نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
739 subscribers
226 photos
10K videos
1 file
6.89K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
وقتی به تو فکر می کنم
تازه می فهمم چقدر بسیارم من
به این همه اندک!

هرکجا کلمه کم می آورم
تورا بلند به نام کوچکت آواز می دهم
بی برو برگرد
هفت شب و هفت روز تمام
می بینی دارد از آسمان واژه می بارد.

تو محشری دختر...!
من خسته نمی شوم
من همچنان تا آخر دنیا
با تو خواهم آمد.
من همان پیاده پیشگویی هستم
که از ادامه آرام عشق
هرگز توبه نخواهم کرد.

#سیدعلی_صالحی

@Dekogram🎙
.
تا چشم کار می‌کند
تو را نمی‌بینم.
از نشان‌هایی که داده‌اند
باید همین دور و برها باشی
زیر همین گوشه از آسمان
که می‌تواند فیروزه‌ای باشد
جایی در رنگ‌های خلوت این شهر
در عطر سنگین همین ماه
که شب بوها را
گیج کرده است
پشت یکی از همین پنجره‌ها
که مرا در خیابان‌های دربه‌در این شهر
تکثیر می‌کند.
تا به اینجا تمام نشانی‌ها
درست از آب درآمده است.
اما چرا تا چشم کار می کند
تو را نمی بینم؟!

#عباس_صفاری
@Dekogram🎙
باورکن پاییز که می آید
همین پیرمردهای تنها روی نیمکتهای پارک هم
به اولین عشقشان فکر می کنند
به دختری با موهای طلایی یا گیسوان سیاه
روسری خالدار یا شاید شالی پشمی
به حرفهایی که باید می گفتند
و نامه هایی که هیچ گاه به مقصد نمی رسد...

فلورا_تاجیکی

@Dekogram🎙
دوست داشتن بلدیت می خواهد
یک وقت هایی باید غرق شوی
نه در آغوش. .!
باید غرق شوی در چشمانش
آنطور که کسی ندیده باشد
زن ها نگاه ها را می نویسند
قاب می کنند میگذارند کنج دلشان
باید بلد باشی
وقتی میگوید دوستت دارم

یعنی نکند مرا از یاد ببری
زن ها رفتن را دوست ندارند
روزی جایی اگر دیدی
زنی دلتنگی هایش را به دوش میکشد
دوست داشتنش را بلد نبودی جانم
دوست داشتن بلدیت می خواهد

👤 حاتمه ابراهیم زاده
@Dekogram🎙
پاییز عزیز🍁
هردو راه درازی آمده ایم تو های و هوی و چهچه بهار را پشت سر داری از قهقهه مستانه و سرخ تابستان گذشته ای من از زمزمه سبز بهار شور و شرار شب های عاشقی وسوسه تن های داغ تابستانی عبور کرده ام.
تو برگهای رنگارنگ بر سر داری
من خاکستر رو به سفیدی بر مو
نزدیک تر بیا حرف زیادی برای گفتن داریم پاییز عزیز.

#فرانسیسکو_ویلا_تور
@Dekogram🎙
بنظرم آدم،بی‌دلیل به کسی فکر نمی‌کنه،
بی‌دلیل کسی رو دوست نداره...
بی‌دلیل کسی رو فراموش نمی‌کنه.
بعضی از آدما...
بدون اینکه خودشون بدونن خوبن،
بدون اینکه حرف بزنی،حالت رو می‌فهمن،بدون اینکه لمسشون کنی،
حست می‌کنن...
بعضیا مرز آدم بودن رو رد می‌کنن،
واسه همینه که ابدی می‌شن...
گاهی وقتا که دلم می‌گیره، به تو فکر می‌کنم،به خودم...
به اينكه چرا دلتنگی هیچ راه درمانی نداره...
بعضی وقتا که دلم می‌گیره،پشت پنجره می‌شینم،بغض می‌کنم،به آسمون خیره می‌شم،شاید اونجا دوباره پیدات کنم...
می‌گن خدا بزرگه؟نه!؟
هروقت بی‌هوا یه یادت می‌افتم،
به این فکر می کنم که شاید...
شايد دلت برام تنگ شده باشه...
بعضی از آدما همیشه هستن،حتی اگه رفته باشن...

#پویا_جمشیدی
@Dekogram🎙
" سی.پی.آر " بیمارستان جای جالبیست،آدم هایی که بیرون از آن تند و تند قدم میزنند ،گریه میکنند ،دعا میکنند ،حالشان بهتر از بیماری که برای زنده ماندن با دستگاه شوک دست و پنجه نرم میکند نیست.

آدم های بیرون از اتاق از یک چیز میترستند از "نبودن" !
از نزدن ضربان قلب عزیزترین شخص دنیایشان ،از جای خالیه یک آدم.
اتاق شوک جای بد و جالبیست ،تمام قول های عالم پشت دَرش داده میشود ،تمام خاطرات مرور میشود !تمام خوبی هایش یادآوری میشود !

