگلیسی بود. اما این عوامل برای رقم زدن موفقیت چین کافی نبود.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 نقش ویژه بازار خزانه‌داری در خطر است (قسمت اول)

🔸 این یک سناریوی کابوس‌وار برای هر بازاری است: همه هم‌زمان به سمت درهای خروج هجوم می‌برند و معاملات قفل می‌شود. تصور نمی‌شد چنین بحران و تنگنایی در نقدشوند‌ه‌ترین بازار جهان امکان‌پذیر باشد. اما در اوایل سال ۲۰۲۰، با همه‌گیری کووید-۱۹ و متزلزل شدن اقتصاد جهانی، بسیاری از شرکت‌ها، دولت‌ها و افراد با خشک شدن درآمدهای معمول خود، نیاز مبرمی به پول نقد فوری پیدا کردند. ساده‌ترین دارایی برای فروش، دقیقاً به دلیل نقدشوندگی فرضی این بازار، اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا بود.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 @cdstt
📚 #معرفی_کتاب

💠 اقتصاد سیاسی ایران؛ توسعه، انقلاب و خشونت سیاسی
👤 فرهاد گوهردانی و زهرا تیزرو


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
هستۀ مطالعات توسعه
📚 #معرفی_کتاب ‌ 💠 اقتصاد سیاسی ایران؛ توسعه، انقلاب و خشونت سیاسی 👤 فرهاد گوهردانی و زهرا تیزرو 🆔 @development_studies 🆔 cdstt.ir
📚 #معرفی_کتاب

🔸 کتاب با طرح یک معمای تاریخی آغاز می‌شود: چرا ایران علیرغم تلاش‌های صدساله، هنوز در دستیابی به توسعه پایدار و ثبات سیاسی ناکام مانده است؟
سیر استدلالی نویسندگان برای پاسخ به این پرسش، از سطح توصیف وقایع فراتر رفته و به ریشه‌های عمیق فلسفی، روان‌شناختی و نهادی نفوذ می‌کند. این مسیر را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد:

🔸 هسته اصلی بحث کتاب بر این ایده استوار است که جامعه ایران در تلاقی دو وضعیت بحرانی قرار دارد. نخست، «درمیان‌بودگی»؛ یعنی قرار گرفتن بر گسل برخورد سه رژیم حقیقت متمایز (اسلام، ایران‌گرایی و مدرنیته غربی). دوم، «دیرماندگی»؛ یعنی فشار روانی و سیاسی ناشی از عقب‌ماندگی نسبت به پیشگامان توسعه که جامعه را به سمت تغییرات شتاب‌زده و اضطراری سوق می‌دهد.

🔸 نویسندگان استدلال می‌کنند که اولین پیامد این وضعیت، «سردرگمی» در سطح ذهن و ذهنیت است. سوژه ایرانی میان وفاداری‌های متضاد به این سه رژیم حقیقت پاره‌پاره شده است. این سردرگمی باعث می‌شود که اولویت‌های جامعه مدام تغییر کند (تزلزل ترجیحات)؛ چرا که هر رژیم حقیقت، تعریف متفاوتی از سعادت، قدرت و ثروت ارائه می‌دهد. کتاب این وضعیت را یک «تراژدی» می‌نامد زیرا پیامدهای مخرب آن فراتر از اراده کنشگران است.

🔸 منطق لغزنده ذهن به عرصه عمل سیاسی کشیده می‌شود. چون هیچ اجماع پایداری بر سر «حقیقت» وجود ندارد، ائتلاف‌های سیاسی تنها حول محور «نفی دشمن مشترک» شکل می‌گیرند. به محض پیروزی و رسیدن به مرحله ایجابی (ساختن نظم جدید)، این ائتلاف‌ها به دلیل تضادهای درونی فرو می‌پاشند. در نتیجه، تاریخ معاصر ایران به جای یک حرکت خطی و پیش‌رونده، به مجموعه‌ای از حرکت‌های زیگزاگی و تغییر جهت‌های ناگهانی تبدیل شده است.

