هرانک- HARANAK
150 subscribers
135 photos
25 videos
8 files
52 links
یادداشتهایی درباره فلسفه وادب ،فرهنگ
.ضیا رشوند
#کسی که بی خانمان است در نوشتن منزل می کند
Download Telegram
تصنیف عاشقا سلام عاشقا درودعلیرضاافتخاری صدایی است که بر جان مخاطب می نشیند وتکرار شنیدنش ملال آورنیست .عاشق ها هم شایسته سلامند هم درود .سلام از ان رو که تسلیم قواعد عشقند درود از ان رو که چشمه جوشان وپویان مهرند .
#پرفسور دنوشر
جستار فلسفی تولد و تولید را خواندم با هر جستاری افق جدیدی را برای انسان متصور می شوی که بدیع و تازه است .
پرفسور نوشته اید انسان متولد می شود کالا تولید وهکذا . و از غفلت انسان در نظر به فلسفه تولدش درجشن تولدهایش گفتی .غفلتی که باعث فراموشی پرسش از تولد شده است .
سوالم این است ، نشان دادن این غفلت کار بزرگی است برای رفع آن غفلت چه باید کرد
#مادام نیرسون
■ یا زیاد بخوانید یا اصلاً نخوانید! کسانی که چند کتاب محدود خوانده‌اند به متوهم‌‌ترین و خطرناک‌ترین انسان‌ها‌ تبدیل می‌شوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندک‌شان پیدا می‌کنند.

👤 #کارل_سیگن
درکوی طاهر غم عشقت بیابان پرورم کرد
فراقت مرغ بی بال و پرم کرد
بمو واجی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
باباطاهر
باباطاهر در رباعیاتش خالص است .جذبه عشق عرفانی را به تصویر می کشد که برای زمانه ما اعجاب برانگیز و غیر ممکن است. واقعیت این است خدا در همه ارکان زندگی ادمیان گذشته حضوری شگرف و همه جانبه داشت .اما در زمان صنعت و تکنیک خدا به یکباره رخت بر بسته همه چیز بر اومانیسم بناشده است .نگاه از خدا به انسان تغییر مسیر داد و این شد بلبشوی سردرگمی که با ان درگیر هستیم .
درکوی طاهر اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی‌وفا ای بیمروت
گریبانم ز دستت چاک چاکو نخواهم دوخت تا روز قیامت
# باباطاهر
سوال باباطاهر از آشنايي است گويا يار اورا مي شناسد .اگر حسب اتفاق يار را به خلوت (تنها) ديدي بگو اي بي وفا اي بي مروت چرا ترك او كردي اوكه گريبان پيراهنش از فراق چاك و دريده شده و تا قيامت قصد دوخت آن را ندارد .ظاهر دوبيتي گويا عشق و عاشقي دم دستي ميان آدميان را يادآور مي شود اما باباطاهر از اين تمثيل اوج تنهايي خودرا درگستره هستي با زبان شعر بيان مي كند .انسان واقعا چاك چاكوي فراق و تنهايي است .تا روز قيامت اين پريشان حالي با انسان است درعين اعتراف به تنهايي و درد فراق تشر مي زند اي يار (اي خدا) تو بي وفايي و بي مروت چراكه خلوت گزيدي و طلب جمع نمي كني
Forwarded from الموت من
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
درکوی طاهر
: ضیا رشوند
مثال کافرم در مومنستان
چون مومن در میان کافرستم
باباطاهر در این دو بیت تشبیه جالب و هولناکی در معرفی خود کرده است . کافری در مومنستان و مومنی درکافرستان .کافر از ریشه کفر به معنی پوشاندن است .عربها به ابر می گویند کافر . در کانتکس قرآن کافرکسی است که حقیقتی را می پوشاند .درمقابل مومن کسی است که میل به گشودگی وآشکارگی حقیقتی دارد .حقیقتی که هم مکشوف هم نا مکشوف است .در سوره بقره مومنان به کسانی که به خدا و پیامبران و رسولان و آخرت و ملائکه وجهان غیب ایمان دارند اطلاق می شود .کافر همواره حقیقت راستین را کتمان می کند ومومن میل به آشکارگی حقیقت دارد حقیقتی که در دو وجه ظاهر و باطنی بر ما خودرا می نماید.وضعیت باباطاهر دراین شعر "وضعیت تنها "یا" وضعیت عدم درک " است هم متمایز است هم تنهای تنها .که هول آفرین است .وسعت تنهایی اش به لحاظ فلسفی وحشت آفرین است . اما به لحاظ عرفانی قابل ستایش .چراکه درکنارش خدا را دارد.
