...
میانِمان
تنها چند کوچه و
خیابان فاصله بود
آنقدر گفت
دوری و دوستی
آنقدر .. سنگ
زیر پایِ دلم انداخت
آخرش
همان شد که
می خواست
دور شد
دوستم بمانَد
رفتم از یادش ..
#فریبا_فدایی
@Dekogram🎙
میانِمان
تنها چند کوچه و
خیابان فاصله بود
آنقدر گفت
دوری و دوستی
آنقدر .. سنگ
زیر پایِ دلم انداخت
آخرش
همان شد که
می خواست
دور شد
دوستم بمانَد
رفتم از یادش ..
#فریبا_فدایی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
عشقبازی با تو
به نوشیدن آب دریا میماند.
هر چه بیشتر مینوشم
تشنهتر میشوم.
تا هیچچیز نتواند عطشام را فرونشاند
مگر اینکه همهی دریا را بنوشم.
#کنت_رکسرو
@Dekogram🎙
به نوشیدن آب دریا میماند.
هر چه بیشتر مینوشم
تشنهتر میشوم.
تا هیچچیز نتواند عطشام را فرونشاند
مگر اینکه همهی دریا را بنوشم.
#کنت_رکسرو
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
00 : 00
پروازت میدهم قاصدک .!
وقت عاشقی ست ,,
بنشین روی پلکهایش
بوسه بارانش کن ,,
به او بگو دوستش دارم
بگو به او که دوستش دارم ...
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
پروازت میدهم قاصدک .!
وقت عاشقی ست ,,
بنشین روی پلکهایش
بوسه بارانش کن ,,
به او بگو دوستش دارم
بگو به او که دوستش دارم ...
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
"امشب"
عاشقانه هایم را بنوش؛
"فردا" خاطره میشوند ،،
لابلای ایکاشها پنهان می مانَند،
پیدایشان نمیکنی
پیدایت نمیکند ....
امشب
شعرهایم را بپوش ؛
هوای عشق
گرمت میکند ...!!
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
"امشب"
عاشقانه هایم را بنوش؛
"فردا" خاطره میشوند ،،
لابلای ایکاشها پنهان می مانَند،
پیدایشان نمیکنی
پیدایت نمیکند ....
امشب
شعرهایم را بپوش ؛
هوای عشق
گرمت میکند ...!!
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
وقتی
از پنجره
بیرون را تماشا می کردم
عطر سیب و
درخت یاس در حیاط،
حوض و شمعدانی هایی که آواز زندگی را سر می دادند
به من نویدِ امید را می دادند،
صدای قدم هایش را می شنیدم
و عطر حضورش را
احساس می کردم،
چشمانش چون خورشید
در وقت صبح
می تابید بر پیکرم
چقدر بوی مهربانی می داد عطر وجودش
در نگاهش یک دنیا عشق موج میزد،
برقِ عجیبی داشت
چشم هایش..!
حس آشنایی از درون
صدایم می زد
او همان است که در خیال هایت شعرِ عشق را می خواند
همان که دست هایش،
صدایش رنگ آرامش شب را
با خود داشت!
در رویاهایش غرق شده بودم
که
نگاهش در قاب چشم هایم نقش بست،
چشم هایم چون ماه می تابید و لبخند می زد
من دیدم،من به چشمانم دیدم
که ماه در اتاق من می تابید!!!
و تن پوشی از
عاشقانه ها در باغچه ی حیاط می رویید!
نگاه مان خیره بر هم،
چشم هایمان در آغوشِ عشق،
موسیقی باران و رقصِ نسیم
عطر پیرهنش بر حریر
پیکرم
غزل ها
می نواخت،
نوازشِ نگاهت
عجیب مرا می کشاند به حوالی
سرزمین امنِ شانه هایت،
آغوشت،
عطرشمعدانی ها وحضورِ پر مهرت
مرا بال می بخشید در هوایی سرشار از
#بودنت..
#نسیم_محمدی
@Dekogram🎙
وقتی
از پنجره
بیرون را تماشا می کردم
عطر سیب و
درخت یاس در حیاط،
حوض و شمعدانی هایی که آواز زندگی را سر می دادند
به من نویدِ امید را می دادند،
صدای قدم هایش را می شنیدم
و عطر حضورش را
احساس می کردم،
چشمانش چون خورشید
در وقت صبح
می تابید بر پیکرم
چقدر بوی مهربانی می داد عطر وجودش
در نگاهش یک دنیا عشق موج میزد،
برقِ عجیبی داشت
چشم هایش..!
حس آشنایی از درون
صدایم می زد
او همان است که در خیال هایت شعرِ عشق را می خواند
همان که دست هایش،
صدایش رنگ آرامش شب را
با خود داشت!