🔸 در مرحله بعد، استدلال می‌شود که نهادهای مدرن در ایران (مثل دولت-ملت، بانک، دانشگاه و قانون) به جای اینکه محصول یک فرآیند تکاملی بومی باشند، به صورت «مهندسی معکوس» و از بیرون وارد شده‌اند. نویسندگان معتقدند چون این نهادها بدون «میانجی‌های گذار» و بدون پشتوانه وفاق اجتماعی ساخته شده‌اند، همواره دفرمه و ناکارآمد باقی می‌مانند. این وضعیت منجر به ایجاد یک «جامعه کلنگی» می‌شود که در آن هیچ نهادی فرصت ریشه‌دار شدن پیدا نمی‌کند.

🔸 ترکیب سردرگمی ذهنی، ائتلاف‌های ناپایدار و نهادهای ناکارآمد، منجر به پیدایش یک «نظم آشوب‌ناک» شده است. جامعه مدام میان دو قطب نوسان می‌کند: دوره‌های کوتاه «بهار آزادی» که به سرعت به هرج‌ومرج و آنارشی می‌انجامد، و در پی آن، تقاضای عمومی برای ظهور یک «داور نهایی» یا منجی (لویاتان ایرانی) که با زور و سرکوب نظم را اعاده کند. اما این نظم تحمیلی نیز چون فاقد مشروعیت چندجانبه است، بذر انقلاب بعدی را در درون خود می‌کارد.

🔸 کتاب با این گزاره کلیدی به نتیجه‌گیری می‌رسد که شکست در تولید «ثروت» ریشه در شکست در تولید «حقیقت» دارد. تا زمانی که جامعه نتواند میان هویت‌های متکثر خود (اسلامی، ایرانی و مدرن) نوعی هماهنگی و هم‌ترازی داوطلبانه ایجاد کند، اعتماد اجتماعی (سرمایه اجتماعی) شکل نمی‌گیرد و بدون اعتماد، هیچ نهاد اقتصادی یا سیاسی پایداری پدید نخواهد آمد.

🔸 سیر کتاب با نقد «قبیله‌گرایی فلسفی» پایان می‌یابد. نویسندگان معتقدند راه خروج از این چرخه، نه مهندسی اجتماعی جدید، بلکه پذیرش کثرت و گذار به «تفکر غیرجنگ‌طلبانه» است. پیشنهاد می‌شود به جای تلاش برای حذف یکی از اضلاع هویت به نفع دیگری، فضایی برای «تورنمنت حقیقت» فراهم شود تا یک نظم موزون و خودجوش از دل تعامل آزاد تمام صداها بیرون بیاید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 پایان نئولیبرالیسم
🔹 فضیلت‌هایی که این مکتب ستایش می‌کرد؛ یعنی جهان‌وطنی و رقابت در نهایت به مایه فروپاشی‌اش تبدیل شدند.


👤 برانکو میلانوویچ (اقتصاددان) | ژوئن ۲۰۲۶، مجلۀ فارن پالیسی

🔸 اگر کسی بخواهد جهانی‌سازی نئولیبرال را در طول دوره ۴۰ ساله‌ای که از اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و تا حوالی سال ۲۰۲۰ ادامه داشت تعریف کند، می‌تواند بگوید که این جریان توسط دو ایده هدایت می‌شد: جهان‌وطنی و رقابت. همچنین می‌توان گفت که همین دو ویژگی، اکنون زمینه‌ساز نابودی نئولیبرالیسم شده‌اند.

🔸 نئولیبرالیسم تسلیم جریانی شد که خودش جایگزین آن شده بود: ترکیبی از موانع حفاظتی در برابر کالاها و انسان‌های خارجی و تلاش‌های بیهوده برای بازگشت به یک جهان سنتی‌تر در داخل کشور. درست مانند یک سوگ‌نامه یونانی، همان ویژگی‌هایی که موفقیت جهانی‌سازی نئولیبرال را برای دهه‌ها تضمین کرده بودند، در نهایت مایه نابودی ناگزیر آن شدند.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
2
📂 #گزارش

💠 انتقال فناوری از چین به غرب

🔸 سال‌ها غرب نگران این بود که چین فناوری‌هایش را می‌دزدد یا با زور از شرکت‌های خارجی می‌گیرد. همین نگرانی بود که به جنگ تجاری ۲۰۱۸ انجامید. حالا اما روزگار عوض شده است. باتری، توربین بادی، خودرو برقی، ریل سریع‌السیر؛ چین در همۀ اینها به رقیبی جدی تبدیل شده و این بار این دولت‌های غربی هستند که می‌پرسند: چطور می‌شود از فناوری چینی بهره گرفت؟

