...
بگذارید هرچه میخواهد ببارد
ببارد از سنگ، از سیاهی، از سکوت
ما نومید نمیشویم
ما همچنان
سفرهی بیسینِ خانوار خویش را
با الفبایِ تمام عیارِ عشق میآراییم!
این را من نمیگویم
مادرانِ ما میگویند!
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
بگذارید هرچه میخواهد ببارد
ببارد از سنگ، از سیاهی، از سکوت
ما نومید نمیشویم
ما همچنان
سفرهی بیسینِ خانوار خویش را
با الفبایِ تمام عیارِ عشق میآراییم!
این را من نمیگویم
مادرانِ ما میگویند!
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
نمیدانم چطور به تصویر بکشم حجم وسیع دلتنگی ام را.
انگار که سربازی دلش برای وطنش تنگ شده باشد.
من سرباز جنگهای به تو رسیدنم
تو وطنم باش!
#سحر_همایونی
@Dekogram🎙
نمیدانم چطور به تصویر بکشم حجم وسیع دلتنگی ام را.
انگار که سربازی دلش برای وطنش تنگ شده باشد.
من سرباز جنگهای به تو رسیدنم
تو وطنم باش!
#سحر_همایونی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
هرچه میکنم
چهار خط برای تو بنویسم
میبینم واژهها
خاک بر سر شدهاند
هرچه میکنم
چهار قدم بيايم
تا به دستهات برسم
زانوهام میخمد.
نه اینکه فکر کنی خستهام،
نه اینکه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه.
تا آخرش همین است
نگاهت
به لرزهام میاندازد.
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
هرچه میکنم
چهار خط برای تو بنویسم
میبینم واژهها
خاک بر سر شدهاند
هرچه میکنم
چهار قدم بيايم
تا به دستهات برسم
زانوهام میخمد.
نه اینکه فکر کنی خستهام،
نه اینکه تاب راه رفتن نداشته باشم
نه.
تا آخرش همین است
نگاهت
به لرزهام میاندازد.
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
من که شاعر نیستم بگویم...
به قلبت شلیک کرده ام!
من تروریستم!
من کارم بمب ساعتی ست!
از ساعت دیدارمان که بگذرد و نیایی!
چشمانت پس از انفجاری مهیب...
ساعتها خواهند بارید!
خب...به هر حال..
هر کس تخصصی دارد!
😎🙌
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
به قلبت شلیک کرده ام!
من تروریستم!
من کارم بمب ساعتی ست!
از ساعت دیدارمان که بگذرد و نیایی!
چشمانت پس از انفجاری مهیب...
ساعتها خواهند بارید!
خب...به هر حال..
هر کس تخصصی دارد!
😎🙌
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ pinned « ... روز میلاد من است آمدهام دست کشم به سر و گوشِ عرق کردهی دنیای خودم قول دادم که در این شعر فقط من باشم تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم ردِ انگشتِ تو بر سینهی سیب است هنوز من غلط کرده و مغضوبِ خداوند شدم بعد از آن هم که تو با سنگ زدی…»
من اِسپرسو ، مِسپرسو نمی شناسم،،
یک هورت از همان جوشانده ی
هفت جوش ِ لیمویی ات را بده عصر ِ جمعه ای دلم حال بیاید ...
دو سه لاخ از موهایت را، هم بریز روی پیشانی ات ،
سفیدی ِ چشمهایت را زیر سیاهی ِ موهایت دوست دارم ,,
راستی
نبات جوشانده ام را، هم خودت هَم بزن !
میخواهم صدای جیلینگ جیلینگش را بشنوم ..!
گفته باشم !!! 🤠👌
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
یک هورت از همان جوشانده ی
هفت جوش ِ لیمویی ات را بده عصر ِ جمعه ای دلم حال بیاید ...
دو سه لاخ از موهایت را، هم بریز روی پیشانی ات ،
سفیدی ِ چشمهایت را زیر سیاهی ِ موهایت دوست دارم ,,
راستی
نبات جوشانده ام را، هم خودت هَم بزن !
میخواهم صدای جیلینگ جیلینگش را بشنوم ..!
گفته باشم !!! 🤠👌
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
سَری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند
جز در مواردی که
دستمالِ نامبرده
آغشته به عطر تو باشد!
