This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوری لند (سروش رضایی) این انیمیشن رو ۷ سال پیش ساخت 🙃
جمله هایی که به جای دوستت دارم
میتونی به کسی که دوسش داری بزنی
- هر لحظه کنارت یه خاطره خوبه.
- تو بهترین اتفاق زندگی منی.
- تو منو کامل میکنی.
- با تو حس امنیت دارم.
- تو همه چیز منی.
- آرزوم اینه که هر روز کنار تو باشم.
- حتی وقتی پیشم نیستی، همش تو فکرم.
- دلم همش برات تنگ میشه.
- قلبم واسه تو میتپه.
- به خاطر تو هر کاری میکنم.
- هیچی تو دنیا مهمتر از تو نیست.
میتونی به کسی که دوسش داری بزنی
- هر لحظه کنارت یه خاطره خوبه.
- تو بهترین اتفاق زندگی منی.
- تو منو کامل میکنی.
- با تو حس امنیت دارم.
- تو همه چیز منی.
- آرزوم اینه که هر روز کنار تو باشم.
- حتی وقتی پیشم نیستی، همش تو فکرم.
- دلم همش برات تنگ میشه.
- قلبم واسه تو میتپه.
- به خاطر تو هر کاری میکنم.
- هیچی تو دنیا مهمتر از تو نیست.
❤3
Violin
Toneloom
بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسید
اگر اَبرها بگذارند…
محمد ابراهیم جعفری
🎼
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسید
اگر اَبرها بگذارند…
محمد ابراهیم جعفری
🎼
بلاخره همه یک روزی میمیرند و صد سال که بگذرد، دیگر هیچ کس دربارهی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمیکند.
پس بهتر است همان طور که دلت میخواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری.
کتاب : گریه آرام
پس بهتر است همان طور که دلت میخواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری.
کتاب : گریه آرام
نوشته بود : برای برادرم کانفیگ خریدم. کلی ذوق داشت که میتونه وصل بشه بالاخره.
ده دقیقه بعد اومد با قیافهٔ آویزون؛ گفت چه فایدهای داره وقتی هیچکس آنلاین نیست.
اینترنت وقتی معنا داره که همه با هم داشته باشن.
ده دقیقه بعد اومد با قیافهٔ آویزون؛ گفت چه فایدهای داره وقتی هیچکس آنلاین نیست.
اینترنت وقتی معنا داره که همه با هم داشته باشن.
👍5
و اگر نبودم، یادت بیار من آن باد غمگینیام که بعد از آزادی میپیچد لای موهات و آن نسیمِ آرامی که میوزد بر رد اشکهات، روی گونههات.
❤2👍1
یه کتاب میخوام بنویسم که فقط ۵تا جمله داشته باشه :
چیزی که صددرصد قطعی نشده به کسی نگو
به آشنا هیچ وسیلهای نفروش
با هیچ دوستی همکار نشو
جلو جلو واسه هیچ موضوعی ذوق نکن و
یاد بگیر هر کسی تو زندگیته قراره تا ۳۰ ثانیه بعد ترکت کنه
با آشنا معامله نکن
با همکارات دوست نشو، آشنارو با خودت همکار نکن. چیزیکه قطعی نشدهرو به هیچکس نگو. خوشحالی و موفقیتتُ جار نزن
زود میفهمی آدم یهدونه از غریبه میخوره، دهتا از خودی :)
✨ همراه ما در دنیای دلدادگی ✨
❤️ @deldadeeeeeee ❤️
چیزی که صددرصد قطعی نشده به کسی نگو
به آشنا هیچ وسیلهای نفروش
با هیچ دوستی همکار نشو
جلو جلو واسه هیچ موضوعی ذوق نکن و
یاد بگیر هر کسی تو زندگیته قراره تا ۳۰ ثانیه بعد ترکت کنه
با آشنا معامله نکن
با همکارات دوست نشو، آشنارو با خودت همکار نکن. چیزیکه قطعی نشدهرو به هیچکس نگو. خوشحالی و موفقیتتُ جار نزن
زود میفهمی آدم یهدونه از غریبه میخوره، دهتا از خودی :)
✨ همراه ما در دنیای دلدادگی ✨
❤️ @deldadeeeeeee ❤️
در هر لحظه از زندگیام، در تاریکترین نقطهاش وقتی به جز چشمهای خودم نوری در آینه نمیبینم، یا در روشنترین قسمتش، وقتی تاریکیای به جز مردمکهای سیاه خودم نیست؛ هیچگاه آن جوانان از یادم نمیروند. یاد هرکدام مانند پیچکی سبز در بدنم میپیچد و بالا میرود. جوانه میزند، گل میدهد، تیغ میشود و از سینهام میگذرد تا به چشمهایم میرسد، چشمهایم آبیاری میکند، رشدشان میدهد تا به کاسهی سرم میرسند و همانجا میمانند و زندگی میکنند.
