نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
738 subscribers
225 photos
9.98K videos
1 file
6.88K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
کنار تیرِ چراغ برق، زیر شاخه های درخت بیدی که از خانه ای قدیمی بیرون زده بود ایستاده بودم و یک پایم به دیوار و پای دیگرم به زمین منتظر بودم از خانه بیرون بیاید.
باران گرفته بود همه جا را، چشم دوخته بودم به پنجره ی اتاقش و با ولع بوی نمِ بهار را نفس میکشیدم که دیدم تکیه داده به درب و زل زده به صورتم! نگاهش که کردم گفت ده دقیقه است مشغول تماشایت هستم، حواست پرتِ باران بود، شبیه شخصیت های فیلم های ایرانیِ دهه پنجاه دل میبری چرا نامرد؟ گناه ندارم؟
فقط سیگار کنج لبَت کم است!
سیگاری آتش زدم و به همان سبکی که دلش رفته بود گفتم:
داشتیم پنجره خونتونو دید میزدیم بانو،
حتی اگه بارون بالا بیاد تا سرِ زانو، ما واسه دیدنت منتظر میموندیم، درسته درس مرسِ درست و حسابی نخوندیم،شاگردِ نونوا اکبریم ولی چشم ابرویِ شمارو ازبریم، همیشه گفتن از قدیم....
وسط بداهه گفتن هایم بودم که نگاهی به چپ و راستِ کوچه انداخت و دوید سمتم و سفت بغلم کرد!
درِ گوشش گفتم لباس گرم میپوشیدی جانم، سرما میخوری! مقصدمان نامعلوم است! هوای بهار هم قابل پیش بینی نیست! گاه ابری ست و گاه آفتابی و گاه طوفان و باد و بوران! نکند میانه ی راه سردت شود، بخواهی ادامه ی مسیر همراهی ام نکنی!
میدانی من این مسیر را بدون تو بلد نیستم، همراه تو بودی که قصدِ آمدن کردم، نکند تا آخر این راه همراهی ام نکنی! من در این مسیر انقدر حواسم پرتِ تو شده که راهِ برگشت را هم بلد نیستم، اگر رهایم کنی میانه ی راه بلاتکلیف و سر در گم میمانم.
هوای مسیرمان بهاری ست جانم! کاش لباس گرم میپوشیدی که سردت نشود!
.
از آغوشم که جدا شد زل زد به چشمانم، خنده اش کمرنگ شده بود و در چشمانش ترس و اضطراب موج میزد!
دستانم را محکم چسبید و زدیم به راه، مقصدمان معلوم نبود، نمیدانم کجای مسیر بودیم که باران شدت گرفت، بارانی ام روی دوشش انداختم، نمیدانم کجای مسیر بود که دستانم را رها کرد و دستانش را در جیبش گذاشت، سردش شده بود اما نمی گفت، نمی گفت چون گوشزد کرده بودم هوای مسیرمان بهاری ست اما هوس کرده بود تنش را بدهد به بهار، هوس کرده بود!
نمیدانم کجای مسیر بود که حس کردم قدم هایش با قدم هایم همخوانی ندارد، مسیرمان مه آلود شد، بادِ سردی میوزید، خواستم دوباره دستانش را بگیرم اما کنارم نبود، برگشتم و دیدم با فاصله از من ایستاده، صدایش نامفهوم بود...
میگفت دیگر توان ادامه دادن ندارم، هوس کرده بود تنش را بدهد به بهار، هوس کرده بود، رهایم کرد، مسیر بازگشت را نمی دانستم، سر در گم ماندم و دیگر هیچ وقت هوای بهار را بلد نشدم...
.
#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
دوست دارم یک نیمه شب که برایت مینویسم...
از خواب بپری!
غرغر بوی سیگارم را بزنی...
تلو تلو بخوری و بیایی بالای سرم!
یک کام از سیگار نیم کشیده ام بگیری و...
مرا خالق هزار شعر ناب کنی!
نرم تکیه بزنی به صندلی و موهای به هم ریخته ات را صاف کنی...
آرام در گوشم بگویی بس است هر چه از من نوشتی!
کمی از بوسه بنویس!

