"دوستت دارم"
در زبان مردان
شکل های مختلفی دارد
بعضی ها با یک شاخه گل
بعضی ها
با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ
برخی با بوسه ای آتشین
در نیمه های شب
عده ای با گفتن:
"خانم، آستینم را تا میزنی؟"
اما
فقط تعداد اندکی از آنها
بجای گفتن دوستت دارم،
برای معشوقه شان
شعر می سرایند!
با این تفاوت که
می خواهند
تمام دنیا
از این دوست داشتن باخبر شوند!
#فریبرز_پورشفیع
@Dekogram🎙
در زبان مردان
شکل های مختلفی دارد
بعضی ها با یک شاخه گل
بعضی ها
با یک چشمک در یک مهمانی شلوغ
برخی با بوسه ای آتشین
در نیمه های شب
عده ای با گفتن:
"خانم، آستینم را تا میزنی؟"
اما
فقط تعداد اندکی از آنها
بجای گفتن دوستت دارم،
برای معشوقه شان
شعر می سرایند!
با این تفاوت که
می خواهند
تمام دنیا
از این دوست داشتن باخبر شوند!
#فریبرز_پورشفیع
@Dekogram🎙
از رابطه هایی که انتظار کشیدن رو براتون دردناک می کنه بترسید.
قلبتون تا یه جایی توانِ تپیدن داره و مطمئن باشید کسی که شمارو منتظر می ذاره نه تنها برای بدست آوردنتون تلاشی نکرده برای از نگه داشتنتون هم تلاشی نمی کنه.
از آدمایی که انتظار کشیدنِ شما رو درک نمی کنن دوری کنید ،
این آدما شما و احساساتتون رو متلاشی می کنن.
#سیران_هیراف
@Dekogram🎙
قلبتون تا یه جایی توانِ تپیدن داره و مطمئن باشید کسی که شمارو منتظر می ذاره نه تنها برای بدست آوردنتون تلاشی نکرده برای از نگه داشتنتون هم تلاشی نمی کنه.
از آدمایی که انتظار کشیدنِ شما رو درک نمی کنن دوری کنید ،
این آدما شما و احساساتتون رو متلاشی می کنن.
#سیران_هیراف
@Dekogram🎙
🌷🌷🌷
ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ:
ﻋﺎﺷﻘﻢ...
ﺍﻫﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻦﺑﺴﺖ ﮐﻨﺎﺭﯼ،
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩﺍﺵ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﻣﻦِ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﻬﺎﺩﯼ!
ﺗﻮ ﮐﺠﺎ؟
ﮐﻮﭼﻪ ﮐﺠﺎ؟
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺎﺯ ﮐﺠﺎ؟
ﻣﻦ ﮐﺠﺎ؟
ﻋﺸﻖ ﮐﺠﺎ؟
ﻃﺎﻗﺖِ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺠﺎ؟
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ،
ﻣﻦِ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﻫﯽ...
ﺑﻨﺸﺴﺘﯿﻢ؛
ﺗﻮ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻭ
ﻣﻦِ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻫﯽ...
ﮔُﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﯿﺴﺖ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺎﺯ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﻏﺎﺯ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﻢِ ﮔﻨﻪﮐﺎﺭ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ؟
ﮐﺎﺵ ﻣﯽﺷﺪ ﮔُﻨﻪِ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﭼﺸﻤﺖ،
ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ...
ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺷﺐ ﻣﻬﺘﺎﺏ،
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻋﺸﺎﻕ ﺑﺒﯿﻨﻢ...
ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ،
ﺩﻝ ﺑﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﻬﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺩﺳﺖ ﻫﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺸﺎﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﻣﯽ...
ﺑﻮﺳﻪ ﻫﻢ ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ...
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ،
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ...
ﻟﺤﻈﻪ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺑﻔﺸﺎﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ... ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ؛
ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ...
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻣﯽ ﺁﻏﻮﺵ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﻧﺰﻧﯿﺪ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺸﮏ،
ﭘﺮ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﭘﺮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﺒﻮﺳﯿﺪ،
ﭘﺮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﻧﺴﺘﺮﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ،
ﯾﺎﺱ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﯿﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻻﻟﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﺴﺖ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ،
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ،
ﺳﯿﻨﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ ﺧﺪﺍ را...
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﯾﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺳﻘﻒ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
@Dekogram🎙
ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ ﻣﺸﯿﺮﯼ:
ﻋﺎﺷﻘﻢ...
ﺍﻫﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺑﻦﺑﺴﺖ ﮐﻨﺎﺭﯼ،
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩﺍﺵ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﻣﻦِ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﻬﺎﺩﯼ!
ﺗﻮ ﮐﺠﺎ؟
ﮐﻮﭼﻪ ﮐﺠﺎ؟
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺎﺯ ﮐﺠﺎ؟
ﻣﻦ ﮐﺠﺎ؟
ﻋﺸﻖ ﮐﺠﺎ؟
ﻃﺎﻗﺖِ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺠﺎ؟
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ،
ﻣﻦِ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﻫﯽ...
ﺑﻨﺸﺴﺘﯿﻢ؛
ﺗﻮ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻭ
ﻣﻦِ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻫﯽ...
ﮔُﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﯿﺴﺖ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺎﺯ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﻏﺎﺯ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﻢِ ﮔﻨﻪﮐﺎﺭ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ؟
ﮐﺎﺵ ﻣﯽﺷﺪ ﮔُﻨﻪِ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﭼﺸﻤﺖ،
ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ...
ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺷﺐ ﻣﻬﺘﺎﺏ،
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻧﻈﺮ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﻪ ﻋﺸﺎﻕ ﺑﺒﯿﻨﻢ...
ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻧﮕﯿﺮﯾﺪ،
ﺩﻝ ﺑﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﻬﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺩﺳﺖ ﻫﺮ ﺭﻫﮕﺬﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺸﺎﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﻣﯽ...
ﺑﻮﺳﻪ ﻫﻢ ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ...
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ،
ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﺭ...
ﻟﺤﻈﻪ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺑﻮﺳﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺑﻔﺸﺎﺭﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ... ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ؛
ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ...
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻣﯽ ﺁﻏﻮﺵ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﻧﺰﻧﯿﺪ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﮔﻨﺠﺸﮏ،
ﭘﺮ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﭘﺮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﺒﻮﺳﯿﺪ،
ﭘﺮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﻧﺴﺘﺮﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ،
ﯾﺎﺱ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﯿﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻻﻟﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻣﺴﺖ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ،
ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ،
ﺳﯿﻨﻪ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
ﺑﺸﻨﺎﺳﯿﺪ ﺧﺪﺍ را...
ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﯾﺎﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﻫﺮﮐﺠﺎ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺖ،
ﺳﻘﻒ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻗﺸﻨﮓ ﺍﺳﺖ...
@Dekogram🎙
هر آدمی باید در مخاطبین ِ تلفن ِ همراه ِ خود ، شماره ای داشته باشد که هر وقت دلش گرفت ، اسمش را مرتب نگاه کند و دلش بلرزد ...
شماره اش را بگیرد ، حتی اگر جواب نمیدهد ، حتی اگر اپراتور بی انصاف بگوید : "دستگاه ِ مشترک ِ مورد نظر خاموش است ، لطفا بعدا ..."
و هی بعدا و بعدا شماره اش را بگیرد ...
تلفن های همراه ، فقط به همین درد میخورند ...
هر آدمی باید در تلفن ِ همراه ِ خود ، پیامکی داشته باشد که بعد از گذشتن ِ مدتها از دریافت ِ آن ، هر شب و هر شب آن را بخواند و جوابش را در دلش بدهد که "من هم دوستت دارم ... کاش باور کنی که دوستت دارم" ... حتی اگر خوب بداند که خیلی وقت است از تاریخ ِ انقضای این دوست داشتن هایشان گذشته ...
سخت ترین انتظارها ، انتظار ِ تماس یا پیامک از کسی ست که گاه فراموش میکند این تلفن ِ لعنتی به چه دردی میخورد ...
#صادق_اسماعیلی_الوند
@Dekogram🎙
شماره اش را بگیرد ، حتی اگر جواب نمیدهد ، حتی اگر اپراتور بی انصاف بگوید : "دستگاه ِ مشترک ِ مورد نظر خاموش است ، لطفا بعدا ..."
و هی بعدا و بعدا شماره اش را بگیرد ...
تلفن های همراه ، فقط به همین درد میخورند ...
هر آدمی باید در تلفن ِ همراه ِ خود ، پیامکی داشته باشد که بعد از گذشتن ِ مدتها از دریافت ِ آن ، هر شب و هر شب آن را بخواند و جوابش را در دلش بدهد که "من هم دوستت دارم ... کاش باور کنی که دوستت دارم" ... حتی اگر خوب بداند که خیلی وقت است از تاریخ ِ انقضای این دوست داشتن هایشان گذشته ...
