Forwarded from نـC᭄ـوای🍃دC᭄لــ
انگار من پشت میزِ کافهای
در حال خواندن شعری بودهام
و تو در آن سوی میز،
سر بر دستانت گذاشته گوش میکردهای...
شِکر کدام شعر عاشقانه را به فنجانت بریزم،
که جور دربیاید با چای چشم های تو؟
معنای پنهان شده در گاتهای زرتشت
که زایندهرود از شانهات میگذرد!
تنها تو میتوانی بزرگترین آرزوی مرا
در عکسی به کوچکیِ یک قوطی کبریت
خلاصه کنی!
وقتی گونهات را بر ساعدت تکیه میدهی
باران از راست به چپ میبارد،
خورشید از چپ به راست طلوع میکند
و خطِ فارسی از پایین به بالا نوشته میشود...
و من گم میکنم دستِ چپ و راستم را
وقتی تو -در عکسی حتا -
کهرباهای دوگانهی چشمانت را به من میدوزی!
میتوانم به احترامِ نگاهت
نظمِ جهان را به هم بزنم!
بنویسم!
بالا
به
پایین
از
را
فارسی
میتوانم
میتوانم باران را وادار کنم افقی ببارد
و به خورشید فرمان دهم از چپ به راست طلوع کند
تا تو دوباره همه چیز را عادی ببینی!
همه چیز را به جز من
که دیوانهوار
در حال زیر و رو کردن جهانم برای تو
و هرگز به چشمت نمیآیم!
#یغما_گلرویی
@Dekogram🎙
در حال خواندن شعری بودهام
و تو در آن سوی میز،
سر بر دستانت گذاشته گوش میکردهای...
شِکر کدام شعر عاشقانه را به فنجانت بریزم،
که جور دربیاید با چای چشم های تو؟
معنای پنهان شده در گاتهای زرتشت
که زایندهرود از شانهات میگذرد!
تنها تو میتوانی بزرگترین آرزوی مرا
در عکسی به کوچکیِ یک قوطی کبریت
خلاصه کنی!
وقتی گونهات را بر ساعدت تکیه میدهی
باران از راست به چپ میبارد،
خورشید از چپ به راست طلوع میکند
و خطِ فارسی از پایین به بالا نوشته میشود...
و من گم میکنم دستِ چپ و راستم را
وقتی تو -در عکسی حتا -
کهرباهای دوگانهی چشمانت را به من میدوزی!
میتوانم به احترامِ نگاهت
نظمِ جهان را به هم بزنم!
بنویسم!
بالا
به
پایین
از
را
فارسی
میتوانم
میتوانم باران را وادار کنم افقی ببارد
و به خورشید فرمان دهم از چپ به راست طلوع کند
تا تو دوباره همه چیز را عادی ببینی!
همه چیز را به جز من
که دیوانهوار
در حال زیر و رو کردن جهانم برای تو
و هرگز به چشمت نمیآیم!
#یغما_گلرویی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
تمامِ فانوس هایِ جهان را هم که
روشن کنی ،
شب- شب است !
مرا ببوووس ...
آدم دلش که روشن باشد ، تمام شب هایِ تاریخ را هم طاقت می آورد...
#معصومه_صابر
@Dekogram🎙
روشن کنی ،
شب- شب است !
مرا ببوووس ...
آدم دلش که روشن باشد ، تمام شب هایِ تاریخ را هم طاقت می آورد...
#معصومه_صابر
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
سرکلاس بودم که پیامش روی صفحه ی گوشی نقش بست!
نیشم تا بناگوش باز شد
به رسم عادت اسمم را صدا زده بود!
پاسخم یک دقیقه به تاخیر میافتاد پشت هم بیست پیام میداد که کجایی و چرا جواب نمیدهی وُ گریه وُ قهر وُ فحش وُ از این قبیل!
نه اینکه شک داشته باشد، نه!
فقط این سبکی دل بردن را بلد بود، شیرین لوس میشد، اداهایش نمک داشت، خلاصه ملس بود ناکس!
چند لحظه گوشی را خاموش کردم که عصبانی شود و منت بکشم!
اما هیچ خبری نبود!
