هرانک- HARANAK
150 subscribers
135 photos
25 videos
8 files
52 links
یادداشتهایی درباره فلسفه وادب ،فرهنگ
.ضیا رشوند
#کسی که بی خانمان است در نوشتن منزل می کند
Download Telegram
❇️شعر امروز نیستی
به خودم سیگار تعارف می‌زنم
به جای تو اخم می‌کنم
به جای خودم شرم
جای تو لبخند می‌زنم
و جای خودم عاشقت می‌شوم؛
نیستی
و من اینطور ساده دیوانه می‌شوم...! # شاعر حامد نظري ✍🏽: شعر تامل برانگيزي است ، شاعربا يادآوري خاطرات درنقش خود و كسي كه غايب است ولي عزيز ، شيفتگي اش را به نمايش مي گذارد.شعر وقتي جامه تحليل به خود مي گيرد از وجاهت شعري اش كم نمي شود اما خود شعر منزلتي دارد كه هركس با خواندن آن حض خويش را مي برد . اين هنر است كه ره به سوي نجات مي برد شعر نيز ازاين مقوله است ، متفاوت ديدن و حس كردن جهان و انسان در درون روزمرگي ،
✍🏽:از نظر هايدگر فيلسوف ، تاريخ فقط ،تاريخ دازاين است .تاريخ علوم ، تاريخ دازاين است. هايدگر روايتگري جنگ و فتوحات حاكمان و سلاطين را جز تاريخ به حساب نمياورد . دازاين در انديشه ورزي كه درطول تاريخ داشته است .روايت مي شود .
تاریکی نمی‌تواند تاریکی را از بین ببرد.
تنها نور است که می‌تواند این کار را بکند‌.
نفرت نمی‌تواند نفرت را از بین ببرد.
تنها عشق است که می‌تواند این کار را بکند.

✍️ مارتین لوتر کینگ
✳️ :پديدارشناسي "پيش و كِنار "
✍🏽: ضيا رشوند بارها از دوستان و اطرافيان شنيده ايم كه من تعطيلات در كنار خانواده هستم . و يا الان كنار پدرم هستم . فردا كنار دوستم هستم البته به همين سياق "كلمه پيش "هم بكار مي رود . من پيش خانواده هستم يا پيش يار يا پيش دوستانم هستم " كمتر كسي است كه درفهم اين جملات ترديد داشته باشد . راستي ما چه نسبتي با" پيش و كنار" ما دارند ؟ مگر نه فلسفيدن شك در امور به ظاهر بديهي است .
در اينجا به تعبير هايدگر براين دو واژه – پيش و كنار - نور مي افكنم و آنها را "ازتاريكي به روشنايي " از بداهت به پيچيدگي "ديد و فهم ظريف" در مي آورم و جنبه هاي نامكشوف آن را به حد وسع خويش آشكار خواهم كرد. كنار و پيش را به وجه انضمامي بايد درك و فهم كرد .هميشه" كنار و پيش "در تعلق به چيزي يا كسي مطرح مي شوند . كلمات " كنار و پيش " به تنهايي ،تهي از معاني هستند
كنار هميشه در نسبت با ديگري – انسان و اشياء – مطرح مي شود ، وقتي دوستي زنگ مي زند كجايي ؟ جواب مي دهيم :كنار درياهستم يا كنار يارهستم . كنار دريا بودن با كنار يار بودن از يك سنخ نيست.هرچند كنار است اما دو نسبت متفاوتي است كه ما در قبال اين دو – دريا و يار – داريم .
در ريشه يابي واژه "كنار يا "فرهنگ فارسي عميد آن را دراصل كناغ مي داند كه به كسر ك يا فتح ك آن را به معناي : پهلو ، يك طرف چيزي و كنارآمدن را به معناي با كسي سازش كردن و اختلاف خودرا رفع كردن يا موافقت كردن مي داند و كنار گرفتن را به معناي دوري گزيدن تعبير مي كند .فرهنگ معين هم كنار را به معناي پهلو ، بَر،طرف ، آغوش و بغل دامن .درفرهنگ دهخدا هم واژه كنار به معناي ،كناره چيزي و گوشه و طرف ، ضدميان و آن را كران گويند نيز آمده است.
آنچه كه از ريشه نخستين كنار در فرهنگنامه ها استنباط مي شود ، كنار درنسبت با خانواده ودوست و يار ، بيشتر درميان بودگي ، درآغوش بودگي، درسازگار بودگي به عبارتي درساز و ساز ش بودن مطرح مي شود . كنار جَوِ آشتي مابانه و صميميت دارد
كنار درنسبت ما با دريا و چشمه و رودخانه و اقيانوس و..... بكار مي رود كنار هم گاهي اوقات وجه "درگير بودن و درآغوش گرفتن" و گاهي "وجه نظاره گري "را تداعي مي كند. كناردريا يك روز تابستاني ، بيشتر بعد شناگري و درآغوش گرفتگي دريارا تداعي مي كند .كنار دريا دريك روز زمستاني ، بيشتر وجه تماشاگري درياست . حظ دراين دو نسبت، يكي نيست .اولي درهم آغوشي دريا را زندگي و تجربه مي كند .دومي با فاصله دريا را تماشا مي كند .اين دو خيلي باهم متفاوت هستند
درباره واژه "پيش " فرهنگ لغتنامه ها معاني متعددي مانند : جلو، نزديك ، قريب ، نزديكتر ، به فاصله كمتر از چيزي يا كسي اطلاق مي شود
پيش ،برخلاف كنار، در نسبت و رابطه ما "فقط با انسان" مطرح مي شود . پيش يار ، پيش خانواده ، پيش همسرم و.....هيچ وقت "پيش" در نسبت با اشياء مطرح نمي شود. پيش دريار نداريم ولي كنار دريا داريم .
عبارت كلامي "پيش خانواده ام "، "پيش يارم" "پيش دوستان هستم" ، نسبت هايي است كه وضعيت گوينده را " در ديد بودن با خانواده و دوستان و يار" را برايمان تداعي مي كند . "پيش بودن" بيشتر جنبه تماشاگري و تماشايي دارد اما " كنار بودن" بيشتر جنبه همراهي است . دركنار خانواده بودن ، يعني در همراهي كردن با خانواده ام هستم . درپيش خانواده بودن ، يعني در ديد و تماشاي خانواده هستم .
#پديدارشناسي پيش و كنار
# ضيا رشوند
✍🏽:درهمان چند ثانيه ناگهان پي بردم كه ما همه گناهكار هستيم. هيچ چيز ماراتحت تاثير قرار نمي دهد .زيرا زماني كه از ما درباره كسي سوال مي شود .جواب منفي مي دهيم .هميشه ناچار مي شويم جواب منفي بدهيم . و آن زمان كه چنين مي كنيم قلب هايمان نمي شكند . در واقع در آن زمان سخني كه مي گويم اين است" مگر من مسئول ديگري هستم" #هاينريش بُل :مجموعه داستان سفرهاي بسيار به هايدلبرگ
✳️ادبيات جهان : شاد بودن
تنها انتقامی ست
که انسان می‌تواند
از زندگی بگیرد،،،

#ارنستو_چگوآرا
✍️ : با جمله ارنست چگوارا موافق نیستم .شادی وغم پازل های زندگی هستند هرکدام نباشد دیگری بی معنا جلوه می کند زندگی لحظات توامان شادی وغم در گذر زمان است .زندگی درلحظات شادی جلوه نشاط آوری دارد که درلحظات غم از آن خبری نیست .زندگی همیشه شادی یا همیشه غم نیست .زندگی گاهی غم و گاهی شادی است واین دوحالت سینویی پیش می روند.تجربه زیسته درشادی وغم است که انسان را آبدیده روزگار می کند .شادی تنها انتقام از زندگی نیست شادی پازل خوب ومتین وسفید زندگی است . وغم پازل سیاه و مغرور ودل گرفته زندگی است .هرقدر درشادی انبساط هست درغم انقباض هستش واین است قصه دو برادران شادی و غم زندگی .

✳️ ادبيات جهان مرلين مونرو :وقتی که دختر کوچکی بودم هیچ کس بهم نگفت تو دختر خوشگلی هستی. به نظرم باید به تمام دختران کوچک حتی اگر زیبا نباشند گفته شود که تو چقدر قشنگ هستی... ✍🏽 : مونرو از تجربه زيسته اي مي گويد كه زيبايي اش دركودكي ستوده نشده است . رنج اين نگفتن اطرافيان ، اورا در سالهاي عمر گداخته است براي همين "بايدي "مي گذارد كه تا ديگران به تمام دختران كوچك وقتي مي بينندشان بگويند : تو چقدر قشنگي !!! من با مونرو موافقم به معجزه ستايش هنگام مواجه با كودكان آگاهم .براي او خاطره اي زيبا خواهد ساخت تاپايان عمر نيرو بخشش خواهد بود.
Channel name was changed to «هرانک- HARANAK»
✳️ از زبان فیلسوف
:موجود از آن جهت که موجود است ،معدوم نمی گرددونیستی از آن جهت که نیست ،به هستی راه پیدا نمی کند ،ولی تحول ،تحقق می پذیرد.تحول ،موجود شدن و معدوم گشتن نیست ،بلکه همیشه موجود شدن درشکل های گوناگون است.این سخن تنها براساس حرکت درجوهر معنی پیدا می کند
# دکتر ابراهیمی دینانی
# منبع :کتاب فلسفه چیست
🔴 نویسنده تانزانیایی عبدالرزاق گورنه برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۱ شد

موضوع کارهای آقای گورنه بیشتر حول زندگی پناهجویان و مهاجران و معضلات آنها دورمی زند.

آکادمی سلطنتی سوئد روز پنجشنبه ۱۵ مهر اعلام کرد جایزه نوبل سال ۲۰۲۱ خود را به عبدالرزاق گورنه، نویسنده تانزانیایی اهدا می‌کند.

بنا بر اعلام کمیته نوبل، آقای گورنه به دلیل نوشته‌های «رسوخ‌گر و دلسوزانه در زمینه تاثیرات استعمار و سرنوشت پناهجویان در خلیج میان فرهنگ‌ها و قاره‌ها» شایسته دریافت این جایزه تشخیص داده شده است.
سه رمان اول او ، خاطره عزیمت (۱۹۸۷)، راه زوار (۱۹۸۸) و دوتی (۱۹۹۰)، تجربه مهاجران در بریتانیای معاصر را روایت می‌کند. چهارمین رمان او ، بهشت (۱۹۹۴) در دوران استعماری در آفریقا در طول جنگ جهانی اول می گذرد.
❇️از زبان فيلسوف براي تان از انساني بر تر خبر آورده ام ،اين انسان موجودي است كه بايد از منزلت آن فراتر رفت ،براي اين هدف چه فراهم ديده ايد ؟ همه موجودات چيزي فراتراز خود پديد آورده اند ،حال آنكه شما مي خواهيد جزري باشيد كه اين موج بزرگ را از فراز آمدن بازدارد # فريدريش ويلهلم نيچه # چنين گفت زرتشت
❇️از زبان فيلسوف بزرگي انسان براين حقيقت استواراست كه او گذرگاه است نه مقصود. و حُسن و خوبي اش آن است كه او راه است و افق يك غروب .
✍🏽 :فريدريش ويلهلم نيچه
# چنين گفت زرتشت
❇️❇️داستان امروز ايران ✍🏽 :گفت : زندگي در شهر را دوست داري ؟ گفتم: نه خيلي گفت : پس زندگي در روستا را دوست داري يا ....حومه شهر؟ گفتم : راستش نمي دانم .بعضي وقت ها جايي قرار مي گيرم كه دلم را مي لرزاند. شايد به خاطر اين كه آنجا يك ديوار كاه گل خيس خورده از باران ديده ام يا يك درخت بيد كه شاخه هاش با باد مي آشوبديا مثلا از تنوري بوي آتش شنيده ام.نمي توانم روي جاهايي كه مرا هوايي مي كند اسم بگذارم .اما ترجيح مي دهم جايي زندگي كنم كه دلم را هميشه بلرزاند . اما بدبختي اينجاست كه هرجا آدم مي رود و چند روزي مي ماند برايش عادي مي شود # رمان قاراچوبان نوشته ي مرتضا كربلايي لو
✳️ نقد شعر امروز
هزار تنهایی در من است
هر کدامشان دلگیرتر،،،
#حمید_رها
✍️ : تحلیل شعر
شاعر به هزار تنهایی درون خویش معترف است که هرکدام از دیگری دلگیر تر است . چه وحشتناک .گستره وعمق این تنهایی تامل برانگیز است .
این تنهایی های متعدد در اندرون دل شاعر ازچه جنسی است. چه نسبتی بین شاعر و تنهایی هایش هست ؟ آنچه که از این کلام مختصر فهم می شود او کلافه از تنهایی هایی است که درخود دارد .آیا می شود این تنهایی ها را ازنوع اگزیستانس ، فلسفی و روانی دانست ؟
من وضعیت دشوار مبهمی را در برابر شاعر می بینم که گویی سرنوشت انسان تنهای امروز را فریاد می زند .انسانی که تنهایی اش تنهابودنش بیشتر خودکامانه ونوعی سبک زندگی اش شده است تنهایی خود خواسته .بیشتر از نوع یاس ادبی است تا فلسفی و باتنهایی های عمیق فلسفی فرسنگ ها فاصله دارد
# نقد شعر امروز
# ضیا رشوند
✳️برگزیدگان دهمین دوره جایزه ادبی هفت‌اقلیم

🍎در بخش رمان:

علی شروقی / نشر ثالث (برگزیده اول )
روز دیگر شورا / فریبا وفی / نشر مرکز (شایسته تقدیر اول)
طبقه منفی دو / فاطمه جعفریان / نشر ثالث (شایسته تقدیر دوم)

🍏بخش مجموعه داستان:
مجموعه داستان « ساکن خانه دیگران » نوشته محمد رضا زمانی، نشر ثالث به عنوان اثر برگزیده

مجموعه داستان «فلامینگوهای بختگان نوشته علی صالحی بافقی، نشر مرکز» به عنوان اثر شایسته تقدیر سال 98 شناخته شدند .

✍🏽داوری دهمین جایزه ادبی هفت اقلیم را در بخش رمان « صمد طاهری، احمد آرام ، رضا زنگی آبادی» و در بخش مجموعه داستان داوری « علی خدایی، محمد حسینی و فرشته احمدی» به عهده داشتند .
✳️ از زبان فیلسوف :منظور از متافیزیک این نیست که یک مرز فیزیکی وجود دارد که یک طرف آن جهان فیزیکی وطرف دیگر متافیزیک است .میان جهان فیزیکی و عالم متا فیزیک مرز جغرافیایی وجود ندارد .تفاوت میان جهان فیزیک‌‌ وعالم متافیزیک ازسنخ دو مرتبه از مراتب هستی است که یکی عالی و دیگری دانی است.
مرتبه عالی هستی درمرتبه دانی حضور داردولی مرتبه دانی درمراتب عالی آن حضور ندارد.حضوروغیاب درهستی درعالی بودن و دانی بودن آن معنی پیدا می کند
# دکتر ابراهیمی دینانی
# کتاب فلسفه چیست
❇️ شعر امروز ايران شعر نوشتن بلد نیستی!
شعر خواندن نمی‌دانی!
کمی راه برو
بخند
مو پریشان کن
شعر شدن که بلدی،،،

#مجید_وادی ✍🏽تحليل : شاعر از غفلتي به نام "شعرشدن يا شعربودن "،مي گويد كه در زندگي انسان ها فراموش شده است پيش تر هايدگر "شاعرانه زيستن " را درمقالات فلسفي اش متذكر شده و آن را يگانه راه نجات بشر امروز مي داند.درشعرشدن يا شاعرانه زيستن ، انسان درمتن جهان و با روح جهان هم آواست .درشعرهاي كلاسيك ايران و ساير نقاط جهان -انسان گذشته بدون تكنولوژي - ما اين شاعرانگي را مي بينيم دراين نگاه آبشار به سلسله موي يار ماه به رخ يار ، رود به عمر ، شب به راز و.... اما انسان امروز آن نگاه شاعرانه را ندارد بيشتر اسير نگاه علمي است ماه را سياركي درچند ميليون كيلومتري زمين مي بيند نه ماه درخشان ديروز انسان ها دريا را نه درياي بيكران اسرار آميز بلكه دريايي باحجم آبي معين پر از ماهي و صدف و مواد غذايي ميبيند اين است كه شعريت رخت بربسته است نگاه علمي جانشين آن شده است و اين جانكاه است .
✳️ از زبان فیلسوف
:دکتر دینانی : اگر کسی ادعا کند که وجود عین نور است و نور عین وجود است از روی گزاف سخن نگفته است .نور به حسب ذات ، روشن است و غیر را روشن می کند .وجود نیز بهدحسب ذات ، ظاهراست و غیر را ظاهر می کند .ظاهر بالذات بودن وغیر را ظاهر کردن ، مختص نور و وجود است .
وقتی از یگانگی وجود و نور سخن گفته می شود به آسانی می توان از یگانگی وجود و آگاهی نیز سخن به میان آورد.زیرا ظاهربودن به حسب ذات و ظاهرکردن غیر ، از خصلت های آگاهی نیز هست.مثلث وجود نور آگاهی درعین سه گانه بودن ، یگانه است
# فلسفه چیست
# غلامحسین ابراهیمی دینانی
✳️از زبان فيلسوف ✍🏽فردريش نيچه : جان ناب گرانترين بارها را مي جويد و همچون شتر زانو مي زند،به آن اميد كه بهترين بارها بر پشتش نهند.جان ناب از قهرمانان مي پرسد : گرانترين بار كدام است كه آن را بر دوش كشم تا از نيروي خويش خرسند باشم ؟آيا گرانترين بار خوار داشتن خويش براي آزردن غرور نيست ؟يا آنكه آدمي اختلالي از خود بروز دهد كه ديوانگي بر فرزانگي اش چيره شود ؟ #چنين گفت زرتشت ،
✳️داستان معاصر ايران
: مرتضی كربلايي لو
به تابلوي مورد علاقه ام كه آن روبرو روي ديوار بود خيره شدم دايي آن را از يك كلكسيونر خيابان
منوچهري خريده بود.دو كارت پستال قديمي بود كه كنارهم گذاشته و تابلو كرده بود.در هردو يك دختر كه اسمش را دايي گفته بود لِدا، در بركه اي آب تني مي كرد و كنارش يك قو روي آب شناور بود.دركارت اول لدا گردن خمانده بود سمت قو مي خنديد با يك دست موهاي درازش را گرفته بودوبا دست ديگرش گردن قو را نوازش مي كرد..دركارت دوم لدا بيشتر در آب فرو رفته بود وقو سر ميان سينه هاي اناري دختر گذاشته بودو لدا دست بر ميان دوبال قو نشانده بود لدا از قو آبستن شده بود ه است.
# رمان قاراچوبان ،نشر افراز