قهر میکنیم تا بفهمانیم دوستش داریم
گریه می کنیم تا بگوئیم دوستش داریم
می رویم تا بفهمد دوستش داریم
خیلیها عاشقند
اما شاید مترجمان خوبی نباشند
کاش
دوستت دارم ،
همان دوستت دارم ساده بود.....
👤 عباس موسوی
@Dekogram🎙
گریه می کنیم تا بگوئیم دوستش داریم
می رویم تا بفهمد دوستش داریم
خیلیها عاشقند
اما شاید مترجمان خوبی نباشند
کاش
دوستت دارم ،
همان دوستت دارم ساده بود.....
👤 عباس موسوی
@Dekogram🎙
دلبستگی اعتياد مياره.
اينو از همون لحظهای كه حس میكنی کسی بايد باشه و نيست میشه فهميد، فقط بديش اينه كه خودت وقتی متوجه میشی كه كار از كار گذشته.
يه روزی كه خيلی ديره، میفهمی اعتياد به دوست داشتن، نه میكُشتت كه راحت بشی، نه كمپ داره تا ترك كنی. فقط مثل شمع میسوزونتت كه آب بشی.
يه روزی كه خيلی ديره، سرت رو میگيری توی دوتا دستت و به اين فكر میكنی كه چطور بعضيا آفريده میشن كه شبانه روز دوست داشته بشن، به اين فكر میكنی كه چرا به دنيا اومدی كه ديده نشی؟
به كی بگی؟ يه روزی كه نمیدونی كـِي بود، با پای خودت رفتی تا توی دنيای يكي ديگه گم بشی. تلخه كه بفهمی هيچكدوم از اين راهها برای رسيدن نبودن. تلخه كه بفهمی، وقتی برگردی بايد حرفات رو به خودت بزنی.
گاهی يه حرفايی رو نمیشه زد.
يه اشكايی رو نمیشه ريخت.
يه چشمايی رو نمیشه شست.
بايد دلبسته باشی تا بفهمی؛
يه دردايی رو تا آخر عمر بايد كشيد.
دلبستگی، اعتياد مياره.
👤 پویا جمشیدی
@Dekogram🎙
اينو از همون لحظهای كه حس میكنی کسی بايد باشه و نيست میشه فهميد، فقط بديش اينه كه خودت وقتی متوجه میشی كه كار از كار گذشته.
يه روزی كه خيلی ديره، میفهمی اعتياد به دوست داشتن، نه میكُشتت كه راحت بشی، نه كمپ داره تا ترك كنی. فقط مثل شمع میسوزونتت كه آب بشی.
يه روزی كه خيلی ديره، سرت رو میگيری توی دوتا دستت و به اين فكر میكنی كه چطور بعضيا آفريده میشن كه شبانه روز دوست داشته بشن، به اين فكر میكنی كه چرا به دنيا اومدی كه ديده نشی؟
به كی بگی؟ يه روزی كه نمیدونی كـِي بود، با پای خودت رفتی تا توی دنيای يكي ديگه گم بشی. تلخه كه بفهمی هيچكدوم از اين راهها برای رسيدن نبودن. تلخه كه بفهمی، وقتی برگردی بايد حرفات رو به خودت بزنی.
گاهی يه حرفايی رو نمیشه زد.
يه اشكايی رو نمیشه ريخت.
يه چشمايی رو نمیشه شست.
بايد دلبسته باشی تا بفهمی؛
يه دردايی رو تا آخر عمر بايد كشيد.
دلبستگی، اعتياد مياره.
👤 پویا جمشیدی
@Dekogram🎙
داشتنت ...
مثل نم نم باران جاده ی شمال ...
مثل مستی بعد از اولین پیک های شراب ...
مثل خواب بعد از ظهر ...
مثل بوسه های تند و یواشکی ...
مثل آهنگهای قدیمی کریسدی برگ ،
مثل دیالوگهای فیلم شب یلدا،
مثل آن بغلی که عاشقت است ، جدا نمی شود ، تنهایت نمی گذارد ...
و مثل برگشتن آدمی که سال ها منتظرش بودی ...
آی می چسبد ،
آی می چسـبــــد!!
👤 منیره یاری پور
@Dekogram🎙
مثل نم نم باران جاده ی شمال ...
مثل مستی بعد از اولین پیک های شراب ...
مثل خواب بعد از ظهر ...
