هرانک- HARANAK
150 subscribers
135 photos
25 videos
8 files
52 links
یادداشتهایی درباره فلسفه وادب ،فرهنگ
.ضیا رشوند
#کسی که بی خانمان است در نوشتن منزل می کند
Download Telegram
قانون ۱۵ دقیقه چیست؟

این قانون به قدرت تغییرات کوچک اشاره دارد!

ساموئل اسمایلز ، مولف کتاب اخلاق و اعتماد به نفس، بر این اعتقادست که تکرار کارهای کوچک نه تنها شخصیت انسان را میسازد بلکه شخصیت ملت ها را تعیین می کند.

۱- اگر روزی ۱۵ دقیقه را صرف خودسازی کنید در پایان یک سال، تغییر ایجاد شده در خویش را به خوبی احساس خواهید کرد.

۲-اگر روزی ۱۵ دقیقه از کارهای بی اهمیت خویش بکاهید، ظرف چند سال موفقیت نصیبتان خواهد شد.

۳- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به فراگیری زبان اختصاص دهید از هفته ای یک بار کلاس زبان رفتن بهتر است.

۴- اگر روزی ۱۵ دقیقه را به پیاده روی سریع اختصاص دهید از هفته ای چند بار به باشگاه ورزشی رفتن، نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.

۵- اگر روزی ۱۵ دقیقه مطالعه و سلول های خاکستری خویش را درگیر کنید؛ به پیشرفت های عظیم یادگیری دست خواهید یافت.

زیبایی روش یا قانون ۱۵ دقیقه در این است که آنقدر کوتاهست که هیچ وقت به بهانه ی این که وقت ندارید آن را به تاخیر نمی اندازید.
شمارش کشتیهای بوسفور احتمالا عادت عجیبی بود .اما وقتی آن را با دیگران درمیان گذاشتم ،متوجه شدم که درمیان استانبولیها با هر سن و سال عمومیت داشت.درطول یک روز عادی عده زیادی از ما به طور منظم پشت پنجره ها یا داخل ایوان ها می رویم تا شمارش کنیم و این کارا به این منظور انجام می دهیم که به مفاهیمی از فاجعه ،مرگ و حادثه اسف بار دست پیدا کنیم که چه بسا به تنگنایی منجرشود که زندگی مان را زیر رو کند. اورحان پاموک
استانبول که بعضی از مناظرش درجهان جزء زیباترین هاست به صحنه تئاتری میماند که بهتراست از سالن تماشا شود تا محله های فقرزده و گاه کثیف گوشه وکنار های صحنه از نظر دوربمانند: اورهان پاموک
✍️به بهانه برف امروز
ننه می گفت :
اگر می خواهیم برف ببارد وقتی برف آمد باید برف بخوریم . به این جمله ننه و سایر اهالی باور عمیق داشتند اولین برف که بر پیش بام خانه می نشست .ننه کاسه های چینی را پربرف و شیره توت را قاتیش می کرد و مشغول خوردن می شدیم . و این سنت زمستانی روزهای گذشته ما الموتی ها بود . که برف را قدر می دانستیم وبا برف شیرینی زندگی امان را دوچندان می کردیم این روزها که زمستان برگشته و برف بر سر وروی شهر می بارد باید برف خورد باید برف را مزه کرد وچشید تا دوباره وچندباره بر سر و روی کوه دشت و شهر ببارد
زمستان به ما رو کرده ✍🏻این روزها که بارش برف زیبا را بر سر و روی شهر قزوین می بینم درمی یابم که زمستان بعداز چهارده سال به ما رو کرده است .بعدسال 1386 ما با برف مواجه نداشتیم و دراین سالها نه برودتی داشتیم نه برف و بورانی .زمستان از ما روی برگردانده بود .این روی برگرداندن براي ما غالبا سوال شده بود : چرا زمستان ،زمستاني نمي كند؟ مقايسه مي كرديم مي ديديم بهار، تابستان و پاييز درهيات خودشان ظاهر مي شوند اما زمستان درهيات زمستان ظاهر نمي شود و بقولي : اين زمستان آن زمستان ها كه ديديم و تجربه كرديم ،نيست و دراين سالها در پس پرده رفتگي زمستان براي همه ما سوال شده بود: زمستان روبرگردانده است .واقعيت اين است كه زمستان مادر فصل هاست اگر زمستان خوبي داشته باشيم بي شك بهار و تابستان و پاييز شكوفايي خواهيم داشت . دراين روي آوردن زمستان ،بي شك رونق و شكوفايي درباغ و مزرعه و چشمه و زمين هاي مان است كه بايستي قدردان بود و به وسع خويش حواسمان به مادر زمين باشد در كمتر آلوده كردنش متعهد باشيم
کشف عجیب دانشگاه هاروارد که دنیای شما را عوض می‌کند

