هرانک- HARANAK
150 subscribers
135 photos
25 videos
8 files
52 links
یادداشتهایی درباره فلسفه وادب ،فرهنگ
.ضیا رشوند
#کسی که بی خانمان است در نوشتن منزل می کند
Download Telegram
شعار امسال نمايشگاه بين المللي كتاب تهران " خواندن , توانستن است " حقيقت اين است دراين روزگاران توانايي خواندن را به دليل مشغله هاي زيادازدست داده ايم .خواندن كتاب دراين بلبشوي تكنيك و برو بياي زندگي بايستي درمسير زندگي مان نهادينه شود.خواندن و مطالعه مستمر توانمنديهايي را درانسان معاصر خلق مي كند كه بهتر زيستن و معنوي زيستن از نتايج آن است .خواندن و مطالعه در وجه جديد آن ،مي تواند هم شنيداري هم ديداري باشد .تعداد كتابهاي گويا كه گوش مي كنيم يا ديدن فيلم هاي علمي ومستند و تاريخي نيز وجهي از مطالعه است.اينها نمايي از خواندن است كه درسايه تكنولوژي خودرا برما عرضه مي كند كه انسان گذشته از آن بي بهره بوده است .تكنولوژي براي مطالعه وخواندن امكان هاي جديد خلق كرده است كه يكي از اين امكان ها كتاب خواندن است .كتاب دست گرفتن و كلمه به كلمه سطور را طي كردن همان وارد شدن به جهان نويسنده و مولف است كه به زبان فلسفي با گشودگي و كشف همراه است .هرانساني جهاني منحصربفرد است كه با خواندن توانايي كشف آن امكان پذيراست .
ديروز مراسم اختتاميه هفت اقليم بودم .فضاي كافه كتاب خوب و سنتي و صميمي بود آرام و متين مراسمش را برگزار كرد.جايزه دواثر برگزيده توسط داوران (علي خدايي و رضا جولايي) داده شد .يكي به مجموعه داستان خاطرات يك دروغگو نوشته نسيم وهابي ديگري رمان راهنمای مردن با گیاهان دارویی نوشته عطیه عطار زاده_نشر چشمه .سعي ام اين است هشت آثار برگزيده هفت اقليم را بگيرم و بخوانم
امسال که نشد نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بروم . اما پارسال که به نمایشگاه رفته بودم رمان ترکش لغزنده آیت دولتشاه را از غرفه نشرچشمه گرفتم.فرصت تا به امروز جفت جور نشد بخوانمش .دراین کتاب دو داستان یکی در گذشته یکی درزمان حال به موازات هم روایت می شوند که خواندنی است .هم حدیث عشق است هم حدیث انتقام خان ها .بگذریم .درباره این اثر یادداشتی خواهم نوشت . ومنتشر خواهم کرد.
روزنامه صمت روزشنبه ۱۴ اردیبهشت این مطلب را درصفحه آخر ش تیترکرد ه است دانلود ۳۷۰۰۰مرتبه همان مشارکت علمی است که دکترمحمودی درسطح جهان افتخارآن را دارد.
«ساسی‌گیت» از نگاهی دیگر
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

ساسی مانکن آهنگی خوانده، در چند مدرسه پخش شده و حالا مسأله اول فرهنگ مملکت شده است «آقامون جنتلمنه». داستان بالا گرفته و «ساسی‌گیت»ی شده است. کاربردی‌ترین راهبرد این گونه مسائل نیز «دراز کردن چند مقصر» است تا بیچاره‌ها «بز بلاگردان» بشوند تا آب‌ها از آسیاب بیفتد. بگذارید ما این راه را نرویم و موضوع را از زوایای دیگری ببینیم.

بیست سال پیش کتاب «ممیزی کتاب» (نوشته احمد رجب‌زاده، انتشارات کویر) را ویراستاری می‌کردم. نویسنده نشان داده بود که چگونه تیغ سانسور، ریشه ادبیات و رمان ایرانی را از بیخ خشکانده است. فرصت توضیح‌اش نیست، خودتان بخوانید حیرت می‌کنید.

شانزده سال پیش کتابی نوشتم به اسم «مصرف و سبک زندگی» و نشان دادم که سلیقه‌های مردم دنیای جدید مخلوط و التقاطی می‌شود. مردم «همه‌چیزخوار» می‌شوند یعنی روزه می‌گیرند، می‌رقصند، ساسی‌مانکن و موسیقی سنتی را با هم گوش می‌کنند، تواشیح قبل از اذان را هم دوست دارند و از متن‌های تلگرام و ویدئوهای اینستاگرام تا جنگ و صلح و مثنوی مولانا را هم می‌خوانند. این روند دنیای مدرن است. اگر سیاست فرهنگی کشور فرصت بروز به رمان خوب و تربیت موسیقایی خوب ندهد، خب آن قسمت ساسی‌مانکنی «همه‌چیزخواری» قوی‌تر می‌شود.

دوازده سال پیش هم کتابی نوشتم به اسم «جامعه‌شناسی مصرف موسیقی» و نشان دادم که برچیدن موسیقی و تربیت موسیقایی از جلوی دست و پای مردم، چگونه به ذائقه موسیقایی شکل داده است. تردید ندارم اگر کتابی هم درباره شادی نوشته بودم، «جامعه تشنه شادی» در آن جلوه می‌کرد. خب، جامعه‌ای با تربیت موسیقایی ضعیف و تشنه شادی، میل به ساسی ‌مانکن‌اش بالا می‌زند.

حالا این‌ها را در ذهن داشته باشید تا چند آمار را با هم مرور کنیم. سایت رسمی نمایشگاه کتاب (book32.ir) به بازدیدکنندگان نمایشگاه امکان می‌داد تا کتاب‌ها را جست‌وجو کنند. گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشان می‌دهد:

🔹از میان 10 کتابی که بیش از همه جست‌وجو شده‌اند، هشت کتاب‌ رمان و داستان خارجی بوده‌اند:۱-ملت عشق (الیف شافاک)، ۲-انسان خردمند (یووال نوح هراری)، ۳-خودت باش دختر (ریچل هالیس)، ۴-من سر قولم هستم» (امیرعلی ق)، ۵-دنیای سوفی (یوستین گوردر)، ۶-کیمیاگر (پائولو کوئیلو)، ۷-اکنون (فاضل نظری)، ۸-جزء از کل (استیو تولتز)، ۸-شدن (میشل اوباما) و ۱۰-وقتی نیچه گریست (اروین یالوم).

🔹بیست کتابی که بیشترین جستجو درباره آن‌ها انجام شده عبارتند از: ملت عشق، انسان خردمند، خودت باش دختر، بنویس تا اتفاق بیفتد، جزء از کل، اثر مرکب (دارن هاردی)، توحید مفضل، بیشعوری، کیمیاگر، نخل و نارنج (وحید یامین‌پور)، اکنون (فاضل نظری)، عقاید یک دلقک، دنیای سوفی، شازده کوچولو، چهار اثر، قرآن، تئوری انتخاب، صد سال تنهایی، راز، قلعه حیوانات، و کوری. نکته مهم این است که فقط یک کتاب رمان نویسنده ایرانی در بین این بیست اثر وجود دارد. کتاب اکنون فاضل نظری، شعر است.

🔹بیشترین جستجوی نام پدیدآورنده کتاب متعلق به این افراد بوده است: ۱-فاضل نظری، ۲-سیمین دانشور، ۳-هوشنگ ابتهاج، ۴-صادق هدایت، ۵-نادر ابراهیمی، ۶-محمود دولت‌آبادی، ۷-کریم زمانی، ۸-برایان تریسی، و ۸-میشل اوباما. دو نفر خارجی‌اند و به غیر از فاضل نظری (متولد 1358)، همگی نویسندگان و شاعران نسل‌های قبل از انقلاب هستند. بیشترین موضوعات جست‌وجو شده هم عبارتند از: ۱-رمان، ۲-روانشناسی و ۳-شعر.

این آمارهای ساده چه می‌گویند؟ اول، مردم بیش از هر چیز به دنبال رمان، داستان، کتب روانشناسی و شعر هستند. دوم، مردم در بین کتب رمان و داستان، آثار جذاب نویسندگان ایرانی را نیافته‌اند و کتب محبوب‌شان نوشته خارجی‌هاست؛ نه این‌که مردم خارجی‌ها را دوست دارند، نظام فرهنگی کشور از پرورش نویسندگانی که مردم را جذب کنند بازمانده است. سوم، نویسندگان نسل جدید نتوانسته‌اند از پس غول‌ها، از سیمین دانشور گرفته تا صادق هدایت و محمود دولت‌آبادی برآیند. چهارم، جامعه ما را چه شده است که هنوز آثاری خلق شده بر بستر دنیای اجتماعی سیمین دانشور، صادق هدایت، نادر ابراهیمی و هوشنگ ابتهاج فضایی برای نویسندگان جدید باقی نمی‌گذارند؟

«ساسی‌گیت» محصول سیاست فرهنگی این کشور و تحولات دنیای مدرن است. مردم ایران هم مثل سبک زندگی بقیه مردم دنیا «همه‌چیزخوار» شده‌اند با این وصف که تیغ سانسور و سیاست نشر کتاب و عرضه موسیقی، جلوی سر برآوردن نویسندگان بزرگ و جذاب ایرانی، و تربیت موسیقایی مردمی ناشاد را گرفته است. نتیجه: «آقامون جنتلمنه» از کودکان و مردم دلبری می‌کند. چرا ناراحتید؟
(اگر می‌پسندید، با دیگران به اشتراک بگذارید.)
https://t.me/fazeli_mohammad
کانال #موفقیت‌های_کوچک_ایرانیان، شما هم دعوتید @IR_S_S
Forwarded from نشریه ادبی هنری دیدگاه
دیدگاه ۳.pdf
9.1 MB
‍ ‍ 🔻 #شماره_سوم
ماهنامه الکترونیکی نشریه ادبی، هنری #دیدگاه | خرداد ماه | سال ۱۳۹۸

📌 با آثاری از:

#ملاحت_نیکی
#داوود_قنبری
#ایوب_بهرام
#مریم_ذوالفقاری
#سید_ابوالفضل_طاهری
#محمدرضا_ایوبی
#ضیاء_رشوند
#روشنک_رشیدی
#سجاد_حاجیان
و ...
در دسترس علاقه مندان وخوانندگان
ادبیات و هنر قرار می گیرد.


🌐 کانال نشریه ادبی، هنری دیدگاه
👇👇👇

https://t.me/joinchat/AAAAAExOZycZQVCezmjPmA
🌐 آدرس وبلاگ نشریه ادبی، هنری دیدگاه
👇👇👇

http://didgaah-daily.blogfa.com
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
همراه با سعدی
این روزها که با گلستان سعدی همراهم .نرمک نرمک می خوانش مناسب دیدم درباره بعضی جملاتش برداشت خودم را بنویسم تا ببینیم در زمانه سعدی چگونه به انسان وجهان نگاه می شده است ودر زمانه ای که ماییم چقدر گفتارسعدی بکارآید
سعدی گوید
تلمیذ بی ارادت عاشق بی زر است
رونده بی معرفت مرغ بی پر
عالم بی عمل درخت بی بر
زاهدبی علم خانه بی در
شاگردی که ارادت ندارد مانند عاشق است که تمکن مالی ندارد. این معادل سازی سعدی در روزگاری است که کرسی درس استاد و شاگرد سالها زمان می برده تا کسب فیضی ازطرف شاگرد حاصل شود اما در زمانه ما بیشترشاگردان نه تنها بی ارادتند بلکه سبک وسنگین می کنند با اساتید جدی درس نگیرند . سعدی ارادت را هم وزن زر گرفته که اگرباشد همانطورکه عاشق به هدفش عشق می رسد تلمیذنیز با ارادت به معرفت وحکمت می رسد
درزمانه سعدی علم همان علوم نقلی وکلام فلسفه محسوب می شده اما در زمانه ما علم ماهیت تجربی وتکنو ساینس یافته ودیگر از حالت استادوشاگردی درآمده وبیزنسی شده است که نفعش به سود جامعه است هرچند عارضه هایی بران است .
رونده بی معرفت مرغ بی پر .
کسی که معرفت وشناخت به چیزی ندارد مانند مرغی است که پر ندارد.شناخت لازمه حرکت وتحول است مرغ بی پر نمی تواند پرواز کند چراکه از پر بی نصیب است
عالم بی عمل درخت بی بر
در زمانه ای که سعدی می زیسته نگاه به درخت دوجور بوده است درختی که ثمر می دهد درختی که ثمر ی ندارد.بی بر وسزایش سوختن وهیزم شدن است اما در زمانه ما درختان بی بر چنان از منزلت ارج وقربی برخوردارند که بیزنسی هستند بسیار ارزشمند برای تزیین باغ ها وکاخ ها .این تشبیه دیگر به کار نمی آید. دوره اش بسر آمده
اما میماند عالم بی عمل که درزمانه سعدی فقیهان ومتکلمان وشاعران را شامل می شد الان عالم به صورت کلی مطرح نیست .متخصصان هر حوزه علمی را شامل میشود که حدیث مفصل خودرا دارند
زاهد بی علم خانه بی در.
خانه بی در حریمی ندارد همیشه مورد هجوم نامحرم است زاهد بی علم هم چون علم ندارد زهدش درمعرض تهدید ونامحرمان بددلان هست .
Channel photo updated
درفضیلت دست راست
امروز درتورق گلستان سعدی این دو حکایت توجهم را جلب کردبا شما دوستان به اشترا ک می گذارم.
اول کسی که علم برجامه کرد وانگشتری دردست ،جمشید بود. گفتتدش چرا به چپ دادی فضیلت .گفت راست را زینت راستی تمام است.
بزرگی را پرسیدند باچندین فضیلت که دست راست را هست خاتم درانگشت چپ چرا می کنند گفت ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند.
این دو حکایت سعدی نگاهی است به سنت خاتم درانگشت چپ کردن .وسوال انسان گذشته که چرا انگشت راست از انگشتری وخاتم بی بهره است .دلایلی که سعدی آورده دوچیز است راست را زینت راستی تمام است لذا این نقصان دست چپ با خاتم جبران می شود دوم این که با فضلیتان همیشه خودرا محروم از اقیانوس فضیلت می بینند لذا از فضیلت خاتم بی بهره اند .
این دو حکایت نگاه معنوی انسان دیروز در جزییات زندگیش را تاییدمی کند .معنوی اندیشی ازشاخصه انسان وجهان گذشته بوده است.
درباره چاپ مجدد داستان هایم
در بازنشر آثار داستانی داستان ها همانجور که سالها قبل منتشر شده اندبایستی چاپ بشوند .دست بردن در داستان ها به نظر کار درستی نیست .چراکه یک نویسنده در روند نوشتن خود از ساحت های مختلف نوشتن عبور می کند هرکتابی دربازه زمانی که انتشاریافته شناسنامه نویسندگی نویسنده است . که می تواند مبنای بررسی کارنامه ادبی او واقع شود.
این قاعده بازنشر درباره کتابهای علمی فرق می کند .می تواند درهرچاپ ویرایش شود و آخرین دستاوردها ونظریات آورده شود.
این روزها قصد دارم چاپ مجدد سه اثر داستانی ام را درقالب یک کتاب با عنوان سه گانه داستان منتشرکنم .دست به تغییر داستان ها نخواهم زد .چراکه از سال ۸۰تا به امروز نگاهم به داستان متغیربوده وهست .لذا هر داستانی که نوشتم مخصوص زمان خودش بوده است که باید باهمان ساختارحفظ شود.
همیشه وارد مغازه اش می شدم سرحال می نمود
امروز تو لاک خودش بود.گویا رنجی پنهانی آزارش می داد.
گفتم بزرگوار چرا دمغی؟
گفت : باغی دارم که دوربرش علف های خشک زمین های بایر احاطه اش کرده بود چند روز پیش همه را با داس چیدم امروز صبح یه نفر" نمک به حرامی "کبریت انداخته به خشکه علف های چیده شده دور فنس و درختچه های ون تبریزی و آلبالو انگور را چزانده است .او از قصد ،چنین کاری راکرده است گفتم می دانی چه کسی است گفت : نه نمیدانم
از مغازه که آمدم بیرون داشتم به آتش زدن علف خشکه ها فکر می کردم آن آتش گیاهان و درختانی را از رشد بازداشته جانوران کوچک وبزرگ زیادی مانند مورچه ها شته ها پروانه ها ...راسوزانده وحق حیات وزندگی شان را متوقف کرده است .آیا فردی که کبریت کشیده برجان خاک وسعت این همه فاجعه را درک می کند آیا او می داند سوزاندن وتخریب طبیعت ضد اخلاق و ضدقانون است .اندوه عمیق این دوست باغبان بی شک تاوانی از نوع حق الناس دارد که حتما سیلی اش را طرف خواهد خورد.
حقیقت
داشت آگهی فوت سفرکرده را پشت شیشه مغازه می چسباند
نام فامیلی سفرکرده بود .....حقیقت جو
گفتم خدا رحمتش کند چه فامیلی تامل برانگیز حقیقت جو
این سفرکرده درطول عمرشان دغدغه حقیقت داشت یا نه
آن مردمتوجه مزاحم شد خیره برچهره ام و موکد گفت
من سالهای سال با اوفامیل بودم فامیل خونگرمی بود .گاهی مسائلی پیش می آمد و مبهم می نمود وتفسیر متعدد برمی داشت ورد زبان خدابیامرز این بود
شما هرچه می خواهید بگویید اما حقیقت یک چهره دارد
با سعدی
امروز درتورق گلستان سعدی این ابیات به مذاقم خوش آمد .به اشتراک گذاشتم با شما همراهان .ازآن ابیاتی است که از واقعیت فراتر می رود وجه سورئال به خویش می گیرد .شاعر درفضایی بیکران سیرمی کند وکلیت را به حضور می طلبد
او درمن و من در او فتاده
خلق از پی ما دوان وخندان
انگشت تعجب جهانی
ازگفت و شنید ما به دندان
دوجان
درشبکه های اجتماعی خواندم که افغانی ها "زن باردار"را "دوجان" خطاب می کنند . درایران امروز چنین خطابی نداریم . زن باردار .زنی که دارنده باری است .بچه بار خطاب می شود .بارهمان سنگینی است که برمادر درمدت ۹ماه تحمیل می شود.امادر زبان افغانی ها مادرباردار" دوجان" نام برده می شود. دوجانی که یکی اش هویداست ودیگر ی هنوز ناهویداست . دوجانی که سوای هم نیستند باهم اند درهم اند.شاید همان جان اندرجان است .جانی که جانی باخود دارد.جان جانان که درادبیات گذشته ایران زمین از آن یادمی شود همین دوجان است که درسنت مرام امروز افغانی ها نمود دارد.ونشان دهنده ارزش زن و بچه در نگاه انسان دیروز ایرانی است که بخشی-افغانستان- آن را حفظ کرده و بخش دیگرش-ایران امروز- آن را به یاد نمی آورد.
باسعدی
صد چندان که دانا را از نادان نفرت است نادان را از دانا وحشت است.ص۱۱۳گلستان
نفرت دانا شاید از نوعی است که از نادانی تنفر دارد.
وحشت نادان شاید از میزان دانسته های فرد دانا ست که برای نادان دردسر ساز است .
این نادان و دانا چه نسبتی باهم دارند .بنابه گفته سعدی نسبت تنفر و وحشت . چه کسی باید رفع تنفرکند چه کسی رفع وحشت ؟
این نگاه زمانه سعدی است به دانا و نادان در نبست هم .
دراین زمانه آیا چنین نسبتی حاکم است بی شک خود مقوله دانایی و نادانی مبهم جلوه می کند دانا به چی نادان به چی ؟
با سعدی
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد پسر را گفت نباید که این سخن با کسی درمیان نهی گفت ای پدر فرمان توراست نگویم ولکن خواهم مرا بر فایده این مطلع گردانی که مصلحت درنهان داشتن چیست گفت تا مصیبت دوتا نشود یکی نقصان مایه ودیگر شماتت همسایه.
منبع: گلستان باب چهارم درفواید خاموشی
گاهی نوشتنم نمی آید
گاهی حس نوشتنم کوچ می کند جای دیگر.نمیدانم کجا .همین قدر می دانم حس نوشتنم نیست .همین قدر می دانم حس نوشتن رفته جای دیگر.همیشه دلهره بازگشت حس نوشتن را دارم .اگر حس نوشتنم برنگردد .بی شک زندگیم کسالت آور می شود.هیچ چیز به اندازه نوشتن بوی زندگی نمی دهد .نوشتن خودش زندگی است .زندگی در زندگی .می نویسم پس هستم .آیا این هستن من است که با نوشتن خودرا می نمایاند یا این نوشتن من است هستن مرا اثبات می کند ؟چطورشد در دام این سوال فلسفی افتادم .چه کسی مرا به دام این سوالات هول برانگیز انداخت ؟این سوال ها جواب می خواهد فیلسوفی می خواهد به تیزبینی کانت و دکارت تحلیل سوژه و ابژه کند وببیند آقای نویسنده این وسط چه نسبتی با زندگی وهستن و وجود دارد.وای چه عالمی دارد عالم فلسفه .فلسفه یعنی دانش دانش ها.هیچ چیز به استقامت و محکمی استدلال فلسفی میخکوبم نمی کند . سوال از پی سوال .سوال اندرسوال .پیش رفتن دروادی سوال .یک بیابان وسیع سوال .هولناک است.بیم سرگردانی وگم وگورشدن هست .بیم ایستادن بر سر دو راهی ها سه راهی ها وچند راهی ها کلافه ات می کند. بیم انتخاب بین عقل و احساس بیم انتخاب بین علم ومذهب و فلسفه ؛بیم انتخاب بین.... خیلی ها بر می گردند .برای همین راهیان وطرفداران فلسفه اندکند.قلیل اند. اما جهان بدون فیلسوف قطعا چیزی کم دارد.فلسفه جاده صاف کن علم است .اگر نبود شک هیوم نسبیت انیشتن شکل نمی گرفت .اگر نبود دازاین هایدگر فلسفه معاصر جان نمی گرفت.اگر نبود ابرانسان نیچه انسان مجهزبه تکنولوژی نمی شد. اگر نبود آگاهی مطلق نیچه تحلیل تاریخ انسان مشکل بود.اگر....رها کنم فلسفه خود مدافع خویش است .جهان اگر بهانه های خوبی برای زیستن داشته باشد بی شک فلسفه ورزی یکی از بهترین بهانه زیستن مقتدرانه است .
گاهی نوشتنم نمی آید .از این گاهی .می ترسم
اما این نوشتار فلسفی حسی بود که خودرا نمایاند .حسی بود برگشت تا که با نوشتن پیوند برقرارکنم
این نوشتار فلسفی حس نوشتن خوبی بود که مرا دربرگرفت مرا جان دوباره بخشید .
نوشته : ضیا رشوند
این نوشته تقدیم به اقای دکتر جباری .
تام وتمام بودن
تام وتمام بودن ،این حس را داشتن خیلی عالی است .من همان چیزی شدم که می خواستم .اگر دعوت به مجلس و محفلی می شوید این حس را داری که بودن من آنجا لازم است نروم آنجا مجلس چیزی کم دارد.
گاهی تام وتمام بودن این طوری درنظرگاه آدم جلوه می کند که با همه وجودم زندگی کرده ام . تمام توانایی هایم را در زندگی استفاده کردم . دربرابر زندگی که ساخته ام باهرنتیجه ای حس خوبی دارم. اما غالب انسان ها حس تام وتمام بودن را ندارند .آن طور که می خواسته ام زندگی نکرده ام .می توانستم جور دیگری زندگی کنم اما نشد.دراین وضعیت ها انسان خودرا درمعرض سوال قرار می دهد اگر سوال جدی باشد .حتما تحول ساز است .گونه دیگری از زندگی آغاز خواهد شد که مطلوب نظراست .که وفق مراد است .
همراه باسعدی
پارسایی را دیدم برکنار دریا که زخم پلنگ داشت وبه هیچ دارو به نمی شدوشکر خداب عزو جل علی الدوام گفتی پرسیدندش که شکر چه می گویی
گفت شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی
سعدی درباب اخلاق درویشان این حکایت را آورده .پارسا و زاهد را ذیل درویشان یاد می کند .آنچه که از متن برما کاشف می شود با انسانی مواجه هستیم که گرفتارآمدن در مصیبت وبلایا و حوادث روزگار را شاکر است چراکه گرفتارمعصیت نشده است .این ارجحیت از آن روست انسان درویش در گذشته بی شک دیندار و معنوی اندیش بوده است . و گناه خط قرمز یا منطقه ورود ممنوع او بوده است .معصیت نکردن جهان زیست درویشان او بوده است .مصیبت گرفتارآمدن را نوع امتحان می دانستند که شکر می طلبد . انسان امروز دربرابر مصیبت ومعصیت چه واکنشی دارد؟ کدام را مرجح می داند؟ حکم کلی نمی توان داد اما میدانیم برمصیبت شاکرنیست بلکه برایش مهم وحیاتی است دنبال درمان می گردد اما معصیت چه بگویم ...