Forwarded from 𝒜𝓇𝒾𝒶𝓃
ᯓ #IndeNavarrette ;Nikki • Obsession • Mystery • Seduction • Dangerous Beauty
└ ℋer smile conceals a thousand secrets, and her heart follows no one's rules.
└ ℋer smile conceals a thousand secrets, and her heart follows no one's rules.
Forwarded from ㅤ‘ 𝖣𝖨𝖵𝖱𝖦𝖭𝖳 诞 پڪ جئون ,
ㅤㅤㅤȷ𝗄ㅤㅤ.jpg
319.7 KB
ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤсветитсяㅤ𔓨 ﹙𝗁ı𝗀𝗁 𝗊𝗎𝖺𝗅ı𝗍𝗒﹚ ? ?
ㅤㅤㅤ𝖽𝖾𝗏 ' ı𝗅 ı𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝗌𝗍 ﹫ 𝗋ı𝖽𝖾 𝗈𝗋 𝖿*𝖼𝗄 ¡ ¡
ㅤㅤㅤ𝖽𝖾𝗏 ' ı𝗅 ı𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝗌𝗍 ﹫ 𝗋ı𝖽𝖾 𝗈𝗋 𝖿*𝖼𝗄 ¡ ¡
Forwarded from ㅤ‘ 𝖣𝖨𝖵𝖱𝖦𝖭𝖳 诞 پڪ جئون ,
ㅤ‘ 𝖣𝖨𝖵𝖱𝖦𝖭𝖳 诞 پڪ جئون ,
ㅤㅤㅤȷ𝗄ㅤㅤ.jpg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝓛
៹ ָ࣪ 𝙽𝖺𝗁, 𝙸 𝗍𝗁𝗂𝚗𝗄 𝗒𝚘𝗎'𝗋𝖾 𝗌𝗍𝚞𝚌𝗄 𝗐𝗂𝚝𝗁 𝚖𝖾`.ᐟ◞
Forwarded from 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺𝖼𝗈𝗋𝖾 ׄ
— پیمــانـی کـه دامبــلـدور رو زنــدانــی کــرده بــود '
— وقـتــی عــشــق میتونــه تــو رو بــه سـمــت اشـتـبــاه بـبــره '
— جنــایــاتِ گـرینــدلــوالــد فـقــط قــتــل و شورش نیســت '
شاید یکی از جالبترین جزئیات فیلم این باشه که چرا دامبلدور، با تمام قدرتی که ازش میشناسیم، خودش مستقیم جلوی گریندلوالد رو نمیگیره و نیوت اسکمندر یجورایی واسطه شده. جواب، فقط ترس یا ناتوانی نیست. دامبلدور و گریندلوالد تو جوونی یک پیمان خونین بسته بودن که عملاً مانع رویارویی مستقیمشون میشه. اما چیزی که این پیمان رو مهم میکنه، اون گذشتهایه که پشتشه. رابطهی دامبلدور و گریندلوالد فقط رابطهی دوتا جادوگر قدرتمند که دشمن هم هستند نیست. درواقع دو نفری هستن که زمانی به هم نزدیک بودن، رؤیاهای مشترک داشتن و حتی برای آیندهای که میخواستن بسازن، پیمان بسته بودن. (😭😭توی فیلم بعدی بیشتر روایت میشه ) برای همین دامبلدور اینجا فقط با یه دشمن سیاسی روبهرو نیست؛ با بخشی از گذشتهی خودش روبهروئه. و شاید به همین دلیله که نیوت رو جلو میفرسته. انگار خودش هنوز نمیتونه از تصمیمهای اون سالها عبور کنه، اما میدونه باید جلوی نتیجهشون رو بگیره. و خب گاهی چیزی که آدم رو از جنگیدن با دشمنش منصرف میکنه، ترس یا ضعف نیست؛ خاطرهست.
