This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'
🌻🌻چه مبارک است این غم
که تو در دلم نهادی
به غمت، که هرگز این غم
ندهم به هیچ شادی❤️
#ابتهاج
#همایون_شجریان
❄️🌻
🌻🌻چه مبارک است این غم
که تو در دلم نهادی
به غمت، که هرگز این غم
ندهم به هیچ شادی❤️
#ابتهاج
#همایون_شجریان
❄️🌻
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
'
هنوز صداش تو گوشم بود که میگفت :مهدی جان به شرطی باهات میام بیرون که بچه ی خوبی باشی و اذیتم نکنی
منم با خنده میگفتم :چششم.. خیالت راحت.. این دفعه قولم قوله..
اما سارا منو شناخته بود میدونست که قولم قول نیست
این بار با لحن جدی تری گفت :به خدا خیلی دوسِت دارم اما تورو خدا درکم کن دوست ندارم رابطمون با گناه باشه باور کن بعضی وقتا به گریه می افتم که چرا اینکارو کردم
طاقت اشکای سارا رو نداشتم اما برای منم خیلی سخت بود که بتونم با واقعیت کنار بیام حدود شیش ماهی میشد که باسارا آشنا شده بودم و باهم بیرون میرفتیم دوسه بار اول خودمو نگه داشتم و بهش دست نزدم اما جذبه سارا مثل آهن ربا منو سمت خودش میکشید و نمی تونستم مقاومت کنم
دستش رو میگرفتم تو دستم سارا اصلا دوست نداشت رابطه مون با گناه باشه
کارای من هم از روی هوی و هوس نبود گرمای دستش آرومم میکرد
دقیقا مثل مُسَکِّن..مثل یه آرام بخش قوی
اما بهرحال رابطه مون نامشروع بودو این خواسته ی سارا نبود
همیشه می گفت :درسته نیتمون ازدواجه اما اگه یک درصد به هم نرسیدیم چی؟
همیشه به سارا میگفتم :من فقط یه آرزو دارم و اونم اینه که هیچ وقت دستامون از هم جدا نشه..
خلاصه روزگار با ما مهربون بود و ما به هم رسیدیم
الانم دست سارا تو دستمه با اینکه حدود چهل سال از ازدواجمون گذشته هنوزم دست سارا گرمای همون اوایل آشنایی مون رو داره
با این تفاوت که حالا سارا دست منو میگیره آخه چند سالی میشه که چشمام کم نوره و جلوی پامو به سختی می بینم و هر جا که میریم سارا دستم رو میگیره که یه موقع زمین نخورم
آره.. سارا کم از فرشته نداره..
فرشته ای که تو همه ی سالهای زندگیمون یه بار هم نذاشت که احساس دلتنگی کنم و حالا هم که پیر و زمین گیر شدم مثل پروانه دورم میگرده..
همیشه به خنده میگه :این چه آرزویی بود که تو کردی بعد دهنشو کج میکنه و میگه :من فقط یک آرزو دارم و اونم اینه که هیچ وقت دستامون از هم جدا نشه...
#مهدی_صابری
@Talatom_Atefeha
@Dekogram🎙
هنوز صداش تو گوشم بود که میگفت :مهدی جان به شرطی باهات میام بیرون که بچه ی خوبی باشی و اذیتم نکنی
منم با خنده میگفتم :چششم.. خیالت راحت.. این دفعه قولم قوله..
اما سارا منو شناخته بود میدونست که قولم قول نیست
این بار با لحن جدی تری گفت :به خدا خیلی دوسِت دارم اما تورو خدا درکم کن دوست ندارم رابطمون با گناه باشه باور کن بعضی وقتا به گریه می افتم که چرا اینکارو کردم
طاقت اشکای سارا رو نداشتم اما برای منم خیلی سخت بود که بتونم با واقعیت کنار بیام حدود شیش ماهی میشد که باسارا آشنا شده بودم و باهم بیرون میرفتیم دوسه بار اول خودمو نگه داشتم و بهش دست نزدم اما جذبه سارا مثل آهن ربا منو سمت خودش میکشید و نمی تونستم مقاومت کنم
دستش رو میگرفتم تو دستم سارا اصلا دوست نداشت رابطه مون با گناه باشه
کارای من هم از روی هوی و هوس نبود گرمای دستش آرومم میکرد
دقیقا مثل مُسَکِّن..مثل یه آرام بخش قوی
اما بهرحال رابطه مون نامشروع بودو این خواسته ی سارا نبود
همیشه می گفت :درسته نیتمون ازدواجه اما اگه یک درصد به هم نرسیدیم چی؟
همیشه به سارا میگفتم :من فقط یه آرزو دارم و اونم اینه که هیچ وقت دستامون از هم جدا نشه..
