نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
737 subscribers
225 photos
9.97K videos
1 file
6.87K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
"کافه ی دانشگاه"

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه مِنو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم "داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه اش را نگذاشته بود پشت گوش!
ساده بود، ساده شبیه زن هایی که در داستانهای محمود دولت آبادی دل میبرند!
باید چشمانش را میدیدم اما سرش را بالا نمی آورد.
همه را صدا میکردم قهوه شان را ببرند اما قهوه این یکی را خودم بردم،
داشت شاملو میخواند،
بدون اینکه سرش را بالا بیاورد تشکر کرد.
اما نه!
باید چشمانش را میدیدم
گفتم ببخشید خانوم؟
سرش را بالا آورد و منتظر بود چیزی بگویم
اما چشمان قهوه ای روشن و سبزه ی صورتش همراه با مژه هایی که با تاخیر بازو بسته میشدند فرمان سکوت را به گلویم دوخت، طوری که آب دهانم هم پایین نرفت.
خجالت کشید و سرش پایین انداخت و من هم برگشتم و در بین راه پایم به میز خورد و سینی به صندلی تا لو برود چقدر دست و پایم را گم کرده ام.
از فردا یک تخته سياه کوچک گذاشتم گوشه ای از کافه و شعرهای شاملو را مینوشتم!
هميشه می ایستاد و با دقت شعر ها را میخواند و به ذوقم لبخند میزد.
چند بار خواستم بگویم من را چه به شاملو دختر جان؟!
این ها را مینویسم تا چند لحظه بيشتر بایستی تا بیشتر ببینمت و دل از دلم برود!
شعرهای شاملو به منوی کافه هم کشید و کم کم به در و دیوار و روی میز و...
دیگر کافه بوی شاملو را میداد!
همه مشتری مداری میکردند من هم دختر رویایم مداری!!!
داشتم عاشقش میشدم و یادم رفته بود که باید تا یک ماه دیگر برگردم به شهرستان و پول هایی که در این مدت جمع کرده ام خرج عمل مادرم کنم
داشتم میشدم که نه، عاشق شده بودم و یادم رفت اصلا من را چه به این حرف ها؟ یادم رفته بود باید آرزوهایم را با مشکلات زندگی طاق بزنم
این یک ماهِ رویایی هم با تمام روزهایی که می آمد و کنار پنجره مینشست و لته میخورد تمام شد!
و برای همیشه دل بریدم از بوسه هایی که اتفاق نیفتاد!
مدتی بعد شنیدم بعد از رفتن ام مثل قبل می آمده و مینشسته کنار پنجره و قهوه اش را بدون اینکه لب بزند رها میکرده و میرفته.
یک ترم بعد هم دانشگاهش را کلا عوض کرده بود.
عشق همین است
آدم ها می روند تا بمانند..!
گاهی به آغوش یار
و گاهی از آغوش یار..


#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
'

مجنون قسم خورده ی دلتنگ تو ام‌ یار♥️


❄️🌻
گفته بود اولينَش "من" هستم
باورش كردم
افتخار هم ميكردم
اولينِ كسى بودن،آخ كه عجب لذتى دارد!
آهنگ گوش ميكرديم،بغض ميكرد
كافه ميرفتيم،بغض ميكرد
قدم ميزديم،بغض ميكرد
حتى لحظه اى هم كه بوسيدمش،بغض كرد...
يك جاى كار ميلنگيد
"من شبيهِ اولين ها نبودم..."

علي_قاضي_نظام

@Dekogram🎙
‍ '

‍ ‍ پنجشنبه که می شود

کمی بیشتر هوایم را داشته باش …

بیشتر نگرانم باش

بیشتر بگو

#دوستـت_دارم

پنجشنبه دلش نازک است

زود می گیرد !

#فرشته_رضایی
🎧

@Moh3n_135

@Dekogram🎙
❄️🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Mobtala
Amin Parvar
امین پرور🎤

به چشمهای سیات بد مبتلام...