زدم بیرون و شماره اش را گرفتم...یک بوق دو بوق سه وُ چهار وُ پنج...که جواب داد
این جانم گفتن یعنی اکراه داشتم جوابت را بدهم
اما با همین جانم گفتناش از خر هم خرتر شدم و بی سلام و الو گفتم قربانت بشوم یا فدا فدا ؟!
اصلا نگفت خدا نکند اصلا دلش هم نریخت
گفت تلفنی نمیتوانم، پیام میدهم!
نگران بودم و منتظر خبری ناگوار!
یا نمیتوانست حرف بزند یا خجالت میکشید نفس به نفس بگوید یا...یاخدا یعنی چه شده بود ؟!
داشتم ناخون میجویدم که پیام داد
خیلی بی مقدمه گفت تمام...دیگر نمیتوانیم ادامه بدهیم.
خیلی حرف ها را بی مقدمه گفت، داشت بی مقدمه دفنم میکرد.
دلیل نخواستم و گفتم تمام. خدا حافظ.
گفتم خداحافظ که یک ساعتِ دیگر زنگ بزند و بخندد و بگوید خوب شوکی بهت وارد کردم و این ها...!
هر روز سر ساعت 7، قرارِ تماس داشتیم اما خبری نشد
تنها که شدم صورتم تب کرد...نمیخواستم یادم بیاید که چند وقتی ست رفتارش عوض شده...نمیخواستم قبول کنم!
یعنی چه که تمام شد؟
دلیل خواستم و هی حرف زد و ابله فرضم کرد.
نه...انگار جدی بود.
هر چه میگفتم...هر چه منطق میآوردم حرفِ لامنطق خودش را میزد.
بی دلیل قصد رفتن داشت اما نباید کم میآوردم، باید میجنگیدم باید نگه اش میداشتم...خب با رفتنش فقط نمیرفت که، جان میبرد! دل میبرد! نگاه میبرد و از همه بدتر خاطره میگذاشت
نباید تسلیم میشدم، گفتم باید برای آخرین بار ببینمت...سر همان اولین قرار!
گفتم ببینم اش تا شاید حرف و شعر و بوسه یادش بیافتد و دلش دوباره برایم بلرزد.
آمد، از همیشه زیباتر آمد.
اما نه! بی تفاوت بود...دلش که نلرزید هیچ، دست و تن من را هم با سردیِ نگاهش لرزاند!
میلرزیدم و حتی گرفتن دستانش هم آرامم نمیکرد!
خنده دار بود
هی از من فاصله میگرفت!
من تا مرگ یک قدم فاصله داشتم و او میگفت دیرم شده!
کودک که بودم به هنگام ترس، آقای معلم را به خدا و امام و قرآن قسم میدادم خطکشم نزند!
ترسیده بودم و به خدا و امام و قرآن قسمش دادم که با رفتنش کتک که چه! اعدامم نکند.
اما نمیشنید
رفت
ادای ماندن را در آوردم
و برای همیشه
در آخرین قرار جا ماندم...
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
نیشم تا بناگوش باز شد
به رسم عادت اسمم را صدا زده بود!
پاسخم یک دقیقه به تاخیر میافتاد پشت هم بیست پیام میداد که کجایی و چرا جواب نمیدهی وُ گریه وُ قهر وُ فحش وُ از این قبیل!
نه اینکه شک داشته باشد، نه!
فقط این سبکی دل بردن را بلد بود، شیرین لوس میشد، اداهایش نمک داشت، خلاصه ملس بود ناکس!
چند لحظه گوشی را خاموش کردم که عصبانی شود و منت بکشم!
اما هیچ خبری نبود!
زدم بیرون و شماره اش را گرفتم...یک بوق دو بوق سه وُ چهار وُ پنج...که جواب داد
این جانم گفتن یعنی اکراه داشتم جوابت را بدهم
اما با همین جانم گفتناش از خر هم خرتر شدم و بی سلام و الو گفتم قربانت بشوم یا فدا فدا ؟!
اصلا نگفت خدا نکند اصلا دلش هم نریخت
گفت تلفنی نمیتوانم، پیام میدهم!
نگران بودم و منتظر خبری ناگوار!
یا نمیتوانست حرف بزند یا خجالت میکشید نفس به نفس بگوید یا...یاخدا یعنی چه شده بود ؟!