🔸 این گزارش بر اساس مصاحبه جان مینیچ، استادیار مدرسۀ اقتصاد لندن با فایننشال تایمز تهیه شده است؛ پژوهشگری که تاریخ سیاست انتقال فناوری در چین را از دهۀ ۱۹۸۰ تا امروز دنبال کرده است؛ از مذاکرۀ ریل سریع‌السیر در هتل پکن تا ماجرای اپل و تسلا و اینکه اروپا و آمریکا چه درس‌هایی می‌توانند از آن بگیرند.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 ظهور و سقوط هژمونی ایالات متحده

🔸 آیا آمریکا همچنان هژمون بلامنازع جهان است؟ مارتین وُلف، ستون‌نویس فایننشال‌تایمز، در این یادداشت با نگاهی تاریخی از قرن نوزدهم تا امروز، داستان ظهور ایالات متحده به عنوان قدرت مسلط جهان و سپس افول تدریجی از این جایگاه را روایت می‌کند؛ روایتی که از انقلاب صنعتی اول و دوم و جنگ‌های جهانی آغاز می‌شود، به پیروزی آمریکا در جنگ سرد و «لحظه تک‌قطبی» می‌رسد و با طرح چالش‌های امروز نظم آمریکامحور، از ظهور چین گرفته تا بحران‌های داخلی دموکراسی‌های غربی، به پایان می‌رسد.

🔸 این یادداشت تلاش کرده تا به سؤالات مهمی پاسخ دهد: چرا «لحظه تک‌قطبی» آمریکا پایدار نماند؟ چه عواملی نظم آمریکامحور را به چالش کشیده‌اند؟ آیا جهان امروز به وضعیت پیش از ۱۹۱۴ شباهت پیدا کرده است؟ و در رقابت میان دموکراسی و اقتدارگرایی، آینده نظم جهانی به کدام سو خواهد رفت؟

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 ۲۵۰ سال سرمایه‌داری دولتی آمریکا



🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
👍2
هستۀ مطالعات توسعه
📂 #گزارش 💠 ۲۵۰ سال سرمایه‌داری دولتی آمریکا 🆔 @development_studies 🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

🔸 آمریکا در آستانۀ دویست‌وپنجاهمین سالگرد استقلال خود، خود را وارث سنتی از بازار آزاد بی‌قید و شرط می‌داند؛ افسانه‌ای که شانگ-جین وی، اقتصاددان ارشد سابق بانک توسعه آسیا، در این یادداشت آن را به چالش می‌کشد. او نشان می‌دهد که از گزارش «تولیدات» همیلتون در سال ۱۷۹۱ تا دارپا و ناسا، از بزرگراه‌های بین‌ایالتی آیزنهاور تا نجات بانک‌ها در بحران ۲۰۰۸، دولت آمریکا همواره در کنار بازار و گاه در تقابل با اصول لسه‌فر عمل کرده است.

🔸 نویسنده با تکیه بر پژوهشی مبتنی بر تحلیل هوش مصنوعی از بیش از هجده هزار مصوبه و فرمان کنگره و رئیس‌جمهور در نیم‌قرن گذشته، رگه‌ای پیوسته از سیاست صنعتی را در دل هر دو حزب آمریکایی ردیابی می‌کند. آنچه این یادداشت را خواندنی می‌کند، نه صرفاً افشای یک تناقض تاریخی، بلکه کشف الگوی پنهان در نحوۀ مداخلۀ دولت آمریکاست: مداخلاتی با تاریخ انقضا، شروط فعال‌سازی و آزمایش‌هایی با قابلیت متوقف شدن. این چارچوب واقع‌گرایانه، که نه به بازار مطلق باور دارد و نه به دولت‌سالاری کامل، شاید کلید فهم قانون چیپس، تعرفه‌های ترامپ و بایدن و حتی آیندۀ رقابت اقتصادی جهانی باشد.