در رویاهایش غرق شده بودم
که
نگاهش در قاب چشم هایم نقش بست،
چشم هایم چون ماه می تابید و لبخند می زد
من دیدم،من به چشمانم دیدم
که ماه در اتاق من می تابید!!!
و تن پوشی از
عاشقانه ها در باغچه ی حیاط می رویید!
نگاه مان خیره بر هم،
چشم هایمان در آغوشِ عشق،
موسیقی باران و رقصِ نسیم
عطر پیرهنش بر حریر
پیکرم
غزل ها
می نواخت،
نوازشِ نگاهت
عجیب مرا می کشاند به حوالی
سرزمین امنِ شانه هایت،
آغوشت،
عطرشمعدانی ها وحضورِ پر مهرت
مرا بال می بخشید در هوایی سرشار از
#بودنت..
#نسیم_محمدی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
..
یکی از همین شبها
شعر را بهانه میکنم
به چشمهایت شبیخون میزنم
و بوسه را
بر فراز پلکهایت می نشانم ..!
یکی از همین شبها . .
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
یکی از همین شبها
شعر را بهانه میکنم
به چشمهایت شبیخون میزنم
و بوسه را
بر فراز پلکهایت می نشانم ..!
یکی از همین شبها . .
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
صبحِ جمعه است...
صبحِ یک روز تعطیل
هِی گوشی را چِک میکنم
که ساعت چند کجا باشم؟!
که رنگ پیراهنت را تعیین کنم... .
که صبحم را به خیر کنی!
عیبی ندارد هیچ نگو... .
آنچه عوض دارد گِله ندارد!
آنچه صبح را بر من آشفته کرده.. .
غروب که بشود دلتنگت میکند!
غروب که بشود.. .
هِی از پنجره خیابان را نگاه میکنی
غروب که بشود... .
عطر نرگس در سَرَت میپیچد
غروب که بشود... .
.
.
جمعه است و اصلا حواست نیست
و اصلا حواست پَرت است!
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
صبحِ جمعه است...
صبحِ یک روز تعطیل
هِی گوشی را چِک میکنم
که ساعت چند کجا باشم؟!
که رنگ پیراهنت را تعیین کنم... .
که صبحم را به خیر کنی!
عیبی ندارد هیچ نگو... .
آنچه عوض دارد گِله ندارد!
آنچه صبح را بر من آشفته کرده.. .
غروب که بشود دلتنگت میکند!
غروب که بشود.. .
هِی از پنجره خیابان را نگاه میکنی
غروب که بشود... .
عطر نرگس در سَرَت میپیچد
غروب که بشود... .
.
.
جمعه است و اصلا حواست نیست
و اصلا حواست پَرت است!
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
خدا کند تو هم
کمی نه، تمام عشق را بچشی
خدا کند تو هم
بدانی مزه اش چیست
خدا کند تو هم
دلبری را از بر بشوی
خدا کند تو هم
مست از بودن اندازه یک عمر شوی
خدا کند که بیاید
همانی که زبان عشق میداند
همانی که نخوانده از برت میکند
همانی که بیقرارت می کند یک لحظه نبودنش
خدا کند که اتفاق بیفتد
اتفاقِ اتفاقیِ عشق
برای تو، برای من، برای همه..
#سیما_امیرخانی❤️
☘🌻
@Dekogram🎙
خدا کند تو هم
کمی نه، تمام عشق را بچشی
خدا کند تو هم
بدانی مزه اش چیست
خدا کند تو هم
دلبری را از بر بشوی
خدا کند تو هم
مست از بودن اندازه یک عمر شوی
خدا کند که بیاید
همانی که زبان عشق میداند
همانی که نخوانده از برت میکند
همانی که بیقرارت می کند یک لحظه نبودنش
خدا کند که اتفاق بیفتد
اتفاقِ اتفاقیِ عشق
برای تو، برای من، برای همه..
#سیما_امیرخانی❤️
☘🌻
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
صبح های بخیر شده ام در این سوی شهر
فقر دارند
آن هم، فقر لبخندهای انار گونهِ #طُ را...
#پریناز_ارشد
🙌☺️
@Dekogram🎙
صبح های بخیر شده ام در این سوی شهر
فقر دارند
آن هم، فقر لبخندهای انار گونهِ #طُ را...
#پریناز_ارشد
🙌☺️
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
آيا مايليد با من تا پيچ همين کوچه بياييد
از سايهسارِ سُکوت بگذريد
دمی، دقيقهای لااقل عواقبِ آفتاب را تجربه کنيد؟
میگويند آنجا عواقبِ آفتاب را در آوازهای آينه ديدهاند.
