دلدادگی
1.49K subscribers
70.3K photos
39.2K videos
1.37K files
31.9K links
خوش اومدی به دلدادگی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❤️ جایی برای دل‌های بی‌قرار
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🎶 برای اونایی که با یه شعر، با یه آهنگ آروم می‌شن...

🌙 هر شب با یه حس تازه
📜 با یه تکه از عشق
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
Download Telegram
نوشته بود : برای برادرم کانفیگ خریدم. کلی ذوق داشت که می‌تونه وصل بشه بالاخره.
ده دقیقه بعد اومد با قیافهٔ آویزون؛ گفت چه فایده‌ای داره وقتی هیچ‌کس آنلاین نیست.
اینترنت وقتی معنا داره که همه با هم داشته باشن.
👍1
هر گیگ اینترنت معمولی ۲ ۳ هزار تومن بود الان با اسم اینترنت پرو دارید میدید ۴۰ هزار تومن!

بعد بندگان خدایی که شرایط اینترنت پرو ندارن باید گیگی خدا تومن از این کانفیگ فروشا تهیه کنن!

رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند، چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند..
این عددهایی که از تعدیل نیرو و بیکاری می‌شنویم، ترسناک‌اند؛ و فقط عدد نیستند. هرکدامشان قصه‌ی آدمی‌ست
نان‌آورِ خانه‌ای،
پدری شرمنده فرزند و همسر،
دل‌بسته‌ای به بیمه‌ برای درمان،
یا کسی که برای رسیدن به معشوقش و ساختن یک زندگی تلاش می‌کرده.
پشت هر عدد، زندگی‌ای هست؛
و هر زندگی، جهانی‌ست لرزیده…

خداوندا تو خود حافظشان باش
"زندگی یک‌ وطن بهم بدهکاره که فقط توش به زندگی فکر کنم." این دنیا یک زندگی به همه ما بدهکاره، به‌خاطر همه آن لبخندهایی که از ما گرفته شد، به‌خاطر امیدهایی که ستانده شد، به‌خاطر فردایی که تیره و تار شد. این دنیا تا همیشه یک زندگی به ما بدهکار است...


زینب کریمیان
.

شهر من
رقص کوچه‌هایش را بازمی‌یابد
هیچ کجا هیچ زمان
فریاد زندگی بی‌جواب نمانده است

👤 احمد_شاملو
‏چه کسی پیروز جنگ است؟
‏نمی‌دانم عزیزم،
‏نمی‌دانم چه کسی پیروز است
‏اما بی‌شک کسانی که جوانی را باخته‌اند، ماییم.
1
از زندگی مدام پیام هایی به تو می رسد. هوشیار باش و این پیام ها را بگیر.
همه پدیده‌ها و رویدادهای عالم به هم مربوط اند و هیچ چیز اتفاقی نیست.
هر آنچه میبینی و میشنوی حتی اگر به ظاهر اتفاقی باشد دقیقاً به تو مربوط می شود.
هر چیز که سر راه چشم و گوش و احساس تو قرار می گیرد در واقع با تو سخن می‌گوید و می‌خواهد پیامی را به تو برساند.
اگر آدم های پیرامون خود را ناشاد و عبوس مشاهده می کنی باید بدانی که فرکانس وجودت افت کرده است بنابراین باید بلافاصله متوجه چیزهایی بشوی که دوستشان داری و برای تو دل پذیرند و این کار را آنقدر ادامه بدهی تا از احساس شادمانی سرشار شوی.🍃🍃🍃
                       
همراه ما در دنیای دلدادگی
❤️ @deldadeeeeeee ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای خودمون وقت بذاریمـ💚
به روح و ذهن و قلبمون اهمیت بدیم
هر چیزی که حالمون رو خوب میکنه انجام بدیم
از  فکر و خیال بیاییم بیرون
و مهم تر از هر چیزی
  به حرف دیگران بی اهمیت باشیم
  اینجوری حالمون بهتر میشه✍🏻....
.
🌺گردش روزگار بدون ما ادامه خواهد داشت.
پس هم اکنون باید موفق شویم تا سربلند
زندگی کنیم و این افق‌های دوردست را
نبینیم یا یاد بگیریم که ببینیم و از آن
هراسی نداشته باشیم و امروزیان را دریابیم.
شانس ما باهم بودن است. به هم یاری
می‌دهیم که در این آخرین مرحله از
حادثه‌ی زندگی سربلند بیرون بیاییم.
مقاطعی که در روند این حادثه طی
می‌کنیم مکرر نخواهد بود.
بازگشت به عقب یا تکراری هم در کارمان
نیست‌. پس منحصر به فرد بودن هر مقطع
خود امکانی است در جهت ایجاد تنوع و
تحمل پذیری آن. حق انتخاب هم که با ما
نبوده فقط امید باید با ما باشد که:
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.
🔥2
با دمپایی دویدن در زمینِ اقتصاد

گفت: همۀ چیزی که الان نیاز دارم پوله. هیچ وقت تا این اندازه به پول نیاز نداشتم.

هیچ موقع هم فکر نکرده بودم که پول در آوردن می‌تونه سخت‌تر از چیزی بشه که بلدم. من همیشه کار کردم، همیشه هم دستم به دهنم رسیده و کاملاً در نموندم

. یعنی اینطوری نبوده که نداشته باشم. امّا هیچ وقت اینقدر بهش نیاز نداشتم و اینقدر درآوردنش سخت نشده بود. می‌دونی از چی می‌ترسم؟ از اینکه نتونم اونقدری که لازم دارم پول در بیارم.