سخت ترین انتظارها ، انتظار ِ تماس یا پیامک از کسی ست که گاه فراموش میکند این تلفن ِ لعنتی به چه دردی میخورد ...
#صادق_اسماعیلی_الوند
@Dekogram🎙
چه حس خوبی ست، اینکه در کسی تمام خوبی ها را پیدا کنی. خوبی هایش را بگذاری جلوی چشمانت و کیف کنی از اتتخابی که کرده ای. چه حس خوبی ست، همه چیز را در یک نفر خلاصه کنی و بعد بنشینی هی بشماری، هی بشماری، انقدر که زندگی کفاف شمردن خوبی هایش را ندهد. این انسان، که سیری ناپذیری از ویژگی های مزخرفش است را مهار کنید.
چه حس خوبی ست، هر صبح، هر شب، هر لحظه از زندگی ات را در آغوش کسی خلاصه کنی که معمولی ست، اما همین انسان معمولی، عجیب تو را عاشق خودش کرده باشد. تجربه های گوناگون را فدا کنید، اما این حس خوب را از خودتان دریغ نکنید.
#میثم_اسفندیار
@Dekogram🎙
چه حس خوبی ست، هر صبح، هر شب، هر لحظه از زندگی ات را در آغوش کسی خلاصه کنی که معمولی ست، اما همین انسان معمولی، عجیب تو را عاشق خودش کرده باشد. تجربه های گوناگون را فدا کنید، اما این حس خوب را از خودتان دریغ نکنید.
#میثم_اسفندیار
@Dekogram🎙
کسی را نگه دار که بداند ده ثانیه مانده به انفجار ؛ کدام سیم را قطع کند که قصه نمیرد و از دست نرود ... کسی را انتخاب کن که اسلحه اش قبل از شلیک قفل میکند و خنجرش از شدت بی تجربگی بریدن بلد نباشد !
از همان هایی که ذوقِ چای عصرِ کنارِ پنجره را داشته باشد. حتی حوصله ی بیحوصلگی هایت و دلشوره های وقت و بی وقتت را.
آدم باید تا وقتی که جانی مانده برای عزیزم گفتن و جانم شنیدن، کسی را پیدا کند که بلد باشد کجا و چه وقت دوستت دارم گفتناش بغل هم داشته باشد ... که زندگی با دوستت دارم های بغل دار بیشتر میچسبد
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
از همان هایی که ذوقِ چای عصرِ کنارِ پنجره را داشته باشد. حتی حوصله ی بیحوصلگی هایت و دلشوره های وقت و بی وقتت را.
آدم باید تا وقتی که جانی مانده برای عزیزم گفتن و جانم شنیدن، کسی را پیدا کند که بلد باشد کجا و چه وقت دوستت دارم گفتناش بغل هم داشته باشد ... که زندگی با دوستت دارم های بغل دار بیشتر میچسبد
#مریم_قهرمانلو
@Dekogram🎙
دل نشکن
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟!
"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ "...!
مهربانی ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﻋﮑﺲ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ "...
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯾﺶ "...
شادی و ﺧﻨﺪﻩ اش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺟﻮﮎ ﻫﺎﯾﺶ "...
ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ " ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺶ "...
حضورش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ "علامت آنلاینش "...
ﻟﺠﺒﺎﺯی و دلخوری اش ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺑﻼﮎ ﻫﺎیش"...
نگویید ﻣﺠﺎﺯﯼ...!!
ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...
یقین داریم...
ما اینجا را باور داریم...
ﻣﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...
ﺷﺐ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ...
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ .....
ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ...
دلتنگی های گاه وبیگاهمان...
ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳــــــــﺖ!!
ﻧﮕﻮﯾﯿﺪ ﻣﺠﺎﺯﯼ!!
ما در اینجا به دوست هایمان عادت کرده ایم... همانند ماهی به آب!!
اینجا زندگی جاریست...!!
آری...
اینجا همه چیز واقعیست...
@Dekogram🎙
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﺠﺎﺯﯾﺴﺖ؟!
"ما ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣـــــــﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ "...!
مهربانی ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﻋﮑﺲ ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻠﺶ "...
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ "ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯾﺶ "...
شادی و ﺧﻨﺪﻩ اش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺟﻮﮎ ﻫﺎﯾﺶ "...
ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ " ﻻﯾﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺎﯾﺶ "...
حضورش ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ "علامت آنلاینش "...
ﻟﺠﺒﺎﺯی و دلخوری اش ﺍﺯ ﺭﻭﯼ " ﺑﻼﮎ ﻫﺎیش"...