هرکدام در سرم ادامه مییابند. پسرانی که مرد میشوند، معشوق میشوند، پدر میشوند، دست کودکانشان را میگیرند و از خیابانهایی که آنها را به مرگ کشانده بود میگذرند و به سوی خانه میروند. و دخترانی که زن میشوند، زیبا میشوند، معشوق میشوند، مادر میشوند و قصهی ضحاکی را برای کودکانشان میگویند که عاقبت نیروی پاکِ عشق و جوانی آن را شکست داد. در سرم یک نفر میمیرد و چندنفر با آن دفن میشود. در سرم هزاران جنازه است، هزاران جنازهی عزیز که هرکدام را تطهیر میکنم با اشکهایم و آنقدر اشکیاری میکنم که عاقبت در کاسهی سرم آزادی و عشق جوانه میزند. جوانهای که ریشهاش در خیابان است، در خون است. هیچگاه، هیچکدام از آنان، در سینهی من نمیمیرند. آنان ادامه مییابند. پیروز میشوند، بزرگ میشوند، عاشق میشوند، پیر میشوند و عاقبت یکروز آرام میمیرند. یک روزی که مرگ برای آنان ناحقی نیست و مرگ برایشان کوچک و حقیر نیست و مرگ از چهرهی زیبا و پاکشان خجالتزده نیست. آنان در من ادامه مییابند و هرکدام که در من ناامید شوند، یکی دیگرشان سر از امید برمیدارد.
✨ همراه ما در دنیای دلدادگی ✨
❤️ @deldadeeeeeee ❤️
هرکدام در سرم ادامه مییابند. پسرانی که مرد میشوند، معشوق میشوند، پدر میشوند، دست کودکانشان را میگیرند و از خیابانهایی که آنها را به مرگ کشانده بود میگذرند و به سوی خانه میروند. و دخترانی که زن میشوند، زیبا میشوند، معشوق میشوند، مادر میشوند و قصهی ضحاکی را برای کودکانشان میگویند که عاقبت نیروی پاکِ عشق و جوانی آن را شکست داد. در سرم یک نفر میمیرد و چندنفر با آن دفن میشود. در سرم هزاران جنازه است، هزاران جنازهی عزیز که هرکدام را تطهیر میکنم با اشکهایم و آنقدر اشکیاری میکنم که عاقبت در کاسهی سرم آزادی و عشق جوانه میزند. جوانهای که ریشهاش در خیابان است، در خون است. هیچگاه، هیچکدام از آنان، در سینهی من نمیمیرند. آنان ادامه مییابند. پیروز میشوند، بزرگ میشوند، عاشق میشوند، پیر میشوند و عاقبت یکروز آرام میمیرند. یک روزی که مرگ برای آنان ناحقی نیست و مرگ برایشان کوچک و حقیر نیست و مرگ از چهرهی زیبا و پاکشان خجالتزده نیست. آنان در من ادامه مییابند و هرکدام که در من ناامید شوند، یکی دیگرشان سر از امید برمیدارد.
✨ همراه ما در دنیای دلدادگی ✨
❤️ @deldadeeeeeee ❤️
👏2
نوشته بود : برای برادرم کانفیگ خریدم. کلی ذوق داشت که میتونه وصل بشه بالاخره.
ده دقیقه بعد اومد با قیافهٔ آویزون؛ گفت چه فایدهای داره وقتی هیچکس آنلاین نیست.
اینترنت وقتی معنا داره که همه با هم داشته باشن.
ده دقیقه بعد اومد با قیافهٔ آویزون؛ گفت چه فایدهای داره وقتی هیچکس آنلاین نیست.
اینترنت وقتی معنا داره که همه با هم داشته باشن.
👍1
هر گیگ اینترنت معمولی ۲ ۳ هزار تومن بود الان با اسم اینترنت پرو دارید میدید ۴۰ هزار تومن!
