نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
735 subscribers
226 photos
10K videos
1 file
6.88K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
آری
چند وقتی می شود به آیینه نگاه نکرده ام...
شرم دارم به آیینه آشفتگیم را نشان دهم...
چقدر خسته ام
و هم تنها....
گلدان خالی وسوسه ام میکند
که
در گلدان تنهایی دلم باز دانه ای از عشق بکارم...
از خدا پنهان نیست
چنان حال و هوایم پاییزی و سرد است
که حتی
تقویم اتاق هم که روی شهریور ایستاده باورش نمی شود که پاییز نیست...
دلم میخواهد
بنشینم در گوشه ای از روز
بغل کنم زانوهایم را...
بیاد آورم روزهای رفته را...
و کودکانه گریه کنم
با خودم قرار گذاشته ام امروز به دیدار آیینه روم
میخواهم وقتی به او رسیدم
بغضی در گلویم نباشد...
خدا کند به آیینه که لبخند زدم
باور کنم این لبخند را
ولی به همینجا ختم نمی شود قصه ی امروزم...
عصر که شود
میروم کنار افق
و بیاد روزهایی که باید با تو به غروب میرسید و نرسید
فریاد می کشم ....
از سکوت خاطره خوشی ندارم
شاید این فریادها آرزوهایم را بیدار کرد...
شاید پای این فریاد ها به جایی که میخواهم رسید...
از وقتی
رویاهایم بر باد رفت
از پشت پنجره ی بسته به انتظار نشسته ام
آمدنت را
شاید
مثل هر آمدنی که رفتنی دارد
هر رفتنی هم آمدنی داشته باشد...
این درخت امید را اگر آب ندهم ،
خودم خشک می شوم....



#نادرباقری

@Dekogram🎙
و کاش هرگز ندانی
هوا چه بارانی است
نفس چه سنگین
و کوچه‌ها چه بی‌ حادثه اند
و خانه زندانی
که پشتِ زنگار پنجره اش
انتظار ماسیده
و کاش ندانی
تمام این سال ها
مرگبارترین فصل‌ها پاییز بوده است
که بعد از تو
رو به جاده ی شمال که میروم
نه عطرِ دریا سرشار ترم می‌‌کند
نه بوییدن ساقه‌های برنج عاشق ترم
نه اندوهِ پر ابهتِ سبزِ جنگل ، شاعر ترم
و کاش هرگز ندانی
مشقتِ شب‌های بی‌ تو را مانوس شدن
مرگی ‌ست هزار باره
محو شدنی غم انگیز
آرام آرام
بی‌ امان
و هزار باره


#نيكى_فيروزكوهى

@Dekogram🎙
غروب انتظار
افسانه رنجبر

غروب بود و غربت غمی غریب،
روی جاده سایه های درد،
هی درازتر، کشیده تر!
و مرد عابری نحیف،
که گامهای خسته اش،
می کشاندش به سمت کافه ای شلوغ.
خسته از غبار جاده ای،
که هیچ آخری نداشت!
جاده ای که داغ انتظار را،
در دلش به جا گذاشت!

طعم تلخ کافه،
می کشاندش به سمت خویش،
روی صندلی، کنار پنجره،
خیمه می زند میان دود و درد،
قیژ قیژ ضبط کهنه ای،
توی گوش مرد،
پتک می زند به خاطرات کهنه اش.
با پکی عمیق،
مهار می کند،
آتشی که از دلش زبانه می کشد!

آه! این هوای کافه مست می کند،
بی می و شراب!
آه! این هوای کافه مست می کند،
بی می و شراب!

پاییز 1394
#افسانه_رنجبر

@Dekogram🎙
خیال نقش تو

در یک روز دل انگیز پاییز با تو روی سنگ فرش پیاده رو قدم میزدم ، دستانت را گرفته بودم و به روزهای خوب با هم بودنمون فکر میکردم . هوا صاف بود و برگ های خشک چنار، زیر پاهایمان خش خش می کرد . دخترک فال فروش از رو به رو آمد و جعبه ی فال هایش را جلويم گرفت و با نگاه معصومش از من خواست که یکی بخرم . فال را برداشتم دستانم خیس شد ، کاغذ فال نم داشت، همان لحظه حس سردی وجودم را گرفت و متوجه خیس بودن موها و صورت و لباس هایم شدم.
به اطرافم نگاه کردم ...
تو نبودی ...
هوا ابری بود...
باران می بارید ...
برگ های توی پیاده رو هم خيس شده بودند و دیگر خش خش نمی کرد ... فال را باز کردم :

خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم

اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم
به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم

واينجا
من بودم و
باران و
یک شب پاییزی و
برگ هایی که دیگر خش خش نمی کردند ...

#علی_پورحافظ
#داستانک

@Dekogram🎙
آن‌گاه که مردی به زبان نمی‌آورد
زنی را دوست دارد
همه چیز را از دست می‌دهد
حتی آن زن را.

و آن‌گاه که زنی به زبان می‌آورد
مردی را دوست دارد
همه چیز را از دست می‌دهد
حتی آن مرد را.

در عشق
سکوت جنایت مرد است
و حرف زدن جنایت زن...