داشتم ناخون میجویدم که پیام داد
خیلی بی مقدمه گفت تمام...دیگر نمیتوانیم ادامه بدهیم.
خیلی حرف ها را بی مقدمه گفت، داشت بی مقدمه دفنم میکرد.
دلیل نخواستم و گفتم تمام. خدا حافظ.
گفتم خداحافظ که یک ساعتِ دیگر زنگ بزند و بخندد و بگوید خوب شوکی بهت وارد کردم و این ها...!
هر روز سر ساعت 7، قرارِ تماس داشتیم اما خبری نشد
تنها که شدم صورتم تب کرد...نمیخواستم یادم بیاید که چند وقتی ست رفتارش عوض شده...نمیخواستم قبول کنم!
یعنی چه که تمام شد؟
دلیل خواستم و هی حرف زد و ابله فرضم کرد.
نه...انگار جدی بود.
هر چه میگفتم...هر چه منطق میآوردم حرفِ لامنطق خودش را میزد.
بی دلیل قصد رفتن داشت اما نباید کم میآوردم، باید میجنگیدم باید نگه اش میداشتم...خب با رفتنش فقط نمیرفت که، جان میبرد! دل میبرد! نگاه میبرد و از همه بدتر خاطره میگذاشت
نباید تسلیم میشدم، گفتم باید برای آخرین بار ببینمت...سر همان اولین قرار!
گفتم ببینم اش تا شاید حرف و شعر و بوسه یادش بیافتد و دلش دوباره برایم بلرزد.
آمد، از همیشه زیباتر آمد.
اما نه! بی تفاوت بود...دلش که نلرزید هیچ، دست و تن من را هم با سردیِ نگاهش لرزاند!
میلرزیدم و حتی گرفتن دستانش هم آرامم نمیکرد!
خنده دار بود
هی از من فاصله میگرفت!
من تا مرگ یک قدم فاصله داشتم و او میگفت دیرم شده!
کودک که بودم به هنگام ترس، آقای معلم را به خدا و امام و قرآن قسم میدادم خطکشم نزند!
ترسیده بودم و به خدا و امام و قرآن قسمش دادم که با رفتنش کتک که چه! اعدامم نکند.
اما نمیشنید
رفت
ادای ماندن را در آوردم
و برای همیشه
در آخرین قرار جا ماندم...
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
باز هم شب شد
و باز هم خودم را به هر راهی میزنم
ختم میشود به تو
مشخصاً به چشمانت...
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
و باز هم خودم را به هر راهی میزنم
ختم میشود به تو
مشخصاً به چشمانت...
#علی_سلطانی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
.
جمعه ها
انگار دلم مستقل میشود، خود مختار میشود
می رود و می آید و خودش را به در و دیوار میکوبد
به یاد می آورد، خاطره هم می زند،
معجونی می سازد که سر دلمان بماند!
جمعه ها عصر دلم در دلش رخت می شوید،
دلش هم در من!
جمعه ها عصر دلم یواشکی هایش را هوار میزند!
ولی خب...
ما که تحویل نمی گیریم ذلیل مرده را!
ما که از این دنیا زیاد کشیدیم عزیز
این یکی هم..
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
جمعه ها
انگار دلم مستقل میشود، خود مختار میشود
می رود و می آید و خودش را به در و دیوار میکوبد
به یاد می آورد، خاطره هم می زند،
معجونی می سازد که سر دلمان بماند!
جمعه ها عصر دلم در دلش رخت می شوید،
دلش هم در من!
جمعه ها عصر دلم یواشکی هایش را هوار میزند!
ولی خب...
ما که تحویل نمی گیریم ذلیل مرده را!
ما که از این دنیا زیاد کشیدیم عزیز
این یکی هم..
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
نه
نگران نباش !
از کنارت که رد میشوم
طور عجیبی ادای غریبگی در می آورم
که خودم هم شک میکنم
این تپیدن های نا منظم قلب و
این آشوب دلم
به خاطر توست !!
نگران نباش
از کنارت که رد میشوم
طوری دندانهایم را روی هم میفشارم
که دهانم غلط کند
به اعتراف دوست داشتنت
باز شود
و دستانم را طوری
درون جیبهام حبس میکنم
که به شوق گرفتن دستهات
از تنم جدا نشوند !!