نگویید ﻣﺠﺎﺯﯼ...!!
ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺣﺲ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...
یقین داریم...
ما اینجا را باور داریم...
ﻣﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ...
ﺷﺐ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ...
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ .....
ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ...
دلتنگی های گاه وبیگاهمان...
ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳــــــــﺖ!!
ﻧﮕﻮﯾﯿﺪ ﻣﺠﺎﺯﯼ!!
ما در اینجا به دوست هایمان عادت کرده ایم... همانند ماهی به آب!!
اینجا زندگی جاریست...!!
آری...
اینجا همه چیز واقعیست...
@Dekogram🎙
وقتی هستی
در دلم قیامتی ست
و تمامی ابنای بشر
به تماشای تو برمی خیزند
قامتی که زمین را
از ساق های گندمی
تا شانه آسمانی ات
بالا می برد
آمدنت همیشه
قیامتی ست
بلند بالا
ای تیک تاک نبض
ای لنگر بودن
بودن چه بیهوده ست
اگر قیامتی نباشد
و من بار دیگر
تو را نبوسم
ننوشم
نبینم
چه بیهوده ست اگر قیامتی نباشد
تا در سکوت
دست های تو را بگیرم
و به ابدیت نگاهت
لبخند بزنم
@Dekogram🎙
در دلم قیامتی ست
و تمامی ابنای بشر
به تماشای تو برمی خیزند
قامتی که زمین را
از ساق های گندمی
تا شانه آسمانی ات
بالا می برد
آمدنت همیشه
قیامتی ست
بلند بالا
ای تیک تاک نبض
ای لنگر بودن
بودن چه بیهوده ست
اگر قیامتی نباشد
و من بار دیگر
تو را نبوسم
ننوشم
نبینم
چه بیهوده ست اگر قیامتی نباشد
تا در سکوت
دست های تو را بگیرم
و به ابدیت نگاهت
لبخند بزنم
@Dekogram🎙
غم انگيزترين سكانس زندگي ام
جايي ست
كه هيچ خاطره اي از تو
روحم را نوازش نكرد
همه جا به دنبالت بودم
هيچ جا نبودي
و "هيچ"
تنها چيزي ست
كه بعد از تو
سهم چشمان منتظر من شد
👤 سارا قبادي
@Dekogram🎙
جايي ست
كه هيچ خاطره اي از تو
روحم را نوازش نكرد
همه جا به دنبالت بودم
هيچ جا نبودي
و "هيچ"
تنها چيزي ست
كه بعد از تو
سهم چشمان منتظر من شد
👤 سارا قبادي
@Dekogram🎙
آدم از فرداش خبر نداره،
یه روز به خودت میای و میبینی،
دلت میخواد اهلیِ یه نفر دیگه بشی.
پا توی خیابون که میذاری،
حس میکنی هوا،
دیگه هوای تنهایی راه رفتن نیست.
حالا وقتی تلفنت زنگ میخوره تپش قلب میگیری،
وقتی اسمت رو بدون هیچ پیشوندی صدا میزنه، دلت هوری میریزه.
گاهی «میم» مالکیت کسی دیگه بودن، به آدم انگیزه میده،
اعتماد به نفس میده.
به صد نفر نه میگی
و به سمجترین آدم زندگیت دل میبندی.
همه چی خوبه،
اما خبر نداری
که اون یه نفر، اومده که قلعهی تو رو فرو بریزه...
حالا که راه اومدی،
حالا که اعتماد کردی،
حالا که اون رو به حریم خودت راه دادی،
تازه میفهمی هیچی نداری،
تازه میفهمی اولویتش نبودی،
تازه میفهمی
جای خالی کسی دیگه رو براش پُر کردی.
هی میری عقب
هی میری عقب
هی میری عقب
به این فکر میکنی که کجا رو اشتباه کردی؟
سردت میشه،
خشکت میزنه،
بغضت میگیره،
حس میکنی از درون خالی شدی.
دیگه دلت نمیخواد به هیچ خیابونی برگردی.
به خودت میگی؛
من که زندگی خودم رو داشتم.
من که هوای خودم رو نفس میکشیدم.
من که تووی بند خودم بودم.
این تو بودی که اصرار کردی..
تو هواییم کردی..
اینهمه راه نیومدم که تنها برگردم!
روزی صدبار این سوال بیجواب رو از خودت میپرسی
چرا من؟
چرا من؟
چرا من؟
از اینجا به بعد،
نه دیگه آدم قبل هستی،
نه دیگه میتونی دل ببندی.
