نـC᭄ـوای🍃د‌C᭄لــ
738 subscribers
225 photos
9.98K videos
1 file
6.88K links
طُ هَمانی‌کِه‌دِلَم‌لَک‌زَده‌لَبخَندَش‌را
#کاظم_بهمنی

ارتباط با مدیر کانال
@Moh3n_135
Download Telegram
...نگاهم باز حیران تو خواهد ماند،
سراپا چشم خواهم شد.
تو را در بازوان خویش خواهم دید!
سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد.
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت.
برایت شعر خواهم خواند،
برایم شعر خواهی خواند،
تبسم‌های شیرین تو را با بوسه خواهم چید!

وگر بختم کند یاری،
در آغوش تو ...
... ای افسوس!


#فریدون_مشیری

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

حال دلتووون خوووب😍

شبتون قشنگ☺️

❄️🌻
ساعت های بی قراریت
را برایم بنویس ،تا قرارِ جانت شوم ...
دست به قلم ببرم ،برایت ترانه ای از جنسِ آرامش بنویسم...
بنویسم قرارِ جانم،
بگذارمرحمِ بی قراری هایت شوم...
بگذار شانه ای برای
هقِ هق های
شبانه ات شوم ...

بگذار تا اشک هایت مرحمِ
کویرِ تشنه ی شانه هایم شوند ...
بگویم ای تمامِ آرامشم ، بگذار بر بالینِ غم هایت یکه تازِ بی سر و سامان شادی هایت شوم ...

بگذار شمعِ فروزانِ شب های تارت شوم ، تا به صبح بر بالینت گریه کنم ،آب شوم ، سَر و قامت را به هوای عشقت خم کنم .

همچون پروانه پر و بال به آتشِ عشقت دهم ...

به من بگو آرامِ جانم ساعتِ
بی قراری هایت را ...

#اهورا_مرداب

@Dekogram🎙
بعضي آدمها دنيا رو زيباميکنند"

آدمايي که هروقت ازشون بپرسي چطوري؟
ميگن :با تو حاااالم عاااالیه!!!
وقتی بهشون زنگ میزنی وبیدارشون میکنی!
میگن بیداربودم !!! یا میگن خوب شدزنگ زدی...
وقتي ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره
راهشون روکج ميکنن که اون نپره...
اگه يخم بزنن،دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون...
آدم هايي که با صد تا غصه تو دلشون
بازم صبورانه پاي درد دلات مي شينن!
همينها هستند که دنيارا جاي بهتري ميکنند؛
آدمهايي که توي اتوبوس
وقتي تصادفي چشم درچشمشان ميشوي،
روبرنميگردانند لبخند ميزنند وهنوز نگاه ميکنند...
دوستهايي که بدون مناسبت کادو ميخرند وميگويند
اين شال پشت ويترين انگارمال توبود...
ياگاهي دفتريادداشتي، کتابي...
آدمهايي که ازسرچهارراه، نرگس نوبرانه ميخرند
و باگل ميروندخانه
آدمهاي پيامکهاي آخرشب،
که يادشان نميرودگاهي قبل ازخواب؛
به دوستانشان يادآوري کنندکه چه عزيزند...
آدمهاي پيامکهاي پُرمهر بي بهانه،
حتي اگربا آنهابدخلقي و بيحوصلگي کرده باشي...
کسانيکه غم هيچکس راتاب نمياورند
و تو رابه خاطرخودت ميخواهند.
آدم هايى كه پيششان ميتوانى لبريز از خودت باشى

#مجید_رحمتی

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلم به بوی
تو....
آغشته است..

شمس لنگرودی🎙

❄️🌻
Ey Bavaram
Amin Rostami
'

تو رو دوست دارم

مثل لحظه ای که بارون میباره


❄️🌻
با تو ام ای لنگر تسکین!
ای تکان‌های دل! ای آرامش ساحل!
با تو ام ای نور! ای منشور!
ای تمام طیف‌های آفتابی!
ای کبود ِ ارغوانی! ای بنفش آبی!
با تو ام ای شور، ای دلشوره‌ی شیرین!
با تو ام‌ ای شادی غمگین‌!
با تو ام ای غم! غم مبهم!