#حامد_نیازی

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

روزتون به همین قشنگی 😍

حال دلتوون خوووب ☺️


🌻
برگرديم به زمان هاى قديم
به ما تكنولوژى نيامده جانم
برايت نامه مينوسم!
از مبدأ معلوم، به مقصدِ نا معلوم
عزيزِ جانم؛ سلام!
كلام را كوتاه ميكنم!
ملالى نيست جز دلتنگى هاى هر شب
و مرورِ تمامِ خاطراتى كه
اى كاش از ذهنَت پاك نشده باشد!
همين!
دلتنگِ "تو"،
"من"
#علي_قاضي_نظام
@Dekogram🎙
نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ pinned «‍ ' هیتلر موسلینی استالین ناپلئون همه احمق بودند ! کدام مرد عاقلی بجای بافتن موی معشوقه اش عمرش را صرف جنگ میکند .. ﺑﻴﺎ ﺩﺭ ﻻﺑﻼی ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺒﻮﺳﻴﻢ ﻧﮕﺮﺍﻥِ ﺁﺑﺮﻭ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﺵ؛ ﺍﻳﻨﺠﺎ: ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﻛﺘﺎﺏ ﻧﻤﻲ ﺧﻮﺍﻧﺪ…»
'


چطور میشود نزدیکت بود و عاشقت نشد؟
من به عشق تو دخیل میبندم و
تو قول بده از تمام جهان سهم من شوی!
دلبرِشیرین تر از شیرینِ من.☺️
بگذار تا پایان دنیا،
فقط من شاعرِ چشمانت باشم!
کمـی صبر کن فصلِ وصلـمان نزدیـک است ...


#علي_قاضي_نظام

🌻
@Dekogram
'


اومد چند ضربه به شیشه ماشین زد
با دست اشاره کردم بره پی کارش ...
یک دفعه نگاهم به قیافه اش افتاد
پسری با موهایِ فرفری و قیافه ای با مزه !
نا خود آگاه خنده ام گرفت .
گفت : " عمو جون پسر داری ؟ بیا واسش بادکنک بگیر . خیلی خوشحال میشه بخدا . هیچی مثل شاد کردن دل بچه نیست ! "

اینو با بغض گفت ...

دو تا خریدم . یکی رو دادم به خودش.
گفتم :" بیا اینم واسه خودت. تو هم بازی کن ... "
گفت : " عمو دستت درد نکنه . بادکنک زیاد دارم . من بابا ندارم ! "

چراغ سبز شد...
در راه بادکنک را باد کردم...
و من ترکیدم!


#شاهین_شیخ_الاسلامی

🌻

@Dekogram🎙
نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
Photo
🌻

مدیر مهربون خوش صدامون

روزتون مبارک ☺️🌻😍


🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

اندازه تموم دنیا عاشقشم ♥️

🌻
...
به هر طرف مرا می کشانَد
به هر جهت مرا می رهانَد
به آسمان
به کویر
به بوسه
به عشق
به شعر
به شب ,,,

به هر طرف مرا می کشانَد
این توسن ِ تیزپا
این اسبِ سرکش،
گیسوانت
این سیاه ِ بی پروا ....

#مریم_رضایی_حامی

@Dekogram🎙
خودمانیم ،خدا هَم شاعر بوده ..
حاضرم قسم بخورم صُبحها که تو
از زیرِ درختان راه میروی ،
خدا آن بالا ،
لای ابرها نشسته ،
دَستهاش را زیر چانه‌اش زده و
تو را نگاه میکند و
زیرِ لبش زمزمه میکند:
«رَقصی چنین میانه‌ی میدانم آرزوست..»

#حامد_نیازی

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

روزتون قشنگ و شاد 😍

حال دلتوون خوووب ☺️

🌻