𝖣𝖾𝗎𝗍𝖺𝗅𝗄𝗌 | زبان آلمانی
2.34K subscribers
45 photos
6 videos
18 links
͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏💬 : @DeutalksAd
اینجا باهم آلمانی رو از صفر یاد میگیریم͏ ͏❗️ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@Deutalks Je Ne Parle Pas Français
Namika
آلمانی قراره با آهنـ🎶ـگ تو ذهنت بمونه!
Ich hab' mich irgendwie verlaufen.
یه‌جورایی راهو گم کردم.
Hab' kein' Plan, wohin ich geh'.
هیچ ایده‌ای ندارم کجا دارم میرم.
Steh' mit meinem kleinen Koffer hier auf der Champs-Élysées.
با چمدون کوچیکم اینجا توی خیابون شانزه‌لیزه ایستادم.
Auf einmal sprichst du mich an.
یه‌دفعه تو باهام حرف میزنی
„Salut, qu'est-ce que vous cherchez?“
«سلام، دنبال چی میگردید؟»
Ich sag': „Pardon, es tut mir leid.“
میگم: «ببخشید، متأسفم.»
Ich kann dich leider nicht verstehen!
متأسفانه نمیتونم حرفت رو بفهمم!
Doch du redest immer weiter.
ولی تو همچنان به حرف زدنت ادامه میدی.
Ich find's irgendwie charmant.
به نظرم یه‌جورایی جذابه.
Und male zwei Tassen Kaffee mit 'nem Stift auf deine Hand.
و با یه خودکار، دو تا فنجون قهوه روی دستت میکشم.
Je ne parle pas français. Aber bitte red' weiter.
من فرانسوی صحبت نمیکنم. ولی لطفاً به حرف زدنت ادامه بده.
Alles, was du so erzählst, hört sich irgendwie nice an.
هر چیزی که این‌طوری تعریف میکنی، یه‌جورایی خوب و جذاب به نظر میاد.
Und die Zeit bleibt einfach stehen.
و زمان انگار همین‌طور متوقف میشه.
Ich wünscht', ich könnte dich verstehen.
ای کاش میتونستم حرفت رو بفهمم.
Deine langen, wilden Haare. Die kleine Narbe im Gesicht.
موهای بلند و پریشونت. اون جای زخم کوچیک روی صورتت.
Selbst der Staub auf deiner Jeans hat Esprit, wenn du sprichst.
حتی گرد و خاک روی شلوار جینت هم وقتی حرف میزنی، یه جذابیت خاص داره.
Die Kippe schmeckt nach Liberté, solang' wir beide sie uns teilen.
این سیگار مزه‌ی آزادی میده، تا وقتی که هردومون با هم تقسیمش میکنیم.
Du erzählst in Körpersprache.
تو با زبان بدن برام تعریف میکنی.
Und ich hör' zwischen deinen Zeilen.
و من حرف‌های ناگفته‌ات رو میفهمم.
Ich häng' an deinen Lippen.
محوشِ لب‌هات شدم.
Ich will hier nicht mehr fort.
دیگه نمیخوام از اینجا برم.
Und du redest und redest.
و تو همین‌طور حرف میزنی و حرف میزنی.
Doch ich versteh' kein Wort.
ولی من حتی یک کلمه هم نمیفهمم.
Die Sonne fällt hinter die Häuser.
خورشید پشت خونه‌ها پایین میره.
Schiffe ziehen an uns vorbei.
کشتی‌ها از کنارمون رد میشن.
Und alles, was wir wollen, ist, dass der Moment noch etwas bleibt.
و تنها چیزی که میخوایم اینه که این لحظه کمی بیشتر ادامه داشته باشه.
Um uns über tausend Menschen.
هزاران نفر دور و برمون هستن.
Sie reden aufeinander ein.
اونا با همدیگه حرف میزنن.
Doch die Sprache, die wir sprechen, die verstehen nur wir zwei.
اما زبانی که ما باهاش حرف میزنیم، فقط خودِ ما دوتا میفهمیمش.
گرامرهایی که توی این آهنگ قایم شدن:
🤩sich verlaufen گم شدن :
🤩یک فعل بازتابی (Reflexivverb) ئه.

