یک عده را باید نگه داشت.
نباید رها کرد به امانِ خدا تا ببینی قسمتت هستند یا نه!
گاهی قسمت، دست گذاشته زیرِ چانه اش
که ببیند آدم چه میکند، تا کجا پیش میرود...
سر به سرِ آدم میگذارد، دور میکند.
قایم میکند پشتش و میگوید : باد برد ..
تا ببیند چقدر دنبالش میروی. چقدر پی اش را میگیری
که داشته باشی اش، که نگذاری بی هوا برود ...
هر چیزی را نباید رها کرد به امیدِ قسمت!
خودِ قسمت هم گاهی امیدش به آدم هاست ..
و زیرِ لب میگوید : چه بر سرِ بودنِ هم میآورید ..
حواس پرتی ها و رها کردن هایمان را گردنِ قسمت نیندازیم ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
نباید رها کرد به امانِ خدا تا ببینی قسمتت هستند یا نه!
گاهی قسمت، دست گذاشته زیرِ چانه اش
که ببیند آدم چه میکند، تا کجا پیش میرود...
سر به سرِ آدم میگذارد، دور میکند.
قایم میکند پشتش و میگوید : باد برد ..
تا ببیند چقدر دنبالش میروی. چقدر پی اش را میگیری
که داشته باشی اش، که نگذاری بی هوا برود ...
هر چیزی را نباید رها کرد به امیدِ قسمت!
خودِ قسمت هم گاهی امیدش به آدم هاست ..
و زیرِ لب میگوید : چه بر سرِ بودنِ هم میآورید ..
حواس پرتی ها و رها کردن هایمان را گردنِ قسمت نیندازیم ...
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
باور کنید گاهی اوقات مقصر اصلی جدایی خودمان هستیم...
از سر دوست داشتن زیادی
از سر عشق پرشورمان
حساسیت های بی موردی نشان میدهیم
شکاک میشویم،زودرنج میشویم
با رفتارهایمان معشوقه مان را کلافه میکنیم و به قول امروزی ها روی اعصاب طرف راه میرویم
و آن جا است که بالاخره روزی میرسد
که صبر طرف سر می اید
و عشقش به ما به لبه تیغ میرسد و ما را با تمام عاشقانه هایمان رها میکند و میرود
و آن وقت است که کاسه چه کنم،چه کنم دستمان میگیریم و میگویم ای کاش نمیکردم،ای کاش نمیگفتم...
باور کنید گاهی اوقات خودمان مقصر هستیم که روی رفتارهای نسنجیده مان کنترل نداریم...
@Dekogram🎙
باور کنید گاهی اوقات مقصر اصلی جدایی خودمان هستیم...
از سر دوست داشتن زیادی
از سر عشق پرشورمان
حساسیت های بی موردی نشان میدهیم
شکاک میشویم،زودرنج میشویم
با رفتارهایمان معشوقه مان را کلافه میکنیم و به قول امروزی ها روی اعصاب طرف راه میرویم
و آن جا است که بالاخره روزی میرسد
که صبر طرف سر می اید
و عشقش به ما به لبه تیغ میرسد و ما را با تمام عاشقانه هایمان رها میکند و میرود
و آن وقت است که کاسه چه کنم،چه کنم دستمان میگیریم و میگویم ای کاش نمیکردم،ای کاش نمیگفتم...
باور کنید گاهی اوقات خودمان مقصر هستیم که روی رفتارهای نسنجیده مان کنترل نداریم...
@Dekogram🎙
🔻
دلم دوست داشتن می خواهد
نه هر دوست داشتنی
از همان ها که می شود ساعت ها
در آغوشش بی هیچ حرفی نشست
می شود بی هیچ حرفی
هزار نگفته گفت
از همان ها که این آدمها اسمش را
گذاشته اند
افـــسانه !
اما . . .