خلاصه روزگار با ما مهربون بود و ما به هم رسیدیم
الانم دست سارا تو دستمه با اینکه حدود چهل سال از ازدواجمون گذشته هنوزم دست سارا گرمای همون اوایل آشنایی مون رو داره
با این تفاوت که حالا سارا دست منو میگیره آخه چند سالی میشه که چشمام کم نوره و جلوی پامو به سختی می بینم و هر جا که میریم سارا دستم رو میگیره که یه موقع زمین نخورم
آره.. سارا کم از فرشته نداره..
فرشته ای که تو همه ی سالهای زندگیمون یه بار هم نذاشت که احساس دلتنگی کنم و حالا هم که پیر و زمین گیر شدم مثل پروانه دورم میگرده..
همیشه به خنده میگه :این چه آرزویی بود که تو کردی بعد دهنشو کج میکنه و میگه :من فقط یک آرزو دارم و اونم اینه که هیچ وقت دستامون از هم جدا نشه...
#مهدی_صابری
@Talatom_Atefeha
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
' هنوز صداش تو گوشم بود که میگفت :مهدی جان به شرطی باهات میام بیرون که بچه ی خوبی باشی و اذیتم نکنی منم با خنده میگفتم :چششم.. خیالت راحت.. این دفعه قولم قوله.. اما سارا منو شناخته بود میدونست که قولم قول نیست این بار با لحن جدی تری گفت :به خدا خیلی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'
حال دلتووون خوووب 😍
روزتون قشنگ ☺️
❄️🌻
حال دلتووون خوووب 😍
روزتون قشنگ ☺️
❄️🌻
نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
' حال دلتووون خوووب 😍 روزتون قشنگ ☺️ ❄️🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'
آب را گل نکنیم ☺️
سهراب سپهری 📝
خسرو شکیبایی 🎙
❄️🌻
آب را گل نکنیم ☺️
سهراب سپهری 📝
خسرو شکیبایی 🎙
❄️🌻
'
بهِش گفتم راه رو درست نميرَم
شرايط رو تغيير نميدَم،
كاری نمیكنم اوضاعَم درست شه
و اين از عَمد نيست ..
بهِم گفت تو بايَد همينجور ادامه بِدی!
پرسيدَم تا كجا؟
گفت تا وقتی كه خستِه شی ..
اونجا بود كه فهميدَم،
چقدر نعمتِ بزرگيه خستگی
از خودَت كه خسته شی، مصمَمتری ..
اصلا بهترين تَصميم،
اونيه كه بعدِ هر خستگی ميگيری .
راحَت كنار ميذاری .. راحت دِل ميكنی از خودت از همه چی.
كافيه خستِه شی .
#اميرعلی_ق
❄️🌻
@Dekogram🎙
بهِش گفتم راه رو درست نميرَم
شرايط رو تغيير نميدَم،
كاری نمیكنم اوضاعَم درست شه
و اين از عَمد نيست ..
بهِم گفت تو بايَد همينجور ادامه بِدی!
پرسيدَم تا كجا؟
گفت تا وقتی كه خستِه شی ..
اونجا بود كه فهميدَم،
چقدر نعمتِ بزرگيه خستگی
از خودَت كه خسته شی، مصمَمتری ..
اصلا بهترين تَصميم،
اونيه كه بعدِ هر خستگی ميگيری .
راحَت كنار ميذاری .. راحت دِل ميكنی از خودت از همه چی.
كافيه خستِه شی .
#اميرعلی_ق
❄️🌻
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
' بهِش گفتم راه رو درست نميرَم شرايط رو تغيير نميدَم، كاری نمیكنم اوضاعَم درست شه و اين از عَمد نيست .. بهِم گفت تو بايَد همينجور ادامه بِدی! پرسيدَم تا كجا؟ گفت تا وقتی كه خستِه شی .. اونجا بود كه فهميدَم، چقدر نعمتِ بزرگيه خستگی از خودَت كه خسته شی،…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'
یه خونه واست میسازم تو قلبم♥️
باشه 😍
❄️🌻
یه خونه واست میسازم تو قلبم♥️
باشه 😍
❄️🌻
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
.
همه چيز بايد به وقتش باشد
دلت به آمدن نيست،قبول
احساست را خاك گرفته،قبول
از شكستن مى هراسى،اين هم قبول
اما مصمم اگر شدى به آمدن،
در كنارم بمان!
بمان تا ثابت كنيم،دوست داشتن هنوز هست
بمان تا بريزيم ترسِ تمامِ آدمهاى مثلِ خودَت را
بمان تا پاييز را جورِ ديگر تعريف كنيم
مهم نيست كجاى پاييزيم،
مهم نيست يخبندانِ دوست داشتن ها
مهم ماندنِ توست
مهم ساختن ماست
مصمم اگر شدى به آمدن،
به وقتش بيا جانم!
نه آنقدر زود،
كه لياقتت را نداشته باشم
نه آنقدر دير،
كه دوست داشتن از دهان افتاده باشد!
#علي_قاضي_نظام
@Dekogram🎙
همه چيز بايد به وقتش باشد
دلت به آمدن نيست،قبول
احساست را خاك گرفته،قبول
از شكستن مى هراسى،اين هم قبول
اما مصمم اگر شدى به آمدن،
در كنارم بمان!