🤩irgendwie یه‌جورایی / به‌نوعی :
Ich find's irgendwie schön.
به نظرم یه‌جورایی قشنگه.
🤩خیلی کاربردی در مکالمه: irgendwie + Adjektiv

🤩jemanden ansprechen سر صحبت را با کسی باز کردن
Du sprichst mich an.
تو با من سر صحبت رو باز میکنی.

🤩weiter + Verb ادامه دادن
🤩weiterlernen → به یادگیری ادامه دادن
weitermachen → ادامه دادن
weiterarbeiten → به کار ادامه دادن

🤩sich anhören به نظر رسیدن / به گوش رسیدن
Das hört sich gut an.
این خوب به نظر میاد.
🤩sich anhören + Adjektiv
Das hört sich interessant an.
جالب به نظر میاد.

🤩Alles, was ...  هر چیزی که...
🤩اینجا was یک Relativpronomen ئه و به alles برمیگرده. مثلاً:
Alles, was ich weiß, ist hier.
هر چیزی که میدونم اینجاست.

🤩sich wünschen + Konjunktiv II
Ich wünschte, ich könnte dich verstehen.
ای کاش میتونستم حرفت رو بفهمم.

🤩wenn وقتی که / اگر :
Wenn du sprichst...
وقتی تو حرف میزنی...
🤩بعد از wenn، فعل به آخر جمله میره.

🤩solange تا زمانی که
solange wir beide sie uns teilen
تا زمانی که هردومون اون رو با هم تقسیم میکنیم.

🤩zwischen den Zeilen hören
Ich höre zwischen den Zeilen.
من منظور ناگفته رو میفهمم.
🤩یک اصطلاح خیلی قشنگ آلمانیه! یعنی فقط کلمات مستقیم طرف رو نشنوی، بلکه منظور و حرف ناگفته‌اش رو هم بفهمی.

🤩hinter + Akkusativ / Dativ
Die Sonne fällt hinter die Häuser.
خورشید پشت خانه‌ها پایین میرود.
🤩چون حرکت به سمت یک مکان داریم:
hinter + Akkusativ

Die Sonne ist hinter den Häusern.
خورشید پشت خانه‌هاست.
🤩اینجا موقعیت ثابته:
hinter + Dativ

🤩an jemandem vorbeiziehen
Der Bus fährt an mir vorbei.
اتوبوس از کنارم رد میشود.
🤩an + Dativ
an uns vorbei → از کنار ما

🤩kein Wort verstehen
Ich verstehe kein Wort.
من حتی یک کلمه هم نمیفهمم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
☀️روز دهم چالش مکالمه - آب و هوا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌کدوم راه مهاجـ🛩ـرت
                    ‌                به آلمان، مناسب توئه؟


تو این رشته پست میخوام درباره سه راه اصلی برای زندگی و مهاجرت در آلمان صحبت کنیم: تحصیلی، کاری و آوسبیلدونگ. اما واقعاً تفاوتشون چیه؟ کدوم مسیر بهتره؟
🔴مهاجرت تحصیلی (Bachelor/Master)
اگر هدفت اینه که دانشگاه بخونی و مدرک دانشگاهی بگیری و دیپلم یا لیسانس داری، مسیر تحصیلی میتونه گزینه‌ی مناسبی باشه. اول باید ببینی مدرک تحصیلی و شرایطت اجازه‌ی ورود به رشته و دانشگاه موردنظرت رو میده یا نه. بعد رشته و دانشگاه مناسب رو پیدا میکنی و برای پذیرش اقدام میکنی. اگه پذیرش گرفتی، باید مدارک لازم برای ویزا رو آماده کنی؛ از جمله مدرک پذیرش، مدارک مالی و مدرک زبان. برای ویزای تحصیلی، در سال ۲۰۲۶ معمولاً باید توانایی تأمین هزینه‌های زندگی رو ثابت کنی. یکی از روش‌های رایج، حساب مسدودشده با حداقل ۱۱٬۹۰۴ یورو برای یک ساله. البته روش‌های دیگری مثل بورسیه یا Verpflichtungserklärung هم ممکنه وجود داشته باشه.

