نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
735 subscribers
226 photos
10K videos
1 file
6.88K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
یکی باید باشد!
از آن آدم‌هایی که: دلت بخواهد
اولین خبر هیجان‌انگیز را به او بگویی!
از آن‌هایی که همه چیز را
با "آب و تاب" برایش
تعریف کنی بدونِ کم و کسری و
بدون خجالت و پشیمانی!
از آن آدم‌هایی که هیچ‌وقت در
کنارش احساسِ بدی بهت دست ندهد
و ناراحتِ کارهایی که کردی
و نکردی نباشی...!
کنارش همبرگرت را راحت بخوری!
تمام صورتت را سسی کنی،
او هم با خون‌سردی نگاهت کند!
و با لبخند گوشه لبت را پاک کند و باهم
بخندید! از آن آدم‌هایی که صبح ‌زود بیدار شود
و با این‌که می‌داند خوابی، حالت را بپرسد
همانی که: "به سرش می‌زند"
و تا راه ‌های دور
می‌بردت تا «غروب خورشید»
را از زاویه بهتری
ببینی و خودش تمامِ مدت
حرفی نمی‌زند
و آسمان را نگاه می‌کند!
یکی باید باشد که‌گاهی که به خودم میایم فکر
می‌کنم همین‌که باشد، که کسی باشد کافیست!

#نرگس‌_رامش

@Dekogram🎙
از آخرین باری که کسی رو دوست داشتم چیز زیادی یادم نیست
از آخرین باری که کسی دوست داشتنش، دلخواهِ من باشه هم همینطور!
خب مهمه! یکی که بلد باشه آدمو!
دوس داشتنش به دلت بشینه. حرف زدنش، نگاهاش، بوی عطرش‌‌‌......
خلاصه یادم نیس دیگه!
میدونی؟ حس می‌کنم یه آدم هزار ساله‌م که اوایل جوونیش یکیو دوس داشته، بعدم هیچی به هیچی...
فکر کرده حالا اگرم نشد، نشد
فکر کرده حالا یکی دیگه میاد به جاش...
ولی نیومد
همین شد که دیگه حالمون خوب نشد
دیگه تنهای تنهای تنها موندیم

بعد ‏یهو به خودمون اومدیم، دیدیم وصله‌ی هیچکی نیستیم
اونایی که دوس داریم دوسمون ندارن
اونایی که دوسمون دارنو دوس نداریم
میفهمی چی میگم؟

#اهورا_فروزان

@Dekogram🎙
#شعر

دوستت دارم مال کیست !؟
آن که می گوید ؟
یا آن که می شنود ؟
هرگز نخواهم فهمید
لبی که می بوسد
از لبی که بوسیده می شود
چرا غمگین تر است !؟
وقتی می گویی نرو
از آن گاه که می گویی بیا
بیشتر دوستت دارم !
این را هم نخواهم فهمید
نرو
از
بیا
چرا اینقدر محزون تر است !

#حسن_آذری
@Dekogram🎙
🔻🔻🔻
اغلب که شروع می شود
یک عاشقانه
قسم می خوریم
قسمِ تا ابد ماندن
تا ابد خواستن
تا یک روز
او که اول قسم می خورد
اول می رود
حالا این که که اول است و که دوم
زیاد فرقی هم ندارد
فرق آنجایی ست که یکی یادش می رود
اصلا یادی نداشته از آن همه قسم که حالا بخواهد فراموش کند
و یکی یادش می ماند
قسم ها را
حرف ها را
و درد از همانجایی آغاز می شود
که راه می رود تکرار می کند
هذیان می گوید
کابوس می بیند
که مبادا او بوده
که قسمش قسم نبوده
که مبادا که مبادا که مبادا…
.
می دانی بانو !
دست بر دهانِ کلام هایی که
با قسم شروع می شود باید گذاشت
تا لال شوند
بمیرند اصلا
که دیگر نشوند آفت
که نشوند شیطانِ رانده شده از
عشق
که نشود بلایِ
خانمان خراب کن
می دانی !
عاشقانه اگر عاشقانه باشد
ماندن اگر ماندن
دل
گواهِ همه ی قسم هایِ
نگفته
می شود!

#عادل_دانتیسم

@Dekogram🎙
من با این همه فاصله چه کنم
وقتی که هیچ کاری از من بر نمی آید جز اشک و آه و دعا
دلگیرم از روز ها و شب هایی که گذشتند و مرا به تو و تو را به من نرساندند
گوئی طلسم شده ایم
جهان را در تار عنکبوت میبینم
آن قدر گره افتاده که دیگر باز نمی شود
باز هم شب شد
من همچون ذره ای در این عالم
گوشه ای آرام‌ گرفته ام
دیده نمی شوم
تاریک است همه ی روزگارم
منتظر هستم که جهان روشن شود
پیکی از دور بیاید و خبری خوش بیاورد
نمیدانم تا آن روز در این جهان هستم
یا این ذره خاک می شود
منتظر طلوع خورشیدم
شاید فردا معجزه ای رخ دهد
و حال دلم دگرگون شود.
دست هایم آن قدر رو به آسمان بالا رفته
که گذاشتم همان جا در آسمان بماند
و تا خدا دستم را نگرفته پایین نیاید
همچنان رو به آسمان نشسته ام
امید است امشب باران بیاید
و من به آرامش برسم

#میدیا_جادری

@Dekogram🎙
در آخرین نامه ات از من پرسیده بودی
که چه سان تو را دوست دارم؟

عزیزکم، همچون بهار
که آسمان کبود را دوست دارد.

