هرانک- HARANAK
150 subscribers
135 photos
25 videos
8 files
52 links
یادداشتهایی درباره فلسفه وادب ،فرهنگ
.ضیا رشوند
#کسی که بی خانمان است در نوشتن منزل می کند
Download Telegram
زندگی
عمر کردن نیست،
بلکه "رشد" کردن است
عمر کردن کاری است که از همه‌ی حیوانات برمی‌آید.
اما رشد کردن هدف والای انسان است
که عده‌ی معدودی می‌توانند ادعایش را داشته باشند.

✍️ جورج برنارد شاو
🌹
✍🏻 ابوذر شريعتي اگر همه‌چیز و همه‌کَس همیشگی بودند دیگر هیچ زیبایی و جذابیتی نداشتند.

اگر آدمی هرگز نمی‌مرد بلاشک به ملالی جان‌سوز می‌رسید که یک دم او را رها نمی‌کرد.

باور کنید حق با آن شاعر یونانی است که می‌گفت خدایان حسرت فانی بودنِ ما را می‌خورند.

مرگ زیبایی و ارزشمندیِ حال و لحظاتِ اینجایی‌واکنونی را تعیین می‌کند.
بدون مرگ تمامی تفاوت‌ها و انگیزه‌ها نیز از میان می‌رفت و زندگی سراسر تعویق می‌شد و اهمال!

یعنی چه؟
به‌طور مثال در دنیایی که مرگ نیست اگر الف عاشق جیم باشد، اگر الف هیچ‌گاه برای داشتن جیم هیچ تلاشی هم نکند، هیچ‌وقت دیر نخواهد شد! هیچ‌وقت جیم از دست نخواهد رفت! او همیشه جوان است و همیشه هم هست! پس اگر امروز نشد فردا اگر فردا نشد پس فردا و ...

دقت کردید؟ تمام زندگی بواسطه‌ی جاودان بودن به تعویق می‌افتاد. حتی اگر به تعویق هم نمی‌افتاد آن ارزش و انگیزه‌ای که عشق و چیزهای دیگر در دنیای فانیان دارد را نخواهد داشت چرا که همه چیز همیشگی است و قرار نیست چیزی تغییر کند یا از دست برود.

در این صورت لزومی برای "با تمام وجود ارزش قائل شدن برای آخرین بوسه یا قرار عاشقانه" یا "قدر جوانی و یا بودن در کنار عزیزان و خانواده و خاطرات و باهم بودن‌ها و اصولا یکدیگر را دانستن" نیز نخواهد بود چرا که همه‌چیز ابدی است و تکرار پذیر و هیچ‌وقت برای هیچ‌چیز و هیچ‌کار و هیچ‌دیدار و ملاقاتی دیر نخواهد شد!

در چنین دنیای بی‌‌مرگی اساسا "وقت" و "زمان" از بیخ‌وبن نابود شده و هرگونه ارزش و هیجانی که بدان بستگی داشت نیز از بین خواهد رفت!

باری دنیای بی‌مرگ، دنیای سخت و زمخت و بی‌روح و بی‌معنایی‌ست و دقیقا به همین جهت بود که یونانیان می‌گفتند:

"خدایان بر فانی بودنِ ما رشک می‌ورزند"

و اینجا و در همین نضج و سیاق است که آن تامل ارزشمند و حکیمانه‌ی بلانشو معنی پیدا می‌کند:

"زندگی وقتی دیدنی است که از پشت عینک مرگ دیده شود.
ما باید مردن را بیاموزیم،
یادگیری مردن و مرده بودن یعنی در جستجوی زندگی کامل بودن."
✍🏻روتخر برخمان زماني اعتقاد داشتم كه اخبار براي پيشرفت مفيد است .اين يكي از وظايف شهروندي شماست كه روزنامه بخوانيد و اخبارشبانه را پيگيري كنيد .هرچه بيشتر اخبار را دنبال مي كنيم آگاه تر مي شويم و دموكراسي سالم تري خواهيم داشت.اين همان كاري است كه والدين به بچه هاي خود توصيه مي كنند اما دانشمندان به نتايج متفاوتي رسيده اند.طبق ده ها مطالعه : اخبار خطري براي بهداشت روان انسان ها محسوب مي شود.
دلهره‌ی انسان "قضاوت شدن" است.
حیوانات و کودکان را دوست داریم، چون داوری نمی‌کنند.