افسانه هم دست نوشته ی خودِ آدمهاست
نیست ؟
پس من ؛ پس تو
پس ما
می توانیم از قصه هایمان یک افسانه بسازیم
تنها اگر
از سینِ سلامِ رابطه
دلمان؛ چشممان؛ حواسمان
اصلا خودِ خودِ خودمان
تنها برایِ
اوی قصه
باشد
میشود
#عادل_دانتیسم
@Dekogram🎙
دلم دوست داشتن می خواهد
نه هر دوست داشتنی
از همان ها که می شود ساعت ها
در آغوشش بی هیچ حرفی نشست
می شود بی هیچ حرفی
هزار نگفته گفت
از همان ها که این آدمها اسمش را
گذاشته اند
افـــسانه !
اما . . .
افسانه هم دست نوشته ی خودِ آدمهاست
نیست ؟
پس من ؛ پس تو
پس ما
می توانیم از قصه هایمان یک افسانه بسازیم
تنها اگر
از سینِ سلامِ رابطه
دلمان؛ چشممان؛ حواسمان
اصلا خودِ خودِ خودمان
تنها برایِ
اوی قصه
باشد
میشود
#عادل_دانتیسم
@Dekogram🎙
باید مراقب آدم های صفروصدِ اطرافمان باشیم. همان هایی که گاهی از شدت خوب بودنشان غرق در لذت می شویم و از داشتنشان به خود می بالیم.
همان هایی که تمامشان را برايمان می گذارند.
باید حواسمان را جمع کنیم و آگاه باشیم که آن ها حد وسطی نمی شناسند.
به همان اندازه که خوبند، به همان اندازه هم می توانند خشن و بی رحم باشند.
فقط کافی ست کمی قدرنشناسی ببینند.
به سادگی می روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند.
آن وقت ما می مانیم و یک جای خالی که دیگر پر نخواهد شد، مگر با یک آدمِ صفر و صدیِ دیگر.
👤 شیما سبحانی
@Dekogram🎙
همان هایی که تمامشان را برايمان می گذارند.
باید حواسمان را جمع کنیم و آگاه باشیم که آن ها حد وسطی نمی شناسند.
به همان اندازه که خوبند، به همان اندازه هم می توانند خشن و بی رحم باشند.
فقط کافی ست کمی قدرنشناسی ببینند.
به سادگی می روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند.
آن وقت ما می مانیم و یک جای خالی که دیگر پر نخواهد شد، مگر با یک آدمِ صفر و صدیِ دیگر.
👤 شیما سبحانی
@Dekogram🎙
گاهي دلم براي تو بد شور مي زند
دستي به روي اسم تو هاشور مي زند
مي پرسم از خودم نفسم بند مي شود
قلبم چرا براي تو ناجور مي زند؟
اي چلچراغ روشن مهتاب چشم تو
بر شام تار من نگهت نور مي زند؟
هر شب خدا ز پس پرده هاي عشق
با تار گيسوان تو سنتور مي زند
می سوزد از فراق تو هر برگ سرو من
داغت ببين كه طعنه به هر هور مي زند
من بيخود از خودم كه تو در جان من شدي
اصلا دلت براي دلم شور مي زند؟
@Dekogram🎙
دستي به روي اسم تو هاشور مي زند
مي پرسم از خودم نفسم بند مي شود
قلبم چرا براي تو ناجور مي زند؟
اي چلچراغ روشن مهتاب چشم تو
بر شام تار من نگهت نور مي زند؟
هر شب خدا ز پس پرده هاي عشق
با تار گيسوان تو سنتور مي زند
می سوزد از فراق تو هر برگ سرو من
داغت ببين كه طعنه به هر هور مي زند
من بيخود از خودم كه تو در جان من شدي
اصلا دلت براي دلم شور مي زند؟
@Dekogram🎙
بعضی ها؛ شبیه یک انجیر رسیده می مانند که یکهو از آسمان می افتند در دامن رنگ و وارنگ زندگی ات.
آن قدر بی هوا که اصلا نمیدانی چه شد... چگونه شد.
اصلن خودت را می زنی به کوچه علی چپ و از بودنش لذت می بری.
