نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
739 subscribers
225 photos
9.98K videos
1 file
6.87K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram

رو دوستِت دارم رَمز گذاشته بودیم ؛
مثلا جلو جمع وقتی نمیشد بگه
دوسَم داره ،
میگفت هَوا چقدر گرمه ..
از این دیوونه بازیایی که
هرکی به یه شِکل توو رابطه اش
با کسی که دوسِش داره ،
داره ..
شاید وقتی باهم توی دانشگاه بودیم
روزی صَدبار گرمش میشُد ..
حتی خوب یادمه یه بار که
برف میومدو باهاش قهر بودمو
با فاصله از هم راه میرفتیم ،
وسطه خیابون داد زَد گفت :
ای خدا خودت شاهِدی
میبینی که چقدر گرمه ..
کسایی که دور و برمون بودن
با یه نگاه متعجب چند ثانیه ای
نگامون کردن‌ و بعدم رفتن ..
فَقط من بودم که بهش گُفتم
منم گرمم هَست ..
منظورمو فهمید و وَسطه زِمستون
از سر عشق گرم شدیم ..
چند وَقت بَعد
به هردلیلی که بود
چند وقتی دور افتادیم
انگار چشم خوردیم
انگار جُدامون کردن ..
روز تولدم
نمیدونم بچّه ها آورده بودَنش یا
خودش اومده بود ..
اما تا اومدم شمع و فوت کنمو
آرزو کنم ..

یهو با یَقه ی لباسش بازی کرد و گُفت :
"نمیدونم چرا انقدر هوا گرمه" ..
از حرفش فَهمیدم
بَهمن ماه که گرمش باشه
یعنی هنوزم امیدی هَست
هَنوزم عشقی هَست ..

| #شهرزاد_پاییزی |

@Dekogram🎙
.
می دانید
یک روزهایی
برگردید
به سالهای دورِ گذشته
لابه لای گنجینه های گذشته خودتان
دنبال آرزوهایی بگردید
که به آنها نرسیده اید
و فراموششان کرده اید ؛
دوباره لیستِشان کنید
بزنید جلوی چشمتان
گاهی برگردید به گذشته ها
مبادا بی خیالِ آرزویی شده باشید که فکر کردید محال است.....
‌.
#ریحانه_تحویلی
‌.

@Dekogram🎙
.



اَهلِ نَماز می شَوَم، جُمله نیاز می شَوَم

سوی حِجاز می شَوَم "باز مُقابِلَم تویی"



باده ی ناب می شَوَم، شِعر و کِتاب می شَوَم

یِکسَره خواب می شَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"



هَمرَهِ موج می شَوَم، راهیِ اوج می شَوَم

فوج به فوج می شَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"



سایه ی ماه می شَوَم، دَر تَهِ چاه می شَوَم

راهیِ راه می شَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"



توی رَواق می شَوَم، کُنجِ اُتاق می شَوَم

بَسته به طاق می شَوَم، "باز مُقابِلَم تویی"



اینهَمه مَرد می شَوَم، مَخزَنِ دَرد می شَوَم

ساکِت و سَرد می شَوَم، "باز مُقابِلَم تویی



اَز هَمه دور می شَوَم، نقطه ی کور می شَوَم

زِنده به گور می شَوَم، باز مُقابِلَم تویی



هَمدَمِ خار می شَوَم، بی کَس و یار می شَوَم

بَر سَرِ دار می شَوَم، باز مُقابِلَم تویی !

شاعر: شیخ داود صمدی عاملی

@Dekogram🎙
با تو مگه میشه شعر نگفت ،

بچه گی نکرد؛ قهقهه نزد
.
با تو مگه میشه تا ته دنیا نرفت...

وقتی گیلاس های دوتایی را به گوش هایت می آویزی ؛ شبیه آرزوهای من میشوی!

تو میروی تا ته دشت
با نگاه بازیگوشت همه ی قلبم را سرک می کشی، لبخند میزنی، نگاهم را در چال گونه هایت حبس می کنی...


با تو مگه میشه سفر نرفت ، تا ته آن حیاط قدیمی ، با آن حوض کوچک فیروزه ای رنگ

با تو که هستم دلم یک دل سیر بچگی میخواهد...

با تو ، بوی خاک و باران
بوی چادر نماز مادر
حس امنیت آغوش پدر
صدای توپ بچه های محل ،در یک بعداز ظهر تابستان
صدای زنگ مدرسه در اولین روز مهر
نیمکت های آشنای قهوه ای رنگ . . .

با تو زمان جادو می شود !
با تو هر محالی ممکن می شود
همه ی اینها با تو می شود
با تو می شود همه ی اینها

#شاعر#,نغمه.ششگل



@Dekogram🎙
‍ التیام زخمهایم شو
در این روزهای غمرده.
سهم من ازتو
دلتنگی نیست
سهم من ازتو
بی قراری ی شبانه ام
نیست .