اصلا آقای دکتر
شما دستمالِ عطر آلودِ یار را تجویز کن
قول میدهم سرم درد کند!
🤕🙃🙌
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
سَری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند
جز در مواردی که
دستمالِ نامبرده
آغشته به عطر تو باشد!
اصلا آقای دکتر
شما دستمالِ عطر آلودِ یار را تجویز کن
قول میدهم سرم درد کند!
🤕🙃🙌
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
عینک ته استکانی
کپسول اکسیژن
قرص های نیمه تمام
تختی بهم ریخته
چایی که هیچ وقت خورده نشد
فضایی خالی
از صدای سرفه هایت
و هزار خاطره سیال در اتاق
این مجموعه غم انگیز
تنها قسمتی از سکانس دراماتیک رفتنت بود.
#عرفان_رهبرزارع
@Dekogram🎙
عینک ته استکانی
کپسول اکسیژن
قرص های نیمه تمام
تختی بهم ریخته
چایی که هیچ وقت خورده نشد
فضایی خالی
از صدای سرفه هایت
و هزار خاطره سیال در اتاق
این مجموعه غم انگیز
تنها قسمتی از سکانس دراماتیک رفتنت بود.
#عرفان_رهبرزارع
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
پاییز
به منِ بی تو
چه ربطی دارد؟
فصل شکستن استخوان های برگ.
فصل وزیدن آهی مدام و
عریانی درخت.
فصل ابراز عجولانه ی دوستت دارم.
فصل کافه هایی که تمام دخلشان از عشق است.
فصل همبستری موی تو با بادها.
فصل چتر شدن.
فصل خنده های خیس مردی که
پالتو اش
تو را بلعیده. . .
😔🍂🙌🏼
#رسول_ادهمی
@Dekogram🎙
پاییز
به منِ بی تو
چه ربطی دارد؟
فصل شکستن استخوان های برگ.
فصل وزیدن آهی مدام و
عریانی درخت.
فصل ابراز عجولانه ی دوستت دارم.
فصل کافه هایی که تمام دخلشان از عشق است.
فصل همبستری موی تو با بادها.
فصل چتر شدن.
فصل خنده های خیس مردی که
پالتو اش
تو را بلعیده. . .
😔🍂🙌🏼
#رسول_ادهمی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
كافيست چشمانت را ببندى
و چند لحظه تمركز كنى...
ميشنوى...؟
آسمان پر است از "دوستت دارم" هايى كه هيچوقت به مقصد نرسيد!
بلندترينش
ناب ترينش
بِكر ترينش
مالِ من است!
بَرَش دار لطفاً...
😌♥️🙌
#علی_قاضی_نظام
كافيست چشمانت را ببندى
و چند لحظه تمركز كنى...
ميشنوى...؟
آسمان پر است از "دوستت دارم" هايى كه هيچوقت به مقصد نرسيد!
بلندترينش
ناب ترينش
بِكر ترينش
مالِ من است!
بَرَش دار لطفاً...
😌♥️🙌
#علی_قاضی_نظام
Telegram
attach 📎
امروز همهی نیاز من این است
که تو را به "نام" بخوانم
و مشتاق حرف حرفِ نام تو باشم
مثل کودکی که مشتاق تکهای حلواست ..
مدتهاست نامت
بر روی نامههایم نیست
و از گرمی آن گرم نمیشوم
اما امروز
در محاصره پنجرههای "پاییز"
میخواهم تو را به نام بخوانم
آتش کوچکی روشن کنم،
چیزی بپوشم
و تو را ای پیراهن بافته از گل پرتقال
و شکوفههای شب بو، صدا کنم ...
#نزار_قبانی
🍂🍁🍂🍁
چه خوشگل! تو پاییز این جوری صداش کنین: ای بافته از گل پرتقال!😍😍🍁پرتقال من🍊🍊
مهرماهی ها تبریک
حامی جانم تولدت مبارک.
@Hamed62mehrmahi
😌♥️🙌
@Dekogram🎙
که تو را به "نام" بخوانم
و مشتاق حرف حرفِ نام تو باشم
مثل کودکی که مشتاق تکهای حلواست ..