💢 نتایج یک مطالعه طولانی دانشگاه هاروارد به رهبری پروفسور رابرت والدینگر و پروفسور مارک شولز،که دلایل پیشرفت انسان‌ها در زندگی را از دهه ۱۹۳۰ بررسی کرده است، پس از دهه‌ها تحقیق، در کتابی به نام «زندگی خوب» منتشر شد.

🔹پروفسور والدینگر می‌گوید: «ما فهمیدیم مردم بر این باورند که خوشبختی چیزی است که می‌توانند به آن دست یابند، مثلا اگر فلان خانه را بخرند یا ترفیع کسب کنند یا به اندازه کافی وزن کم کنند. اما معلوم شد که این درست نیست و این نکته خوبی است، چون به این معناست که رضایت برای همه ما کاملاً قابل دستیابی است».

🔻در نهایت نه پول افراد را خوشحال می‌کند و نه جایگاه یا رتبه آدم‌ها. بلکه آنچه موجب شادی و خوشحالی می‌شود، بیشتر روابط و ارتباطاتی است که ایجاد می‌کنید. افرادی که قوی‌ترین پیوندهای اجتماعی و ارتباطات را در دهه ۵۰ زندگی خود داشتند، در دهه ۸۰ خود در بهترین حالت بودند.

🔹نویسندگان، نتیجه دهه‌ها پژوهش را در این جمله خلاصه می‌کنند: «روابط خوب، ما را شادتر و سالم‌تر نگه می‌دارد.
شخصی جهنم را اینطور برایم تعریف کرد:
در آخرین روز زندگی ات روی زمین آن شخصی که از خودت ساختی ، شخصی را که می‌ توانستی باشی ملاقات خواهد کرد ...