نگران نباش
هیچ کس نخواهد فهمید
این آبادیه از درون ویران
تمام حجم درونش را
وقف داشتنت کرده است
نه
لطفاً
نگران من هم نباش
خوب بودن را
خوب بلد شده ام بازی کنم ...
#هستی_دارایی
@Dekogram🎙
نگران نباش !
از کنارت که رد میشوم
طور عجیبی ادای غریبگی در می آورم
که خودم هم شک میکنم
این تپیدن های نا منظم قلب و
این آشوب دلم
به خاطر توست !!
نگران نباش
از کنارت که رد میشوم
طوری دندانهایم را روی هم میفشارم
که دهانم غلط کند
به اعتراف دوست داشتنت
باز شود
و دستانم را طوری
درون جیبهام حبس میکنم
که به شوق گرفتن دستهات
از تنم جدا نشوند !!
نگران نباش
هیچ کس نخواهد فهمید
این آبادیه از درون ویران
تمام حجم درونش را
وقف داشتنت کرده است
نه
لطفاً
نگران من هم نباش
خوب بودن را
خوب بلد شده ام بازی کنم ...
#هستی_دارایی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
.
دلم بی قرار بود
و همرنگ شب سیاه و سرد
تا تو همان فرشتهٔ بی بال و پر
آمدیُ ماه شبهای تاریک من شدی
آغوشت را با دوستت دارم های بی منت، پُر کردی
حال هر شب از دشت پر زه لاله ات
که با بوی بهار نارنج مخلوط شده است
و بین دو لبان توست
غنچه ای را می چینم
با بویش مست می شوم
گاهی هم که آشوب هستم
با شیرینی اش چای قند پهلویم را می نوشم
و گوشهٔ کوچهٔ آغوشت آرام می گیرم
آرام در گوشت میگویم عشقم
تو هم می گوی جانم
این کلمه معجزه می کند
به رویا میروم، کاش می شد ماندهٔ عمرم را در آغوشت اسیر بمانم
چون تو تنها پناهگاه امن من هستی
می خواهم زیر آوار مهربانیت
کنار چشمهایت برایت جان بدم
مرا ببخش که ارتش دست و پا شکستهٔ کلماتم
نمی توانند حق آغوش بهشتی ات را با شعرهایم ادا کنند
#محمدامین_تیمورزاده
@Dekogram🎙
دلم بی قرار بود
و همرنگ شب سیاه و سرد
تا تو همان فرشتهٔ بی بال و پر
آمدیُ ماه شبهای تاریک من شدی
آغوشت را با دوستت دارم های بی منت، پُر کردی
حال هر شب از دشت پر زه لاله ات
که با بوی بهار نارنج مخلوط شده است
و بین دو لبان توست
غنچه ای را می چینم
با بویش مست می شوم
گاهی هم که آشوب هستم
با شیرینی اش چای قند پهلویم را می نوشم
و گوشهٔ کوچهٔ آغوشت آرام می گیرم
آرام در گوشت میگویم عشقم
تو هم می گوی جانم
این کلمه معجزه می کند
به رویا میروم، کاش می شد ماندهٔ عمرم را در آغوشت اسیر بمانم
چون تو تنها پناهگاه امن من هستی
می خواهم زیر آوار مهربانیت
کنار چشمهایت برایت جان بدم
مرا ببخش که ارتش دست و پا شکستهٔ کلماتم
نمی توانند حق آغوش بهشتی ات را با شعرهایم ادا کنند
#محمدامین_تیمورزاده
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
.
عاشقانه هایم کجا
به پای صبح بخیرهایت میرسد
تو لب باز کنی...
تمام غزل های دنیا
از صبح بخیر هایت میریزد...
#لیلا_صابری_منش
#صبح_بخیر_دلبر_جان
☺️❤️
@Dekogram
عاشقانه هایم کجا
به پای صبح بخیرهایت میرسد
تو لب باز کنی...
تمام غزل های دنیا
از صبح بخیر هایت میریزد...
#لیلا_صابری_منش
#صبح_بخیر_دلبر_جان
☺️❤️
@Dekogram
Telegram
attach 📎
.
همیشه غایبِ من، همیشه حاضری ..
مثل بغض
بر سینهام نشستهای ..
مثل ابر در آسمانم، مثل وهم در جانم،
زمان را شکستهای ..