بعضی ها؛ شبیه عطر بهارنارنج هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت، نفس می کشی... آنقدر عمیق که عطر بودنشان را تا آخرین ثانیه ی عمرت در ریه هایت ذخیره کنی.
بعضی ها؛ شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارت. جانت را با جان و دل در هوایشان تازه می کنی.
بعضی ها
اصلن چرا باید از در و دیوار مثال بزنیم؟
بعضی ها،
آرامش مطلقند،
لبخندشان
تلالو برق چشمانشان...
بعضی ها؛ بودنشان... همین ساده بودنشان... همین نفس کشیدنشان، یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه لبمان.
و من چقدر دوست دارم این بعضی ها را
@Dekogram🎙
آن قدر بی هوا که اصلا نمیدانی چه شد... چگونه شد.
اصلن خودت را می زنی به کوچه علی چپ و از بودنش لذت می بری.
بعضی ها؛ شبیه عطر بهارنارنج هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت، نفس می کشی... آنقدر عمیق که عطر بودنشان را تا آخرین ثانیه ی عمرت در ریه هایت ذخیره کنی.
بعضی ها؛ شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارت. جانت را با جان و دل در هوایشان تازه می کنی.
بعضی ها
اصلن چرا باید از در و دیوار مثال بزنیم؟
بعضی ها،
آرامش مطلقند،
لبخندشان
تلالو برق چشمانشان...
بعضی ها؛ بودنشان... همین ساده بودنشان... همین نفس کشیدنشان، یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه لبمان.
و من چقدر دوست دارم این بعضی ها را
@Dekogram🎙
سی و چند سالگی یک زن را هرکسی نمیفهمد.
سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت.
زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را.
زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند.
زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد.
زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
👤 ای ليا
@Dekogram🎙
سی و چند سالگی یک زن یعنی جمع دلفریبی و شیطنت ضرب در وقار و متانت.
زن سی و چند ساله را توی یک مهمانی با لباس شب مشکی و موهایی که از پشت سر جمع کرده باید دید، لباس بلندی که گاه روی زمین کشیده میشود، خرامیدنش و گام های شمرده شمرده اش را.
زن سی و چند ساله تازه اول پختگی ست، سرشار از هوشی زنانه و زیبایی دوچندان. شبیه نسیم خنکی که عصر یک روز تابستانی روی پوست عرق کرده صورت میوزد، شبیه صدای دل انگیز خوردن باران روی برگها، شبیه هرچه که تو را وارد یک خلسه شورانگیز میکند.
زن سی و چند ساله مخدری ست که زندگی را سر حال می آورد.
زن سی و چندساله یک نقاشی بی نقص است از مجموعه هر آنچه میشود در یک قاب جمع کرد.
👤 ای ليا
@Dekogram🎙
.
-فرض کن یک روز صبح
در خواب و بیداری
صدایِ لرزشِ گوشی کمی چشم هایت را باز کند؛
به سختی جواب دهی ؛
+جاااانم
و یک صدایِ خش دار،
خیلی آرام بگوید؛
-سلام عزیزم، صبح بخیر..
دین و ایمان می برد
لعنتی دیوانه کننده است
آدم دوست دارد روزی صد بار صبح شود
روزی صدبار قربانِ آن صدایِ خش دار برود.
#رضا_باقری
@Dekogram🎙
-فرض کن یک روز صبح
در خواب و بیداری
صدایِ لرزشِ گوشی کمی چشم هایت را باز کند؛
به سختی جواب دهی ؛
+جاااانم
و یک صدایِ خش دار،
خیلی آرام بگوید؛
-سلام عزیزم، صبح بخیر..
دین و ایمان می برد
لعنتی دیوانه کننده است
آدم دوست دارد روزی صد بار صبح شود
روزی صدبار قربانِ آن صدایِ خش دار برود.
#رضا_باقری
@Dekogram🎙
اشكهايي كه ديده نمي شوند از اشكهايي كه ديده مي شوند تلخترند، خطرناكترند،غم انگيزترند و نابودكننده تر.