مدتهاست نامت
بر روی نامههایم نیست
و از گرمی آن گرم نمیشوم
اما امروز
در محاصره پنجرههای "پاییز"
میخواهم تو را به نام بخوانم
آتش کوچکی روشن کنم،
چیزی بپوشم
و تو را ای پیراهن بافته از گل پرتقال
و شکوفههای شب بو، صدا کنم ...
#نزار_قبانی
🍂🍁🍂🍁
چه خوشگل! تو پاییز این جوری صداش کنین: ای بافته از گل پرتقال!😍😍🍁پرتقال من🍊🍊
مهرماهی ها تبریک
حامی جانم تولدت مبارک.
@Hamed62mehrmahi
😌♥️🙌
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
ميگم دلبر
ميگم نارنجي
وقتايی که دلم میگیره از دنیا؛
میترسه از آینده؛
میرنجه از آدما؛
عینکت ، عينك گردِ خاطراتِ سال هایِ دورمون رو ميارم ميزارم جلوم، تميزش ميكنم، میزارم رو چشمام و فکر میکنم...
سربازا از جنگ اول شون که زنده برمیگردن ، هروقت زندگی رنجشون میده لباس رزمشون رو میزارن جلوشون و به خودشون دلداری میدن: ”تو تونستی زنده بمونی، بازم میتونی... “
#محیا_زند
😔🙌
@Dekogram🎙
ميگم دلبر
ميگم نارنجي
وقتايی که دلم میگیره از دنیا؛
میترسه از آینده؛
میرنجه از آدما؛
عینکت ، عينك گردِ خاطراتِ سال هایِ دورمون رو ميارم ميزارم جلوم، تميزش ميكنم، میزارم رو چشمام و فکر میکنم...
سربازا از جنگ اول شون که زنده برمیگردن ، هروقت زندگی رنجشون میده لباس رزمشون رو میزارن جلوشون و به خودشون دلداری میدن: ”تو تونستی زنده بمونی، بازم میتونی... “
#محیا_زند
😔🙌
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
لامذهب دلبرى كردن را از بَر بود؛
ميدانست كجا بايد لبخندى بزند تا
دين و دنيايم را برايش يكجا بدهم
موهايش را طورى روى چشمانش ميريخت
كه هوش و حواس از سرم ميبرد
عطرِ تنش هربار،
نسبتِ مستقيم با حال و هوايش داشت
يك روز گرمِ گرم
يك روز سردِ سرد
ترس داشتم،
ترسِ از دست دادنَش را!
حسود بودم،
به آدمهايى كه قبل از من
تمامِ اين اطوارهايش را ديده بودند
مينشستم ساعتها فكر ميكردم،
كه چند نفر را مثلِ من،
ديوانه ى خودش كرده...
آنقدر فكر ميكردم كه يادم ميرفت دوستش داشته باشم!
كه يادم ميرفت شايد تمامِ اين حس و حال را يک بار فقط در زندگی ام تجربه كنم
درست آنجا كه يادم رفت دستان ضعيف ظريف و زيباى زنانه اش را محكم بگيرم
آرام دستانم را رها كرد
آرام دستانم را...
خودم را...
دوست داشتنم را
رها كرد
رفت
و...
رفت!
#علی_قاضی_نظام
🙌😔
@Dekogram🎙
لامذهب دلبرى كردن را از بَر بود؛
ميدانست كجا بايد لبخندى بزند تا
دين و دنيايم را برايش يكجا بدهم
موهايش را طورى روى چشمانش ميريخت
كه هوش و حواس از سرم ميبرد
عطرِ تنش هربار،
نسبتِ مستقيم با حال و هوايش داشت
يك روز گرمِ گرم
يك روز سردِ سرد
ترس داشتم،
ترسِ از دست دادنَش را!
حسود بودم،
به آدمهايى كه قبل از من
تمامِ اين اطوارهايش را ديده بودند
مينشستم ساعتها فكر ميكردم،
كه چند نفر را مثلِ من،
ديوانه ى خودش كرده...
آنقدر فكر ميكردم كه يادم ميرفت دوستش داشته باشم!
كه يادم ميرفت شايد تمامِ اين حس و حال را يک بار فقط در زندگی ام تجربه كنم
درست آنجا كه يادم رفت دستان ضعيف ظريف و زيباى زنانه اش را محكم بگيرم
آرام دستانم را رها كرد
آرام دستانم را...
خودم را...
دوست داشتنم را
رها كرد
رفت
و...
