𝒟ℯℯ℘ 𝒾𝓃𝓈𝒾𝒹ℯ
و من در آغوشت به نغمه ی قلبت گوش فرا میسپارم که اهنگ مورد علاقه ی من است... و میان این همه آرامش در درون من ترسی است؛ ترسی از مرگ، از باید ها و نباید ها و از آینده ای که در ذهن من مانند تراژدی ای با طعم ترس شکل گرفته. اما من به افکارم سر و سامان میدهم، …
حقیقتا عاشقانه نوشتن به من نیومده-
👎6
همیشه برای عشق بهایی باید پرداخت که تنهایی بخشی از آن است
_فلسفه ی تنهایی
_فلسفه ی تنهایی
او در ازدحام جمعیت، از مردم میگریزد. مازوخیسم ندارد اما خودش را با افکارش شکنجه میدهد؛ البته خیلی وقت بود که به دلش سر نزده است...
و او فکر میکرد، هر چه بیشتر فکر میکرد بیشتر با حقیقت های تلخ اشنا میشد و هر چه بیشتر اشنا میشد بیشتر در باتلاق افسردگی اش دست و پا میزد و فرو میرفت.
نمیدانم کی تصمیم گرفت بجای دست و پا زدن در باتلاق افسردگی آرام بگیرد و در انتظار باشد و الان تقریباً هیچ کورسوی امیدی برایش نمانده است.
حتی اگر هم از این باتلاق جان سالم به در ببرد ، در بین اشک هایش خفه خواهد شد.
از زمانی که از بلندای نگاه آن شخص افتاد بال های زیبایش شکسته اند، صورتش استخوانی شده است چون تنها چیزی که از آن موقع خورده است بغضش بوده...
کم کم دست هایی از زیر می آیند و به فرو رفتنش سرعت می بخشند دست های هیولایی به اسم "آرزوی مرگ"
_مِلودی
و او فکر میکرد، هر چه بیشتر فکر میکرد بیشتر با حقیقت های تلخ اشنا میشد و هر چه بیشتر اشنا میشد بیشتر در باتلاق افسردگی اش دست و پا میزد و فرو میرفت.
نمیدانم کی تصمیم گرفت بجای دست و پا زدن در باتلاق افسردگی آرام بگیرد و در انتظار باشد و الان تقریباً هیچ کورسوی امیدی برایش نمانده است.
حتی اگر هم از این باتلاق جان سالم به در ببرد ، در بین اشک هایش خفه خواهد شد.
از زمانی که از بلندای نگاه آن شخص افتاد بال های زیبایش شکسته اند، صورتش استخوانی شده است چون تنها چیزی که از آن موقع خورده است بغضش بوده...
کم کم دست هایی از زیر می آیند و به فرو رفتنش سرعت می بخشند دست های هیولایی به اسم "آرزوی مرگ"
_مِلودی
❤6
«ترس از عشق ترس از زندگی است و آن هایی که از زندگی میترسند، پیش از مرگ مُرده اند»
آدم ها یک زمانی
در یک جایی
ناخواسته خودشان را جا می گذارند
و می روند.
- ساموئل بکت
در یک جایی
ناخواسته خودشان را جا می گذارند
و می روند.
- ساموئل بکت
من آدم ساکتی هستم اما یه ذهن پر از حرف های نگفته دارم که همیشه درحال آواز خوندنه، با غریبه ها تو خیابون حرف میزنه و از ساخت سناریو های جعلی دست برنمیداره
✉️ ~ از طرف یه INFP
✉️ ~ از طرف یه INFP
👍5
Forwarded from دهه هشتادیا
من به تک تک رفتارهاتون فکر میکنم، به جزئی ترین نگاهتون فکر میکنم، به لحنتون فکر میکنم، به حرفاتون فکر میکنم، به احساساتتون فکر میکنم، به خصوصیاتتون فکر میکنم…
من حواسم به همه چیز هست و دقیقا غم انگیز ترین بخش زندگیم همینجاست.
@Dhei80 ~مینا~
من حواسم به همه چیز هست و دقیقا غم انگیز ترین بخش زندگیم همینجاست.
@Dhei80 ~مینا~