✍️ مارک_فیشر
✍🏻 وقت ندارم بارها شده دوستي را سفارش به خواندن كتاب يا مشاهده يك مستند علمي كرده ايم و او در جواب گفته است :"ببين وقت ندارم يا " حوصله داري " يا " وقت اينجور كارهارا " ندارم راستي اين وقت نداشتن از كجا ناشي مي شود ؟ اين وقت نداشتن اعترافي است به مشغولياتي كه ذهن انسان امروز را اشغال كرده او جرات فاصله گرفتن از آن را ندارد . تكنولوژي تا توانسته مشغوليات و سرگرمي هاي بي شماري آفريده و كه تماما وقت آدمهارا تصاحب كرده است دراين هنگام وقتي دوستي دعوت به" انديشيدن و مطالعه و تماشاكردن "مي شود امتناع مي كند چراكه وقت هايش مصروف مشغولياتي است كه عادت محتوم زندگيش شده است.
✍🏻هوا پسه درمحيط كشاورزي الموت وقتي كارها طبق دلبخواه پدرو ساير اهالي پيش نمي رفت با اعجاب مي گفتند : هواپسه اين دو كلمه جان كلام بود كه به محض اينكه بر زبان جاري مي شد خوب فهميده مي شد . هواپسه ، همان پس زدن اوضاع و شرايط است كه سايه حضورش چنان گسترده است كه ساز مخالف مي زند و همراه نيست . پدرمي گفت : در هواپسه قدرت طبيعت را عريان مي بينيم كه چگونه ناتواني مان را نشان مي دهد . هواپسه زبان طبيعت است كه بايد بهش گوش داد و هشدارش را جدي گرفت .
تنهایی یک حجم است .یک حجم حجیم
درتوضیح این جمله بیشتر فلسفی است تا ادبی بایدبگم تنهایی یک گستره وحجم است .حجم تنهایی انسان بسته به دردمندی و آگاهی او درنسبت با انسان های دیگر فرق می کند .تنهایی اگزیستانسیال .همه تلاش و تلوش زندگی برای کم کردن تنهایی است .
حجم تنهایی ما به اندازه زمین است .این سیاره خارق العاده پراز حیات گونه گون .
یادم است سالها پیش یادداشتی نوشتم :زمین تنهاست درآن تنهایی زمین را درنسبت با منظومه شمسی و کهکشانمان به رشته تحریر درآوردم
ما در عالم هستی ، تا اینجای پیشرفت علم ، تنهاهستیم آنطورکه رصد تلسکوپ ها اثبات می کند حداقل درشعاع ۴۰ میلیون سال نوری تنهاییم .به محض اینکه اولین سیاره دارای حیات شناسایی شود پایان تنهایی مان است پایانی که در فرایندش نوعی تبادل کیهانی- تمدنی رخ خواهد داد گرچه اولش تهدید باشد ولی در روال تعاملمان به رسمیت شناختن هم دراین گستره کیهانی هست .
# جمله از کتاب "ج"نوشته پیمان هوشمند انتشارات چشمه سال ۱۳۹۹ ص ۳۰
# تنهایی
زندگی
عمر کردن نیست،
بلکه "رشد" کردن است
عمر کردن کاری است که از همه‌ی حیوانات برمی‌آید.
اما رشد کردن هدف والای انسان است
که عده‌ی معدودی می‌توانند ادعایش را داشته باشند.

✍️ جورج برنارد شاو
🌹
✍🏻 ابوذر شريعتي اگر همه‌چیز و همه‌کَس همیشگی بودند دیگر هیچ زیبایی و جذابیتی نداشتند.

اگر آدمی هرگز نمی‌مرد بلاشک به ملالی جان‌سوز می‌رسید که یک دم او را رها نمی‌کرد.

باور کنید حق با آن شاعر یونانی است که می‌گفت خدایان حسرت فانی بودنِ ما را می‌خورند.

مرگ زیبایی و ارزشمندیِ حال و لحظاتِ اینجایی‌واکنونی را تعیین می‌کند.
بدون مرگ تمامی تفاوت‌ها و انگیزه‌ها نیز از میان می‌رفت و زندگی سراسر تعویق می‌شد و اهمال!

یعنی چه؟
به‌طور مثال در دنیایی که مرگ نیست اگر الف عاشق جیم باشد، اگر الف هیچ‌گاه برای داشتن جیم هیچ تلاشی هم نکند، هیچ‌وقت دیر نخواهد شد! هیچ‌وقت جیم از دست نخواهد رفت! او همیشه جوان است و همیشه هم هست! پس اگر امروز نشد فردا اگر فردا نشد پس فردا و ...

دقت کردید؟ تمام زندگی بواسطه‌ی جاودان بودن به تعویق می‌افتاد. حتی اگر به تعویق هم نمی‌افتاد آن ارزش و انگیزه‌ای که عشق و چیزهای دیگر در دنیای فانیان دارد را نخواهد داشت چرا که همه چیز همیشگی است و قرار نیست چیزی تغییر کند یا از دست برود.

در این صورت لزومی برای "با تمام وجود ارزش قائل شدن برای آخرین بوسه یا قرار عاشقانه" یا "قدر جوانی و یا بودن در کنار عزیزان و خانواده و خاطرات و باهم بودن‌ها و اصولا یکدیگر را دانستن" نیز نخواهد بود چرا که همه‌چیز ابدی است و تکرار پذیر و هیچ‌وقت برای هیچ‌چیز و هیچ‌کار و هیچ‌دیدار و ملاقاتی دیر نخواهد شد!

در چنین دنیای بی‌‌مرگی اساسا "وقت" و "زمان" از بیخ‌وبن نابود شده و هرگونه ارزش و هیجانی که بدان بستگی داشت نیز از بین خواهد رفت!

