نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
736 subscribers
226 photos
10K videos
1 file
6.88K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
‍ ‌من برای باتو بودن بال و پر می خواستم
دلبری را از تو اما بیشتر می خواستم

خواب بودم دیدمت آغوش وا کردی گلم
بوسه ای را از لبت وقت سحر می خواستم

از میان تیرگی ها پر کشیدم سوی تو
با همه آشفتگی هایم شرر می خواستم

ناز میکردی بیایی تا ببینم روی تو
کاش می دیدی کنار تو ثمر می خواستم

توی هر کوچه در هر خانه ای را میزدم
مثل یک دیوانه از عشقم اثر می خواستم

گرچه با تشویش بودم در پی دیدار تو
عشق من شاید ندانی تاج سر میخواستم

#یوسف_حمزه

@Dekogram🎙
" دوستت دارم "‌ اگر هر روز حاشایم‌ کنی
کاش می شد ذره ای در قلب خود جایم کنی

می شوم هم‌ صحبتت در لحظه های انتظار
می نشینی در کنارم غرق رویایم‌ کنی

بوسه هایم طعم شیرین عسل دارد ولی ...
کاش می شد باز با یک بوسه اغوایم کنی

گفته‌بودی "عاشقم هستی" ولی انگار نه !!!
خواستی تا بار دیگر از سرت وایم کنی

وقت رفتن دست در آغوش من انداختی
خواهشت کردم ‌نخواه با غصه تنهایم ‌کنی

دل بریدی و ندیدی از غمت مجنون شدم
هرگز این حقم ‌نبود اینگونه رسوایم کنی

گم شدم در انتهای کوچه های بی کسی
می توانی بعد از این در قصه پیدایم ‌کنی

#آنجلا_راد

@Dekogram🎙
ترا گاهی شبی در خواب می بینم
پُر از احساس
نوازش میکنم اندام زیبایت
وچون پیچک بر اندام تو می‌پیچم
وچون باران ز ابر لب
هزاران بوسه بر اندام زیبای تو می‌بارم
عقیق سرخ گرم سینه ات را می‌مکم آرام
وتو سرمست از خواهش
مرا در حلقه ی آغوش می‌گیری
ومن محو نگاه پر خُمارت می‌شوم زیبا
سپس آرام میگویی
بیاتا قلّه‌های عشق با من باش
ومن از خواهشی سرشار
حریصانه در آغوش تو کام از عشق می‌گیرم
وآهنگ نفسهایت مرا در التهاب خویش می‌سوزد

#رحیم_سینائی

@Dekogram🎙
👒
می دانی چیست ؟
اصلا من قهرم
هیچ هم خیال نکن آشتی ام می آید
به این زودی ها
اصلا هم خیال نکن
دلم تنگ می شود
فکرِ باطل است اگر فکر کنی
با یک عزیزم
جانم ؟ خواهی شنید
نه نه نه!
اسمم را هم که بگویی
لبخندم نمی آید
گولِ چشمهایت را هم نمی خوردم دیگر . .
من قهرم
قهر قهر قهر
چه گفتی ؟ نشنیدم !
بلندتر بگو . .
دلت برایم تنگ شده ؟
راست می گویی ؟ من هم !
من هم خیلی دلم برایت تنگ شده
ای وای ! باز هم که قهرم یادم رفت.
.
امان از دوست داشتن
امان از خواستن
که راهی پیدا می کند
که باز هم تو را
از حرفت باز دارد

#عادل_دانتیسم

@Dekogram🎙
به دیدارم بیا
و برایم دستهایت را سوغات بیاور
تا پس از این معجزه
پاییز را به جهنم بسپارم
که عشق از هر آتشی سوزان‌‌ تر‌ خواهد بود!
به دیدارم بیا
و برایم خدا را هدیه بیاور
تا پس از این حادثه
خدا به من
به تو
و به ما
ایمان بیاورد
که عشق میتواند گاهی در یک‌ عصر پاییزی
از دست های من
که خفته اند در‌ جیب های تو...
به جهان نازل شود!