همیشه غایبِ من ،همیشه حاضری،
تا پلک میزنم
سرازیر میشوی ...
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
همیشه غایبِ من، همیشه حاضری ..
مثل بغض
بر سینهام نشستهای ..
مثل ابر در آسمانم، مثل وهم در جانم،
زمان را شکستهای ..
همیشه غایبِ من ،همیشه حاضری،
تا پلک میزنم
سرازیر میشوی ...
#عباس_معروفی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
_
خورشید را بگو
که نتابد ز پشت ابر
چون صبح من
به خندهات آغاز میشود...
#فاطمه_دشتی
#دلبر_جان
😊🌞
@Dekogram🎙
خورشید را بگو
که نتابد ز پشت ابر
چون صبح من
به خندهات آغاز میشود...
#فاطمه_دشتی
#دلبر_جان
😊🌞
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
جمعه هایی که
"بی تو "
میگذرند
بیهوده ترین لحظه هات زندگی من هستند...
کاش این جمعه
اخرین جمعه
"بی تو"
باشد...
#الناز_حاجیوندی
#تو
@Dekogram🎙
"بی تو "
میگذرند
بیهوده ترین لحظه هات زندگی من هستند...
کاش این جمعه
اخرین جمعه
"بی تو"
باشد...
#الناز_حاجیوندی
#تو
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
#صلی_الله_علیک_یا_سیدالشهدا_ع
مُحرّم آمَد...
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
به قلم #حمید_رضا_یگانه
گویندگان
#حمید_رضا_یگانه
#افسون_غفایی
#محسن_میرزایی
#شقایق_مهرابی
#آرمان_ازل
@talaafsoon
@Dekogram
@Matnhayeallitar
@Hamid_kanalsher
🎼 @HAMSOORAYAN
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
کاری از
مجموعۂ فرهنگی هنری #همسرایان
مُحرّم آمَد...
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
به قلم #حمید_رضا_یگانه
گویندگان
#حمید_رضا_یگانه
#افسون_غفایی
#محسن_میرزایی
#شقایق_مهرابی
#آرمان_ازل
@talaafsoon
@Dekogram
@Matnhayeallitar
@Hamid_kanalsher
🎼 @HAMSOORAYAN
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
کاری از
مجموعۂ فرهنگی هنری #همسرایان
Telegram
attach 📎
.
لطفا بنشین روی بال خیالم
برویم خاطره گردی
انقدر حواسم پرت چشم هایت خواهد شد
که به جای اولین دیدار
میروم به آخرین بوسه...
این بار قول میدهم آنقدر کشش دهم
که چشمهایت را باز کنی و با من بمان را از چشمهایم بخوانی!
برویم؟
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
لطفا بنشین روی بال خیالم
برویم خاطره گردی
انقدر حواسم پرت چشم هایت خواهد شد
که به جای اولین دیدار
میروم به آخرین بوسه...
این بار قول میدهم آنقدر کشش دهم
که چشمهایت را باز کنی و با من بمان را از چشمهایم بخوانی!
برویم؟
#حامد_نیازی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ میکردی
ﺑﺎﺩ ﻭﺯﯾﺪﻥ میگرفت !
ﺍﯾﻦ خشک سالی
ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﺟﺰ ﻣﻦ هیچکس
ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭﺍ نمیداند !
ﺑﺎﺩ ﺩﻝ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺗﻮ
ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ کردهای
#نزار_قبانی
@Dekogram🎙
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ میکردی
ﺑﺎﺩ ﻭﺯﯾﺪﻥ میگرفت !
ﺍﯾﻦ خشک سالی
ﺑﯽ ﺩﻟﯿﻞ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﺟﺰ ﻣﻦ هیچکس
ﺩﻟﯿﻠﺶ ﺭﺍ نمیداند !
ﺑﺎﺩ ﺩﻝ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﺗﻮ
ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻮﺗﺎﻩ کردهای
#نزار_قبانی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
راستش من دلم ميخواست تو با بقيه فرق كني!
دوست داشتم اگه همه صبح به صبح يه بار زنگ ميزدن و حالمو ميپرسيدن، تو روزي سه بار زنگ ميزدي تا جوياي حالم شي!