آيا مايليد با من ميان اين همه همهمه
دمی، دقيقهای لااقل از بوی بوسه يا باران سخن بگوييد؟
میگويند در اين دقايقِ دانا
آدمی از علاقه به آدمی، آوازهای آينه را میفهمد.
پس چرا گاهی اوقات
حتی سلام و ستاره يا کبوتر و کلمه را کتمان میکنيم؟
به ياد آوريد که آدمی از علاقه به آدمی
آوازهای آينه را میفهمد
عواقب آفتاب را میفهمد
و حتی سايهسارِ سکوت را ...!
با اين حال، نه سايهسارِ سکوت،
نه عواقبِ آفتاب، نه آوازهای آينه،
حالا من فقط دلواپسِ خوابِ همان غنچهی کوچکم
که شما دعایِ شبنمِ لرزانش را
بر گلبرگِ ساکتِ شبانه شنيدهايد.
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
از سايهسارِ سُکوت بگذريد
دمی، دقيقهای لااقل عواقبِ آفتاب را تجربه کنيد؟
میگويند آنجا عواقبِ آفتاب را در آوازهای آينه ديدهاند.
آيا مايليد با من ميان اين همه همهمه
دمی، دقيقهای لااقل از بوی بوسه يا باران سخن بگوييد؟
میگويند در اين دقايقِ دانا
آدمی از علاقه به آدمی، آوازهای آينه را میفهمد.
پس چرا گاهی اوقات
حتی سلام و ستاره يا کبوتر و کلمه را کتمان میکنيم؟
به ياد آوريد که آدمی از علاقه به آدمی
آوازهای آينه را میفهمد
عواقب آفتاب را میفهمد
و حتی سايهسارِ سکوت را ...!
با اين حال، نه سايهسارِ سکوت،
نه عواقبِ آفتاب، نه آوازهای آينه،
حالا من فقط دلواپسِ خوابِ همان غنچهی کوچکم
که شما دعایِ شبنمِ لرزانش را
بر گلبرگِ ساکتِ شبانه شنيدهايد.
#سید_علی_صالحی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
00 : 00
امشب
از شراب ، عشق دزدیدم
از شب ، شعر ,,
از یاس، آغوش ,,
و از قاصدک بوسه ...
نمی آیی ؟!
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
امشب
از شراب ، عشق دزدیدم
از شب ، شعر ,,
از یاس، آغوش ,,
و از قاصدک بوسه ...
نمی آیی ؟!
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
🦋 🦋
با دست
پَسَم می زند و
پیش می کِشدَم با پا
سهمم از او
آوازِ بی حنجره است
می خواهم و نمی توانم ..
🙌😢
#فریبا_فدایی
@Dekogram🎙
با دست
پَسَم می زند و
پیش می کِشدَم با پا
سهمم از او
آوازِ بی حنجره است
می خواهم و نمی توانم ..
🙌😢
#فریبا_فدایی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
تا به کی باید
پنجشنبه وار
جاده را به انتظار بنشینم و
آمدنت را
از قاصدکها التماس کنم ..؟!
من جور ِ عشق میکشم و
پنجشنبه ، جور ِ جمعه را . . .
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
تا به کی باید
پنجشنبه وار
جاده را به انتظار بنشینم و
آمدنت را
از قاصدکها التماس کنم ..؟!
من جور ِ عشق میکشم و
پنجشنبه ، جور ِ جمعه را . . .
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
مادر بزرگ می گفت :
دلم برای شما می سوزد ،
برف هم برفهای قدیم ..
زمان ما آنقدررر برف می بارید آنقدررر می بارید که
چاره ی سرمازدگی اش فقط بوسه بود و بس .....
اما
حالا ..
به قدر یک رَدّ ِ پا
برف می بارد ..
تا می آیید دست به قلم شوید ،
ردّ ِ پای برفی آب شده ،،
بوسه هم، کنج ِ لبهای تان خشکیده ...
دلم برای شما می سوزد ،،،
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
مادر بزرگ می گفت :
دلم برای شما می سوزد ،
برف هم برفهای قدیم ..
زمان ما آنقدررر برف می بارید آنقدررر می بارید که
چاره ی سرمازدگی اش فقط بوسه بود و بس .....
اما
حالا ..
به قدر یک رَدّ ِ پا
برف می بارد ..
تا می آیید دست به قلم شوید ،
ردّ ِ پای برفی آب شده ،،
بوسه هم، کنج ِ لبهای تان خشکیده ...
دلم برای شما می سوزد ،،،
#مریم_رضایی_حامی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