🤩مزایا: ویزای دانشجویی، راحت‌ترین راه ورود به آلمان. هزینه کم، بیشتر دانشگاه‌های آلمان رایگان یا خیلی ارزونن. بعد از فارغ‌التحصیلی، میتونید ۱۸ ماه "جاب سیکر ویزا" بگیرید. بعد از کار پیدا کردن، اقامت دائم تا ۵ سال و بعدش شهروندی.

🤩معایب: باید معدل خوبی در دیپلم یا لیسانس داشته باشی، تمکن مالی زیادی میخواد.

🤩مراحل: یادگیری زبان آلمانی (B1-B2)، ثبت‌نام در پورتال‌های مثل uni-assist یا دانشگاه‌های مستقل، ارسال مدارک (دیپلم، شناسنامه، مدرک زبان)، منتظر نتیجه قبولی و درخواست ویزا از سفارت آلمان.
🤩دانشجویان کشورهای خارج از اتحادیه اروپا میتونن در کنار تحصیل کار کنن؛ اما تحصیلی یعنی چند سال باید هزینه و زمان برای دانشگاه بذاری و از اول نباید روی درآمد کار دانشجویی به‌عنوان منبع اصلی تأمین هزینه‌ها حساب کنی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ‌‌فیلـ🎥ـم ببین، آلمــانی یاد بگیر!
Hallo, ich gehe gerade einkaufen. Komm doch mit.
سلام، من الان دارم میرم خرید. تو هم بیا.
Das ist meine Einkaufsstraße. Hier gehe ich immer einkaufen.
این خیابون خرید منه. من همیشه اینجا خرید میکنم.
Hier gibt es einfach alles.
اینجا واقعاً همه‌چیز پیدا میشه.
Ein Beispiel? Okay. Was möchtest du?
یک مثال؟ باشه. چی میخوای؟
Ein Brot? Kein Problem.
یک نان؟ مشکلی نیست.
Wir haben hier ja eine Bäckerei. Nein. Zwei Bäckereien. Nein. Drei Bäckereien.
اینجا یک نانوایی داریم. نه، دو تا نانوایی. نه، سه تا نانوایی داریم!
Na komm, wir gehen rein.
بیا، بریم داخل.
Was möchtest du? Ein Brot vielleicht? Oder möchtest du Brötchen?
چی می‌خوای؟ شاید یک نان؟ یا نان‌های کوچک می‌خوای؟
Hier bitte: Vollkornbrötchen, Brezeln, Brötchen mit Kürbiskernen, mit Mohn und mit Sesam.
بفرمایید: نان سبوس‌دار، 🥨، نان با تخم کدو، با خشخاش و با کنجد.
Und alles riecht so gut.
و همه‌چیز اینقدر بوی خوبی میده.
So, wir haben Brot. Wir haben Brötchen. Was brauchen wir noch?
خب، نان داریم. نان‌های کوچک هم داریم. دیگه چی لازم داریم؟
Brauchen wir Wurst? Brauchen wir Käse? Brauchen wir Obst und Gemüse?
سوسیس یا کالباس لازم داریم؟ پنیر لازم داریم؟ میوه و سبزیجات لازم داریم؟
Also sag ich doch. Hier gibt es wirklich alles.
دیدی گفتم؟ اینجا واقعاً همه‌چیز پیدا میشه.
Lecker!
خوشمزه‌ست!

einkaufen → خرید کردن
die Einkaufsstraße → خیابان خرید
die Bäckerei → نانوایی
das Brot → نان
das Brötchen → نان کوچک
die Brezel → پرتزل 🥨
der Kürbiskern → تخم کدو
der Mohn → خشخاش
der Sesam → کنجد
die Wurst → سوسیس / کالباس
der Käse → پنیر
das Obst → میوه
das Gemüse → سبزیجات
riechen → بو دادن
lecker → خوشمزه

گرامرهایی که توی این سکانس قایم شدن!
🤩Komm doch mit!
اینجا doch معنی مستقیمی نداره و جمله رو دوستانه‌تر میکنه.