آنها يي كه ديده مي شوند سرازير مي شوند، پاك مي شوند و لاي دستمالهاي كاغذي بازيافت مي شوند .
اما اشكهايي كه حبس مي شوند، تكه اي از شما را تخريب مي كنند، سقف هاي باران خورده را مرور كنيد، پشت بامهايي كه آبچكان هايشان گرفته!
دير يا زود راه باز مي كنند. گاهي مسيري پيدا مي شود كه ما به آن بهانه مي گوييم و گاهي هم، گوشه اي نم ميزنند...
اگر كسي را داريد كه نمي خواهيد نم بزند و خبر از بامش داريد ، دست بكار شويد.
اشك هاي مانده چشمها را زرد مي كنند ... الهي بدرد بخوريم تا درد.
#صابر_ابر
@Dekogram🎙
آنها يي كه ديده مي شوند سرازير مي شوند، پاك مي شوند و لاي دستمالهاي كاغذي بازيافت مي شوند .
اما اشكهايي كه حبس مي شوند، تكه اي از شما را تخريب مي كنند، سقف هاي باران خورده را مرور كنيد، پشت بامهايي كه آبچكان هايشان گرفته!
دير يا زود راه باز مي كنند. گاهي مسيري پيدا مي شود كه ما به آن بهانه مي گوييم و گاهي هم، گوشه اي نم ميزنند...
اگر كسي را داريد كه نمي خواهيد نم بزند و خبر از بامش داريد ، دست بكار شويد.
اشك هاي مانده چشمها را زرد مي كنند ... الهي بدرد بخوريم تا درد.
#صابر_ابر
@Dekogram🎙
وقتی به تو فکر می کنم
تازه می فهمم چقدر بسیارم من
به این همه اندک!
هرکجا کلمه کم می آورم
تورا بلند به نام کوچکت آواز می دهم
بی برو برگرد
هفت شب و هفت روز تمام
می بینی دارد از آسمان واژه می بارد.
تو محشری دختر...!
من خسته نمی شوم
من همچنان تا آخر دنیا
با تو خواهم آمد.
من همان پیاده پیشگویی هستم
که از ادامه آرام عشق
هرگز توبه نخواهم کرد.
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
تازه می فهمم چقدر بسیارم من
به این همه اندک!
هرکجا کلمه کم می آورم
تورا بلند به نام کوچکت آواز می دهم
بی برو برگرد
هفت شب و هفت روز تمام
می بینی دارد از آسمان واژه می بارد.
تو محشری دختر...!
من خسته نمی شوم
من همچنان تا آخر دنیا
با تو خواهم آمد.
من همان پیاده پیشگویی هستم
که از ادامه آرام عشق
هرگز توبه نخواهم کرد.
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
.
تا چشم کار میکند
تو را نمیبینم.
از نشانهایی که دادهاند
باید همین دور و برها باشی
زیر همین گوشه از آسمان
که میتواند فیروزهای باشد
جایی در رنگهای خلوت این شهر
در عطر سنگین همین ماه
که شب بوها را
گیج کرده است
پشت یکی از همین پنجرهها
که مرا در خیابانهای دربهدر این شهر
تکثیر میکند.
تا به اینجا تمام نشانیها
درست از آب درآمده است.
اما چرا تا چشم کار می کند
تو را نمی بینم؟!
#عباس_صفاری
@Dekogram🎙
تا چشم کار میکند
تو را نمیبینم.
از نشانهایی که دادهاند
باید همین دور و برها باشی
زیر همین گوشه از آسمان
که میتواند فیروزهای باشد
جایی در رنگهای خلوت این شهر
در عطر سنگین همین ماه
که شب بوها را
گیج کرده است
پشت یکی از همین پنجرهها
که مرا در خیابانهای دربهدر این شهر
تکثیر میکند.
تا به اینجا تمام نشانیها
درست از آب درآمده است.
اما چرا تا چشم کار می کند
تو را نمی بینم؟!
#عباس_صفاری
@Dekogram🎙