سرزمین مادری، رویای اجدادی کجاست؟
مردم این شهر میپرسند آبادی کجاست؟
ما به گرد خویش می گردیم، اه ای ساربان!
آرمان شهری که قولش را به ما دادی کجاست؟
ای رسول عقل، ما را بگذران از نیل شک
گر تو موسی نیستی موسای این وادی کجاست؟
خنده های عیش ما جز "خود فراموشی" نبود
این هم از "مستی" که فرمودی بگو شادی کجاست؟
باد در فکر رهایی روی آرامش ندید
راه بیرون رفتن از زندان آزادی کجاست؟
For my Yeonjunie;
شب به روی جاده نمناک
سایه های ما ز ما گویی گریزانند
دور از ما در نشیب راه
در غبار شوم مهتابی که میلغزد
سرد و سنگین بر فراز شاخه های تاک
سوی یکدیگر به نرمی پیش میرانند
شب به روی جاده نمناک
در سکوت خاک عطرآگین
ناشکیبا گه به یکدیگر میآویزند
سایه های ما...
همچو گلهایی که مستند از شراب شبنم دوشین
گویی آنها در گریز تلخشان از ما
نغمه هایی را که ما هرگز نمیخوانیم
نغمه هایی را که ما با خشم
در سکوت سینه میرانیم
زیر لب با شوق میخوانند
ای بسا پرسیده ام از خود
"زندگی آیا درون سایه هامان شکل میگیرد؟"
"یا که ما خود سایه هایِ سایه هایِ خویشتن هستیم؟"
For you;
تو در چشم من همچو موجی
خروشنده و سرکش و ناشکیبا
که هر لحظه ات میکشاند به سویی
نسیم هزار آرزوی فریبا
تو موجی
تو موجی و دریای حسرت مکانت
پریشان رنگین افق های فردا
نگاه مه آلوده ی دیدگانت
تو دائم به خود در ستیزی
تو هرگز نداری سکونی
تو دائم ز خود میگریزی
چه میشد خدایا
چه میشد اگر ساحلی دور بودم
شبی با دو بازوی بگشوده ی خود
تو را میربودم، تو را میربودم
For you;
Forwarded from Cherry stains
Limit:10