🤩gehen + Infinitiv
einkaufen gehen
schwimmen gehen
spazieren gehen
tanzen gehen
🤩یکی از رایج‌ترین ساختارهای آلمانی.

🤩es gibt وجود دارد / هست :
Es gibt einen Supermarkt.
Es gibt viele Geschäfte.

🤩Plural اسم‌ها در حالت جمع
eine Bäckerei → zwei Bäckereien → drei Bäckereien
🤩تو آلمانی اگه تعداد از یک بیشتر باشه، اسم در حالت جمع میاد.

🤩mit + Dativ
mit Kürbiskernen
mit meiner Mutter
🤩بعد از mit همیشه داتیو میاد.

🤩riechen بو دادن / بو داشتن :
Alles riecht so gut.
Das riecht gut.
Das riecht lecker.

🤩brauchen نیاز داشتن :
Was brauchen wir noch?
Ich brauche Hilfe.
Brauchst du Wasser?

🤩noch هنوز / دیگر / علاوه بر این :
Was brauchen wir noch?
اینجا معنی: «دیگه چی لازم داریم؟»

🤩Also sag ich doch.
🤩یک عبارت محاوره‌ای و خیلی طبیعی:
Sag ich doch! = مگه نگفتم؟ / دیدی گفتم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
☀️روز یازدهم چالش مکالمه - خرید از سوپرمارکت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤩Toy Story | داستان اسباب‌بازی ها
داستان درباره‌ی وودی، کابوی محبوب اندی و لایتیر، اسباب‌بازی جدید و پیشرفته‌ایه که ورودش باعث تغییرات بزرگی بین اسباب‌بازی‌ها میشه. این دو با وجود تفاوت‌هاشون، وارد یک ماجراجویی هیجان‌انگیز میشن و یاد میگیرن که دوستی از همه چیز مهمتره. برای تقویت زبان آلمانی خیلی مناسبه چون: دیالوگ‌های واضح و قابل فهم داره، جمله‌های روزمره و کاربردی زیاد استفاده میشه، برای تقویت شنیداری و یادگیری لغات جدید عالیه.

⬇️Download | B1 و A2 مناسب سطح
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چطور از یه پادکسـ ـت ۱۰ دقیقه‌ای،
‌ ‌ ‌زبان یاد بگیریم
🎤 ؟

چندتا روش کاربردی میگم که میتونی با هر پادکست یا فیلمی انجامش بدی و همه افراد چند زبانه و حتی اساتید دانشگاه‌های معتبر تاییدش کردن:
💛شادویینگ (Shadowing)
بعد از چند بار گوش دادن به یه قسمت کوتاه، مثلاً ۵ دقیقه، یه جمله رو پخش کن و تقریباً همزمان با گوینده تکرارش کن. منتظر نباش جمله تموم بشه، همزمان باهاش بگو. با همون سرعت، ریتم، لحن و تلفظ تکرارش کن؛ حتی اگه سعی کن ادای گوینده رو دربیاری.
هدف فقط تلفظ نیست، مغزت باید به سرعت صحبت کردن، ریتم جمله و وصل شدن کلمات عادت کنه. اول با سرعت 0.75× یا حتی کمتر شروع کن و کم‌کم برسونش به سرعت عادی.

💛     ‌گوش دادن بدون متن
قبل از اینکه بری سراغ زیرنویس، یه بار اپیزود رو فقط گوش بده یا نگاه کن. بعد از خودت بپرس: موضوع چی بود؟ چه کلماتی رو فهمیدم؟ چه اتفاقی افتاد؟ تقریباً چند درصدش رو فهمیدم؟
حتی اگه فقط ۳۰–۴۰٪ رو فهمیدی، کاملاً اوکیه! اتفاقاً همین مرحله باعث میشه شنیدارت کم‌کم قوی‌تر بشه.