امّا بیش‌تر از اون، از این می‌ترسم که همۀ زندگیم درگیر پول در آوردن بشه. مدلی که من هستم این نیست. من ذهنمو برای چیزهای دیگه هم لازم دارم.

راستش یک ترس دیگه هم دارم، اینکه پول در آوردن باعث بشه کسی بشم که نمیخوام؛ یعنی یک جورایی از اینی که هستیم بیام پایین و کیفیتم رو از دست بدم.

این روزا، این روزای مزخرفِ تعلیق همه چیز، این روزایی که اصلاً معلوم نیست کار به کجا می‌رسه و من دیگه عادت کردم بدترین سناریو رو در نظر بگیرم که بتونم از خودم مراقبت کنم، پول در آوردن شده اولویت اصلیم.

شاید این وضعیت هُلم بده و کارهای جالبی بکنم. شاید اصلاً بتونم رابطه‌ام رو با پول تغییر بدم و یک جور دیگه بازی کنم. امّا شایدم اونی بشم که نمیخوام. می‌دونی شبیه کی‌ام؟

شبیه کسی که با دمپایی و پیژامه، داشته باغچه‌های توی کوچه رو آب می‌داده ولی یک‌هو افتاده وسطِ یک مسابقه دو عجیب و غریب که اگر واستی یکی با تیر می‌زدندت؛ از این عقب نمون، از اون عقب نمون، از جمع جدا نیفت، وانتسا، بدو، سریع بدو. امّا آخه با دمپایی؟

اصلاً من که داشتم برای خودم باغچۀ دمِ درو آب می‌دادم. اینجا چه کار می‌کنم؟

روایت‌اش خیلی صادقانه و عمیق بود. مثل همیشه دردش را پیچیده بود لای سؤال و شوخی تا زهرش را بگیرد.

امّا روایتش زهر داشت، غم داشت، ترس داشت و تنها یک روایت از میلیون‌ها روایتِ دردناک مشابه این روزها بود. اینکه من چه گفتم و او چه گفت، طولانی است.

آخرش هر دو کمی آرامتر بودیم امّا سهمی از دلشوره برای هر دوی ما مانده بود. از آن موقع به این فکر می‌کنم که نسبت ما با همه چیز از جمله پول و تجربه‌های زندگی دارد تغییر می‌کند.

حالا در این شرایط دیگر با دمپایی دویدن به تجربۀ هر روزه همۀ ما تبدیل شده است.


روانشناس و دکتری فلسفه
هر روز که به خانه بر می‌گردم، شبیه یک سرباز جنگی‌ام که زندگی‌اش هیچ شباهتی به گذشته ندارد؛ مردودم! از هر چه پیشامد خوشایند.
ویکتور فرانکل تو کتاب "انسان در جستجوی معنی" میگه:

اما دلیلی نبود که برای اشک هامون خجالت بکشیم
چون اشکها شاهد شجاعتمون بودن
شجاعت تحمل دردهامون...
🔥2
عزیز من!
"زندگی بدون روزهای بد نمی‌شود"
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم


اما روزهای بد، همچون برگ های پاییزی، باور کن که شتابان فرو می‌ریزند
و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان می‌شکنند!
و درخت استوار و مقاوم برجای می‌ماند.

عزیز من!
برگهای پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند... 
آدم‌ها فقط وسایلشون رو حمل نمی‌کنن، چیزهایی رو با خودشون می‌کشن که دیده نمی‌شن.
ترس، خاطره، و چیزهایی که هیچ‌وقت تموم نشدن...
🔸قوانین مورفی از کجا آمد؟ 

قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروی هوايي ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفي مهندس هوافضا بود که روی يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهای پروژه يک تکنسين سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفی درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه برای خراب کردن چيزی وجود داشته باشه اون همون يه راه رو پيدا ميکنه" و اين اولين قانون مورفی بود.

قوانین مورفی ابتدا در فرهنگ فنی مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد.

⚪️قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

⚪️قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

⚪️قانون تعمیر:
بعد از این که دست‌تان حسابی روغنی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

⚪️قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

⚪️قانون معذوریت:
اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

⚪️قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

⚪️قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

⚪️قانون نتیجه:
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

⚪️قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

⚪️قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

⚪️قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
2
برای ابراز عشق به مردم، مجبور نیستید، هر فردی را که می‌بینید ببوسید. برای عشق ورزیدن به دیگران، لازم نیست یک کاسه برنج به آن‌ها بدهید.

عشق ورزیدن یعنی، درباره‌ی دیگران کمتر قضاوت کردن، و دادن این اجازه به آن‌ها که آنطور که دوست دارند زندگی کنند، و بدون انتقادِ ما آن کسی باشند که هستند.
👏2👍1
این جمله که "هرکی داره با غمی می‌جنگه
که ما ازش خبر نداریم" واقعاً آدمو مهربون‌تر
می‌کنه.
1🔥1
تنهایی،
پیش‌شرطِ عشقِ واقعی است.
کسی که تنها نمی‌ماند،
عشقِ دروغین را با حقارت می‌پذیرد.
2
تو نمی توانی از روی سخنان یک فرد تشخیص دهی که او یک انسان خوب است، حتی از ظاهر او هم نمی توان به این شناخت رسید.

اما می توانی از فضایی که در حضور او به وجود می آید، او را بشناسی؛ چرا که هیچ کس قادر نیست فضایی ایجاد کند که با روحش سازگاری نداشته باشد.
1