حالا چشمتان را ببندید. بدترین آدم زندگیتان را درون این اتاق تصور کنید.
فرض کنید تنها کسی هستید که او دارد ،به خوبی هایی که قبلا به شما کرده فکر کنید،به جای خالیش .
نبود آدم ها را هیچ کینه ای پر نمیکند!

لطفاً در زندگیتان یک اتاق سی پی آر ،یک اتاق شوک داشته باشید
و خوبی های آدم های بدِ دنیایتان را احیا کنید .
بعضی روزها امروزمان به فردا نمیرسند

#ستايش_قاسمى
@Dekogram🎙
.
باید یکی باشد ...
یکی که دزدانه نگاهش کنی
دزدانه راه رفتنش را بپایی
و دزدانه ببوسی اش و محکم بغلش کنی
و در حضورش طعمِ تلخیِ قهوه ات را نفهمی
باید یکی باشد ...
که وقتی دلت برای مداد رنگی های کودکی ات تنگ شد ، به ناخن هایش خیره شوی و سوار بر رنگین کمانی به کودکی ات سفر کنی
باید یکی باشد ...
یکی که حصارِ تنهایی ات را بر هم زند و به تو بگوید که دوستَت دارم
آدم است دیگر
و آدمی به همین دوستَت دارم هاست که زنده است ...
برای من
مثل #طــــــــُـــــــــــــــــو
@Dekogram🎙
.
میگویم دیوانه جان!
یعنی
دنیای به این بزرگی
یک جایی برای ما ندارد که خودمان را گم و گور کنیم،
یک جایی دور
نمیدانم
شاید جزیره ای کوچک
که آسمانش آبی باشد
دیگر خبری از ازدحام آدمها
از ازدحام دیوارها
و شلوغی آمد و شد نباشد،
یک جایی
کنار دریا
کنار آبی ها
آسمان آبی
دریای آبی
و خیالی بی مرز آبی،
که بشود من و تو غرق در بیکرانگی اش
روی تخته سنگی بنشینیم
و از هرچه پروا است حذر کنیم،
یعنی نمیشود
که
درهای زندگی رو به چنین جایی،
گشوده شود،
جایی
که تکیه گاه من تو
شانه هامان باشد
و سقف خانه مان
دست چینی از ستارگان
روز نباشد
شب نباشد
و زمان به احترام اولین بوسه هامان
به احترام اولین خنده هامان
ایستاده بمیرد
یعنی نمیشود؟

#حمید_رها
@Dekogram🎙
پدر بزرگم وسط یه روستای خوش آب و هوا زندگی میکرد و توی حیاط خونش یه باغچه ی بزرگ داشت که توی باغچه پر از گلهای خوشرنگ بود، لا به لای اون همه گل، یه گل صورتیِ زیبا کاشته بود و من به محض اینکه دیدمش جذبش شدم.
پدر بزرگم میگفت خاصیت دارویی داره اما روی شاخه اش پر از خار بود،خارهای تیز و بلند، من خیلی از اون گل خوشم اومده بود و همیشه میرفتم توی باغچه و نگاهش میکردم،
یه روز بالاخره تصمیم گرفتم اون گل برای من باشه،رفتم توی باغچه و چیدمش، داشتم با لذت نگاهش میکردم که پام گیر کرد به لبه ی باغچه و خوردم زمین و یکی از اون خارهای بزرگ و تیزش رفت توی بازوم، درست رفت لای پوستم، خون مُرده شد، چِرک کرد، همش درد میکشیدم، من اون گل رو داشتم اما داشتنش باعث عذابم شده بود، پدر بزرگم طبیب خبر کرد، طبیب نشست رو به روم و یه تیغ بُرَنده نشونم داد و گفت این تیغ رو میبینی؟ باید با این پوستت رو بشکافم که چرک و خون بریزه بیرون تا اون خار رو در بیارم، گفت اون لحظه که تیغ رو میزنم خیلی درد داره اما تحمل کن بعدش دیگه آروم میشی.
قبول کردم، یه پارچه گذاشتن لای دندونم و طبیب تیغ رو کشید روی بازوم ، خیلی سخت بود خیلی دردِ بدی بود، به خودم میپیچیدم اما تحمل کردم، دردِ نیشتر رو به جون خریدم، دردِ زخمِ بعدش رو به جون خریدم چون فقط میخواستم از خار اون گل خلاص شم.
جای اون زخم برای همیشه روی بازوم موند و باعث شد دیگه نتونم به هیچ گلی نزدیک بشم،
میدونی عشق تاوان داره، عاشق شدن تاوان داره، اگه عاشق شدی و بازی دادنت
حتی اگه همه ی وجودت گرفتار باشه دردِ جدایی رو به جون میخری، زخمِ نیشتر رو به جون میخری و بعدش دیگه بی حس میشی، بی تفاوت میشی، بی اعتماد میشی، نسبت به همه چیز، نسبت به همه کَس

#علی_سلطانی

@Dekogram🎙