- آلبر کامو.
فقط هنرمندان برای هم دنیایی را خلق می‌کنند که می‌شود در آن زندگی کرد دی. اچ. لارنس
آدم دو بار پیر می‌شود، یک بار ناگهانی و یک‌شبه، یک بار کند و تدریجی، بی‌آنکه متوجه شود؛ یک بار زیادی زود و یک بار زیادی دیر

مارگریت دوراس
🔸 در نروژ هر کس کتابی بنویسد دولت 1000 نسخه از نویسنده آن می خرد و در اختیار مردم قرار می دهد با این روش هم سطح مطالعه مردم و هم انگیزه نویسندگان برای نوشتن بیشتر میشود.
دوربين درلحظه صحنه اي از همزماني حرير ابر بر آسمان درياچه اوان ثبت كرده كه بسيار زيبا و خيال آميز است .
✍️ دكتر اکبر جباری

🖊 شکاکیت؛
توانایی‌ای که برخی مادرزادی فاقد آن‌اند!


▪️شک در «شناخت، افکار و باورها»، نوعی توانایی‌ست که باتوجه به یافته‌های علمی امروز، می‌توان گفت: برخی بطور مادرزاد، فاقد آن هستند و اساسا مفهومی به نام "شک" در مقولات فاهمه ایشان وجود ندارد.

▪️فقدان این توانایی، مانند فقدان مثلا فلان عضو در بدن زنان یا مردان است. این گروه از آدم‌ها، چون فاقد این توانمندی هستند، در مواجهه با شکی که دیگران پیش روی آنها می‌گذارند، دچار تشویش و اضطراب می‌شوند.

▪️گمان نبرید که واکنش همه آدم‌ها به شک و تردیدی که اندیشمندان و اهل علم پیش روی‌ ایشان می‌نهند، می‌بایست توام با تفکر و تامل باشد. خیر؛ کسانی که فاقد توانمندی شک هستند، در مقابل تردیدهای اهل علم، دچار اضطراب‌ و وحشت و خشم می‌‌شوند.

▪️ این دسته از آدم‌ها، حتی وقتی روی باز به شک نشان می‌دهند، برای این است که بتوانند پس از آن، به یقین و اطمینان قوی‌تر و محکم‌ترین برسند؛ کلیشه عوام‌پسندی هم دارند که مدام تکرار می‌کنند: «شک منزل خوبی نیست، بل مسیر خوبی است». این کلیشه به شکل دقیق و کاملی اضطراب این آدم‌ها را نشان می‌دهد.

▪️برای اینها زندگی طولانی و همیشگی در شک قابل تصور نیست. نمی‌توانند تصور کنند که چگونه یک انسان قادر است همه عمرش در شک باشد!

▪️ واضح است که اینجا از شک در باورها و اعتقادات سخن می‌گوییم، نه از پارانوئید که نوعی اختلال سایکولوژیک است. آدم‌هایی که فاقد توانایی شک کردن هستند، فکر می‌کنند زندگی مطلوب در یقین و اطمینان در باورها حاصل می‌شود. حال آنکه نمی‌دانند و نمی‌توانند بدانند که کسی که بطور مستمر در شک نسبت به باورها زندگی می‌کند، نه تنها زندگی بهتری دارد، بل زندگی با چنین فردی هم بسیار دلنشین است.

▪️ حتی آدم‌هایی که قاقد توانایی شک هستند، عملا در کنار آدمی‌ که همواره نسبت به باورهای خود شک دارد، زندگی بهتری خواهند داشت؛ چراکه چنین آدم دائم الشکی، هیچ اصراری ندارد که حرفش حق است و همیشه این آمادگی را دارد که حق را به طرف مقابلش بدهد.

▪️آدم کثیرالشک، هیچ تعصبی نسبت به اندیشه و اعتقادش ندارد و به جای تعصب نسبت به باورهایش، احترام و ادب و نزاکت را ارج می‌نهد.

