Forwarded from برنامه ناشناس
یه مورد خواستگار زنگ زده بودن که قرار بزارن بیان ما هم به دلایلی اون موقع نمیخاستیم بیان و مادرم گفتن ما میخاییم بریم شهرستان نیستیم ( به دروغ :///) چون واقعا شرایط نداشتیم نمیشد حالا بماند......
بعد از چند هفته زنگ زدن دوباره و قرار گذاشتن و اومدن ، من و آقا پسر رفتیم اتاق که صحبت کنیم بعد ایشون بعد از چند تا سوال پرسیدن شما کی به کی میرید شهرستان منم برگشتم گفتم دو ساله که نرفتیم !!! با اینکه قبلش گفته بودیم که ما شهرستانیم🤦♀🤦♀
بعد ایشون دوبار این سوال رو کردن که خانواده چی من دوباره گفتم دوساله نرفتیم در اصل داشتم راستشو میگفتم
دیدم بیچاره داره با تعجب نگاهم میکنه تو دلم هم میگفتم اَه به تو چه که اصلا کی رفتیمممم
بعد که اونا رفتن مامانم گفت چه خبر چی گفتید چی پرسید منم برا مامانم تعریف کردم بعد تازه فهمیدم چه گندی زدم🤣🤣 بعد مامانم گفت دیگه پروندیش و زنگ نمیزنن مخصوصا که ایشون طلبه هم بودن و طبیعی که بیشتر حساس باشن ...
دو روز گذشت زنگ زدن که جوابتون چیه و دوباره میخاییم بیایم و من هنگ بودم که چراا دوباره میخاد بیاد با این سوتی افتضااااح دیگه روم نمیشد تو چشاش نگاه کنم😂😂
ببخشید خیلی زیاد شد
یه مورد خواستگار زنگ زده بودن که قرار بزارن بیان ما هم به دلایلی اون موقع نمیخاستیم بیان و مادرم گفتن ما میخاییم بریم شهرستان نیستیم ( به دروغ :///) چون واقعا شرایط نداشتیم نمیشد حالا بماند......
بعد از چند هفته زنگ زدن دوباره و قرار گذاشتن و اومدن ، من و آقا پسر رفتیم اتاق که صحبت کنیم بعد ایشون بعد از چند تا سوال پرسیدن شما کی به کی میرید شهرستان منم برگشتم گفتم دو ساله که نرفتیم !!! با اینکه قبلش گفته بودیم که ما شهرستانیم🤦♀🤦♀
بعد ایشون دوبار این سوال رو کردن که خانواده چی من دوباره گفتم دوساله نرفتیم در اصل داشتم راستشو میگفتم
دیدم بیچاره داره با تعجب نگاهم میکنه تو دلم هم میگفتم اَه به تو چه که اصلا کی رفتیمممم
بعد که اونا رفتن مامانم گفت چه خبر چی گفتید چی پرسید منم برا مامانم تعریف کردم بعد تازه فهمیدم چه گندی زدم🤣🤣 بعد مامانم گفت دیگه پروندیش و زنگ نمیزنن مخصوصا که ایشون طلبه هم بودن و طبیعی که بیشتر حساس باشن ...
دو روز گذشت زنگ زدن که جوابتون چیه و دوباره میخاییم بیایم و من هنگ بودم که چراا دوباره میخاد بیاد با این سوتی افتضااااح دیگه روم نمیشد تو چشاش نگاه کنم😂😂
ببخشید خیلی زیاد شد