باری دنیای بی‌مرگ، دنیای سخت و زمخت و بی‌روح و بی‌معنایی‌ست و دقیقا به همین جهت بود که یونانیان می‌گفتند:

"خدایان بر فانی بودنِ ما رشک می‌ورزند"

و اینجا و در همین نضج و سیاق است که آن تامل ارزشمند و حکیمانه‌ی بلانشو معنی پیدا می‌کند:

"زندگی وقتی دیدنی است که از پشت عینک مرگ دیده شود.
ما باید مردن را بیاموزیم،
یادگیری مردن و مرده بودن یعنی در جستجوی زندگی کامل بودن."
✍🏻روتخر برخمان زماني اعتقاد داشتم كه اخبار براي پيشرفت مفيد است .اين يكي از وظايف شهروندي شماست كه روزنامه بخوانيد و اخبارشبانه را پيگيري كنيد .هرچه بيشتر اخبار را دنبال مي كنيم آگاه تر مي شويم و دموكراسي سالم تري خواهيم داشت.اين همان كاري است كه والدين به بچه هاي خود توصيه مي كنند اما دانشمندان به نتايج متفاوتي رسيده اند.طبق ده ها مطالعه : اخبار خطري براي بهداشت روان انسان ها محسوب مي شود.
دلهره‌ی انسان "قضاوت شدن" است.
حیوانات و کودکان را دوست داریم، چون داوری نمی‌کنند.

- آلبر کامو.
فقط هنرمندان برای هم دنیایی را خلق می‌کنند که می‌شود در آن زندگی کرد دی. اچ. لارنس
آدم دو بار پیر می‌شود، یک بار ناگهانی و یک‌شبه، یک بار کند و تدریجی، بی‌آنکه متوجه شود؛ یک بار زیادی زود و یک بار زیادی دیر

مارگریت دوراس
🔸 در نروژ هر کس کتابی بنویسد دولت 1000 نسخه از نویسنده آن می خرد و در اختیار مردم قرار می دهد با این روش هم سطح مطالعه مردم و هم انگیزه نویسندگان برای نوشتن بیشتر میشود.
دوربين درلحظه صحنه اي از همزماني حرير ابر بر آسمان درياچه اوان ثبت كرده كه بسيار زيبا و خيال آميز است .
✍️ دكتر اکبر جباری

🖊 شکاکیت؛
توانایی‌ای که برخی مادرزادی فاقد آن‌اند!


▪️شک در «شناخت، افکار و باورها»، نوعی توانایی‌ست که باتوجه به یافته‌های علمی امروز، می‌توان گفت: برخی بطور مادرزاد، فاقد آن هستند و اساسا مفهومی به نام "شک" در مقولات فاهمه ایشان وجود ندارد.

▪️فقدان این توانایی، مانند فقدان مثلا فلان عضو در بدن زنان یا مردان است. این گروه از آدم‌ها، چون فاقد این توانمندی هستند، در مواجهه با شکی که دیگران پیش روی آنها می‌گذارند، دچار تشویش و اضطراب می‌شوند.

▪️گمان نبرید که واکنش همه آدم‌ها به شک و تردیدی که اندیشمندان و اهل علم پیش روی‌ ایشان می‌نهند، می‌بایست توام با تفکر و تامل باشد. خیر؛ کسانی که فاقد توانمندی شک هستند، در مقابل تردیدهای اهل علم، دچار اضطراب‌ و وحشت و خشم می‌‌شوند.

▪️ این دسته از آدم‌ها، حتی وقتی روی باز به شک نشان می‌دهند، برای این است که بتوانند پس از آن، به یقین و اطمینان قوی‌تر و محکم‌ترین برسند؛ کلیشه عوام‌پسندی هم دارند که مدام تکرار می‌کنند: «شک منزل خوبی نیست، بل مسیر خوبی است». این کلیشه به شکل دقیق و کاملی اضطراب این آدم‌ها را نشان می‌دهد.