💛     ‌دیکته (Dictation)
یه قسمت کوتاه، مثلاً ۲۰ تا ۳۰ ثانیه انتخاب کن. پخش کن، متوقف کن، هرچی شنیدی بنویس. بعد متن اصلی رو نگاه کن و نوشته‌ات رو باهاش مقایسه کن. اینجا دقیقاً میفهمی کجاها مشکل داری؛ مثلاً: کلماتی که به هم وصل میشن، یه کلمه رو متفاوت از چیزی که فکر میکردی تلفظ میکنن، آرتیکل‌ها رو نمیشنوی، کلمات کوتاه وسط جمله گم میشن.
این روش برای پیدا کردن نقطه‌ضعف‌های شنیداری فوق‌العاده‌ست.

💛     ‌گوش دادن با متن
بار دوم پادکست رو همراه متن یا زیرنویس گوش بده. هر جایی که صدا رو شنیدی ولی نتونستی بفهمی چی گفته، علامت بزن و ببین چرا نتونستی تشخیصش بدی.
مثلاً ممکنه:
hast du → hastu
بشنوی!
اینجوری مغزت کم‌کم یاد میگیره که صدای واقعی کلمه چطور با شکل نوشتاریش ارتباط داره.

💛     ‌روش 3-Pass
یه اپیزود کوتاه رو اینطوری کار کن:
Pass 1: فقط گوش بده
Pass 2: با متن گوش بده
Pass 3: دوباره بدون متن گوش بده
قسمت جالبش اینجاست که معمولاً توی بار سوم میبینی چیزهایی که دفعه اول برات نامفهوم بودن، یهو خیلی واضح شدن!

💛     ‌بازگویی (Retelling)
حالا پادکست رو ببند و با زبان خودت بگو چی شنیدی. مثلاً:
«Heute spricht sie über ihren Alltag.
Sie steht um sieben Uhr auf...»
لازم نیست جملات پادکست رو عیناً حفظ کنی. مهم اینه که مغزت مجبور بشه چیزی که شنیده رو دوباره به آلمانی بسازه و با زبون خودت خلاصشو توضیح بدی. و اینجاست که شنیداری یا هوقن کم‌کم به جمله سازی و اشپغشن وصل میشه.
🧽و یه نکته‌ی خیلی مهم! لازم نیست هر روز ۱۰ تا پادکست گوش بدی و هیچکدوم رو دقیق متوجه نشی. یک اپیزود کوتاه رو عمیق کار کردن، خیلی بهتر از چندین اپیزود رو سطحی گوش دادنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🎀Deutsch in 30 Tagen | آلمانی در ۳۰ روز
اگه تازه میخوای آلمانی رو شروع کنی و دنبال یه کتاب جمع‌وجور و در عین حال کامل میگردی، این کتاب میتونه گزینه‌ی جالبی برات باشه. این کتاب برای سطح A1 و مبتدی‌ها طراحی شده و توی ۳۰ روز کوتاه، قدم‌به‌قدم با آلمانی روزمره آشنات میکنه. از گرامرهای پایه گرفته تا کلی مثال، کلمه و عبارت کاربردی، متن و داستان و تمرین‌های مختلف رو باهم داره؛ یعنی فقط قرار نیست یه سری نکته رو بخونی و رد شی، می‌تونی همون چیزایی که یاد گرفتی رو با تمرین و مثال تثبیت کنی. یه نکته‌ی خوب دیگه‌ش اینه که ترجمه انگلیسی هم داره؛ پس اگه انگلیسیت خوبه، خیلی راحت‌تر میتونی معنی و ساختار جمله‌ها رو دنبال کنی. حتی اگه الان داری آلمانی رو با یه کلاس یا کتاب دیگه یاد میگیری، باز هم میتونه به‌عنوان یه منبع کمکی برات کاربردی باشه؛ مخصوصاً برای مرور گرامر، یادگیری لغت و تمرین بیشتر.
⬇️Download | A1 و A2 مناسب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
@Deutalks | Lass Mich Gehen
AYLIVA
آلمانی قراره با آهنـ🎶ـگ تو ذهنت بمونه!
Du hast versprochen, dass du bleibst.
قول دادی که بمونی.
Aber mit dir will ich nicht. Wie oft hab ich geweint?
اما من نمیخوام با تو باشم. چند بار گریه کردم؟
Ich glaube, dass das reicht.
فکر میکنم همین کافیه.
Wenn das wirklich Liebe ist, warum ist es dann nicht leicht?
اگه این واقعاً عشقه، پس چرا آسون نیست؟
Weil man kämpft, wenn man liebt.
چون وقتی آدم کسی رو دوست داره، میجنگه.
Weil man Hände festhält, um sich nicht zu verlier'n.
چون آدم دست‌ها رو محکم میگیره تا خودش رو گم نکنه.
Aber bist du bei mir, will alles in mir nur weiterzieh'n.
اما وقتی تو کنارمی، تمام وجودم فقط میخواد به راهش ادامه بده.
Leb ein'n andern Traum.
یه رؤیای دیگه رو زندگی کن.
Wache nicht neben dir auf.
کنار تو از خواب بیدار نمیشم.
Würde gerne geh'n. Gebe dich auf.
دوست دارم برم. از تو دست میکشم.
Wenn du mich liebst, wenn du mich siehst.
اگه دوستم داری، اگه منو میبینی...
Lass mich geh'n. Du bist so ersetzbar.
بذار برم. تو به‌راحتی قابل جایگزینی.
Alles, was du liebst, lieben andere viel echter.
هر چیزی که تو دوست داری، دیگران خیلی واقعی‌تر دوستش دارن.
Dieses Leben bietet mehr, als du entdeckt hast.
این زندگی بیشتر از چیزی که کشف کردی، برای ارائه داره.
Aber davon nimmst du nichts wahr.
اما تو هیچ‌چیز از اون رو درک نمیکنی.
Will nie mehr in dein'n Arm'n wein'n.
دیگه هیچ‌وقت نمیخوام توی آغوشت گریه کنم.
Liebe mehr, als du weißt.
بیشتر از چیزی که فکر میکنی دوستت دارم.
Fühle mich so frei.
احساس میکنم خیلی آزادم.
Ohne dich ist alles so leicht.
بدون تو همه‌چیز این‌قدر آسونه.
Will nie wieder lieben.
دیگه هیچ‌وقت نمیخوام عاشق بشم.
Ohne mich zu lieben.
بدون اینکه خودم رو دوست داشته باشم.
گرامرهایی که توی این آهنگ قایم شدن:
🤩dass + Nebensatz
🤩بعد از dass، فعل صرف‌شده به آخر جمله میره.

