ماهیچ تراز هیچ، پی هیچ دویدیم
جز هیچ دراین هیچ دگر هیچ ندیدیم
برهیچ نشستیم و بر این هیچ براندیم
درهیچ بماندیم و از این هیچ بریدیم.
مولانا
جز هیچ دراین هیچ دگر هیچ ندیدیم
برهیچ نشستیم و بر این هیچ براندیم
درهیچ بماندیم و از این هیچ بریدیم.
مولانا
🍓1
عمیقاً احتیاج دارم . . .
مامانم بزنه رو شونم ؛ چندبار تکونم بده
و بزور چشامو باز کنم و مثلِ برق گرفتهها
زل بزنم به ساعتِ دیواری . .
ببینم عه ساعت ۱۲ ظهره .
یکم با حالتِ گیجی و منگی بشینم فکر کنم
یهو یادم بیاد که . . .
دیشب تا ۳ شب تو کوچه بازی کردم
و از شدت خستگی تا الان بیهوش بودم:))؛!
مامانم بزنه رو شونم ؛ چندبار تکونم بده
و بزور چشامو باز کنم و مثلِ برق گرفتهها
زل بزنم به ساعتِ دیواری . .
ببینم عه ساعت ۱۲ ظهره .
یکم با حالتِ گیجی و منگی بشینم فکر کنم
یهو یادم بیاد که . . .
دیشب تا ۳ شب تو کوچه بازی کردم
و از شدت خستگی تا الان بیهوش بودم:))؛!
هنوز تازه اردیبهشت تموم شده و هوا اینجوری گرمه
از همین الان تصور مرداد برام ترسناکه..😕🦫
از همین الان تصور مرداد برام ترسناکه..😕🦫
جامعه نباید برای انتقام مجازات کند بلکه باید با هدف بهبود بخشیدن اصلاح کند.
آخرین روز یک محکوم | ویکتور هوگو
آخرین روز یک محکوم | ویکتور هوگو
توی فیلم فرانکنشتاین یه جایی هست که ویکتور به موجودی که ساخته میگه: حالا که مرگ در سرنوشت تو نیست ببین چه کاری میتونی انجام بدی جز زندگی کردن...