👤 شهرزاد الخلیج
@Dekogram💌
آدم کسی که دوست داره رو ناراحت نمیکنه
دق نمیده
کاری رو نمیکنه که خم بیاد به ابرویِ آرومِ جونش....
آدم کسی که دوست داره رو، که واقعی دوست داره رو
میذاره الویتِ زندگی و تک تکِ تصمیماتش
واسه خوشحالیش دست به هر کاری میزنه...
آدم کسی که دوست داره رو عذاب نمیده
حتی شده میـره، میذاره طرفش بره
تا حتی شده از دور
لبخندشُ ببینه....
آدم واسه حالِ خوب کسی که دوستش داره
هرکاری میکنه ...


👤 فاطمه صابری نیا

@Dekogram🎙
.
کاش!
یک نفر
با من بود
حرفهایم را می‌فهمید
تا خودم را از
بهانه‌های سرگردان شب
بیرون بکشم
چه کسی‌ شبیه دلم بود
زیر کدام سایه پناه گرفته ام
.
که چنان در تنهاییم
گم شده ام
که با هر جستجو
پاییزی نو
در من ثبت می‌‌شود
من همیشه روی قاب
برگریزان پاییز بودم
تب‌ زردیست
که سنگینی‌ دردش
برگ، برگ
پیشانی زمین را می‌بوسد
.
و باز هم
لگد مال زمین می‌‌شود
انگار حق مان در دنیا
درد بود و درد بود و درد
و زیر پای هر درد
هزاران سوال
جان میدهد

#امیر_وجود

@Dekogram🎙
یکی باید باشد!
از آن آدم‌هایی که: دلت بخواهد
اولین خبر هیجان‌انگیز را به او بگویی!
از آن‌هایی که همه چیز را
با "آب و تاب" برایش
تعریف کنی بدونِ کم و کسری و
بدون خجالت و پشیمانی!
از آن آدم‌هایی که هیچ‌وقت در
کنارش احساسِ بدی بهت دست ندهد
و ناراحتِ کارهایی که کردی
و نکردی نباشی...!
کنارش همبرگرت را راحت بخوری!
تمام صورتت را سسی کنی،
او هم با خون‌سردی نگاهت کند!
و با لبخند گوشه لبت را پاک کند و باهم
بخندید! از آن آدم‌هایی که صبح ‌زود بیدار شود
و با این‌که می‌داند خوابی، حالت را بپرسد
همانی که: "به سرش می‌زند"
و تا راه ‌های دور
می‌بردت تا «غروب خورشید»
را از زاویه بهتری
ببینی و خودش تمامِ مدت
حرفی نمی‌زند
و آسمان را نگاه می‌کند!
یکی باید باشد که‌گاهی که به خودم میایم فکر
می‌کنم همین‌که باشد، که کسی باشد کافیست!

#نرگس‌_رامش

@Dekogram🎙
از آخرین باری که کسی رو دوست داشتم چیز زیادی یادم نیست
از آخرین باری که کسی دوست داشتنش، دلخواهِ من باشه هم همینطور!
خب مهمه! یکی که بلد باشه آدمو!
دوس داشتنش به دلت بشینه. حرف زدنش، نگاهاش، بوی عطرش‌‌‌......
خلاصه یادم نیس دیگه!
میدونی؟ حس می‌کنم یه آدم هزار ساله‌م که اوایل جوونیش یکیو دوس داشته، بعدم هیچی به هیچی...
فکر کرده حالا اگرم نشد، نشد
فکر کرده حالا یکی دیگه میاد به جاش...
ولی نیومد
همین شد که دیگه حالمون خوب نشد
دیگه تنهای تنهای تنها موندیم

بعد ‏یهو به خودمون اومدیم، دیدیم وصله‌ی هیچکی نیستیم
اونایی که دوس داریم دوسمون ندارن
اونایی که دوسمون دارنو دوس نداریم
میفهمی چی میگم؟

#اهورا_فروزان

@Dekogram🎙
#شعر

دوستت دارم مال کیست !؟
آن که می گوید ؟
یا آن که می شنود ؟
هرگز نخواهم فهمید
لبی که می بوسد
از لبی که بوسیده می شود
چرا غمگین تر است !؟
وقتی می گویی نرو
از آن گاه که می گویی بیا
بیشتر دوستت دارم !
این را هم نخواهم فهمید
نرو
از
بیا
چرا اینقدر محزون تر است !

#حسن_آذری
@Dekogram🎙
🔻🔻🔻
اغلب که شروع می شود
یک عاشقانه
قسم می خوریم
قسمِ تا ابد ماندن
تا ابد خواستن
تا یک روز
او که اول قسم می خورد
اول می رود
حالا این که که اول است و که دوم
زیاد فرقی هم ندارد
فرق آنجایی ست که یکی یادش می رود
اصلا یادی نداشته از آن همه قسم که حالا بخواهد فراموش کند
و یکی یادش می ماند
قسم ها را
حرف ها را
و درد از همانجایی آغاز می شود
که راه می رود تکرار می کند
هذیان می گوید
کابوس می بیند
که مبادا او بوده
که قسمش قسم نبوده
که مبادا که مبادا که مبادا…
.
می دانی بانو !
دست بر دهانِ کلام هایی که
با قسم شروع می شود باید گذاشت
تا لال شوند
بمیرند اصلا
که دیگر نشوند آفت
که نشوند شیطانِ رانده شده از
عشق
که نشود بلایِ
خانمان خراب کن
می دانی !
عاشقانه اگر عاشقانه باشد
ماندن اگر ماندن
دل
گواهِ همه ی قسم هایِ
نگفته
می شود!

#عادل_دانتیسم

@Dekogram🎙