نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
738 subscribers
225 photos
9.98K videos
1 file
6.86K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

هرکه شعر خوبی گفت برایم بفرست
حتی شعرهایی که ...
عاشقان دیگرت برای تو می گویند!!
می خواهم بدانم ؛
دیگران که دچار تو می شوند ...
تا کجای شعر پیش می روند؟!
تا کجای عشق؟!
تا کجای جاده ای که من ...
در انتهای آن ایستاده ام؟!!


🌻
'

‍ گروه ، آوای انتظار تقدیم می کند

اجرا کنندگان :
🎙#امید_حسین_زاده
🎙#فریبا_عطاران
🎙#احسان_مهرپرور
🎙#محسن_میرزائی
🎙#امیرعلی_جمشیدی
🎙#اعظم_جوکار
🎙#محمد_فولادیان

#میکس:
🎛#امیرعلی_جمشیدی

{مجموعه شعراجسام اثر✍🏻بابک زمانی}

🌻
@Dekogram
'

‍ مثلا شب بشود تا تو بیایی به برم
الکی چشم ببندم تو بشی همنفسم!

الکی فکر کنی خوابمو و من غرق_توام!
زیر چشمی بشوم خیره و من دم نزنم!

واقعی چشم کنم باز و شوی دربه درم!
بشوی ذوق زده؛ خنده کنان در بروم!

بزنی پشت سرم بابت این شیطنتم.!
الکی بغض کنم ، تا تو بیایی بغلم!

دست اخر همه چی رو شود و ذوق کنم!
تو بگی ماهک من ، عاشقتم تاج سرم..


#فریدون_مشیری

🌻
@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

روزتون قشنگ و شاد ☺️

حال دلتوون خوووب ♥️


🌻
'


- جمعه برایِ من روز سفر است
باید چمدانی پر از دوستت دارم را بردارم و بروم تا اولین بوسه
به آغوشی از جنس پرواز
نگاهی از عشق
جمعه باید راه بیفتم و هفت شهرِ "ما" شدن را روی تنت پیدا کنم
برسم تا پشت گردنت..
جایی که طعم بهشت میدهد و عطر اقاقیا
جایی که گویی از جنس کهرباست
تا بخار نفسم را با نوشتن یک دوستت دارم،زیبا کنم!
'جمعه ها عصرِ دلتنگی هایِ مردانه ام را با یک بوسه پشت گردنت جا میگذارم تا دنیا ببیند..
یک مرد با تمامِ مردانگی اش
تمام احساسش را روی گلوی یک زن جا میگذارد!


#حامد_نیازی

🌻
@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

Love when you're ready,
Not when you're lonely.

فقط وقتى آماده اى عاشق شو ،
نه وقتى كه تنهايى

🌻
حس می کنم عاشقانه ای طولانی
با کلماتی آشفته
در ذهنم جیغ می کشند

محبوبه من
کجای چشم هایت سقوط کنم
کلاف گمشده این شاعر سرگشته
باز می شود

غزال چشم خرمایی من
با تمام تو دویده ام
با همه غزال های چشم هایت
در این سال های دیر
در آن سال های دور
شاعر شدم
شکل ناممکنی از شعر
شکل ناممکنی از درد
از زخم
زخمی با کلمات زهرآگین در پهلوی شعرهایم

تف بر تاریخی که تو
و تمام معشوقه های دنیا را
بی شناسنامه می نویسند

بانو
چشم هایت درون کلمات من راه می روند
با شعرهایم می دوند
با من سخن می گویند

من
آشفته ترین شاعر این حوالی
که روی این عاشقانه ها
روزی هزار بار خودش را دار میزند
می میراند

بانو
من در سمت کدام حوصله نشسته ام
با کدام بی خویشتنی
که این چنین شعرهایم درد می کنند
این چنین دست هایم می ریزند
در تن اندام هر چه باد
هر چه طوفان
هر چه خاموشی

خاموشی لب های توست معشوقه من
که سخن نمی گویند
دست های من است
که در شعرهایش
هیچ مردی به جنگ نمی رود.
جنگ در سینه ام ماشه می کشد
ماشه را می چکانم در خودم
شلیک می شوم در امروز
پرتاپ می شوم تا دیروز
دیروز شاعری ست
که از ماضی بعید برگشته
در ماضی مستقبل
در مضارع استمراری نشسته
حذف شده است

غزال من
این که دارد رو به خودش
طوفان پیمانه می کند منم
من شاعریست
که در عدالت تو محتوم
محکوم
محاکمه
من بی محکمه مجرمی ست
که باید خودش را دار بزند

محبوبه من
بگذار این شعر
خودش را بتکاند در چشم هایت
چشم هایت را بتکان در چشم هایم
این شاعر
دارد از مشایعت جنازه شعرهایش برمیگردد




#علیرضا_کریمی

@Dekogram🎙

شنبه ها
می خواهم ات
اندکی مستانه تر
اندکی آهسته تر

شنبه ها
آرام باید
روی احساس
پا گذاشت...