مثل بوسه های تند و یواشکی ...
مثل آهنگهای قدیمی کریسدی برگ ،
مثل دیالوگهای فیلم شب یلدا،
مثل آن بغلی که عاشقت است ، جدا نمی شود ، تنهایت نمی گذارد ...
و مثل برگشتن آدمی که سال ها منتظرش بودی ...
آی می چسبد ،
آی می چسـبــــد!!
👤 منیره یاری پور
@Dekogram🎙
تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس مرغی اسیرم
ز پشت میله های سرد وتیره
نگاه حسرتم حیران به رویت
در این فکرم که دستی پیش آید
و من ناگه گشایم پر به سویت
در این فکرم که در یک لحظه غفلت
از این زندان خامُش پر بگیرم
به چشم مرد زندانبان بخندم
کنارت زندگی از سر بگیرم
در این فکرم من و دانم که هرگز
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندانبان بخواهد
دگر از بهر پروازم نفس نیست
ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم
اگر ای آسمان خواهم که یک روز
از این زندان خامُش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم؟
ز من بگذر که من مرغی اسیرم!
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را
شعر "اسیر"
از مجموعه : اسیر
تهران_مرداد ۱۳۳۳
فروغ فرخزاد
@Dekogram🎙
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس مرغی اسیرم
ز پشت میله های سرد وتیره
نگاه حسرتم حیران به رویت
در این فکرم که دستی پیش آید
و من ناگه گشایم پر به سویت
در این فکرم که در یک لحظه غفلت
از این زندان خامُش پر بگیرم
به چشم مرد زندانبان بخندم
کنارت زندگی از سر بگیرم
در این فکرم من و دانم که هرگز
مرا یارای رفتن زین قفس نیست
اگر هم مرد زندانبان بخواهد
دگر از بهر پروازم نفس نیست
ز پشت میله ها هر صبح روشن
نگاه کودکی خندد به رویم
چو من سر می کنم آواز شادی
لبش با بوسه می آید به سویم
اگر ای آسمان خواهم که یک روز
از این زندان خامُش پر بگیرم
به چشم کودک گریان چه گویم؟
ز من بگذر که من مرغی اسیرم!
من آن شمعم که با سوز دل خویش
فروزان می کنم ویرانه ای را
اگر خواهم که خاموشی گزینم
پریشان می کنم کاشانه ای را
شعر "اسیر"
از مجموعه : اسیر
تهران_مرداد ۱۳۳۳
فروغ فرخزاد
@Dekogram🎙
باورت بشود يا نه
روزي مي رسد
که دلت براي هيچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد
براي نگاه کردنم ، خنديدنم
و حتـــي اذيت کردنم
براي تمام لحظاتى که در کنارم داشتي
روزي خواهد رسيد که در حسرت تکرار دوباره من خواهي بود
مي دانم روزي که نباشم هيچکس تکرار من نخواهد شد
#بهوميل_هرابال
@Dekogram🎙
روزي مي رسد
که دلت براي هيچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد
براي نگاه کردنم ، خنديدنم
و حتـــي اذيت کردنم
براي تمام لحظاتى که در کنارم داشتي
روزي خواهد رسيد که در حسرت تکرار دوباره من خواهي بود
مي دانم روزي که نباشم هيچکس تکرار من نخواهد شد
#بهوميل_هرابال
@Dekogram🎙
لبت نه گویدُ پیداست میگوید دلت آری
که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری
دلت می آید آیا از زبانی این همه شیرین
تو تنها حرفی تلخی را همیشه بر زبان آری؟
چه میپرسی ضمیر شعرهایم کیست آن من
مبادا لحظه ای حتی مرا اینگونه پنداری
تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت
به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری
#محمدعلی_بهمنی
@Dekogram🎙
که این سان دشمنی یعنی که خیلی دوستم داری
دلت می آید آیا از زبانی این همه شیرین