______________🎶🎼🎧


❄️🌻
به من نزدیک شو !

مثل شعر به پاییز
مثل زمستان به آغوش
مثل باد به قاصدک ؛؛؛

به من نزدیک شو !
مثل صبح به چشمهایت

مثل پنجشنبه به دیدار ....!!

#مریم_رضایی_حامی

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعدازتوهیچ میماندازقلبم برای من....

رضا بهرام 🎤🎧

❄️🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

بی تو مرگ من یقین

تب انتظار میخوام♥️


❄️🌻
‍ دلم باران ، دلم دریا ،
دلم لبخند ماهی ها ،
دلم اغوای تاکستان به لطف مستی انگور ،
دلم بوی خوش بابونه می خواهد ...
دلم یک باغ پر نارنج ،
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار ،
دلم صبحی ، سلامی ،
بوسه ای ، عشقی ،
نسیمی ، عطر لبخندی ،
نوای دلکش تار و کمانچه
از مسیری دورتر حتی !
دلم شعری سراسر دوستت دارم ...
دلم دشتی پر از آویشن
و گل پونه می خواهد ...
دلم مهتاب می خواهد
که جانم را بپوشاند ...
دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد ...
دلم تغییر می خواهد ...
دلم تغییر می خواهد ...

#نیما_یوشیج

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

اگه نوازش تو نباشه

گل گلخونه خاره❤️

❄️🌻
دلم بی قرار بود
و همرنگ شب سیاه و سرد
تا تو همان فرشتهٔ بی بال و پر
آمدیُ ماه شبهای تاریک من شدی
آغوشت را با دوستت دارم های بی منت، پُر کردی
حال هر شب از دشت پر زه لاله ات
که با بوی بهار نارنج مخلوط شده است
و بین دو لبان توست
غنچه ای را می چینم
با بویش مست می شوم
گاهی هم که آشوب هستم
با شیرینی اش چای قند پهلویم را می نوشم
و گوشهٔ کوچهٔ آغوشت آرام می گیرم
آرام در گوشت میگویم عشقم
تو هم می گوی جانم
این کلمه معجزه می کند
به رویا میروم، کاش می شد ماندهٔ عمرم را در آغوشت اسیر بمانم
چون تو تنها پناهگاه امن من هستی
می خواهم زیر آوار مهربانیت
کنار چشمهایت برایت جان بدم
مرا ببخش که ارتش دست و پا شکستهٔ کلماتم
نمی توانند حق آغوش بهشتی ات را با شعرهایم ادا کنند

#محمدامین_تیمورزاده

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باخبر باش که بعداز تو چه آمد به سرم...

سامان کجوری🎙

❄️🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'
صبح خوشگلتون بخیر 😍

حال دلتوووون خووووب☺️

❄️🌻
‍ .

‍ ﻋﺸﻖ
ﮐﻮﺩﺗﺎیی ﺳﺖ
ﺩﺭ ﮐﻴﻤﻴﺎی ﺗﻦ
ﻭ ﺷﻮﺭشی ﺳﺖ ﺷﺠﺎﻉ
ﺑﺮ ﻧﻈﻢ ﺍﺷﻴﺎﺀ !
ﻭ ﺷﻮﻕِ ﺗﻮ
ﻋﺎﺩﺕ ﺧﻄﺮﻧﺎکی ﺳﺖ
ﮐﻪ نمی ﺩﺍﻧﻢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺁﻥ
ﻧﺠﺎﺕ ﭘﻴﺪﺍ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﻋﺸﻖِ ﺗﻮ
ﮔﻨﺎﻩ ﺑﺰﺭگی ﺳﺖ
ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭ می ﮐﻨﻢ
ﻫﻴﭻ ﮔﺎﻩ " ﺑﺨﺸﻴﺪﻩ " ﻧﺸﻮﺩ

#ﺳﻌﺎﺩ_ﺍﻟﺼﺒﺎﺡ

🎧

@Moh3n_135 🎙

@Dekogram