🤩Perfekt
hast + versprochen
hab + geweint
🤩haben/sein + Partizip II

🤩wenn
کلمه wenn میتونه برای شرط یا موقعیت تکرارشونده استفاده بشه و در جمله‌ی وابسته، فعل به آخر میره.

🤩warum ... dann ...?
Warum ist es dann nicht leicht?
🤩اینجا dann معنی «پس / در این صورت» میده.

🤩man
🤩کلمه man یعنی «آدم / انسان / کسی» و برای صحبت کلی درباره افراد استفاده میشه. مثلاً:
Man lernt aus Fehlern.
آدم از اشتباهاتش یاد میگیره.

🤩um ... zu + Infinitiv
... um sich nicht zu verlieren.
... تا خودش رو گم نکنه.
🤩برای بیان هدف:
Ich lerne Deutsch, um in Deutschland zu studieren.
آلمانی میخونم تا در آلمان تحصیل کنم.

🤩sich verlieren گم شدن / خود را گم کردن :
um sich nicht zu verlieren
🤩چون sich ضمیر بازتابیه

🤩bei + Dativ
Bist du bei mir?
کنار من هستی؟
🤩bei mir = پیش من / کنار من
bei mir
bei dir
bei ihm/ihr

🤩lassen + Akkusativ + Infinitiv
Lass mich gehen.
بذار برم.
Lass mich schlafen.
بذار بخوابم.
Lass ihn reden.
بذار حرف بزنه.