من با کدامین خیال
به دستهای تو
دخیل بستم
و از فراسوی یادت
میان کوچه ها
عاشقانه تو راخواندم .
سهم من از تو
بی قراری نیست....
بدان .

#مهناز_حسینی

@Dekogram🎙
دیگر حسی در من نیست ....
من تماما غرق در منم ...
نه هیچ فرد دیگری ...
نه رفتاری...
نه غمی....
نه هیجانی....
دیگر بهت زده نخواهم شد ....
حتی سخت ترین مشکلات هم دیگر بخاری ازشان بلند نمیشود ...
فقط فکر های عمیق ارامم میکند ....فکر هایی که من مدفون در من را به عمقم تبعید کرد ....
این چه نوع زنده بودنیست ...نامش را چه گذارم ....
زندگی یا جنگی نرم که به درون انزوای تاریک من منتهی شده است ....

#ستاره_مرجانی

@Dekogram🎙
غمگین که باشی
فرو می‌ریزم
مثل اشک.
نه مثل دیوار شهر
که هر کس چیزی بر آن
به یادگار نوشته است.
تو بیش‌تر منی
یا من تو؟


در آغوشت
ورد می‌خوانم زیر لب
و خدا را صدا می‌زنم.
آنقدر صدا می‌زنم که بگویی:
جان دلم!

#عباس_معروفی

@Dekogram🎙
میدونی قشنگترین جای زندگی کجاست؟
اونجاست که به دلت فرصت میدی!
بهش این جرئتو میدی که دوباره به زندگی اعتماد کنه
بدیارو فراموش کنه
دوباره منتظر یه اتفاق ناگهانی خوب باشه
منتظر یه آدم تازه
بهش فرصت میدی که گذشته رو با همه بدیاش ببخشه و بذاره اتفاقات گذشته تو گذشته بمونن
اینجا قشنگترین جای زندگیه
جایی که از صفر شروع میکنی
جایی که دوباره متولد میشی...!


#زهرا_نصیری

@Dekogram🎙
مرا ببخش محبوبم
که بیش از اندازه دوستت دارم
که "بیش از اندازه" فروتنی نیست
خوب نیست
خانمان برانداز است
و واژه ی "گذشت"
که تنها می تواند در جنگ
دوست داشتنی تر باشد

مرد این حرف نبوده ام
مردِ جنگیدن
مردِ "پا به پای دردهایت"
بی سبب مانده ام گویی
و ماندن که گاه عینِ درد است
مثل چیزی که مانده در گلویم
اگر نه صدای قلب ها
همیشه بسان هم بوده
گاهی آرام
گاهی اما عجول...!

تو اما اینبار
گوشت را به حنجره ام بچسبان!
گوشت را
که بیش از این ها
به حرف هایم بدهکار است.


👤 حميد جديدی

@Dekogram🎙
قدر لحظه لحظه ی عشق های دو طرفه ی تان را ...
قدر روزهای عاشقانه ی تان را ...
قدر همین منتظر ماندن هایتان برای جواب یک پیام را ...
قدر همین حسادت های عاشقانه ی تان را ...
حتی قدر همین قهر کردن ها و کم آوردن هرباره ی یکنفرتان و پا پیش گذاشتن هایتان را بدانید
از یک روزی ...
از یک جایی به بعد ...
عشق چنان بی رحم میشود ...
که حسرت خیلی از همین تلخی و شیرینی ها را به دلتان می گذارد ...
#مسلم_علادی

@Dekogram🎙
باید خودمو پیدا می کردم !
ماه ها بود اثری از من در من نبود ؛
هر چقدر تکّه پاره های روحمو کنار هم می چیدم ،
این پازل درست نمی شد که نمی شد .
خرده شکسته های غرورم تمام روحمو زخمی کرده بود ،
گریه ها کدر ترم کرده بود ،
وَ هر چی لبخند جور می کردم
با حال و هوای لبام جور در نمی یومد !

نه حرفی برای گفتن داشتم ،
نه پایی برای رفتن...
وَ نه قلبی که قرار عاشقانه ای رو باهاش کوک کنم!

نمی دونم کدوم دست ولم کرده بود
که مثل بچه ها
تو شلوغیِ دردها گم شده بودم !
حتی خودم خودمو نمی شناختم
انگار یه غریبه سوار جسمم شده بود و
هی من و به بیراهه ها می تازوند.

زنده زنده در حال تموم شدن بودم؛
باید کاری می کردم
باید دستمو دراز می کردم و
خودم و از زمین بلند می کردم!
باید می ذاشتم
زندگی یه بار دیگه تو روحم دمیده بشه!

هنوز دور و برم کسایی بودن
که به من با همه ی به هم ریختگی هام نیاز داشتن !
باید به داد خودم می رسیدم؛
یه یا "عشق" گفتم و دوباره بلند شدم...


👤 مینا آقازاده

@Dekogram🎙