▪️برای اینها زندگی طولانی و همیشگی در شک قابل تصور نیست. نمی‌توانند تصور کنند که چگونه یک انسان قادر است همه عمرش در شک باشد!

▪️ واضح است که اینجا از شک در باورها و اعتقادات سخن می‌گوییم، نه از پارانوئید که نوعی اختلال سایکولوژیک است. آدم‌هایی که فاقد توانایی شک کردن هستند، فکر می‌کنند زندگی مطلوب در یقین و اطمینان در باورها حاصل می‌شود. حال آنکه نمی‌دانند و نمی‌توانند بدانند که کسی که بطور مستمر در شک نسبت به باورها زندگی می‌کند، نه تنها زندگی بهتری دارد، بل زندگی با چنین فردی هم بسیار دلنشین است.

▪️ حتی آدم‌هایی که قاقد توانایی شک هستند، عملا در کنار آدمی‌ که همواره نسبت به باورهای خود شک دارد، زندگی بهتری خواهند داشت؛ چراکه چنین آدم دائم الشکی، هیچ اصراری ندارد که حرفش حق است و همیشه این آمادگی را دارد که حق را به طرف مقابلش بدهد.

▪️آدم کثیرالشک، هیچ تعصبی نسبت به اندیشه و اعتقادش ندارد و به جای تعصب نسبت به باورهایش، احترام و ادب و نزاکت را ارج می‌نهد.

▪️تلاش کنیم اگر خود فاقد این توانایی هستیم، به آدم‌هایی که واجد این توانمندی هستند بیشتر احترام بگذاریم.
👍3
✍🏻درهواي زادگاه هم الموت ❇️ ضيا رشوند عم قزي بيا برويم سايه سار درخت زالزالك مان . بيا برويم كمي چاي نوش كنيم .براي امروز مان گندم چيدن بس است .نگاه نودر زمين را . همه علف چينان راهي آبادي شدند. همه مي روند شارود تن شان را به آب بزنند. همه مي روند شا ميوه و شاتوت بخورند . عم قزي ،بيا برويم سايه سار زالزالك . بيا ما هم مثل مردمان آبادي راهي بشويم . نودر زمين خالي شد. ديگر علف چيدن لذت بخش نيست .ديگر بوي تند گوشيل و پاله شوري نمي افكند . عم قزي ، لوك هاي علف مان را بشمار .امروز چقدر علف چيديديم .ننه صاحبه حتما سئوال خواهد كرد .سي سال است كه تو لوك هارا مي شماري . تو بشماردن مرا قبول نداري .مي گويي : ميرزا همان نقل بگويي بهتراست .همان تخيل كني برايت بهتر است .عم قزي بلندشو آفتاب ساعت دوي بعدظهر نشان مي دهد .به قول اهالي شما سنگين كارين .دست به كار مي برين خدا داند كي دست بكشين . تو اين سالها هميشه اين جور بوديم . تو بيشتر كاركردي من هم كمي كار كمي تخيل .باهم اين راه را طي كرديم .
👍1
✍🏻ابوذر شريعتي به زعم من در زمانه‌ای که همه با کلیشه‌های چندش‌آور و یا به‌رخ کشیدن تیپ و نوع پوشش و خالکوبی و وسایل برند و خلاصه سبک زندگی‌ خودشان به عنوان متفاوت‌ترین و خاص‌ترین سبک زندگی که با سایر افراد و مردم فرق می‌کند و به‌همین جهت آن‌ها را ویژه می‌کند و از معمولی بودن در میاورد، ما باید معمولی‌ترین نسخه‌ی خودمان را در جامعه و اجتماع پیش بکشیم و از "معمولی" بودن هراسی نداشته باشیم و آن را برخلاف باور و عقاید کلیشه‌ایِ شل‌مغزهای مثلا متفاوت، عیب و ننگ و بی‌کلاسی و بی‌ارزشی تلقی نکنیم.

نه تنها معمولی بودن را حقارت ندانیم بلکه متوجه باشیم که قاطبه‌ی مطلقِ انسان‌ها، معمولی‌اند و زندگی‌ای معمولی دارند.
👍3