نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
737 subscribers
226 photos
10K videos
1 file
6.88K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
اين بار زنده مي خواهمت
نه در رويا نه در مجاز
اين که خسته بيايي
بنشيني در برابرم در اين کافه پير
نه لبخند بزني آن گونه که در روياست
ونه نگاه عاشقانه بدوزي در نگاهم
صندلي ات را عوض کني
در کنارم بنشيني
سر خسته ات را روي شانه ام بگذاري
وبه جاي دوستت دارم بگويي
گم کرده ام تو را ، کجايي ؟

#کلوناریس



@Dekogram🎙
باورت بشود يا نه
روزي مي رسد
که دلت براي هيچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد
براي نگاه کردنم ، خنديدنم
و حتـــي اذيت کردنم
براي تمام لحظاتى که در کنارم داشتي
روزي خواهد رسيد که در حسرت تکرار دوباره من خواهي بود
مي دانم روزي که نباشم هيچکس تکرار من نخواهد شد

#بهوميل_هرابال

@Dekogram🎙
لبت نه گویدُ پیداست میگوید دلت آری
که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری

دلت می آید آیا از زبانی این همه شیرین
تو تنها حرفی تلخی را همیشه بر زبان آری؟

چه میپرسی ضمیر شعرهایم کیست آن من
مبادا لحظه ای حتی مرا اینگونه پنداری

تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت
به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری

#محمدعلی_بهمنی


@Dekogram🎙
من عهد بسته بودم که انقلاب کنم
تفنگ دردست بگيرم و
خنجر به کمر ببندم و
کوله اي برپشت بگيرم
من عهد بسته بودم تمام ديکتاتورهاي جهان را خاکستر سيگارم کنم
پاي پياده کوه ها را به لرزه دربياورم
بيابانها را دريا کنم
درياها را خروشان
من عهد بسته بودم کودکان را سيرکنم
زنان را آزاد
مردان را زندان بشکنم

اما
حضور تو عهد من را شکست
مرا به زندان چشمانت انداختي
خانه نشينم کردي
به نفرين عشق دچارم کردي
حالا عهد بسته ام کنار تنت بمانم
گيسوانت را به دست بگيرم
لبانت را به لبهايم بگيرم
وتا زنده ام
اسير عشق تو باشم
به تمام ديکتاتورهاي عالم بگو
آسوده بخوابند
من عاشق شدم


حامد بدر خان


@Dekogram🎙
عاشق شدم ..
همان‌طور که آدم یکهو بیمار می‌شود؛
بی آن‌که بخواهم،
بی‌آن‌که بخواهم و به آن فکر کنم،
برخلاف میلم و بی‌دفاع،
بی‌هیچ نیرویی برای مقاومت و بعد ..
از دستش دادم ..
درست همان‌طور که به دست آورده بودم ...

#آنا_گاوالدا
@Dekogram🎙
هیچ چیز از خدا پنهان نمی ماند هیچگاه
از همان روز که تو آمدی
از همان روز که دوستت داشتم
از همان روز که دلم لرزید
از همان روز که بغض کردم
ایستادم
محکم شدم
و دوست داشتنت را به تنهایی به دوش کشیدم
پنهان نبود از خدا وقتی
هیچکس تا قبل از تو
مرا جز از پشتِ اخم هایِ ساختگی و سرسختی هایِ تکراری
نمی دید
پنهان نبود از خدا که تو
همین تو
که نیستی حتی
با من چه کرده ای
که
اینچنین جسور شده ام !
هیچ چیز از خدا پنهان نیست هیچگاه
و همین
کافیست تا بدانم
هرچه هست؛ هرچه نیست
هرچه از حالا تا همیشه در خاطرم می ماند
برایِ او نمایان است!


#عادل_دانتیسم

@Dekogram🎙
ﺁنکه ﺭﺍ جـا داده ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺯﻭﺍﯾﺎﯼ ﺩﻟﻢ
ﻟﻄﻒ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺷﺎﻣﻠﻢ

لحظه لحظه دیدگانم حلقه بر ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺍﺳﺖ
ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﺳﻬﻮﺍً ﺑﯿﺎﯾﺪ یک شبی ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻟﻢ

ﺳﺎﻟﻬﺎ بودم به عشق ِروی او ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ
ﮔﺮﭼﻪ می دانستم آخر ﺑﺮ ﻣﺪﺍﺭﯼ ﺑﺎﻃﻠﻢ

ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﯼ ﺟﺎﻥ ﺟﻠﻮﻩ ﮐﻦ ﺑﺮ ﺣﺎﻝ ﻣﻦ
ﻣﺎﺿﯽ ﻭ ﻣﺴﺘﻘﺒﻞ ﺁﻣﺪ ﺟﺎﯼِ ﻓﻌﻞ ﻭ ﻓﺎﻋﻠﻢ

ﺳﺎﻗﯿﺎ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺁﺗﺸﮕﻮﻥ ﺑﮕﺮﺩﺍﻥ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ
تا مگر در بی حواسی حل بگرﺩﺩ ﻣﺸﮑﻠﻢ

کشتی بی بادبان افتاده در گرداب غم
می کند طوفانِ بر پا گشته دور از ساحلم

ﺍﯼ ﻋﺴﻞ ﺑﺎ ﻧﺎﺯ ﻭ ﻋﺸﻮﻩ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﮐﻢ ﭘﺎ ﺑﻨﻪ
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﺭ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﮔُﻞ ﺑﺮﻭﯾﺪ ﺍﺯ ﮔِﻠﻢ

#شاعر #علی.قیصری

@Dekogram🎙
به یک دریای طوفانی دل ما رفته مهمانی

چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست

یه عمری راهه و در قدرت ما نیست

باید پارو نزد، وا داد

باید دل رو به دریا داد

خودش می بَرَدت هرجا دلش خواست

به هرجا برد بدون ساحل همون جاست

به امیدی که ساحل داره این دریا

به امیدی که آروم میشه تا فردا

 به امیدی که این دریا فقط شاماهی داره

به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره

دل ما رفته مهمانی به یک دریای طوفانی...

باید پارو نزد وا داد

باید دل رو به دریا داد

خودش می بردت هرجا دلش خواست

به هرجا برد بدون ساحل همون جاست
#مسعود فردمنش

@Dekogram🎙
میان خورشیدهای همیشه
زیبایی ی تو
لنگری ست
خورشیدی که
از سپیده دم همه ستاره گان
بی نیازم می کند

نگاه ات
شکست ستمگری ست
نگاهی که عریانی ی روح مرا
از مهر
جامه یی کرد
بدان سان که کنون ام
شب بی روزن هرگز
چنان نماید که کنایتی طنزآلود بوده است

و چشمان ات با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست

آنک چشمانی که خمیرمایه ی مهر است
وینک مهر تو:
نبردافزاری
تا با تقدیر خویش پنجه درپنجه کنم

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم
به جز عزیمت نابهنگام ام گزیری نبود
چنین انگاشته بودم

#آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

میان آفتاب های همیشه
زیبایی ی تو
لنگری ست
نگاه ات
شکست ستمگری ست
و چشمان ات با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست

#احمد_شاملو

@Dekogram🎙
به گمانم بزرگترين دارايي زندگي آدميزاد ، همين دوست هاي ديده و ناديده ، دوست هاي مجاز ، دوست هاي واقعي هستند.

همين دوستاني كه برايت پيغام مي گذارند ، كه اعلام كنند حواسشان به تو هست ...
همين دوست ها كه با دو سه خط پيغام نشان مي دهند چقدر دلشان پيِ تو ، دل تو و درد توست. كه چقدر خوب تو را مي خوانند ...
همين دوست ها كه پيگيرند .. كه نباشي دلگيرند ...
همين دوست ها كه دلتنگ ات مي شوند و بي مقدمه برايت مي نويسند ...
وقت هايي دو سه خط شعر مي فرستند. ، كه بداني خودت ، وجودت ، خوب بودن حال و احوالت براي كسي مهم است .

آدميزاد چه دلخوش ميشود گاهي ، با همين دو سه خط نوشته ، دو سه خط پيغام ، از دوستي آن سرِ دنيا .
حس شيريني ست كه بداني بودنت براي كسي اهميت دارد و نبودنت كسي را غمگين مي كند .
وقت هايي هست كه مي فهمي حتي اگر دلت پُر درد است ، بايد بخندي و شاد باشي ، تا دوستت را ، جان ِ دلت را ، غمگين نكني.

خواستم بگويم كه چقدر اين دارايي هاي زندگي ام ،
اين دوستان ِ ديده و ناديده ،
برايم پر ارزشند ،
كه چقدر خوب است دارمشان و داشتنشان مي ارزد به همه ي نداشته هاي دنيا...

@Dekogram🎙