دوست داشتم وقتي مريض ميشم اگه همه بايه پيام بهم توصيه ميكردن كه زودتر برم دكتر، تو سريع خودتو ميرسوندي جلو در خونه و زنگ ميزدي ميگفتي "بيا پايين، با خودم ميريم دكتر"
راستش دلم ميخواست وقتي همه هفته اي يه بار از سر دلتنگي بهم سر ميزدن، تو هفته اي هفت بار دلتنگم ميشدي و به ديدنم ميومدي!
دلم ميخواست
وقتي تولدم ميشد
به جاي اينكه مثل همه ي آدما يه پيغام تبريك بفرستي براي رفع تكليف
به ديدنم ميومدي و از روزا قبل به اين فكر ميكردي كه چجوري ميتوني خوشحالم كني!
خب من دلم ميخواست تو با همه ي آدماي اطرافم فرق كني!
اگر قرار بود مثل "همه" باشي
خب همه بودن!
من دوست داشتم تو "خاص" باشي
نه كسي شبيه به همه!
يه خاصِ تكرار نشدني!
نه كسي كه حرفاش، وجودش، نگاهش
به اندازه همه ي آدما باشه!
تو بايد بيشتر بودي!
بيشتر از همه ي آدما!
اما نبودي!
#نیلوفر_رضایي
@Dekogram🎙
دوست داشتم اگه همه صبح به صبح يه بار زنگ ميزدن و حالمو ميپرسيدن، تو روزي سه بار زنگ ميزدي تا جوياي حالم شي!
دوست داشتم وقتي مريض ميشم اگه همه بايه پيام بهم توصيه ميكردن كه زودتر برم دكتر، تو سريع خودتو ميرسوندي جلو در خونه و زنگ ميزدي ميگفتي "بيا پايين، با خودم ميريم دكتر"
راستش دلم ميخواست وقتي همه هفته اي يه بار از سر دلتنگي بهم سر ميزدن، تو هفته اي هفت بار دلتنگم ميشدي و به ديدنم ميومدي!
دلم ميخواست
وقتي تولدم ميشد
به جاي اينكه مثل همه ي آدما يه پيغام تبريك بفرستي براي رفع تكليف
به ديدنم ميومدي و از روزا قبل به اين فكر ميكردي كه چجوري ميتوني خوشحالم كني!
خب من دلم ميخواست تو با همه ي آدماي اطرافم فرق كني!
اگر قرار بود مثل "همه" باشي
خب همه بودن!
من دوست داشتم تو "خاص" باشي
نه كسي شبيه به همه!
يه خاصِ تكرار نشدني!
نه كسي كه حرفاش، وجودش، نگاهش
به اندازه همه ي آدما باشه!
تو بايد بيشتر بودي!
بيشتر از همه ي آدما!
اما نبودي!
#نیلوفر_رضایي
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
Forwarded from ••°✿✾همسرایان✾✿°••
🏴صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین🏴
🌸🏴کاری از مجموعه فرهنگی هنری همسرایان🏴🌸
🎼@HAMSOORAYAN🎧
🏴اشعار حسینی(محرم)🏴
#شاعر : #حمیدرضا_یگانه
#گویندگان :
#آرمان_ازل
#حمیدرضا_یگانه
#شقایق_محرابی
#افسون_غفایی
#محسن_میرزایی
🌸@talaafsoon🏴
🌸@Dekogram🏴
🌸@Matnhayeallitar🏴
🌸@Hamid_kanalsher🏴
...
#همسرایان
🌸🏴کاری از مجموعه فرهنگی هنری همسرایان🏴🌸
🎼@HAMSOORAYAN🎧
🏴اشعار حسینی(محرم)🏴
#شاعر : #حمیدرضا_یگانه
#گویندگان :
#آرمان_ازل
#حمیدرضا_یگانه
#شقایق_محرابی
#افسون_غفایی
#محسن_میرزایی
🌸@talaafsoon🏴
🌸@Dekogram🏴
🌸@Matnhayeallitar🏴
🌸@Hamid_kanalsher🏴
...
#همسرایان
Telegram
attach 📎
نه خواب به جانبِ من و
نه من به جانبِ خواب،
معلقم ميانِ مويه و انتظار.
نپرس پريشانِ کدام کرانهای!
کرانه تويی بیکرانهی من!