بعد بندگان خدایی که شرایط اینترنت پرو ندارن باید گیگی خدا تومن از این کانفیگ فروشا تهیه کنن!
رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند، چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند..
بعد بندگان خدایی که شرایط اینترنت پرو ندارن باید گیگی خدا تومن از این کانفیگ فروشا تهیه کنن!
رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند، چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند..
این عددهایی که از تعدیل نیرو و بیکاری میشنویم، ترسناکاند؛ و فقط عدد نیستند. هرکدامشان قصهی آدمیست
نانآورِ خانهای،
پدری شرمنده فرزند و همسر،
دلبستهای به بیمه برای درمان،
یا کسی که برای رسیدن به معشوقش و ساختن یک زندگی تلاش میکرده.
پشت هر عدد، زندگیای هست؛
و هر زندگی، جهانیست لرزیده…
خداوندا تو خود حافظشان باش
نانآورِ خانهای،
پدری شرمنده فرزند و همسر،
دلبستهای به بیمه برای درمان،
یا کسی که برای رسیدن به معشوقش و ساختن یک زندگی تلاش میکرده.
پشت هر عدد، زندگیای هست؛
و هر زندگی، جهانیست لرزیده…
خداوندا تو خود حافظشان باش
"زندگی یک وطن بهم بدهکاره که فقط توش به زندگی فکر کنم." این دنیا یک زندگی به همه ما بدهکاره، بهخاطر همه آن لبخندهایی که از ما گرفته شد، بهخاطر امیدهایی که ستانده شد، بهخاطر فردایی که تیره و تار شد. این دنیا تا همیشه یک زندگی به ما بدهکار است...
✍زینب کریمیان
✍زینب کریمیان
.
شهر من
رقص کوچههایش را بازمییابد
هیچ کجا هیچ زمان
فریاد زندگی بیجواب نمانده است✨
👤 احمد_شاملو
شهر من
رقص کوچههایش را بازمییابد
هیچ کجا هیچ زمان
فریاد زندگی بیجواب نمانده است✨
👤 احمد_شاملو
چه کسی پیروز جنگ است؟
نمیدانم عزیزم،
نمیدانم چه کسی پیروز است
اما بیشک کسانی که جوانی را باختهاند، ماییم.
نمیدانم عزیزم،
نمیدانم چه کسی پیروز است
اما بیشک کسانی که جوانی را باختهاند، ماییم.
❤1
❣از زندگی مدام پیام هایی به تو می رسد. هوشیار باش و این پیام ها را بگیر.
همه پدیدهها و رویدادهای عالم به هم مربوط اند و هیچ چیز اتفاقی نیست.
هر آنچه میبینی و میشنوی حتی اگر به ظاهر اتفاقی باشد دقیقاً به تو مربوط می شود.
هر چیز که سر راه چشم و گوش و احساس تو قرار می گیرد در واقع با تو سخن میگوید و میخواهد پیامی را به تو برساند.
اگر آدم های پیرامون خود را ناشاد و عبوس مشاهده می کنی باید بدانی که فرکانس وجودت افت کرده است بنابراین باید بلافاصله متوجه چیزهایی بشوی که دوستشان داری و برای تو دل پذیرند و این کار را آنقدر ادامه بدهی تا از احساس شادمانی سرشار شوی.🍃🍃🍃
✨ همراه ما در دنیای دلدادگی ✨
❤️ @deldadeeeeeee ❤️
همه پدیدهها و رویدادهای عالم به هم مربوط اند و هیچ چیز اتفاقی نیست.
هر آنچه میبینی و میشنوی حتی اگر به ظاهر اتفاقی باشد دقیقاً به تو مربوط می شود.
هر چیز که سر راه چشم و گوش و احساس تو قرار می گیرد در واقع با تو سخن میگوید و میخواهد پیامی را به تو برساند.
اگر آدم های پیرامون خود را ناشاد و عبوس مشاهده می کنی باید بدانی که فرکانس وجودت افت کرده است بنابراین باید بلافاصله متوجه چیزهایی بشوی که دوستشان داری و برای تو دل پذیرند و این کار را آنقدر ادامه بدهی تا از احساس شادمانی سرشار شوی.🍃🍃🍃
✨ همراه ما در دنیای دلدادگی ✨
❤️ @deldadeeeeeee ❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای خودمون وقت بذاریمـ💚
به روح و ذهن و قلبمون اهمیت بدیم
هر چیزی که حالمون رو خوب میکنه انجام بدیم
از فکر و خیال بیاییم بیرون
و مهم تر از هر چیزی
به حرف دیگران بی اهمیت باشیم
اینجوری حالمون بهتر میشه✍🏻....