رفت!
#علی_قاضی_نظام
🙌😔
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
پابند کفشهای سیاه سفر نشو
یا دست کم بخاطر من دیرتر برو
دارم نگاه می کنم و حرص می خورم
امشب قشنگ تر شده ای - بیشتر نشو
کاری نکن که بشکنی ...اما شکسته ای
حالا شکستنی ترم از شاخه های مو
موضوع را عوض بکنیم از خودت بگو !
به به مبارک است :دل خوش ! لباس نو
دارند سور وسات عروسی می آورند
از کوچه های سرد به آغوش گرم تو
هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر
مجبور نیستی که بمانی ... ولی نرو
😢🙌
#مهدی_فرجی
@Dekogram🎙
پابند کفشهای سیاه سفر نشو
یا دست کم بخاطر من دیرتر برو
دارم نگاه می کنم و حرص می خورم
امشب قشنگ تر شده ای - بیشتر نشو
کاری نکن که بشکنی ...اما شکسته ای
حالا شکستنی ترم از شاخه های مو
موضوع را عوض بکنیم از خودت بگو !
به به مبارک است :دل خوش ! لباس نو
دارند سور وسات عروسی می آورند
از کوچه های سرد به آغوش گرم تو
هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر
مجبور نیستی که بمانی ... ولی نرو
😢🙌
#مهدی_فرجی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
میگم دلبر
میگم نارنجی
من شیفته دردی هستم که بعد از گذر این همه سال گه گاهی از تو و خاطراتت به جونم میافته، این درد عمیق و عزیزی که بعد از این همه هیچ شدن باعث میشه حس کنم زنده ام...
درد تو اخرين بازمانده های من دیرین در منه!
#محیا_زند
😌♥️🙌
@Dekogram🎙
میگم دلبر
میگم نارنجی
من شیفته دردی هستم که بعد از گذر این همه سال گه گاهی از تو و خاطراتت به جونم میافته، این درد عمیق و عزیزی که بعد از این همه هیچ شدن باعث میشه حس کنم زنده ام...
درد تو اخرين بازمانده های من دیرین در منه!
#محیا_زند
😌♥️🙌
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
دلبر گوش به این حرفا نده !
زرد و نارنجیا ، این نارنگیا ..
اینا بهونست !
پاییز قشنگیش به بودنه توعه
حالا هی جهانِ رنگ معرفی کنن پاییزو
نه ! فایده نداره ...
تو نباشی همین پاییزی که میگن پادشاه فصلاست ..میشه برجِ زهر مارِ فصلا!
هی بخند بگو چرت و پرت میگم ولی جا من نیستی لُپِ مطلبو بگیری ..
اینارو ول کن باد از جهت مخالف میوَزه
تو موهاتو باز کن امپراطوریو نشون پاییز بدیم !
ای نشسته در دل ! خاطرِ تو مارو به کجاها قراره ببره !؟
کاش کمی بیشتر میخندیدی از این درختا جای برگِ خشک شکوفه میریخت!
#زهرا_مصلح
😌🍁🙌
@Dekogram🎙
دلبر گوش به این حرفا نده !
زرد و نارنجیا ، این نارنگیا ..
اینا بهونست !
پاییز قشنگیش به بودنه توعه
حالا هی جهانِ رنگ معرفی کنن پاییزو
نه ! فایده نداره ...
تو نباشی همین پاییزی که میگن پادشاه فصلاست ..میشه برجِ زهر مارِ فصلا!
هی بخند بگو چرت و پرت میگم ولی جا من نیستی لُپِ مطلبو بگیری ..
اینارو ول کن باد از جهت مخالف میوَزه
تو موهاتو باز کن امپراطوریو نشون پاییز بدیم !
ای نشسته در دل ! خاطرِ تو مارو به کجاها قراره ببره !؟
کاش کمی بیشتر میخندیدی از این درختا جای برگِ خشک شکوفه میریخت!
#زهرا_مصلح
😌🍁🙌
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
صدایم کن.
صدا کن مرا تا سر انگشتانِ آفتاب را به آغوش بکشم، خنکایِ پاییز و لطافتِ باران را رویِ صورتم حس کنم.
که وجود داشته باشم و دست در دست پروردگار، عشق حراج کنم.