▪️تلاش کنیم اگر خود فاقد این توانایی هستیم، به آدم‌هایی که واجد این توانمندی هستند بیشتر احترام بگذاریم.
👍3
✍🏻درهواي زادگاه هم الموت ❇️ ضيا رشوند عم قزي بيا برويم سايه سار درخت زالزالك مان . بيا برويم كمي چاي نوش كنيم .براي امروز مان گندم چيدن بس است .نگاه نودر زمين را . همه علف چينان راهي آبادي شدند. همه مي روند شارود تن شان را به آب بزنند. همه مي روند شا ميوه و شاتوت بخورند . عم قزي ،بيا برويم سايه سار زالزالك . بيا ما هم مثل مردمان آبادي راهي بشويم . نودر زمين خالي شد. ديگر علف چيدن لذت بخش نيست .ديگر بوي تند گوشيل و پاله شوري نمي افكند . عم قزي ، لوك هاي علف مان را بشمار .امروز چقدر علف چيديديم .ننه صاحبه حتما سئوال خواهد كرد .سي سال است كه تو لوك هارا مي شماري . تو بشماردن مرا قبول نداري .مي گويي : ميرزا همان نقل بگويي بهتراست .همان تخيل كني برايت بهتر است .عم قزي بلندشو آفتاب ساعت دوي بعدظهر نشان مي دهد .به قول اهالي شما سنگين كارين .دست به كار مي برين خدا داند كي دست بكشين . تو اين سالها هميشه اين جور بوديم . تو بيشتر كاركردي من هم كمي كار كمي تخيل .باهم اين راه را طي كرديم .
👍1
✍🏻ابوذر شريعتي به زعم من در زمانه‌ای که همه با کلیشه‌های چندش‌آور و یا به‌رخ کشیدن تیپ و نوع پوشش و خالکوبی و وسایل برند و خلاصه سبک زندگی‌ خودشان به عنوان متفاوت‌ترین و خاص‌ترین سبک زندگی که با سایر افراد و مردم فرق می‌کند و به‌همین جهت آن‌ها را ویژه می‌کند و از معمولی بودن در میاورد، ما باید معمولی‌ترین نسخه‌ی خودمان را در جامعه و اجتماع پیش بکشیم و از "معمولی" بودن هراسی نداشته باشیم و آن را برخلاف باور و عقاید کلیشه‌ایِ شل‌مغزهای مثلا متفاوت، عیب و ننگ و بی‌کلاسی و بی‌ارزشی تلقی نکنیم.

نه تنها معمولی بودن را حقارت ندانیم بلکه متوجه باشیم که قاطبه‌ی مطلقِ انسان‌ها، معمولی‌اند و زندگی‌ای معمولی دارند.
👍3
فف
✍🏻درباره ارغوان شاعر چه خوب شبيه سازي كرده است .اين متفاوت ديدن هنر شاعر است .و شعر را درساحت انديشه و احساس جاري مي كند .نزديك يك دهه است شعرهاي ارغوان (خانم مرضيه عطايي) را مي خوانم و هميشه از خواندن شان لذت وبهره برده ام . يكي از جنبه هاي اصيل زيستن نگاه شاعرانه به جهان است . زيستني كه همواره پيوند بين آدميان و جهان و طبيعت را متذكر مي شود .خيلي ها دم پنجره اتاق شان گل و شكوفه ديده اند اما حس گلدوزي پنجره را نكرده اند فقط شاعر مي تواند چنين احساسي بيافريند و با مخاطبش به اشتراك بگذارد آدرس تلگرام ايشان :https://t.me/marziehataie_arghavan
👍2
چه خبر است طوفان پیام تسلیت ها و همدردیها درسوگ کوچ ابدی شاعر احمدرضا احمدی درشبکه های اجتماعی .اینکه این جور پست ها خوب و بداست قضاوت نمی کنم .اما چندنفری تکه شعری از این شاعر بیاد دارند یا چندنفر کتاب‌های این شاعر را خوانده اند. ودرکتابخانه شخصی خود دارند .
مرگ از اقتضائات عالم است وبرای همه کس وهمه چیز اتفاق می افتد گمنام یا مشهور خواهیم رفت .مرگ شاعر دردناک نیست .ناشناخته بودنش درجامعه ایرانی تاسف انگیز است .
شاعرانه زیستن وشاعرانه نگاه کردن به عالم سنتی است که شاعر درشعرهایش،یادآور می شود .همان اندیشه اصیل که درزمانه ما گم وکم رنگ است .
👏3👍2
Forwarded from الموت من
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from م. د
✍️ احمقانه‌ترین خواستۀ بشر این است که انتظار دارد با تکرار روش‌های همیشگی‌اش به نتایج متفاوت برسد...!

#روجین
👍2
Forwarded from الموت من
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
توسعه نیافتگی ما مبنای فلسفی دارد نه مبنای تاریخی .به عبارتی ما با دور باطل توسعه نیافتگی کشورمان روبه ایم برای تشریح وچرایی این وضعیت فیلسوفان بایستی دست بکارشوند ازجمله .متفکرانی که دراین سالها درباره توسعه نیافتگی و آینده کشور با رویکرد فلسفی مقاله وکتاب نوشته و سخنرانی کرده است فیلسوف رضا داوری اردکانی است.
دعوت به خوانش وفهم آثار او ضروری به نظر می رسد تا از از رهگذر گفتمان توسعه نیافتگی ایران با نگرش فلسفی برای مدیران وسیاستمداران ایران که دغدغه توسعه دارند نگرش و راه چاره ای باز شود
👍1
✍️ مجتبی لشکربلوکی

🖊نامه را از زیر در بِنداز تو!