#نوشین_جمشیدی


@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

حال دلتووون خوووب ☺️

روزتون به قشنگی گلهای بهاری 😍

🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

رفیقان را درمیان جان نگهدار ☺️♥️

دکلمه #داریوش


🌻
کنار تیرِ چراغ برق، زیر شاخه های درخت بیدی که از خانه ای قدیمی بیرون زده بود ایستاده بودم و یک پایم به دیوار و پای دیگرم به زمین منتظر بودم از خانه بیرون بیاید.
باران گرفته بود همه جا را، چشم دوخته بودم به پنجره ی اتاقش و با ولع بوی نمِ بهار را نفس میکشیدم که دیدم تکیه داده به درب و زل زده به صورتم! نگاهش که کردم گفت ده دقیقه است مشغول تماشایت هستم، حواست پرتِ باران بود، شبیه شخصیت های فیلم های ایرانیِ دهه پنجاه دل میبری چرا نامرد؟ گناه ندارم؟
فقط سیگار کنج لبَت کم است!
سیگاری آتش زدم و به همان سبکی که دلش رفته بود گفتم:
داشتیم پنجره خونتونو دید میزدیم بانو،
حتی اگه بارون بالا بیاد تا سرِ زانو، ما واسه دیدنت منتظر میموندیم، درسته درس مرسِ درست و حسابی نخوندیم،شاگردِ نونوا اکبریم ولی چشم ابرویِ شمارو ازبریم، همیشه گفتن از قدیم....
وسط بداهه گفتن هایم بودم که نگاهی به چپ و راستِ کوچه انداخت و دوید سمتم و سفت بغلم کرد!
درِ گوشش گفتم لباس گرم میپوشیدی جانم، سرما میخوری! مقصدمان نامعلوم است! هوای بهار هم قابل پیش بینی نیست! گاه ابری ست و گاه آفتابی و گاه طوفان و باد و بوران! نکند میانه ی راه سردت شود، بخواهی ادامه ی مسیر همراهی ام نکنی!
میدانی من این مسیر را بدون تو بلد نیستم، همراه تو بودی که قصدِ آمدن کردم، نکند تا آخر این راه همراهی ام نکنی! من در این مسیر انقدر حواسم پرتِ تو شده که راهِ برگشت را هم بلد نیستم، اگر رهایم کنی میانه ی راه بلاتکلیف و سر در گم میمانم.
هوای مسیرمان بهاری ست جانم! کاش لباس گرم میپوشیدی که سردت نشود!
.
از آغوشم که جدا شد زل زد به چشمانم، خنده اش کمرنگ شده بود و در چشمانش ترس و اضطراب موج میزد!
دستانم را محکم چسبید و زدیم به راه، مقصدمان معلوم نبود، نمیدانم کجای مسیر بودیم که باران شدت گرفت، بارانی ام روی دوشش انداختم، نمیدانم کجای مسیر بود که دستانم را رها کرد و دستانش را در جیبش گذاشت، سردش شده بود اما نمی گفت، نمی گفت چون گوشزد کرده بودم هوای مسیرمان بهاری ست اما هوس کرده بود تنش را بدهد به بهار، هوس کرده بود!
نمیدانم کجای مسیر بود که حس کردم قدم هایش با قدم هایم همخوانی ندارد، مسیرمان مه آلود شد، بادِ سردی میوزید، خواستم دوباره دستانش را بگیرم اما کنارم نبود، برگشتم و دیدم با فاصله از من ایستاده، صدایش نامفهوم بود...
میگفت دیگر توان ادامه دادن ندارم، هوس کرده بود تنش را بدهد به بهار، هوس کرده بود، رهایم کرد، مسیر بازگشت را نمی دانستم، سر در گم ماندم و دیگر هیچ وقت هوای بهار را بلد نشدم...
.
#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
دوست دارم یک نیمه شب که برایت مینویسم...
از خواب بپری!
غرغر بوی سیگارم را بزنی...
تلو تلو بخوری و بیایی بالای سرم!
یک کام از سیگار نیم کشیده ام بگیری و...
مرا خالق هزار شعر ناب کنی!
نرم تکیه بزنی به صندلی و موهای به هم ریخته ات را صاف کنی...
آرام در گوشم بگویی بس است هر چه از من نوشتی!
کمی از بوسه بنویس!

#حامد_نیازی

@Dekogram🎙