من ... همان بيدارْخوابِ هميشهام
که بیهوای تو ... بیسواد
که بیهوای تو ... بیکس
که بیهوای تو ... بیحوصله.
پس قرارِ دوشينه را
به کدام دريا سپردهای؟
کدام دريا
که سرابِ اين بيابان است!
سیدعلی صالحی
@Dekogram🎙
نه من به جانبِ خواب،
معلقم ميانِ مويه و انتظار.
نپرس پريشانِ کدام کرانهای!
کرانه تويی بیکرانهی من!
من ... همان بيدارْخوابِ هميشهام
که بیهوای تو ... بیسواد
که بیهوای تو ... بیکس
که بیهوای تو ... بیحوصله.
پس قرارِ دوشينه را
به کدام دريا سپردهای؟
کدام دريا
که سرابِ اين بيابان است!
سیدعلی صالحی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
مهم نيست اينجا نيستى
تو هر كجاى جهان كه باشى
غروب جمعه كه مى شود
فقط مال منى
انگار غروب روى دوش تو پرواز مى كند
كه تنهايى داغ جمعه
فقط به تو لبخند مى زند
#امیر_وجود
@Dekogram🎙
تو هر كجاى جهان كه باشى
غروب جمعه كه مى شود
فقط مال منى
انگار غروب روى دوش تو پرواز مى كند
كه تنهايى داغ جمعه
فقط به تو لبخند مى زند
#امیر_وجود
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
.
چقدر خوبه
بدون اینکه متوجه بشم
نزدیکم بیای
دستاتو دور گردنم حلقه کنی
اروم منو ببوسی و
زیر گوشم نجوا کنی
دیوونه جووون
من از تو خیلی دیوونه ترم
الان وقتشه
پاییز و با دیوونگیمون متعجب کنم
بعد من برگردم و
محکم بغلت کنم..
#امیر_عباس_خالقوردی
@Dekogram🎙
چقدر خوبه
بدون اینکه متوجه بشم
نزدیکم بیای
دستاتو دور گردنم حلقه کنی
اروم منو ببوسی و
زیر گوشم نجوا کنی
دیوونه جووون
من از تو خیلی دیوونه ترم
الان وقتشه
پاییز و با دیوونگیمون متعجب کنم
بعد من برگردم و
محکم بغلت کنم..
#امیر_عباس_خالقوردی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
-آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید ، غم انگیز نیست؟؟؟
خیلی دلم میخواست روبروی من بنشینی تا بگویم نگاه کن آدم ها چقدر ضعیف میشوند؟!!
چرا فکر نمیکنند؟مگر آدم هر حرفی به زبانش آمد میگوید؟
مثل بچه های لجباز روح آدم را میجَوَند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند.
نه به عشق فکر میکنند نه به گذشته ها...
و یادشان نمیآید که روزی،روزگاری گفتهاند : « دوستت دارم »
عباس_معروفی
سال_بلوا
@Dekogram🎙
خیلی دلم میخواست روبروی من بنشینی تا بگویم نگاه کن آدم ها چقدر ضعیف میشوند؟!!
چرا فکر نمیکنند؟مگر آدم هر حرفی به زبانش آمد میگوید؟
مثل بچه های لجباز روح آدم را میجَوَند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند.
نه به عشق فکر میکنند نه به گذشته ها...
و یادشان نمیآید که روزی،روزگاری گفتهاند : « دوستت دارم »
عباس_معروفی
سال_بلوا
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎
...
این سه تا نقطه را برای تو گذاشتهام
عشق من!
همیشه اینها نشانهی سانسور نیست
هزار حرف و تصویر و خاطره
در آن خوابیده
مثل من که وقتی نگاهت کنم
سه نقطه بیشتر نمیبینم
تو
من
و خدا
که از دیوانگی سر به بیابان گذاشت!
عباس_معروفی
@Dekogram🎙
این سه تا نقطه را برای تو گذاشتهام
عشق من!
همیشه اینها نشانهی سانسور نیست
هزار حرف و تصویر و خاطره
در آن خوابیده
مثل من که وقتی نگاهت کنم
سه نقطه بیشتر نمیبینم
تو
من
و خدا
که از دیوانگی سر به بیابان گذاشت!
عباس_معروفی
@Dekogram🎙
Telegram
attach 📎