ای نمی‌دانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش...
نه، جز اینم آرزویی نیست:
هر چه هستی باش!
اما باش!

#قیصر_امین_پور

@Dekogram🎙
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'

بعضی وقتا سخت ترین قسمت عشق

ممنوعه بودن آن است☹️

❄️🌻
"کافه ی دانشگاه"

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه مِنو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم "داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه اش را نگذاشته بود پشت گوش!
ساده بود، ساده شبیه زن هایی که در داستانهای محمود دولت آبادی دل میبرند!
باید چشمانش را میدیدم اما سرش را بالا نمی آورد.
همه را صدا میکردم قهوه شان را ببرند اما قهوه این یکی را خودم بردم،
داشت شاملو میخواند،
بدون اینکه سرش را بالا بیاورد تشکر کرد.
اما نه!
باید چشمانش را میدیدم
گفتم ببخشید خانوم؟
سرش را بالا آورد و منتظر بود چیزی بگویم
اما چشمان قهوه ای روشن و سبزه ی صورتش همراه با مژه هایی که با تاخیر بازو بسته میشدند فرمان سکوت را به گلویم دوخت، طوری که آب دهانم هم پایین نرفت.
خجالت کشید و سرش پایین انداخت و من هم برگشتم و در بین راه پایم به میز خورد و سینی به صندلی تا لو برود چقدر دست و پایم را گم کرده ام.
از فردا یک تخته سياه کوچک گذاشتم گوشه ای از کافه و شعرهای شاملو را مینوشتم!
هميشه می ایستاد و با دقت شعر ها را میخواند و به ذوقم لبخند میزد.
چند بار خواستم بگویم من را چه به شاملو دختر جان؟!
این ها را مینویسم تا چند لحظه بيشتر بایستی تا بیشتر ببینمت و دل از دلم برود!
شعرهای شاملو به منوی کافه هم کشید و کم کم به در و دیوار و روی میز و...
دیگر کافه بوی شاملو را میداد!
همه مشتری مداری میکردند من هم دختر رویایم مداری!!!
داشتم عاشقش میشدم و یادم رفته بود که باید تا یک ماه دیگر برگردم به شهرستان و پول هایی که در این مدت جمع کرده ام خرج عمل مادرم کنم
داشتم میشدم که نه، عاشق شده بودم و یادم رفت اصلا من را چه به این حرف ها؟ یادم رفته بود باید آرزوهایم را با مشکلات زندگی طاق بزنم
این یک ماهِ رویایی هم با تمام روزهایی که می آمد و کنار پنجره مینشست و لته میخورد تمام شد!
و برای همیشه دل بریدم از بوسه هایی که اتفاق نیفتاد!
مدتی بعد شنیدم بعد از رفتن ام مثل قبل می آمده و مینشسته کنار پنجره و قهوه اش را بدون اینکه لب بزند رها میکرده و میرفته.
یک ترم بعد هم دانشگاهش را کلا عوض کرده بود.
عشق همین است
آدم ها می روند تا بمانند..!
گاهی به آغوش یار
و گاهی از آغوش یار..


#علی_سلطانی

@Dekogram🎙
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
'

مجنون قسم خورده ی دلتنگ تو ام‌ یار♥️


❄️🌻
گفته بود اولينَش "من" هستم
باورش كردم
افتخار هم ميكردم
اولينِ كسى بودن،آخ كه عجب لذتى دارد!
آهنگ گوش ميكرديم،بغض ميكرد
كافه ميرفتيم،بغض ميكرد
قدم ميزديم،بغض ميكرد
حتى لحظه اى هم كه بوسيدمش،بغض كرد...
يك جاى كار ميلنگيد
"من شبيهِ اولين ها نبودم..."

علي_قاضي_نظام

@Dekogram🎙
‍ '

‍ ‍ پنجشنبه که می شود

کمی بیشتر هوایم را داشته باش …

بیشتر نگرانم باش

بیشتر بگو

#دوستـت_دارم

پنجشنبه دلش نازک است

زود می گیرد !

#فرشته_رضایی
🎧

@Moh3n_135

@Dekogram🎙
❄️🌻