— وقـتــی عــشــق میتونــه تــو رو بــه سـمــت اشـتـبــاه بـبــره '
کوئینی توی جانوران شگفت انگیز و زیستگاه آنها شخصیتی شاد و راحتی داشت، اما توی جنایات گریندلوالد یکی از تلخترین مسیرهای داستان رو طی میکنه. مشکلش ساده به نظر میاد: جیکوب یه ماگله و رابطهی جادوگر و ماگل در اون دوره با محدودیتهای جدی روبهرو هست. کوئینی ممکنه مجبور بشه بین کسی که دوستش داره و دنیایی که بهش تعلق داره، یکی رو انتخاب کنه. و این دقیقاً همون جاییه که گریندلوالد وارد میشه.
چیزی که گریندلوالد رو خطرناک میکنه این نیست که همه رو با زور مجبور میکنه دنبالش برن. اتفاقاً خیلی وقتها ضعف یا خواستهی واقعی آدمها رو پیدا میکنه و همون رو تبدیل به راه ورود خودش میکنه بدون هیچ زور و یا اجباری. برای کوئینی، اون خواسته عشقه؛ برای یکی دیگه میتونه آزادی، قدرت، امنیت یا حتی انتقام باشه. کوئینی یکشبه تبدیل به آدم شرور نمیشه و درواقع بیشتر شبیه آدمیه که از یک بیعدالتی واقعی، به سمت راهحلی اشتباه کشیده میشه که خب کسی راه بهتری بهش پیشنهاد نداده بود. و همین بخش داستانه که فیلم رو از یک «نبرد خیر و شر» ساده دور میکنه. و خب آدمها همیشه بهخاطر بد بودن سمت آدمهای خطرناک نمیرن؛ گاهی بهخاطر چیزی میرن که بیش از هرچیزی میخوان.
— جنــایــاتِ گـرینــدلــوالــد فـقــط قــتــل و شورش نیســت '
به نظرم چیزی که توی The Crimes of Grindelwald کمتر دیده میشه، اینه که جنایت اصلی گریندلوالد فقط کارهایی نیست که خودش انجام میده و تواناییش در تبدیل خواستهها و ترسهای آدمهای دیگه به ابزار قدرت هم بخشی از جنایت محسوب میشه. اون به آدمها نمیگه «من شرورم، بیا دنبالم و هرچی میگم رو انجام بده» و فقط بهشون وعده میده چیزی رو که خودشون میخوان به دست بیارن. یکی دنبال عشقه، یکی دنبال آزادی، یکی دنبال رهایی از گذشته، یکی دنبال قدرت و گریندلوالد از همین نقطه ضعفها استفاده میکنه و مرز بین انتخاب شخصی و دستکاری رو محو میکنه. (یه جورایی مثل یوهان توی قاضی شیطان)
برای همین بیشتر شخصیتهای این فیلم به شکلی با «انتخاب» درگیرن؛ لتا باید تصمیم بگیره با گذشتهش چبکار کنه، دامبلدور باید با گذشتهی خودش روبهرو بشه، کوئینی بین عشق و جهان جادوگری گیر میکنه و ناگینی با سرنوشتی میجنگه که خودش انتخابش نکرده.
و شاید همین وجه مشترک، چیزی باشه که تمام این داستانهای ظاهراً جدا رو به هم وصل میکنه: آدمهایی که سعی میکنن بین چیزی که براشون تعیین شده و چیزی که خودشون میخوان، یکی رو انتخاب کنن.
برای همین با وجود اینکه فیلم بهخاطر شلوغی داستان و تعداد زیاد شخصیتها نقدهای زیادی گرفت، به نظرم ارزش دیدن داره. چون زیر اون همه جادو، تعقیبوگریز و پیچش داستانی، فیلم دربارهی آدمهاییه که هرکدوم به شکلی دارن با گذشته، عشق، گناه یا سرنوشت خودشون دستوپنجه نرم میکنن.
و شاید اسم فیلم هم از همین زاویه جالبتر بشه؛ جنایت گریندلوالد فقط چیزی نیست که خودش انجام میده، بلکه چیزیه که باعث میشه آدمها برای رسیدن به خواستههاشون، انتخابهای خودشون رو از دست بدن.