𝒟ℯℯ℘ 𝒾𝓃𝓈𝒾𝒹ℯ
4 subscribers
19 photos
4 videos
پناهگاهی برای فرار از انسان ها.

http://t.me/HidenChat_Bot?start=2007492342
..
Download Telegram
بغض؛ طغیان درد ها درون قلب.
تصمیم دارم از زندگی بکشم کنار بدم به معدم جای من زندگی کنه
خیلی اصرار داره تو همه مسائل شرکت کنه ...
𝒟ℯℯ℘ 𝒾𝓃𝓈𝒾𝒹ℯ
Ismail – Closed Doors
Yes, I look happy, happy all the time
But you don't see me, see me when I cry
چو تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید.
ینی چی که اخرش میمیرم و نمیتونم ماهو بغل کنم؟
و من در آغوشت به نغمه ی قلبت گوش فرا می‌سپارم که اهنگ مورد علاقه ی من است...
و میان این همه آرامش در درون من ترسی است؛
ترسی از مرگ، از باید ها و نباید ها و از آینده ای که در ذهن من مانند تراژدی ای با طعم ترس شکل گرفته.
اما من به افکارم سر و سامان میدهم،  محکم تر به اغوشت میکشم و کم‌کم با گرمای وجودت آب میشوم...
_مِلودی
6
هیممم
6
همیشه برای عشق بهایی باید پرداخت که تنهایی بخشی از آن است
_فلسفه ی تنهایی
از الان منتظرم ۷ فروردین ۱۴۰۵ بشه برم بیرون.
🌚5
𝒟ℯℯ℘ 𝒾𝓃𝓈𝒾𝒹ℯ
هیممم
حس میکنم برای ارت بودن زیادی نوده🥲😂
❤‍🔥8
به امضای مسخرمم توجه نکنید-
او در ازدحام جمعیت، از مردم می‌گریزد. مازوخیسم ندارد اما خودش را با افکارش شکنجه میدهد؛ البته خیلی وقت بود که به دلش سر نزده است...
و او فکر میکرد، هر چه بیشتر فکر میکرد بیشتر با حقیقت های تلخ اشنا میشد و هر چه بیشتر اشنا میشد بیشتر در باتلاق افسردگی اش دست و پا میزد و فرو میرفت.
نمیدانم کی تصمیم گرفت بجای دست و پا زدن در باتلاق افسردگی آرام بگیرد و در انتظار باشد و الان تقریباً هیچ کورسوی امیدی برایش نمانده است.
حتی اگر هم از این باتلاق جان سالم به در ببرد ، در بین اشک هایش خفه خواهد شد.
  از  زمانی که از بلندای نگاه آن شخص افتاد بال های زیبایش شکسته اند، صورتش استخوانی شده است چون تنها چیزی که از آن موقع خورده است بغضش بوده...
کم کم دست هایی از زیر می آیند و به فرو رفتنش سرعت می بخشند دست های هیولایی به اسم "آرزوی مرگ"

_مِلودی
6
او را مجموعه ای از تناقض ها کامل میکرد...
«ترس از عشق ترس از زندگی است و آن هایی که از زندگی میترسند، پیش از مرگ مُرده اند»