تو تنها حرفی تلخی را همیشه بر زبان آری؟
چه میپرسی ضمیر شعرهایم کیست آن من
مبادا لحظه ای حتی مرا اینگونه پنداری
تو را چون آرزوهایم همیشه دوست خواهم داشت
به شرطی که مرا در آرزوی خویش نگذاری
#محمدعلی_بهمنی
@Dekogram🎙
من عهد بسته بودم که انقلاب کنم
تفنگ دردست بگيرم و
خنجر به کمر ببندم و
کوله اي برپشت بگيرم
من عهد بسته بودم تمام ديکتاتورهاي جهان را خاکستر سيگارم کنم
پاي پياده کوه ها را به لرزه دربياورم
بيابانها را دريا کنم
درياها را خروشان
من عهد بسته بودم کودکان را سيرکنم
زنان را آزاد
مردان را زندان بشکنم
اما
حضور تو عهد من را شکست
مرا به زندان چشمانت انداختي
خانه نشينم کردي
به نفرين عشق دچارم کردي
حالا عهد بسته ام کنار تنت بمانم
گيسوانت را به دست بگيرم
لبانت را به لبهايم بگيرم
وتا زنده ام
اسير عشق تو باشم
به تمام ديکتاتورهاي عالم بگو
آسوده بخوابند
من عاشق شدم
حامد بدر خان
@Dekogram🎙
تفنگ دردست بگيرم و
خنجر به کمر ببندم و
کوله اي برپشت بگيرم
من عهد بسته بودم تمام ديکتاتورهاي جهان را خاکستر سيگارم کنم
پاي پياده کوه ها را به لرزه دربياورم
بيابانها را دريا کنم
درياها را خروشان
من عهد بسته بودم کودکان را سيرکنم
زنان را آزاد
مردان را زندان بشکنم
اما
حضور تو عهد من را شکست
مرا به زندان چشمانت انداختي
خانه نشينم کردي
به نفرين عشق دچارم کردي
حالا عهد بسته ام کنار تنت بمانم
گيسوانت را به دست بگيرم
لبانت را به لبهايم بگيرم
وتا زنده ام
اسير عشق تو باشم
به تمام ديکتاتورهاي عالم بگو
آسوده بخوابند
من عاشق شدم
حامد بدر خان
@Dekogram🎙
عاشق شدم ..
همانطور که آدم یکهو بیمار میشود؛
بی آنکه بخواهم،
بیآنکه بخواهم و به آن فکر کنم،
برخلاف میلم و بیدفاع،
بیهیچ نیرویی برای مقاومت و بعد ..
از دستش دادم ..
درست همانطور که به دست آورده بودم ...
#آنا_گاوالدا
@Dekogram🎙
همانطور که آدم یکهو بیمار میشود؛
بی آنکه بخواهم،
بیآنکه بخواهم و به آن فکر کنم،
برخلاف میلم و بیدفاع،
بیهیچ نیرویی برای مقاومت و بعد ..
از دستش دادم ..
درست همانطور که به دست آورده بودم ...
#آنا_گاوالدا
@Dekogram🎙
هیچ چیز از خدا پنهان نمی ماند هیچگاه
از همان روز که تو آمدی
از همان روز که دوستت داشتم
از همان روز که دلم لرزید
از همان روز که بغض کردم
ایستادم
محکم شدم
و دوست داشتنت را به تنهایی به دوش کشیدم
پنهان نبود از خدا وقتی
هیچکس تا قبل از تو
مرا جز از پشتِ اخم هایِ ساختگی و سرسختی هایِ تکراری
نمی دید
پنهان نبود از خدا که تو
همین تو
که نیستی حتی
با من چه کرده ای
که
اینچنین جسور شده ام !
هیچ چیز از خدا پنهان نیست هیچگاه
و همین
کافیست تا بدانم
هرچه هست؛ هرچه نیست
هرچه از حالا تا همیشه در خاطرم می ماند
برایِ او نمایان است!
#عادل_دانتیسم
@Dekogram🎙
از همان روز که تو آمدی
از همان روز که دوستت داشتم
از همان روز که دلم لرزید
از همان روز که بغض کردم
ایستادم
محکم شدم
و دوست داشتنت را به تنهایی به دوش کشیدم
پنهان نبود از خدا وقتی
هیچکس تا قبل از تو
مرا جز از پشتِ اخم هایِ ساختگی و سرسختی هایِ تکراری
نمی دید
پنهان نبود از خدا که تو
همین تو
که نیستی حتی
با من چه کرده ای
که
اینچنین جسور شده ام !
هیچ چیز از خدا پنهان نیست هیچگاه
و همین
کافیست تا بدانم
هرچه هست؛ هرچه نیست
هرچه از حالا تا همیشه در خاطرم می ماند
برایِ او نمایان است!
#عادل_دانتیسم
@Dekogram🎙