#حامد_نیازی

@Dekogram🎙
.
مثلا شرط بسته باشیم هرکه برد هرچه خواست...
دقیقه 90 باشد که تیمم گل آخر را بزند...
اَخم کنی و فحش هایت را شروع کنی
یکی به خودت و یکی به تیمم
یکی به من و یکی به تیمت...
آخ که چه شیرین است عصبانیت هایت
من بخندم و تو غر بزنی...
من باز بخندم و تو باز فحشم بدهی...
با اَخم و قهر بگویی شرطت
بگویم
"بوسه ای در آغوش بی اعصابت..."

#علی_رجبی

@Dekogram🎙
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک آن شب لبخند عشقم بود

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم مرا فریاد کن

درخت با جنگل سخن میگوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن میگویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده

من ریشه های تو را دریافته ام
با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان من آشناست
در خلوت روشن با تو گریسته ام برای خاطر زندگان
و در گورستان تاریک با تو خوانده ام زیباترین سرودها را
زیرا که مردگان این سال عاشقترین زندگان بوده اند

دستت را به من بده
دستهای تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن میگویم
بسان ابر که با توفان
بسان علف که با صحرا
بسان باران که با دریا
بسان پرنده که با بهار
بسان درخت که با جنگل سخن میگوید
زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام
زیرا که صدای من با صدای تو آشناست

#احمد_شاملو
@Dekogram🎙
چقدر من و تو رازهاى نگفته داريم ...
اصلا ،
دلم نمى خواهد كه ما راز باشيم ...
دلم مى خواهد ،
همانند ريزش برگ هاى پاييز
عشق به تو را فرياد بزنم ...
دلم مى خواهد ،
دستانت را در دستانم بگيرم و در خيابان ها
با تو پرسه بزنم ...
دلم فقط
تو را مى خواهد اى عشق محال ...

#محمد_مقيمي

@Dekogram🎙
وقتی در نازکای اندامت میپیچیدم،
بر اسیری خویش،
هراسم نبود.
وقتی هراسم نبود،
از دوخمره تنت نوشیدم و
به مستی خویش،
آگاهم نبود.
وقتی که مستت شدم،
لذت بوسیدن اندامت،
هشیاری از من ربود.
وقتی که هشیار نبودم،
در تبی داغ،بوسیدم آن
پیکره ی مرمرینت را.
نوشیدم ازان دو جام و شراب،
مست و مدهوش
به دره ی پاهایت غلتیدم.
و انگاه از سرچشمه ی حیاتت،
در میان دو ران، نوشیدم.
نوشیدم و
نوشیدم.

بر من ببخش.
بر من ببخش که دست بر اندامت کشیدم و
زخم تنت را ندیدم.
بر من ببخش،
اگر عریانت خواستم و
روح افسرده ات را نادیده گرفتم.
اگر زنجیر وار بر تنت پیچیدم،
گناهیم نیست که زنجیر عشقت پیچید.
پس،
زنجیر عشقت را پاره کن.
تا عاشقت نباشم.
وانگاه خواهم خشکید.
خواهم مرد.

@Dekogram🎙
سال‌هـا رفـت و هنوز ...
یک نفـر نیست بپـرسد از من ؛

که تو از پنجره‌ى
عشق چه ها می خواهی ...!
صبح تا نیمه‌ی شب منتظری !

همه جا می‌نگری ،
گاه با ماه سخن می گویی ...!
گاه با رهگذران ...!

خبـرِ گمشده ای می جـویی ؟
راستـی گـمشده ات کیسـت ...؟
کجاست ...؟


قیصر امین پور

@Dekogram🎙
كاش ميشد
تلفن را برداشت
با هزار و یک شکّ و شُبهه
و استرس!
بی هوا
زنگ زد و گفت:
دلتنگي دارد از پا درم مي آورد
مثلِ سخت جانی شده ام که انگار سالها منتظر است که پوسته یِ دلتنگی هایش بیفتد و پروانه شود...
كاش ميشد گفت:
دلتنگ هر آنچه كه نبود و قادر به انجامش هم نبودی هستم،
دلم كمي شجاعت ميخواهد
از همان قهرمان هایِ افسانه ای،
از همان دلیر هایِ نترس،
که بروم به جنگِ دیوِ دلتنگی هایم،
از آنهایی
كه بتوان مردانه فرياد زد:
بس است
و کلِ دنیا خاموش شود،
از فریادِ گوشخراشِ این منِ خسته یِ افتاده جدا از تو....

👤#ياسمن_مهديپور

@Dekogram🎙