همچون پروانه ای در دل کویر
یا زنبوری کوچک در عمق جنگل
که به گل سرخی دل داده است
و به آن شهد شیرین اش.

آری، من اینگونه تو را دوست دارم.

همچون برفی بر بلندای کوه
یا چشمه ای روان در دل جنگل
که تراوش ماهتاب را دوست دارد

عزیزکم
آنگونه که خودت را دوست داری
آنگونه که خودم را دوست دارم
همانگونه دوستت دارم

#شیرکو_بیکس
ترجمه : #بابک_زمانی

@Dekogram🎙
بعضی ها عجیب خوبند
یادشان که می افتی روحت جانی دوباره میگیرد.
یادشان که می افتی بی اراده لبخند به لبانت مینشیند
بعضی ها را کم میبینی و حتی اگر نبینی باز با تو هستند
بعضی ها عجیب می آیند و عجیب تر انکه دیگر نمیروند حتی وقتی که از کنارت رفته اند
میمانند؛
لبخندشان...
تصویرشان...
صدایشان...
حرفهایشان...
همه را پیشت امانت میگذارند

و تو میمانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره آنها.
بعضی ها عجیب خوبند

@Dekogram🎙
و من زنی را میشناسم که هرشب
به هوای آهوی فراری چشمان معشوقه اش جنگل گیسوانش را بازمیکند ...
که باگرگ و میش هوا چشمهای به خون نشسته اش مثل رعدو برقی درداسا میزند بز تن بی جان طبیعت زنانه اش و پلکهای خیسش شروع به باریدن میکند ...
زنی که سالهاست به وقت دلتنگی زخمهای کهنه ی روحش را تازه میکند و با نمک خاطرات میشوید
تا یادش نرود" عشق ،اگر عشق باشد زمان حرف احمقانه ایست "
پی اثبات یک دوستت دارم ساده هربار،تا مرز یک رویا میرود و از آسمان سکوت ناگهان سقوط میکند ...
من زنی را میشناسم مجنون تر از لیلا
که حتی در خواب و بیداری های مه گرفته اش
برای معشوقه ی خود
عاشقانه مینویسد ...
زنی از جنس تو
مثل همان وقت هایی که دستانم مثل آهویی بی پناه میخزید درپیچ و تاب جنگل گیسوان بلندت
که بوسیدن چشم هات و لمس دستهات چیزی جز واقعیت محض نبود ..
نه کابوس ...
نه رویا..ـ
واقعی واقعی ...
و تو چقدر شبیه همان زنی هستی
که هرشب دررویا
تا مرز بوسیدن پیش میرود
اما ناگهان پس میزند وکابوس رفتنش بیرحمانه مراازخواب میپراند ...
#شیما_سهرابی

@Dekogram🎙

🍂دلتنگی بی هوا می آید...
مثلا،در شلوغی و ازدحام و هیاهوی مردم بوی عطرش به مشامت بخورد...
و تا اعماق قلبت رسوخ کند...
و بی قرارت...
و هی سر بچرخانی و در دلت بگویی نکند اینجاست...؟
باید ببینمش...
یا وقتی مشغول قدم زدن در خیابانی و داری تک تک خاطراتت را مرور میکنی...
ناگهان صدای مردانه اش...
آنِ بَم دوست داشتنیِ دلنشینش به گوشت میخورد...
و دوس داری با تمامِ وجود... صدایش کنی تا مگر از همان «جانِ دلم»هایی که مواقعی خودت را برایش لوس میکردی نثارت کند...
دلتنگی خبر نمیکند جـانم...
دلتنگی همیشه و همه جـا هست...
کاش همان موقعی که می رفتی‌،
این دلتنگی هایِ لعنتی را راهم
با خودت می بردی...🍂

#مائده_زمان

@Dekogram🎙

سی سالگی به بعد
که عاشق شوی
دیگر اسمش را نمی نویسی کف دستت
و دورش قلب بکشی
یا عکسش را بگذاری لای کتاب درسی ات
و هی نگاهش کنی
سی سالگی به بعد که عاشق شوی
یک عصر جمعه ی زمستانی
یک لیوان چای می ریزی
می نشینی پشت پنجره و تمام شهر را در بارانی که نمی بارد با خیالش قدم می زنی ...

@Dekogram🎙