صدایم که کنی، حتّی اگر برگ باشم و بدانم که عاقبتِ کارم سقوط است امّا میخندم و در باد میرقصم و درختم را میبخشم.
صدایم کن بهانهیِ خواب و دلیلِ بیداریِ من.
مرا بخوان و صدایم کن،
که زندگی کوتاهترین اتّفاق دنیاست.
☺️🌻🙌
#عادل_رستمکلایی
@Dekogram🎙
صدایم کن.
صدا کن مرا تا سر انگشتانِ آفتاب را به آغوش بکشم، خنکایِ پاییز و لطافتِ باران را رویِ صورتم حس کنم.
که وجود داشته باشم و دست در دست پروردگار، عشق حراج کنم.
صدایم که کنی، حتّی اگر برگ باشم و بدانم که عاقبتِ کارم سقوط است امّا میخندم و در باد میرقصم و درختم را میبخشم.
صدایم کن بهانهیِ خواب و دلیلِ بیداریِ من.
مرا بخوان و صدایم کن،
که زندگی کوتاهترین اتّفاق دنیاست.
☺️🌻🙌
#عادل_رستمکلایی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
🍂🍁🍂
از من اصرار و از او انکار...
تصدقش که دلش نمیآمد من هم
سرما بخورم
آخر شب بود و پاییز بود و باران
من بودم و یار بود و خیابان
و حالا
من مانده امُ
سرفه هایی که از هر چیزِ دیگری
بیشتر میچسبد!
#علي_قاضي_نظام
@Dekogram🎙
از من اصرار و از او انکار...
تصدقش که دلش نمیآمد من هم
سرما بخورم
آخر شب بود و پاییز بود و باران
من بودم و یار بود و خیابان
و حالا
من مانده امُ
سرفه هایی که از هر چیزِ دیگری
بیشتر میچسبد!
#علي_قاضي_نظام
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
هـرگز تـو هـم، مــانـنــدِ مـــن، آزار دیــدی؟
یــارِ خــودت را، از خــودت بــیــزار دیـــدی؟
آیــا تـو هـم، هــر پــرده ای را تا گشودی
از چــارچــوبِ پـنـجـــره، دیـــــوار دیــدی؟
اصـلأ بـبـیـنـم، تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟
از زیـــرِ امــــواج، آســـمـان را، تـــار دیدی؟
نـامِ کـسی را، در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟
از «آتـِنــا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟
در پـشـتِ دیـوارِ حیاطـی، شعـر خوانـدی؟
دل کـنـدن از یــک خــانه را، دشـوار دیدی؟
آیا تو هم با چشمِ بـاز و خیسِ از اشک،
خواب کسی را روز و شب، بـیـدار دیدی؟
رفتی مطب بی نسخه، برگردی به خانه؟
بیـمـار بـودی مثل ِمن ؟ بیمار دیــدی؟؟
حقـّـــا که بـا مـن فــرق داری ــ لا اقـل تـو
او را که می خواهی خودت، یک بـار دیدی
#کاظم_بهمنی
@Dekogram🎙
هـرگز تـو هـم، مــانـنــدِ مـــن، آزار دیــدی؟
یــارِ خــودت را، از خــودت بــیــزار دیـــدی؟
آیــا تـو هـم، هــر پــرده ای را تا گشودی
از چــارچــوبِ پـنـجـــره، دیـــــوار دیــدی؟
اصـلأ بـبـیـنـم، تـا بـه حـالا صـخــره بودی؟
از زیـــرِ امــــواج، آســـمـان را، تـــار دیدی؟
نـامِ کـسی را، در قـنـوتت گـــریـه کـردی؟
از «آتـِنــا» گـفـتن «عــذابَ النـّار» دیدی؟
در پـشـتِ دیـوارِ حیاطـی، شعـر خوانـدی؟
دل کـنـدن از یــک خــانه را، دشـوار دیدی؟
آیا تو هم با چشمِ بـاز و خیسِ از اشک،
خواب کسی را روز و شب، بـیـدار دیدی؟
رفتی مطب بی نسخه، برگردی به خانه؟
بیـمـار بـودی مثل ِمن ؟ بیمار دیــدی؟؟
حقـّـــا که بـا مـن فــرق داری ــ لا اقـل تـو
او را که می خواهی خودت، یک بـار دیدی
#کاظم_بهمنی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