سخته یه روز بفهمی،
از همونجایی باختی که نقطهی قوتت بوده...
هیچ کس به آدمی که خلع سلاح شده رحم نمیکنه.
#پویا_جمشیدی
@Dekogram🎙
یه روز به خودت میای و میبینی،
دلت میخواد اهلیِ یه نفر دیگه بشی.
پا توی خیابون که میذاری،
حس میکنی هوا،
دیگه هوای تنهایی راه رفتن نیست.
حالا وقتی تلفنت زنگ میخوره تپش قلب میگیری،
وقتی اسمت رو بدون هیچ پیشوندی صدا میزنه، دلت هوری میریزه.
گاهی «میم» مالکیت کسی دیگه بودن، به آدم انگیزه میده،
اعتماد به نفس میده.
به صد نفر نه میگی
و به سمجترین آدم زندگیت دل میبندی.
همه چی خوبه،
اما خبر نداری
که اون یه نفر، اومده که قلعهی تو رو فرو بریزه...
حالا که راه اومدی،
حالا که اعتماد کردی،
حالا که اون رو به حریم خودت راه دادی،
تازه میفهمی هیچی نداری،
تازه میفهمی اولویتش نبودی،
تازه میفهمی
جای خالی کسی دیگه رو براش پُر کردی.
هی میری عقب
هی میری عقب
هی میری عقب
به این فکر میکنی که کجا رو اشتباه کردی؟
سردت میشه،
خشکت میزنه،
بغضت میگیره،
حس میکنی از درون خالی شدی.
دیگه دلت نمیخواد به هیچ خیابونی برگردی.
به خودت میگی؛
من که زندگی خودم رو داشتم.
من که هوای خودم رو نفس میکشیدم.
من که تووی بند خودم بودم.
این تو بودی که اصرار کردی..
تو هواییم کردی..
اینهمه راه نیومدم که تنها برگردم!
روزی صدبار این سوال بیجواب رو از خودت میپرسی
چرا من؟
چرا من؟
چرا من؟
از اینجا به بعد،
نه دیگه آدم قبل هستی،
نه دیگه میتونی دل ببندی.
سخته یه روز بفهمی،
از همونجایی باختی که نقطهی قوتت بوده...
هیچ کس به آدمی که خلع سلاح شده رحم نمیکنه.
#پویا_جمشیدی
@Dekogram🎙
عهد کردم
که هیچ نامه عاشقانهای برایت ننویسم
ولی ـ بر خلاف میلم ـ نوشتم
عهد کردم
جایی که تو هستی پیدایم نشود
و وقتی فهمیدم که برای شام دعوت شدهای
رفتم... عهد کردم که دوستت نداشته باشم
چگونه؟
کجا؟
اصلاً کی دیدی که من عهد کرده باشم؟
دروغ میگفتم از فرط راستگویی
و خدا را شکر که دروغ گفتم
عهد کردم
که هیچ شبی به تو زنگ نزنم
و به تو فکر نکنم، وقتی بیمار میشوی
و دلواپست نباشم
و گلی نفرستم
و دستانت را نبوسم
و شبی زنگ زدم.. بر خلاف میلم
و گل فرستادم.. بر خلاف میلم
و وسط دیدگانت را بوسیدم، تا سیر شدم
عهد کردم که نه ... و نه ... و نه ...
و وقتی به حماقتم پی بردم خندیدم...
#نزارقبانی
@Dekogram🎙
که هیچ نامه عاشقانهای برایت ننویسم
ولی ـ بر خلاف میلم ـ نوشتم
عهد کردم
جایی که تو هستی پیدایم نشود
و وقتی فهمیدم که برای شام دعوت شدهای
رفتم... عهد کردم که دوستت نداشته باشم
چگونه؟
کجا؟
اصلاً کی دیدی که من عهد کرده باشم؟
دروغ میگفتم از فرط راستگویی
و خدا را شکر که دروغ گفتم
عهد کردم
که هیچ شبی به تو زنگ نزنم
و به تو فکر نکنم، وقتی بیمار میشوی
و دلواپست نباشم
و گلی نفرستم
و دستانت را نبوسم
و شبی زنگ زدم.. بر خلاف میلم
و گل فرستادم.. بر خلاف میلم
و وسط دیدگانت را بوسیدم، تا سیر شدم
عهد کردم که نه ... و نه ... و نه ...
و وقتی به حماقتم پی بردم خندیدم...
#نزارقبانی
@Dekogram🎙