🤩Relativsatz با was
Alles, was du liebst...
هر چیزی که دوست داری...
🤩اینجا was به alles برمیگرده. ساختار:
Alles, was du liebst, ...
و فعل در جمله‌ی موصولی به آخر میره:
was du liebst

🤩mehr ... als بیشتر ... از :
Das ist mehr, als ich erwartet habe.
این بیشتر از چیزیه که انتظار داشتم.

🤩etwas wahrnehmen
davon nimmst du nichts wahr
🤩wahrnehmen = متوجه شدن / درک کردن / دریافت کردن
nichts wahrnehmen متوجه هیچ‌چیز نشدن

🤩ohne + Akkusativ
Ohne dich ist alles so leicht.
بدون تو همه‌چیز خیلی آسونه.
🤩حرف اضافه ohne همیشه Akkusativ میگیره.

🤩ohne ... zu + Infinitiv
Ohne mich zu lieben.
بدون اینکه خودم رو دوست داشته باشم.
Er geht, ohne etwas zu sagen.
او میرود بدون اینکه چیزی بگوید.

🤩festhalten
Hände festhalten دست‌ها را محکم گرفتن
🤩فعل festhalten جداشدنیه.
Ich halte deine Hand fest.

🤩weiterziehen
به مسیر ادامه دادن / رفتن و ادامه دادن
🤩در اینجا استعاریه:
Alles in mir will weiterziehen.
تمام وجودم میخواد به راهش ادامه بده.

🤩aufgeben
تسلیم شدن / دست کشیدن از چیزی یا کسی
Ich gebe dich auf.
از تو دست میکشم.
🤩فعل aufgeben جداشدنیه‌.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
𝖣𝖾𝗋 𝖾𝗋𝗌𝗍𝖾 𝖲𝖼𝗁𝗋𝗂𝗍𝗍 !
📖همیشه دوست داشتی آلمانی رو شروع کنی
ᅠᅠولی نمیدونی از کجا؟

این مینی‌دوره دقیقاً برای کساییه که صفرِ صفرن و میخوان ببینن یادگیری آلمانی براشون مناسبه یا نه. چیزایی که تو دورهٔ "اولین قدم" یاد میگیری:
‌͏ ͏ ͏ ͏ ‌͏ ͏ ͏الفبای آلمانی و تلفظ صحیح حروف
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌یادگیری حروف مرکب
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌انواع سلام، احوالپرسی و خداحافظی
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌معرفی خودمون به آلمانی
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌پرسیدن و گفتن اسم، سن و شغل
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌انواع افعال در زبان آلمانی
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌صرف فعل و انواع ساختار جملات
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌جمله‌سازی با ۴ فعل پرکاربرد
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌یادگیری آسان اعداد ۰ تا ۱۰۰
‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌اولین مکالمات واقعی و روزمره آلمانی
همراه پشتیبانی، رفع اشکال و دسترسی ابدی به دوره.

🌸رضایت‌ـهای قشنگتون رو هم اینجا مشاهده کنید.

مطالب همین کلاس رو خیلی از آموزشگاه‌ها توی چندین جلسه تدریس میکنن و بابتش هزینه زیادی میگیرن. با کلاس‌های خودمم مقایسشون کنم، یک ترم به این مباحث پرداخته میشه :))))
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اما شما خوشگلا میتونید بجای 250 ت فقط و فقط با هزینه 89 ت ثبت نام کنید!!!!
لینک ورود به کلاس رو دریافت کنید و بلافاصله از مطالب کلاس استفاده کنید🩷 ‌ظرفیتشون محدوده چون پشتیبانی، رفع اشکال و پاسخ به سوالاتتون مستقیماً با خودمه و نمیخوام کیفیت فدای تعداد بشه :)))
برای ثبت‌نام "اولین قدم" رو به @DeutalksAd بفرستید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگه مدت‌هاست میخوای یه زبان جدید رو شروع کنی ولی هزینه آموزشگاه‌ها خیلی بالاست‌‌.. این مینی‌دوره برای یه آشنایی جمع‌وجور با آلمانی عالیه 😊 یه فرصت خوبه قبل از اینکه کلی وقت و هزینه بذاری، ببینی اصلاً با این زبان ارتباط میگیری یا نه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM