✳️ درباره ذوق و بی ذوقی
✍ :ضیا رشوند
درفرهنگ لغت دکتر معین برای ذوق معانی متعددی برشمرده که قابل توجه است
ذوق : استعداد، قریحه، سلیقه ،مشرب، حال وهوا، حال ،دماغ، شور، شوق ،وجد چشایی مذاق و شیرینی وشادی
در زمانه ما ذوق بیشتر به شور وشوق تعبیر می شود بارها دیده ایم که خرید یک خانه جدید ماشین نو حتی یک گوشی موبایل جدید باعث ذوق زدگی افراد می شود . که بسیار عالی وطبیعی است
ذوق یک حالت روانی بسیار نابی است که نسبت عمیق با تعلقات و وضع جدید دارد .انسان از آن رو سرذوق میاید که خودرا درموقعیت جدید سازگار و روبه رشد می بیند . ذوق درنسبت با تازگی شرایط خودرامطرح می کند .ذوق می کنم چراکه درتجربه منحصربه فرد با اشیا یا موقعیت جدیدهستم
درمحیط روستایی که من تجربه زیسته آن را دارم ذوق خیلی عالی بروز می کند .شکوفه درخت میوه مان تولد یک بره یا گوساله شخم زدن زمین ، درست کردن تره جا وجالیز ، توم وبجار گرفتن شالی ؛ چنان ذوقی ایجاد می کند که هر روستازاده الموتی آن را تجربه می کند و قدرت عظیم ان را در رونق زندگی روستایی می بیند ومی یابد
انسان همواره درطول تاریخ از حس ذوق کردن بهره برده است اگر این حس نبود شکوه ودرخشش تمدن های زیسته بشری نبود
بعضی افراد اعتراف می کنند که چیز جدیدی که خریدم ذوقی بهش ندارم .خانه جدید ماشین جدید .پست جدید ..هیچ چیز برای آنها ذوقی ایجاد نمی کند
.این بی ذوقی از کجا می آید ؟ اعتراف به بی ذوقی توسط افراد گرچه صداقت آنهارا نشان می دهد اما تبلور نوعی اختلال سلامت روانی است که شخص با چیزهای جدید خودرا درتناسب نمی بیند وانگاره بی تفاوتی بر روی همه چیز کشیده است .هیچ چیز تازگی ندارد همه چیز تکراری است .
بی ذوقی فی النفسه خطرناک است هرفرد گرفتار بایستی درصدد درمان آن برآید.
✍ :ضیا رشوند
درفرهنگ لغت دکتر معین برای ذوق معانی متعددی برشمرده که قابل توجه است
ذوق : استعداد، قریحه، سلیقه ،مشرب، حال وهوا، حال ،دماغ، شور، شوق ،وجد چشایی مذاق و شیرینی وشادی
در زمانه ما ذوق بیشتر به شور وشوق تعبیر می شود بارها دیده ایم که خرید یک خانه جدید ماشین نو حتی یک گوشی موبایل جدید باعث ذوق زدگی افراد می شود . که بسیار عالی وطبیعی است
ذوق یک حالت روانی بسیار نابی است که نسبت عمیق با تعلقات و وضع جدید دارد .انسان از آن رو سرذوق میاید که خودرا درموقعیت جدید سازگار و روبه رشد می بیند . ذوق درنسبت با تازگی شرایط خودرامطرح می کند .ذوق می کنم چراکه درتجربه منحصربه فرد با اشیا یا موقعیت جدیدهستم
درمحیط روستایی که من تجربه زیسته آن را دارم ذوق خیلی عالی بروز می کند .شکوفه درخت میوه مان تولد یک بره یا گوساله شخم زدن زمین ، درست کردن تره جا وجالیز ، توم وبجار گرفتن شالی ؛ چنان ذوقی ایجاد می کند که هر روستازاده الموتی آن را تجربه می کند و قدرت عظیم ان را در رونق زندگی روستایی می بیند ومی یابد
انسان همواره درطول تاریخ از حس ذوق کردن بهره برده است اگر این حس نبود شکوه ودرخشش تمدن های زیسته بشری نبود
بعضی افراد اعتراف می کنند که چیز جدیدی که خریدم ذوقی بهش ندارم .خانه جدید ماشین جدید .پست جدید ..هیچ چیز برای آنها ذوقی ایجاد نمی کند
.این بی ذوقی از کجا می آید ؟ اعتراف به بی ذوقی توسط افراد گرچه صداقت آنهارا نشان می دهد اما تبلور نوعی اختلال سلامت روانی است که شخص با چیزهای جدید خودرا درتناسب نمی بیند وانگاره بی تفاوتی بر روی همه چیز کشیده است .هیچ چیز تازگی ندارد همه چیز تکراری است .
بی ذوقی فی النفسه خطرناک است هرفرد گرفتار بایستی درصدد درمان آن برآید.
✳️ شهر آمد
من فراوان شهرها و قلعهها دیدم در اطراف عالم در بلاد عرب و عجم و هند و ترک مثل "شهر آمد" هیچ جا ندیدم که بر روی زمین چنان باشد و نه نیز از کسی شنیدم که گفت چنان جای دیگر دیده ام.
# ناصرخسرو
من فراوان شهرها و قلعهها دیدم در اطراف عالم در بلاد عرب و عجم و هند و ترک مثل "شهر آمد" هیچ جا ندیدم که بر روی زمین چنان باشد و نه نیز از کسی شنیدم که گفت چنان جای دیگر دیده ام.
# ناصرخسرو
❇️ معره النعمان دیگر روز چون شش فرسنگ شدیم به شهر سرمین رسیدیم بارو نداشت. شش فرسنگ دیگر شدیم معره النعمان بود باره ای سنگین داشت شهری آبادان و بر در شهر اسطوانه ای سنگین دیدم چیزی در آن نوشته بود به خطی دیگر از تازی. از یکی پرسیدم که این چه چیز است گفت طلسم کژدمی است که هرگز عقرب در این شهر نباشد و نیاید و اگر از بیرون آورند و رها کنند بگریزد و در شهر نیاید. # ناصرخسرو
❇️ شهر حما
به شهر حما شدیم شهری خوش آبادان بر لب آب عاصی و این آب را از آن سبب عاصی گویند که به جانب روم میرود. یعنی چون از بلاد اسلام به بلاد کفر میرود عاصی است و بر آب دولاب های بسیار ساخته اند. پس از آن جا راه دو میشود یکی به جانب ساحل و آن غربی شام است و یکی جنوبی به دمشق میرود. ما به را ه ساحل رفتیم.
در کوه چشمه ای دیدم که گفتند هر سال چون نیمه شعبان بگذرد آب جاری شود از آن جا و سه روز روان باشد و بعد از سه روز یک قطره نیاید تا سال دیگر. مردم بسیار آن جا به زیارت روند و تقرب جویند و به خداوند سبحانه و تعالی و عمارت و حوضها ساختهاند آن جا چون از آن جا گذشتیم به صحرایی رسیدیم که همه نرگس بود شکفته چنان که تمامت آن صحرا سپید مینمود از بسیاری نرگس ها.
# ناصرخسرو ، سفرنامه ،
به شهر حما شدیم شهری خوش آبادان بر لب آب عاصی و این آب را از آن سبب عاصی گویند که به جانب روم میرود. یعنی چون از بلاد اسلام به بلاد کفر میرود عاصی است و بر آب دولاب های بسیار ساخته اند. پس از آن جا راه دو میشود یکی به جانب ساحل و آن غربی شام است و یکی جنوبی به دمشق میرود. ما به را ه ساحل رفتیم.
در کوه چشمه ای دیدم که گفتند هر سال چون نیمه شعبان بگذرد آب جاری شود از آن جا و سه روز روان باشد و بعد از سه روز یک قطره نیاید تا سال دیگر. مردم بسیار آن جا به زیارت روند و تقرب جویند و به خداوند سبحانه و تعالی و عمارت و حوضها ساختهاند آن جا چون از آن جا گذشتیم به صحرایی رسیدیم که همه نرگس بود شکفته چنان که تمامت آن صحرا سپید مینمود از بسیاری نرگس ها.
# ناصرخسرو ، سفرنامه ،
هيچ كس هست كه با باد بگويد
درباغ
آشيان هارا ويرانه مكن
جوي
آبشخور پروانه صحرا را
آشفته مدار
و زلالش را
كايينه صدرنگ گل است
با سحرگاهان بيگانه مكن
شفيعي كدكني
درباغ
آشيان هارا ويرانه مكن
جوي
آبشخور پروانه صحرا را
آشفته مدار
و زلالش را
كايينه صدرنگ گل است
با سحرگاهان بيگانه مكن
شفيعي كدكني
باور كن كه چيزى به نام رنج بزرگ ، اندوه بزرگ و يا خاطره بزرگ وجود ندارد. همه چيز فراموش ميشود ، حتى يك عشق بزرگ. اين همان چيزى ست كه زندگى را تاسف بار و در عين حال شگفت انگيز كرده است !
✍️ آلبر کامو
🌹
✍️ آلبر کامو
🌹
✳️ ازفرهنگ محاورات مردمان الموت (قسمت ۵)
✍ :ضیا رشوند
عیبه جه(eybehjah)
این اصطلاح برای افرادی که درپیش بردن امورات کشاورزی ناتوان وتنبل هستند بکار می رود..البته درمحاورات مردمان الموت خاصه دره الموت حاشیه شارود "عیبه جه "مصداق های خاص خودش را دارد .شخصی که توانایی پیش بردن کارهای کشاورزی به تنهایی ندارد .یا کسی که دل به کار نمی بندد و همیشه منتظر کمک دیگران هستش که در مواقع یونجه چینی و گندم چینی و شالیکاری و علف چینی و علوفه بار بهش دستی برسانند با خطاب دلسوزانه فلان ی "عیبه جه "هستش به کمک او می شتابند.
عیبه جه بودن چیزی بدی نیست .آن را مردمان الموت به عنوان نقص ذاتی دربعضی افراد قبول دارند وبیشتر معطوف به عدم توانایی وقدرت جسمانی وفرز وچابک بودن افراد درپیش برد امورات زندگی کشاورزی شان اشاره دارد .درهر آبادی "عیبه جه ها" خیلی کم اند .درحد یکی دو نفر هستند وبرای همین کمک کردن به آنها مورد توجه قرار می گیرد.
توجه به عیبه جه ها در نسل پدران کمادران الموتی بی شک همان توجه به همنوع است که یاری رسان آنها درپیشبرد کار و زندگی شان بوده است .
#عیبه جه
#فرهنگ محاورات الموت
✍ :ضیا رشوند
عیبه جه(eybehjah)
این اصطلاح برای افرادی که درپیش بردن امورات کشاورزی ناتوان وتنبل هستند بکار می رود..البته درمحاورات مردمان الموت خاصه دره الموت حاشیه شارود "عیبه جه "مصداق های خاص خودش را دارد .شخصی که توانایی پیش بردن کارهای کشاورزی به تنهایی ندارد .یا کسی که دل به کار نمی بندد و همیشه منتظر کمک دیگران هستش که در مواقع یونجه چینی و گندم چینی و شالیکاری و علف چینی و علوفه بار بهش دستی برسانند با خطاب دلسوزانه فلان ی "عیبه جه "هستش به کمک او می شتابند.
عیبه جه بودن چیزی بدی نیست .آن را مردمان الموت به عنوان نقص ذاتی دربعضی افراد قبول دارند وبیشتر معطوف به عدم توانایی وقدرت جسمانی وفرز وچابک بودن افراد درپیش برد امورات زندگی کشاورزی شان اشاره دارد .درهر آبادی "عیبه جه ها" خیلی کم اند .درحد یکی دو نفر هستند وبرای همین کمک کردن به آنها مورد توجه قرار می گیرد.
توجه به عیبه جه ها در نسل پدران کمادران الموتی بی شک همان توجه به همنوع است که یاری رسان آنها درپیشبرد کار و زندگی شان بوده است .
#عیبه جه
#فرهنگ محاورات الموت
من دريافته ام كه دوست داشته شدن، هيچ نيست.
و اما دوست داشتن، همه چيز است!
آن كس خوشبخت است که بتواند عشق بورزد.
✍️ هرمان هسه
🌹
و اما دوست داشتن، همه چيز است!
آن كس خوشبخت است که بتواند عشق بورزد.
✍️ هرمان هسه
🌹
شما دو زندگی دارید؛
دومی زمانی آغاز میشود که درمییابید فقط یک زندگی دارید...!
✍️ کنفوسیوس
🌹
دومی زمانی آغاز میشود که درمییابید فقط یک زندگی دارید...!
✍️ کنفوسیوس
🌹
✍ : انتشار (کتاب کوچک)
جستارهایی درباره نوشتن از نویسنده فرشته نوبخت در نشر ققنوس این روزها خبر خوبی است.جای چنین کتاب هایی واقعا در حوزه داستان معاصر خالی است امید که خوانده و دیده ونقد شود
# تبریک به خانم نویسنده نوبخت
جستارهایی درباره نوشتن از نویسنده فرشته نوبخت در نشر ققنوس این روزها خبر خوبی است.جای چنین کتاب هایی واقعا در حوزه داستان معاصر خالی است امید که خوانده و دیده ونقد شود
# تبریک به خانم نویسنده نوبخت
✍ : دکتر اکبر جباری
ارسطو میگفت: "عقل در فعلیت خود همان زندگی است". اکنون ما شاهد از بین رفتن زندگی هستیم و این یعنی فقدان و زوال عقل. به عبارتی، این از بین رفتن زندگی، نتیجه و معلول زوال عقل است. پس پرسش این است که ما چرا دچار این زوال عقل شدهایم؟
پاسخ من صریحا به دور افتادن ما از مسیر تاریخ باز میگردد.
ما از تاریخ و مسیرش دور افتاده ایم. باید به مسیر تاریخ بازگردیم.
مسیر تاربخ چیست؟
این مسیر از ۲۵۰۰ سال پیش با افلاطون و ارسطو از یونان آغاز شده و در عصر تجدد توسط اندیشمندان بزرگی مانند دکارت و کانت و هگل به زمانه ما رسیده است.
ما ایرانیان در قرون وسطی در این مسیر تاریخی حضور داشتیم. ابن سینای ما، بزرگترین اندیشمند این دوران هزار ساله بود. ما بعد از این نتوانستیم حضور خود در تاریخ را حفظ نماییم و از مسیر تاریخ دور افتادهایم. از همینرو با جهان نیز سر ستیز داریم. جهانی که در مسیر تاریخ حرکت میکند.
مرحوم آوینی میگفت: ما میخواهیم عهد جدید و جهانی نو بپا کنیم! اما او هرگز نگفت که چگونه میتوان از تاریخ بیرون ایستاد و عالمی نو بپا کرد؟ کاش آنروز کسی به او میگفت که اگر سودای ساختن عالمی نو دارید، باید در مسیر تاریخ و با جد و جهد در تفکر، بدین مقصود دست یابید. باید با جهان اشتی کنیم و شرط لازم برای اشتی با جهان، بازگشت به مسیر تاریخ است که همان تاریخ تفکر است.
ارسطو میگفت: "عقل در فعلیت خود همان زندگی است". اکنون ما شاهد از بین رفتن زندگی هستیم و این یعنی فقدان و زوال عقل. به عبارتی، این از بین رفتن زندگی، نتیجه و معلول زوال عقل است. پس پرسش این است که ما چرا دچار این زوال عقل شدهایم؟
پاسخ من صریحا به دور افتادن ما از مسیر تاریخ باز میگردد.
ما از تاریخ و مسیرش دور افتاده ایم. باید به مسیر تاریخ بازگردیم.
مسیر تاربخ چیست؟
این مسیر از ۲۵۰۰ سال پیش با افلاطون و ارسطو از یونان آغاز شده و در عصر تجدد توسط اندیشمندان بزرگی مانند دکارت و کانت و هگل به زمانه ما رسیده است.
ما ایرانیان در قرون وسطی در این مسیر تاریخی حضور داشتیم. ابن سینای ما، بزرگترین اندیشمند این دوران هزار ساله بود. ما بعد از این نتوانستیم حضور خود در تاریخ را حفظ نماییم و از مسیر تاریخ دور افتادهایم. از همینرو با جهان نیز سر ستیز داریم. جهانی که در مسیر تاریخ حرکت میکند.
مرحوم آوینی میگفت: ما میخواهیم عهد جدید و جهانی نو بپا کنیم! اما او هرگز نگفت که چگونه میتوان از تاریخ بیرون ایستاد و عالمی نو بپا کرد؟ کاش آنروز کسی به او میگفت که اگر سودای ساختن عالمی نو دارید، باید در مسیر تاریخ و با جد و جهد در تفکر، بدین مقصود دست یابید. باید با جهان اشتی کنیم و شرط لازم برای اشتی با جهان، بازگشت به مسیر تاریخ است که همان تاریخ تفکر است.
گیاهان فاقد عقلاند،
اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند،
پس چرا ما با داشتنِ عقل، نور را دنبال نمیکنیم؟
✍️ مارتین هایدگر
🌹
اما اگر آنها را باسرپوشی بپوشانی که دارای یک سوراخ باشد آنها به دنبال نور از همانجا بیرون میزنند،
پس چرا ما با داشتنِ عقل، نور را دنبال نمیکنیم؟
✍️ مارتین هایدگر
🌹
هر کس از شما پرسید افغانستان چگونه کشوری است؟
بگویید:
کشوری به زیبایی یوسف
به غم و اندوه پدرش
و به خیانتکاری برادرانش...
✍️ منسوب به احمدشاه مسعود
🌹
بگویید:
کشوری به زیبایی یوسف
به غم و اندوه پدرش
و به خیانتکاری برادرانش...
✍️ منسوب به احمدشاه مسعود
🌹
کامو :
خوشبخت ملتی است که تاریخ ندارد.
✍ برداشت :سنگینی تاریخ را کامو خیلی خوب حس می کند تاریخ است که اکنون و آینده ملتی را شکل می دهد.
گذشته نگذشته بلکه حضور دارد و پیش برنده است .امروز ما همان گذشته (تاریخ ) ماست.
خوشبخت ملتی است که تاریخ ندارد.
✍ برداشت :سنگینی تاریخ را کامو خیلی خوب حس می کند تاریخ است که اکنون و آینده ملتی را شکل می دهد.
گذشته نگذشته بلکه حضور دارد و پیش برنده است .امروز ما همان گذشته (تاریخ ) ماست.
✍️ هربار که سخنرانی سیاسی میشنوم یا سخنرانیهای رهبرانمان را میخوانم، از اینکه سالها هیچ حرفی که بار انسانی داشته باشد نشنیدهام، به وحشت میافتم. همیشه همان کلمات است که همان دروغها را تکرار میکند. و این حقیقت که مردم پذیرای آنها هستند، که خشم مردم این دلقکهای توخالی را از بین نبرده است، به نظرم دال بر این واقعیت مینماید که مردم اهمیتی به اینکه چگونه بر آنها حکومت شود نمیدهند؛ آری راست است، آنها با بخش کاملی از زندگیشان و بهاصطلاح، «علایق حیاتیشان» بازی میکنند_ آری، بازی.
#آلبر_کامو - یادداشتها. جلد اول، ترجمۀ خشایار دیهیمی
#آلبر_کامو - یادداشتها. جلد اول، ترجمۀ خشایار دیهیمی