به روح و ذهن و قلبمون اهمیت بدیم
هر چیزی که حالمون رو خوب میکنه انجام بدیم
از فکر و خیال بیاییم بیرون
و مهم تر از هر چیزی
به حرف دیگران بی اهمیت باشیم
اینجوری حالمون بهتر میشه✍🏻....
.
🌺گردش روزگار بدون ما ادامه خواهد داشت.
پس هم اکنون باید موفق شویم تا سربلند
زندگی کنیم و این افقهای دوردست را
نبینیم یا یاد بگیریم که ببینیم و از آن
هراسی نداشته باشیم و امروزیان را دریابیم.
شانس ما باهم بودن است. به هم یاری
میدهیم که در این آخرین مرحله از
حادثهی زندگی سربلند بیرون بیاییم.
مقاطعی که در روند این حادثه طی
میکنیم مکرر نخواهد بود.
بازگشت به عقب یا تکراری هم در کارمان
نیست. پس منحصر به فرد بودن هر مقطع
خود امکانی است در جهت ایجاد تنوع و
تحمل پذیری آن. حق انتخاب هم که با ما
نبوده فقط امید باید با ما باشد که:
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.
🌺گردش روزگار بدون ما ادامه خواهد داشت.
پس هم اکنون باید موفق شویم تا سربلند
زندگی کنیم و این افقهای دوردست را
نبینیم یا یاد بگیریم که ببینیم و از آن
هراسی نداشته باشیم و امروزیان را دریابیم.
شانس ما باهم بودن است. به هم یاری
میدهیم که در این آخرین مرحله از
حادثهی زندگی سربلند بیرون بیاییم.
مقاطعی که در روند این حادثه طی
میکنیم مکرر نخواهد بود.
بازگشت به عقب یا تکراری هم در کارمان
نیست. پس منحصر به فرد بودن هر مقطع
خود امکانی است در جهت ایجاد تنوع و
تحمل پذیری آن. حق انتخاب هم که با ما
نبوده فقط امید باید با ما باشد که:
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.
🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در من کسی میخندد
با دمپایی دویدن در زمینِ اقتصاد
گفت: همۀ چیزی که الان نیاز دارم پوله. هیچ وقت تا این اندازه به پول نیاز نداشتم.
هیچ موقع هم فکر نکرده بودم که پول در آوردن میتونه سختتر از چیزی بشه که بلدم. من همیشه کار کردم، همیشه هم دستم به دهنم رسیده و کاملاً در نموندم
. یعنی اینطوری نبوده که نداشته باشم. امّا هیچ وقت اینقدر بهش نیاز نداشتم و اینقدر درآوردنش سخت نشده بود. میدونی از چی میترسم؟ از اینکه نتونم اونقدری که لازم دارم پول در بیارم.
امّا بیشتر از اون، از این میترسم که همۀ زندگیم درگیر پول در آوردن بشه. مدلی که من هستم این نیست. من ذهنمو برای چیزهای دیگه هم لازم دارم.
راستش یک ترس دیگه هم دارم، اینکه پول در آوردن باعث بشه کسی بشم که نمیخوام؛ یعنی یک جورایی از اینی که هستیم بیام پایین و کیفیتم رو از دست بدم.
این روزا، این روزای مزخرفِ تعلیق همه چیز، این روزایی که اصلاً معلوم نیست کار به کجا میرسه و من دیگه عادت کردم بدترین سناریو رو در نظر بگیرم که بتونم از خودم مراقبت کنم، پول در آوردن شده اولویت اصلیم.