🔺 متن کامل را از اینجا بخوانید.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir
📂 #گزارش

💠 به عصر دلار سودمحور خوش آمدید (بخش اول)
👤 آدام توز؛ تاریخ‌نگار اقتصادی

🔸 نظام دلار بر چه پایه‌ای استوار است و به کدام سو می‌رود؟ هم‌زمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده، توانایی ما برای نگاه واقع‌بینانه به این سؤال‌ها، زیر سایه انواع و اقسام افسانه‌ها و تصورات غلط قرار گرفته است. به عنوان مثال، امروز دیگر گفتن اینکه «دلار پس از جنگ جهانی دوم جای پوند را به عنوان ارز ذخیره جهان گرفت»، به یک حرف کلیشه‌ای تبدیل شده است. اما اگر این حرف درست هم باشد، دلیلش این است که نظام دلار تا به حال بارها و بارها از نو بازآفرینی شده است. امروز این نظام دوباره در قالب یک ساختار جدید و بی‌ثبات قرار گرفته؛ ساختاری که نه تنها با دهه ۱۹۴۰، بلکه حتی با ۱۵ سال پیش هم تفاوت چشمگیری دارد.

🔸 اصلاً خود واژه «ارز ذخیره» پایش را از زمانه خودش فراتر گذاشته و کمی منسوخ شده است. نگهداری حجم عظیمی از ذخایر ارزی، قبل از سال ۱۹۴۵ اصلاً مرسوم نبود. آن زمان، «استاندارد طلا»، واقعاً استاندارد طلا بود! از دهه ۱۹۲۰ به بعد، بانک‌های مرکزی پوند و دلار را هم در خزائن خود نگه می‌داشتند، اما این کار صرفاً یک اولویت درجه‌دو (به عنوان جایگزین طلا) بود. آن زمان، طلا پادشاهی می‌کرد. در نظام «برتون وودز» پس از جنگ جهانی دوم، دلار در کنار «حق برداشت مخصوص» (SDR) صندوق بین‌المللی پول به عنوان ذخیره ارزی نگهداری می‌شد؛ اما همان دلارها هم پشتوانه طلا داشتند.

🔸 دنیا تنها زمانی وارد آزمایش بزرگ «ارزهای بدون پشتوانه» (فیات) شد که ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در سال ۱۹۷۱ رابطه دلار و طلا را قطع کرد. اگرچه بعدها دلارهای نفتی (پترودلارها) به کام برخی اعضای اوپک به جریان افتاد، اما حجم ذخایر دلاری دنیا تا اوایل دهه ۱۹۹۰ همچنان ناچیز بود.

🔸 رسمِ نگهداری حجم عظیمی از دلارهای بدون پشتوانه در ذخایر رسمی کشورها، همین اواخر و با آغاز هزاره جدید میلادی شکل گرفت. نظام موسوم به «برتون وودز ۲.۰» اصلاً برنامه‌ای نبود که در واشنگتن طراحی شده باشد؛ بلکه در اواخر دهه ۱۹۹۰ توسط بازارهای نوظهور و به عنوان نوعی «خود بیمه‌گری» پذیرفته شد تا از آن‌ها در برابر خطرات بحران‌های مالی محافظت کند. بالاتر از همه، این چین بود که نرخ ارز خود را به دلار گره زد و در دهه ۲۰۰۰ شروع به انباشت انبوهی از ذخایر ارزی رسمی کرد. همین اقدام، امتیاز فوق‌العاده‌ای به آمریکا داد: تأمین مالیِ پایدار و رسمیِ «کسری‌های دوگانه» این کشور (کسری حساب جاری و کسری بودجه دولت).

🔸 ۱۵ سال بعد، یعنی در همین اواسط دهه ۲۰۲۰، هنوز هم همین ساختار مبنای بیشتر بحث‌ها درباره «آینده دلار» است؛ در حالی که این وضعیت به هیچ وجه یک روند تاریخیِ همیشگی نبوده است. در واقع، نظام برتون وودز ۲.۰ در شکل اولیه خود، تا اواسط دهه ۲۰۱۰ به پایان رسیده بود. حدود سال ۲۰۱۵، روند انباشت ذخایر ارزی جدید که توسط چین هدایت می‌شد، افت کرد. سهم ارزهای مختلف در سبد ذخایر جهانی از آن زمان به بعد، آرام‌آرام به ضرر دلار تغییر کرده است. اما نکته مهم‌تر این است که روند انباشت ذخایر جدید کلاً متوقف شده و به ثبات رسیده است.


🆔 @development_studies
🆔 cdstt.ir