جوان بودم و در رشته مدیریت صنعتی درس می‌خواندم، اما به مباحث ملی و توسعه کشور علاقه‌مند بودم. پرس و جو کردم، گفتند استادی تازه از آمریکا آمده، جوان است و با سواد و حرف‌های نو دارد؛ برو پیش او. کلاسش را پیدا کردم، بعد از کلاس، پیش او رفتم. به او گفتم که من نیازمند راهنمایی هستم و به این موضوعات علاقه‌مند. به من گفت: «برای آنکه با تو ملاقات کنم برو برنامه‌‌ات برای ۲۵ سال آینده‌ خودت را بنویس و از زیر در نامه را بنداز داخل اتاق. من برنامه ۲۵ ساله‌ات را می‌خوانم و سپس وقت ملاقات می‌دهم.» برایم بسیار تکان‌دهنده بود! ۲۵ ساله آینده!؟ تا حالا اصلا به چنین چیزی فکر نکرده بودم، اما این شرط باعث شد که چنین کنم. نوشتم و زیر در انداختم. خواند و وقت ملاقات داد و راهنمایی‌ام کرد. مسیر تحصیلات من به گونه‌ای پیش رفت که در دوره دکتری، مدیریت توسعه خواندم.
آنچه خواندیم، خاطره‌ای بود از دکتر ابراهیم شیخ، که بعدها شد معاون شهردار تهران و اما آن استاد که بود؟ دکتر محمود سریع القلم.

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
این نحوه کُنش دکتر سریع القلم سه درس و پیام برای همه ما دارد:

۱) کسانی که به فکر توسعه ایران هستند، اول باید خودشان توسعه‌ یافته باشند. به تعبیر خود او، برای توسعه ایران نیازمند یک مجموعه قابل‌قبول از الیت (elite: نخبگان فکری و ابزاری) هستیم. کسانی که قدرت محاسباتی و تعاملاتی بالایی دارند، می‌توانند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری درست انجام دهند، به مناسبات جهانی مسلط هستند و در کل توانمندی‌های شخصی بالایی دارند. او یکی از دلایل توسعه‌نیافتگی ایران را عدم وجود الیت‌های متشکل، منسجم و موثر می‌داند.

۲) کسانی که به صورت بلندمدت به فکر ایران هستند، اول باید خودشان نگاه و افق بلندمدت داشته باشند. نمی‌شود برای ۱۰ تا ۳۰ سال آینده ایران سخن بگویی اما افق فکری خودت از یک هفته تجاوز نکند. او از دیرباز، «شخصیت ایرانی» را یکی از دلایل توسعه‌نیافتگی می‌داند. او در یکی از مقاله‌هایش نوشته است: «توسعه، انسان ویژه می‌خواهد. نمی‌توان هم توسعه را خواست و هم نامنظم بود. توسعه‌یافتگی؛ ذهن علمی، شخصیت کاری و انسان مسئولیت‌پذیر و قاعده‌مند می‌خواهد.»
ایشان نوشته‌ای دارد به نام سی ویژگی ایران مطلوب. او می‌نویسد: «انسان ایرانی مطلوب، کسی است که مسئولیت کوتاهی‌ها و اشتباهات خود را با صراحت می‌پذیرد، آنقدر قابل پیش‌بینی است که دیگران به او اعتماد می‌کنند، آنقدر نیاز‌های خود را معقول کرده‌ که از دروغ گفتن بی‌نیاز شده است، اگر در قراری یک دقیقه دیر کند از میزبان عذرخواهی می‌کند و محال است آشغالی به زمین بریزد یا به بیرون پرت کند.» در همین چند ویژگی تاکید بر نظم، مسئولیت‌پذیری، قاعده‌مندی و انتقادپذیری را می‌توانید ببیند.

۳) و آموزه سوم و البته مهم‌ترین آموزه: برای معلم بودن، نیازی نیست که شما کلاسِ درس داشته باشید. هر رفتار شما می‌تواند یک درس یا یک کلاسِ درس باشد. او با چنین رفتاری نشان داد که می‌توان و باید «معلم بی‌کلاس» بود. معلمی که برای تربیت روح و اندیشه و شخصیت، دیگر معطل کلاس و تدریس رسمی نیست.

من از معلمان بی کلاس بسیار آموخته ام:

از راننده ای که به من انصاف را آموخت. همکاری که به من یاد داد دقیق باشم. مدیری که باعث شد منظم شوم. پاکبانی که وجدان کاری را به من آموزاند. تعمیرکاری که صداقت را برایم برجسته کرد. سیاست‌مداری که معذرت خواهی کرد و مدرسی که به نادانی اش اعتراف می کرد و یاد گرفتم که اشکال ندارد ندانم و خطا کنم، اشکال اینجاست که به خطا و نادانی خود اعتراف نکنم. معلمان بی کلاس تسهیل گر و کنشگر توسعه اند.
👍4
Forwarded from الموت من
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM