Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای موسیقی Concierto de Aranjuez توسط ارکستر سمفونیک ونکوور با تکنوازی گیتار لیلی افشار
لیلی افشار زاده ۱۳۳۸ - درگذشته ۲ آبان ۱۴۰۲ نوازنده برجسته ایرانی گیتار کلاسیک بعد از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.
او نخستین نوازنده زن در جهان بود که درجه دکترا در نوازندگی گیتار کلاسیک را کسب کرد.
وی در دانشگاه ممفیس امریکا برای دانشجویان مقطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترا نوازندگی گیتار تدریس میکرد.
لیلی افشار بعد از بیست سال دوری از وطن در سال ۲۰۰۱ به ایران بازگشت و طی سفرهای متعدد، کلاسهای تکمیلی و گروهی برای نوازندگان و هنرجویان گیتار در ایران برگزار میکرد.
یادش گرامی
🌿 @delshodeegan
لیلی افشار زاده ۱۳۳۸ - درگذشته ۲ آبان ۱۴۰۲ نوازنده برجسته ایرانی گیتار کلاسیک بعد از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.
او نخستین نوازنده زن در جهان بود که درجه دکترا در نوازندگی گیتار کلاسیک را کسب کرد.
وی در دانشگاه ممفیس امریکا برای دانشجویان مقطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترا نوازندگی گیتار تدریس میکرد.
لیلی افشار بعد از بیست سال دوری از وطن در سال ۲۰۰۱ به ایران بازگشت و طی سفرهای متعدد، کلاسهای تکمیلی و گروهی برای نوازندگان و هنرجویان گیتار در ایران برگزار میکرد.
یادش گرامی
🌿 @delshodeegan
🌿🌿🌿_______________________________
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم. فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او. میدانستم دلش اسیر یک جعبهی مداد رنگی بیست و چهارتاییست؛ چون بارها دربارهاش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سالم بود. پول تو جیبیهایم کفاف این هدیه را نمیداد. فقط یک راه داشتم، اینکه به سراغ قلکم بروم. قلکی که چند ماه تمام امانتدار پول تو جیبیهایم شده بود تا بتوانم اسکیت بخرم اما من میخواستم دوستم را به آرزویش برسانم.
قلکم را بالا بردم و به زمین کوبیدم؛ آرزوی خودم را شکاندم. میدانستم وقتی هدیهی من را باز کند خوشحالترین آدم دنیا میشود ولی... ولی آنقدر هدیهی خوب برایش آورده بودند که اصلاً هدیهی من به چشمش نیامد.
حتی یک تشکر هم نکرد. من برای خوشحال کردنش از آرزوی خودم گذشته بودم؛ همهی پساندازی که مدتها برایش از خواستههایم زده بودم را خرج برآورده شدن آرزوی او کرده بودم اما او هرگز نفهمید.
من ماندم و یک قلک شکستهی خالی...
حالا بعد از این همه سال به این فکر میکنم که آدمها هر کدام قلکهایی دارند که در آن چیزهایی مهمتر از پول را پس انداز میکنند؛ محبت، وفاداری و عشق را ذخیره میکنند تا در زمان مناسب خرجش کنند. اما گاهی قلکشان را برای آدم اشتباهی میشکنند.
کسی که چشمهایش به روی محبت و فداکاری و عشق آنها بستهست.
کاش حواسمان باشد قلکمان را برای چه کسی میشکنیم قلکی که خالی شود خیلی سخت پر میشود...!
#حسین_حائریان
@delshodeegan
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم. فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او. میدانستم دلش اسیر یک جعبهی مداد رنگی بیست و چهارتاییست؛ چون بارها دربارهاش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سالم بود. پول تو جیبیهایم کفاف این هدیه را نمیداد. فقط یک راه داشتم، اینکه به سراغ قلکم بروم. قلکی که چند ماه تمام امانتدار پول تو جیبیهایم شده بود تا بتوانم اسکیت بخرم اما من میخواستم دوستم را به آرزویش برسانم.
قلکم را بالا بردم و به زمین کوبیدم؛ آرزوی خودم را شکاندم. میدانستم وقتی هدیهی من را باز کند خوشحالترین آدم دنیا میشود ولی... ولی آنقدر هدیهی خوب برایش آورده بودند که اصلاً هدیهی من به چشمش نیامد.
حتی یک تشکر هم نکرد. من برای خوشحال کردنش از آرزوی خودم گذشته بودم؛ همهی پساندازی که مدتها برایش از خواستههایم زده بودم را خرج برآورده شدن آرزوی او کرده بودم اما او هرگز نفهمید.
من ماندم و یک قلک شکستهی خالی...
حالا بعد از این همه سال به این فکر میکنم که آدمها هر کدام قلکهایی دارند که در آن چیزهایی مهمتر از پول را پس انداز میکنند؛ محبت، وفاداری و عشق را ذخیره میکنند تا در زمان مناسب خرجش کنند. اما گاهی قلکشان را برای آدم اشتباهی میشکنند.
کسی که چشمهایش به روی محبت و فداکاری و عشق آنها بستهست.
کاش حواسمان باشد قلکمان را برای چه کسی میشکنیم قلکی که خالی شود خیلی سخت پر میشود...!
#حسین_حائریان
@delshodeegan
موسیقی My Piano, The Clouds اثر فابریتسیو پاترلینی نوازندهٔ پیانو ایتالیایی
پیانو نوازی بسیار دلنشین و آرامشبخش
@delshodeegan
پیانو نوازی بسیار دلنشین و آرامشبخش
@delshodeegan
.
آرزو میکنم در سال 2024 میلادی روزهایی درخشان و شاد داشته باشید.
جسم و روح و روان شما در آرامش و سلامتی باشد.
سرمایه گذاریهای شما رونق داشته باشد، نعمتهای شما زیاد شود و بهترین سال را داشته باشید.
Happy New Year 2024 ♥️
@delshodeegan
آرزو میکنم در سال 2024 میلادی روزهایی درخشان و شاد داشته باشید.
جسم و روح و روان شما در آرامش و سلامتی باشد.
سرمایه گذاریهای شما رونق داشته باشد، نعمتهای شما زیاد شود و بهترین سال را داشته باشید.
Happy New Year 2024 ♥️
@delshodeegan
موسیقی Greensleeves اثر آدریان برت فلوت نواز انگلیسی
طبق باور سنتی انگلیسی، این قطعه توسط هنری هشتم برای معشوقهاش ساخته شده است.
موسیقی بسیار دلنشین، خاطره انگیز و عاشقانه گریناسلیوز
@delshodeegan
طبق باور سنتی انگلیسی، این قطعه توسط هنری هشتم برای معشوقهاش ساخته شده است.
موسیقی بسیار دلنشین، خاطره انگیز و عاشقانه گریناسلیوز
@delshodeegan
🌿🌿🌿_______________________________
دل بریدم تا نبینم دوست با من دشمن است
دل بریدن گاه تنها راه عاشق ماندن است
خود به چاه انداختم خود را مگر باور کنی
آنچه باقیمانده از یوسف همین پیراهن است
گریهها کردم ز شوق آن شب که سوزاندی مرا
سرنوشت شمع جانسوز است اما روشن است
هرکسی از عشق با خود یادگاری میبرد
آنچه من بردم تنی بیروح و روحی بیتن است
من غمم! جای مرا با شادمانی پر مکن
هرکجا چشمی بگردانی نشانی از من است
#فاضل_نظری
از کتاب : وجود
@delshodeegan
دل بریدم تا نبینم دوست با من دشمن است
دل بریدن گاه تنها راه عاشق ماندن است
خود به چاه انداختم خود را مگر باور کنی
آنچه باقیمانده از یوسف همین پیراهن است
گریهها کردم ز شوق آن شب که سوزاندی مرا
سرنوشت شمع جانسوز است اما روشن است
هرکسی از عشق با خود یادگاری میبرد
آنچه من بردم تنی بیروح و روحی بیتن است
من غمم! جای مرا با شادمانی پر مکن
هرکجا چشمی بگردانی نشانی از من است
#فاضل_نظری
از کتاب : وجود
@delshodeegan
موسیقی Sea Dream اثر علی بهادری نظری نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی با نام هنری «نویان»
تلفیقی زیبا از سازهای مختلف و استفاده ی بجا از صدای امواج دریا موسیقی بسیار دلنشین و روحنواز خلق کرده است.
این موسیقی روح شما را غرق در رویا تا ساحل دریا همراهی میکند.
@delshodeegan
تلفیقی زیبا از سازهای مختلف و استفاده ی بجا از صدای امواج دریا موسیقی بسیار دلنشین و روحنواز خلق کرده است.
این موسیقی روح شما را غرق در رویا تا ساحل دریا همراهی میکند.
@delshodeegan
🌿🌿🌿_______________________________
پس کجایی؟
صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر میمانم تا تاکسی مورد علاقهام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دستهای قوی و آفتاب سوخته و چشمهای مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز میگذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبحها سوار ماشینش میشوم فقط سه چهار بار صدای بم و خشدارش را شنیدهام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش میکند.
ما هر روز از مسیر ثابتی میرویم، فقط چهارشنبههای آخر هر ماه راننده مسیر همیشگیمان را عوض میکند. یکی از چهارشنبههای آخر ماه به او گفتم:
- «از این طرف راهمون دور میشه ها.»
- «میدونم.»
دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی میرفت و چهارشنبههای آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب میکرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر میرفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت: «ببخشید الان بر میگردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد،
یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم. به دستهایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دستهایش پیدا بود، پرسیدم: «حالتون خوبه؟» گفت: «نه.» نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.
چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی میشود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او میگوید خانوادهاش اجازه نمیدهند با او ازدواج کند. راننده از دختر جوان میخواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند. دختر جوان قول میدهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید.
چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است. از راننده پرسیدم: «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمیدانست. پرسیدم: «آدرسشو دارین؟» نداشت. در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبههای آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود. راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.» به راننده گفتم: «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت: «خدا نکنه» بعد گفت: «اگر ماه دیگر نیاد میمیرم.»
#سروش_صحت
از مجموعه تاکسی
@delshodeegan
پس کجایی؟
صبح ها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر میمانم تا تاکسی مورد علاقهام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دستهای قوی و آفتاب سوخته و چشمهای مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز میگذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبحها سوار ماشینش میشوم فقط سه چهار بار صدای بم و خشدارش را شنیدهام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش میکند.
ما هر روز از مسیر ثابتی میرویم، فقط چهارشنبههای آخر هر ماه راننده مسیر همیشگیمان را عوض میکند. یکی از چهارشنبههای آخر ماه به او گفتم:
- «از این طرف راهمون دور میشه ها.»
- «میدونم.»
دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی میرفت و چهارشنبههای آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب میکرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر میرفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت: «ببخشید الان بر میگردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد،
یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم. به دستهایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دستهایش پیدا بود، پرسیدم: «حالتون خوبه؟» گفت: «نه.» نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.
چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی میشود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او میگوید خانوادهاش اجازه نمیدهند با او ازدواج کند. راننده از دختر جوان میخواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند. دختر جوان قول میدهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید.
چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است. از راننده پرسیدم: «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمیدانست. پرسیدم: «آدرسشو دارین؟» نداشت. در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبههای آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود. راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.» به راننده گفتم: «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت: «خدا نکنه» بعد گفت: «اگر ماه دیگر نیاد میمیرم.»
#سروش_صحت
از مجموعه تاکسی
@delshodeegan
موسیقی Anata ga Hohoemu Nichi اثر یوریکو ناکامورا پیانیست و آهنگساز ژاپنی
تکنوازی پیانو زیبا، ملایم و دلنشین
@delshodeegan
تکنوازی پیانو زیبا، ملایم و دلنشین
@delshodeegan
.
تُنسیٰ کَأنَّکَ لَمْ تَکُن
تُنسی کَمَصرعِ الطائرٍ
کَکَنیسَةٍ مَهجورةٍ
تُنسی
کَحُبِّ عابرٍ
و کَوَردَةٍ فی الثَلج
تُنسی ...
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
چون مرگ یک پرنده
یا چون کنیسهای متروک
فراموش میشوی
چون عشق رهگذر
چون گل به دست باد
چون گل میان برف
فراموش میشوی ...
#محمود_درویش
🌿 @delshodeegan
تُنسیٰ کَأنَّکَ لَمْ تَکُن
تُنسی کَمَصرعِ الطائرٍ
کَکَنیسَةٍ مَهجورةٍ
تُنسی
کَحُبِّ عابرٍ
و کَوَردَةٍ فی الثَلج
تُنسی ...
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
چون مرگ یک پرنده
یا چون کنیسهای متروک
فراموش میشوی
چون عشق رهگذر
چون گل به دست باد
چون گل میان برف
فراموش میشوی ...
#محمود_درویش
🌿 @delshodeegan