شاید این وضعیت هُلم بده و کارهای جالبی بکنم. شاید اصلاً بتونم رابطهام رو با پول تغییر بدم و یک جور دیگه بازی کنم. امّا شایدم اونی بشم که نمیخوام. میدونی شبیه کیام؟
شبیه کسی که با دمپایی و پیژامه، داشته باغچههای توی کوچه رو آب میداده ولی یکهو افتاده وسطِ یک مسابقه دو عجیب و غریب که اگر واستی یکی با تیر میزدندت؛ از این عقب نمون، از اون عقب نمون، از جمع جدا نیفت، وانتسا، بدو، سریع بدو. امّا آخه با دمپایی؟
اصلاً من که داشتم برای خودم باغچۀ دمِ درو آب میدادم. اینجا چه کار میکنم؟
روایتاش خیلی صادقانه و عمیق بود. مثل همیشه دردش را پیچیده بود لای سؤال و شوخی تا زهرش را بگیرد.
امّا روایتش زهر داشت، غم داشت، ترس داشت و تنها یک روایت از میلیونها روایتِ دردناک مشابه این روزها بود. اینکه من چه گفتم و او چه گفت، طولانی است.
آخرش هر دو کمی آرامتر بودیم امّا سهمی از دلشوره برای هر دوی ما مانده بود. از آن موقع به این فکر میکنم که نسبت ما با همه چیز از جمله پول و تجربههای زندگی دارد تغییر میکند.
حالا در این شرایط دیگر با دمپایی دویدن به تجربۀ هر روزه همۀ ما تبدیل شده است.
روانشناس و دکتری فلسفه
گفت: همۀ چیزی که الان نیاز دارم پوله. هیچ وقت تا این اندازه به پول نیاز نداشتم.
هیچ موقع هم فکر نکرده بودم که پول در آوردن میتونه سختتر از چیزی بشه که بلدم. من همیشه کار کردم، همیشه هم دستم به دهنم رسیده و کاملاً در نموندم
. یعنی اینطوری نبوده که نداشته باشم. امّا هیچ وقت اینقدر بهش نیاز نداشتم و اینقدر درآوردنش سخت نشده بود. میدونی از چی میترسم؟ از اینکه نتونم اونقدری که لازم دارم پول در بیارم.
امّا بیشتر از اون، از این میترسم که همۀ زندگیم درگیر پول در آوردن بشه. مدلی که من هستم این نیست. من ذهنمو برای چیزهای دیگه هم لازم دارم.
راستش یک ترس دیگه هم دارم، اینکه پول در آوردن باعث بشه کسی بشم که نمیخوام؛ یعنی یک جورایی از اینی که هستیم بیام پایین و کیفیتم رو از دست بدم.
این روزا، این روزای مزخرفِ تعلیق همه چیز، این روزایی که اصلاً معلوم نیست کار به کجا میرسه و من دیگه عادت کردم بدترین سناریو رو در نظر بگیرم که بتونم از خودم مراقبت کنم، پول در آوردن شده اولویت اصلیم.
شاید این وضعیت هُلم بده و کارهای جالبی بکنم. شاید اصلاً بتونم رابطهام رو با پول تغییر بدم و یک جور دیگه بازی کنم. امّا شایدم اونی بشم که نمیخوام. میدونی شبیه کیام؟
شبیه کسی که با دمپایی و پیژامه، داشته باغچههای توی کوچه رو آب میداده ولی یکهو افتاده وسطِ یک مسابقه دو عجیب و غریب که اگر واستی یکی با تیر میزدندت؛ از این عقب نمون، از اون عقب نمون، از جمع جدا نیفت، وانتسا، بدو، سریع بدو. امّا آخه با دمپایی؟
اصلاً من که داشتم برای خودم باغچۀ دمِ درو آب میدادم. اینجا چه کار میکنم؟
روایتاش خیلی صادقانه و عمیق بود. مثل همیشه دردش را پیچیده بود لای سؤال و شوخی تا زهرش را بگیرد.
امّا روایتش زهر داشت، غم داشت، ترس داشت و تنها یک روایت از میلیونها روایتِ دردناک مشابه این روزها بود. اینکه من چه گفتم و او چه گفت، طولانی است.
آخرش هر دو کمی آرامتر بودیم امّا سهمی از دلشوره برای هر دوی ما مانده بود. از آن موقع به این فکر میکنم که نسبت ما با همه چیز از جمله پول و تجربههای زندگی دارد تغییر میکند.
حالا در این شرایط دیگر با دمپایی دویدن به تجربۀ هر روزه همۀ ما تبدیل شده است.
روانشناس و دکتری فلسفه
هر روز که به خانه بر میگردم، شبیه یک سرباز جنگیام که زندگیاش هیچ شباهتی به گذشته ندارد؛ مردودم! از هر چه پیشامد خوشایند.