به ملک عشق روح بی نشانم
بشهردل یکی صورت پرستم
شب با هجوم خیال تو خوش است .
دنوشر
حافظ اگر زنده بود شجریان را غرق در بوسه می‌کرد...
# هوشنگ ابتهاج در مهر آمد
،به مهر زیست ،
در مهر رفت .
#دکتر محمد فاضلی درباره استاد شجریان
همایون شجریان : رفتن پدر را باور ندارم
💠 همایون شجریان : انسان های بزرگ مانند ایشان در طول تاریخ به کره خاکی آمدند و با خود پیام هایی آورده و دوباره می روند
اثري بي بديل از حسن نوزاديان (تصوير ايران با خسرو آواز ايران)
پاییز خیلی خاص هستش خزان زوال را تجربه می کندخاموش شدن را تجربه می کند .حسرت باراست خزان .همان درختهای زیبا هستند که رنگارنگ شدند.
پاییز تجربه خاص است غم وشادی توامان به آدم دست می دهد
# مجتهدشبستری
درکوی طاهر
اندکی وقفه دراین یادداشت ها پیش آمد.بودن درفضای شعر ،بودن درفضای اندیشه وخیال های شگرف است .شاعر است که احساس های شگفت می آفریند وباباطاهر از آن سنخ شاعرانی است که جهان و زمانه اش را درپرتو شعر وشاعرانگی می دید .
به لامردم مکان دلبرم بی
سخن های خوشش تاج سرم بی
اگر شاهم ببخشد ملک شیراز
همان بهتر که دلبر در برم بی
#دراین دوبیتی باباطاهر می گوید مکان دلبرم گوشه خیمه چادر است که سخن های خوشش تاج سرم هست این دلبر چنان پیش من عزت دارد که بودن با او به ملک شیراز می ارزد.
این دوبیتی را باید در زمانه خودش دید ومعنا کرد در روزگار ما عصر تکنیک وهیاهوی ماشین ها ،این احساس یاوه به نظر می رسد .دلبر در نگاه باباطاهر هویت بخش و آرامش بخش است سخن خوش می گوید دربر بودن دلبر جهانی دارد مملو از غنا و بی نیازی و هم آوایی که ملک شیراز بی او هیچ درنظر آید.دلبر بابا طاهر گرچه گوشه چادر می شنید اما مقام ومرتبتی دارد که در سخنش درمقام تاج سری و خودش در هم وزنی ملک شیراز است .
دلبر بابا طاهر انسان آرزومند دیروز است .انسانی که تمامی صفات خوبی را دارد اما بسیار کم و نایاب است .این دلبر در روزگار ما به کل ناپدید شده است .وجایگاه قدیس و مهربانی تام گذشته را ندارد
✳️ فلانی دچار بی وقتی شدیم ،
: ضیا رشوند
بارها از دوستان آشنایان شنیدیم که وقت کم میاریم چرا بیست چهارساعت، بیست وهفت ساعت نیست ؟
از طرفی بعضی ها گله از زیادی وقت یا زمان انباشته و کلافگی زمان دارند . در هر دو اظهار نظر حقیقتی بیان می شود که قابل کتمان نیست یکی مفهوم "بی وقتی" دیگری مفهوم "باوقتی " دراین دو مفهوم با دو انسان مواجه هستیم که بهره برداری شان از زمان متفاوت است . یکی از کمی وقت شکایت دارد دیگری از زیادی وقت .
انباشته زمانی ویژگی انسان تکنیک زده و مدرن امروز است به لحاظ پشتیبانی سیستم های تکنولوژیکی دراموری مانند حمل نقل و خدمات و اطلاعات واب و برق و تلفن . که با سرعت وحداکثر کیفیت ارائه می شود با انباشت زمان مواجه هستیم که برای خودش احساس یاس وبیهودگی به بارآورده است .انسان دیروز که مسافت بین روستا و شهری را در دو سه شبانه روز با خر و الاع می پیمود .حالا با تکنولوژی خودرو ظرف دوساعت در رفت و آمد است .انسان گذشته که تامین انرژی روشنایی برایش هزینه زا بود با غروب آفتاب تن به خواب می داد الان به برکت تکنولوژی برق و تلویزبون پاسی از شب هاتا دیروقت را به بیداری می گذراند .انسان امروز گرچه به طور میانگین ۷۰سال عمر می کند اما درقیاس با انسان گذشته بی تکنیک به اندازه ۱۴۰ سال بهره مند از امکانات خوب زندگی مدرن و با کیفیت می باشد
انسان گذشته حد عبور و مسافرتش درحدجغرافیایش بود .
اما درباره آنهایی که از کمبود وقت می نالند .بیشتر‌از بعد بی نظمی و آشفتگی روحی و روان شان حکایت می کنند وگرنه با مدیریت وقت خیلی آرزوها و کارها را می توان برآورده کرد.
به عبارتی اینها که از کمی وقت می نالند نه زندگی را پاس داشتند نه کار را. هردوسر را باختند .
Channel photo updated
خواندن بعضي كتاب ها پروژه ناتمام است .اين پروژه ناتمام از اين رو مورد تاكيد است كه خواندن چندباره اين كتاب ها درطول زمان همراه با تعمق و تفكر فرصتي مي دهد تا اين كتاب ها را درفهم آوريم. آثار فيلسوفان كلاسيك چون افلاطون ارسطو سقراط و آثار فيلسوفان متاخر مانند هايدگر (فلسفه وجود و زمان) هگل و كانت و دكارت و نيچه از آن دست كتاب هايي است كه جز پروژه ناتمام شمرده مي شوند .بايستي آنهارا متعلق آثار مربوط به آنها همواره خواند و همواره فهم كرد و اين سيكل به تعبير هايدگر "براي ايستادن در روشنگاه وجود " لازم است .
:بعداز دیدن فیلم هندی فصل اول رمانش را سکه یکرو نامید .دو روی سکه ی پدر شیر بود .چطوردو شیر توی سکه ای می گنجیدند؟ کدامیک از دو شیر خط بودند ؟از دغدغه های او بود وباید خط را پیدا می کردتاشیراصلی را بخواند و بتواند از یادداشت ها بگذرد و رمانش را بنویسد
#رمان آتش زندان ،ابراهیم دم شناس
عکاسی پدیده غریبی بود.برای همین موسیو آنتون با آن ابزار غریب که می توانست چهره ادمی را ثابت کند بر روی یک پرده یا کاغذ،موجودی فرا زمینی بود.شازده قبای زربفتش را به تن می کرد،سگرمه ها درهم ،تمام تفرعنش را درنگاهش می ریخت و به دوربین خیره می شد.اگر شاهزاده خانم بود زیور الات را برخود می آویخت ، قلیانی مرصع به دست می گزفت وبرمخده ای از اطلس تکیه می زد... انگار می خواستند شکوه قدرت و مکنت شان را ازطریق این تصاویر به فرودستان انتقال دهند.هنگامی که عکس هارا ظاهرمی کردیم وبه دست شان می دادیم دقایق طولانی به عکس خود خیره می شدند وباخنده می پرسیدند"این منم !"گویی آینه درطی سال ها به آن ها تصویر دیگری نشان داده بود .عجیب تر آن وقتی بود که از نیم رخ -یابرحسب تصادف درعکسی جمعی - ازپشت سر کسی عکس می گرفتیم .آدمی هیچ گاه پشت خودرا به درستی نمی بیند مگر درعکس ....
# رمان شکوفه های عناب ،رضا جولایی
راستی و درستی
مهر تیمور لنگ با دو کلمه فارسی نقش شده بود "راستی ،درستی " تیمور لنگ این دو کلمه را شعار خود می دانست .وبه آن عمل می کرد‌کم حرف می زد .از شوخی دروغ بدش می آمد راست را می پسندیداگرچه بر ضد خودش بود.
✳️ هرانک نوشت :
کاهش اعضای کانال هرانک به ۱۵۵ نفر نشان می دهد خیلی وقته اینجا ننوشته ام . گاهی نوشتنم نمی آید حس خوب نوشتن کوچ می کند و جایی دور دور می رود ومن منتظر برگشت این حس خوب ، به زبان فلسفی انسان حیوانی است منتظر .
منتظر مترو
منتظر حقوق سرماه
منتظر تعطلیلی آخر هفته
منتظر ثمر درختان باغ
منتظر.........
دراین دو دهه نوشتن همین جور بوده ام برحسب حس وحال نوشته ام .چشم به افق دوخته ام تا رد روشنی از حس خوب ومتعالی نوشتن بیابم آن وقت نوشته ام .....
نوشتن عادت خوب من برگرد .
نوشتن مرا دریاب اقلیم تورا آرزومندم
✳️ :درجهان بودن
:بودن در جهان ، نحوی دلمشغولی است.بودن درکنارهرچیزی دلمشغولی است .انزجارهم نحوی دلشمغولی است .انسان علی السویه وجود ندارد .همواره در جهت گیری به ساحت چیزی است . انسان همواره دلمشغول چیزی است باید به این امر واضح اهتمام والتفات داشته باشیم.اگر همچی فراهم باشد .اگر شرایط پرفکت باشد لذت دلمشغولی نیست .همواره نقصی درهرکاری وجود دارد که اقتضا دلمشغولی است و حضور مارا پدیدار می کند