بمان تا ثابت كنيم،دوست داشتن هنوز هست
بمان تا بريزيم ترسِ تمامِ آدمهاى مثلِ خودَت را
بمان تا پاييز را جورِ ديگر تعريف كنيم
مهم نيست كجاى پاييزيم،
مهم نيست يخبندانِ دوست داشتن ها
مهم ماندنِ توست
مهم ساختن ماست
مصمم اگر شدى به آمدن،
به وقتش بيا جانم!
نه آنقدر زود،
كه لياقتت را نداشته باشم
نه آنقدر دير،
كه دوست داشتن از دهان افتاده باشد!
#علي_قاضي_نظام
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو مال منی،
این بلاها را خودم سرت آورده ام
به من می گویی دوستت دارم
و دوست داری آن را از زبان من
فقط من...
بشنوی...
چه کسی با یک کلمه با یک نگاه
دلت را می ریزد...
شعر و صدا :
افشین یداللهی🎙
❄️🌻
این بلاها را خودم سرت آورده ام
به من می گویی دوستت دارم
و دوست داری آن را از زبان من
فقط من...
بشنوی...
چه کسی با یک کلمه با یک نگاه
دلت را می ریزد...
شعر و صدا :
افشین یداللهی🎙
❄️🌻
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
...
دارد از پشت نیزار این دامنه
صدای کسی میآید
کسی دارد مرا به اسم کوچک خودم میخواند
آشناست این هوای سفر
آشناست این آواز آدمی
آشناست این وزیدن باد
خنکای هوا
عطر برهنهی بید ... ...
سوسنها، سنجدها، بارانهای بیسبب
و پرندگانِ سحرخیز درهی انار
که خوشههای شبِ رفته را
به نور بوسه میچیدند
و من چقدر بوسه بدهکارم
به این همه رود، راه، آدمی...!
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
دارد از پشت نیزار این دامنه
صدای کسی میآید
کسی دارد مرا به اسم کوچک خودم میخواند
آشناست این هوای سفر
آشناست این آواز آدمی
آشناست این وزیدن باد
خنکای هوا
عطر برهنهی بید ... ...
سوسنها، سنجدها، بارانهای بیسبب
و پرندگانِ سحرخیز درهی انار
که خوشههای شبِ رفته را
به نور بوسه میچیدند
و من چقدر بوسه بدهکارم
به این همه رود، راه، آدمی...!
#سیدعلی_صالحی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
... دارد از پشت نیزار این دامنه صدای کسی میآید کسی دارد مرا به اسم کوچک خودم میخواند آشناست این هوای سفر آشناست این آواز آدمی آشناست این وزیدن باد خنکای هوا عطر برهنهی بید ... ... سوسنها، سنجدها، بارانهای بیسبب و پرندگانِ سحرخیز درهی انار که خوشههای…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
'
صبحتون به همین قشنگی😍
حال دلتون خوووب♥️
❄️🌻
صبحتون به همین قشنگی😍
حال دلتون خوووب♥️
❄️🌻
نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
' صبحتون به همین قشنگی😍 حال دلتون خوووب♥️ ❄️🌻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
◦•
گفتی:
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوست داشتنم بند نمی آید
چه کنم؟
گفتم: در آغوش من آنقدر بچرخ
که شب از روی روز بگذرد
روز در شب گم شود
و من هنوز تنت را کشف نکرده باشم
گفتی:
می خواهم برابرت آینه ای بگذارم
از تو هزار
از خودم صد هزار بسازم
نشانت دهم پریشانی یعنی چه
گفتم:
برای باریدن عشق
آدم باید
ابرهای عالم را بگرید؟
گفتی:
خیال خیالم را بفرستم سرگردانت کند؟
تا ببینی چه میکشم؟
گفتم:
این زخم چنان باز شده
که تا ابد بند نمی آید
تازه تازه می جوشد
از سینه ی من
از چشم های تو
از گوشه ی لب مردم
بیدار که شدم
طعم نارنج
بر دیوارهای اتاقم شره می کرد
عباس_معروفی
@Dekogram🎙
گفتی:
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوست داشتنم بند نمی آید
چه کنم؟
گفتم: در آغوش من آنقدر بچرخ
که شب از روی روز بگذرد
روز در شب گم شود
و من هنوز تنت را کشف نکرده باشم
گفتی:
می خواهم برابرت آینه ای بگذارم
از تو هزار
از خودم صد هزار بسازم
نشانت دهم پریشانی یعنی چه
گفتم:
برای باریدن عشق
آدم باید
ابرهای عالم را بگرید؟
گفتی:
خیال خیالم را بفرستم سرگردانت کند؟
تا ببینی چه میکشم؟
گفتم:
این زخم چنان باز شده
که تا ابد بند نمی آید
تازه تازه می جوشد
از سینه ی من
از چشم های تو
از گوشه ی لب مردم
بیدار که شدم
طعم نارنج
بر دیوارهای اتاقم شره می کرد
عباس_معروفی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